به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، میلاد محمدی، کارگردان «استوار ساقی» درباره سوژه و علت انتخاب آن برای ساخت مستند «استوار ساقی» گفت: سوژه این مستند، زندانبان قدیمی و شناختهشده زندان قزلقلعه در فاصله اواسط دهه ۳۰ تا اواخر دهه ۴۰ است. زندان قزلقلعه محل نگهداری زندانیان با جرائم امنیتی و سیاسی بود و همین موضوع بر اهمیت آن افزوده بود. این زندان به دلیل ویژگیهای متفاوت و گاه متناقض رئیس آن، در میان زندانیان سیاسی به «هتل ساقی» معروف شده بود.
او ادامه داد: در مطالعه تاریخ شفاهی و خاطرات مبارزان و زندانیان سیاسی پیش از انقلاب، بارها با نام استوار ساقی مواجه شده بودم. اشارههایی کوتاه و چندخطی که وقتی در کنار هم قرار میگرفتند، تصویری جذاب و متمایز از یک شخصیت تاریخی ارائه میدادند. زندانیان سیاسی با گرایشها و دیدگاههای مختلف، از چپ و تودهای گرفته تا ملی، نهضت آزادی، مذهبی و فدائیان اسلام، در روایت سالهای زندان در قزلقلعه به ساقی اشاره کردهاند؛ اشارههایی که گاه همراه با تحسین نسبت به مهربانی و جوانمردی او بوده و گاه با تعجب از تناقضهای شخصیتیاش.
محمدی استوار ساقی را مستندی پرتره دانست و گفت: به عنوان مستندسازی که به موضوعات و شخصیتهای تاریخ معاصر علاقه دارد، عبور از کنار چنین نامهایی برایم ممکن نیست. «استوار ساقی» را بیشتر یک مستند پرتره میدانم؛ پرترهای که بخشهایی از آن در تاریکی قرار دارد و تنها نور بر قسمتهایی از سوژه تابیده است و مخاطب باید با کنار هم گذاشتن روایتها، تصویری کاملتر از این شخصیت به دست آورد. از آنجا که این شخصیت در تعامل با وقایع و چهرههای شناختهشده تاریخی قرار داشته، در این مستند به برخی رویدادهای تاریخی نیز پرداخته شده است.
این کارگردان درباره چالشهای ساخت این اثر گفت: در طول ساخت مستند با دو چالش اصلی مواجه بودم. نخست، کمبود اطلاعات منسجم، کامل و قابل استناد درباره این شخصیت بود. دهها نفر در خاطرات خود از ساقی نام برده بودند، اما اطلاعات ارائهشده اغلب محدود و از زاویه دید یک زندانی نسبت به یک زندانبان بود و برای شناخت دقیق یک سوژه کافی به نظر نمیرسید. حتی یک عکس مناسب از این شخصیت نیز در دسترس نبود. چالش دوم، زندان قزلقلعه به عنوان لوکیشن محوری مستند بود. حدود ۹۰ درصد روایتهای این اثر در این زندان شکل میگرفت، در حالی که این مکان امروز دیگر وجود ندارد و تنها تعداد محدودی عکس از فضای آن باقی مانده است؛ موضوعی که بازسازی فضا و اتمسفر روایی را دشوار میکرد.
محمدی درباره هدف خود از ساخت این مستند توضیح داد: استوار ساقی در دورهای خشن از یک نظام دیکتاتوری و در یکی از سختترین فضاها، یعنی زندان، مسئولیت داشت، اما در همان موقعیت نیز توانسته بود ارزشهای انسانی خود را حفظ کند. برای من، ساقی مانند روییدن گیاهی در دل کویر است. آنچه در رفتار او دیده میشود لزوماً کنشی قهرمانانه نیست، بلکه سادهترین و معمولیترین رفتار انسانی است. ویژگی مهم او همین بود که در آن شرایط، انسان ماند.
این فیلمساز درباره وضعیت مستندهای پرتره در سینمای مستند ایران نیز گفت: به دلیل محدودیت ارتباط میان مستندساز و مخاطب و نبود بسترهای گسترده برای نمایش آثار مستند، ارزیابی دقیق از سلیقه مخاطبان دشوار است. با این حال، معمولا مستندهای پرتره درباره شخصیتهای شناختهشده، محبوب یا حتی چالشبرانگیز مخاطبان بیشتری جذب میکنند. در مقابل، ساخت پرتره از شخصیتهای کمتر شناختهشده نیازمند روایت قویتر و نوآوری در ساختار است تا بتواند مخاطب را با خود همراه کند.
میلاد محمدی در پایان با اشاره به امکان ارتباط آثار مستند با مخاطبان جهانی گفت: داستانی که با اصول درست روایت شود، فارغ از مرزهای جغرافیایی و ملیتها میتواند مخاطبان خود را پیدا کند. «استوار ساقی» نیز داستانی جذاب دارد، اما قضاوت درباره میزان موفقیت آن در روایت بر عهده مخاطبان است. با این حال، در صورت ارائه مناسب، میتواند مخاطبان بینالمللی خود را پیدا کند.
«نخستوزیر پنج روزه»، «روز کودتا» و «عشق شمعدانیها» مستندهایی هستند که میلاد محمدی کارگردانی آنها را برعهده داشته است. مستند استوار ساقی تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است. این مستند به تازگی به بخش مسابقه هفدهمین جشنواره احمدآباد هندوستان راه یافته است.
۲۴۲۲۴۳







نظر شما