خبرآنلاین - رسول سلیمی: در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ امنیتی اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، خود را در گردابی از فشارهای بیسابقه مییابد. اعلام توافق اولیه میان ایالات متحده و ایران برای توقف جنگ، نه تنها معادلات راهبردی خاورمیانه را دگرگون کرده، بلکه پایههای سیاسی نخستوزیر اسرائیل را نیز به لرزه درآورده است. توافقی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آن را پیروزی بزرگ دیپلماتیک خود میداند، در اسرائیل با واکنشی تقریباً یکپارچه از سوی طیف سیاسی، از اپوزیسیون گرفته تا شرکای افراطی در ائتلاف حاکم، به عنوان یک "شکست استراتژیک" و "خیانت تاریخی" تلقی شده است.
سکوت سنگین نتانیاهو در ساعات اولیه پس از اعلام توافق، و اظهارنظرهای پراکنده و محتاطانه بعدی او، نشاندهنده عمق بنبستی است که با آن روبرو است. رسانههای اسرائیلی تیتر زدند که نتانیاهو دچار "کابوس سیاسی" شده است؛ کابوسی که سه پایه اصلی کارنامه سیاسیاش را یکجا نشانه رفته است: تصویر "آقای امنیت برای اسرائیل"، نفوذ بینظیر در واشنگتن، و وعده "پیروزی قاطع" بر ایران که هر آنها هم اکنون متزلزل شده است.اما این به معنای آن است که نتانیاهو این توافق را «خیانت تاریخی» میداند و گزینه نظامی را فعال نگه میدارد؟
توافقی که بر فراز سر اسرائیل امضا شد
جزئیات اولیه توافق موسوم به "تفاهمنامه" که قرار است در ژنو به امضا برسد، توسط رسانههای ایرانی مانند مهر و تسنیم فاش شده است. این سند ۱۴ مادهای، که توسط پاکستان و قطر میانجیگری شده، نشان میدهد که بر توقف فوری و دائمی جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان، بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران متمرکز است. در ازای این امتیازات، ایران متعهد شده است که برای یک دوره ۶۰ روزه، مذاکراتی را درباره برنامه هستهای خود و لغو تحریمها آغاز کند. بر اساس این گزارشها، برنامه موشکی ایران و حمایت از گروههای مقاومت به طور قطعی از دستور کار مذاکرات نهایی حذف شدهاند و همچنین نیمی از ۲۴ میلیارد دلار داراییهای بلوکهشده ایران آزاد خواهد شد.
از منظر اسرائیل، این توافق فاقد هرگونه تضمینی برای اهداف اعلامشده این کشور در آغاز جنگ است. نتانیاهو صراحتاً اعلام کرده بود که هدف از جنگ، "از بین بردن تهدیدات هستیبخش" اسرائیل، یعنی نابودی کامل برنامه هستهای و موشکی ایران و همچنین "ایجاد شرایط برای سرنگونی دولت ایران" بوده است. همچنین اسرائیل خواستار توقف حمایت تهران از جمله حزبالله در لبنان و حماس در غزه، شده بود. توافق جدید، نه تنها به این اهداف دست نیافته، بلکه به نظر میرسد که با پذیرش نقش ایران در تعیین سرنوشت لبنان، عملاً جایگاه این کشور را به عنوان یک بازیگر کلیدی منطقهای تثبیت میکند و حتی غرامت جنگی قابل توجهی را برای ایران در نظر گرفته است.
واکنشها در اسرائیل: اجماعی بر نارضایتی
واکنش در اسرائیل، گسترده و تند بود. این مخالفت فراتر از جناحبندیهای سیاسی معمول بود و از چپ تا راست افراطی را در بر میگرفت. رهبران اپوزیسیون از این توافق به عنوان نقطهای برای حمله به نتانیاهو استفاده کردند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، وضعیت پیش روی نتانیاهو را "یا رویارویی مستقیم و مخرب با بزرگترین متحدمان، یا تسلیم منفعلانه منافع اسرائیل" توصیف کرد. یائیر گولان، رهبر حزب چپ دموکراتها، توافق را "نقطه اوج سالها شکست" خواند و نتانیاهو را "پدر بزرگترین شکست استراتژیک اسرائیل در تاریخ آن" نامید. بنی گانتس، رئیس حزب آبی-سفید، نیز آن را "یک شکست استراتژیک" دانست که مستلزم "مبارزات دیپلماتیک، نظامی و حقوقی در سالهای آینده" برای اسرائیل خواهد بود.
اما تندترین انتقادات از درون ائتلاف خود نتانیاهو و از سوی وزیران تندرو مطرح شد. ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی، با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که "توافق ترامپ ما را ملزم نمیکند" و اسرائیل "یک کشور مستقل و حاکم" است. بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی، نیز این توافق را "برای اسرائیل و کل جهان آزاد بد" توصیف کرد. این اظهارات نشان میدهد که نتانیاهو نه تنها از بیرون، بلکه از درون دولت خود نیز تحت فشار شدیدی قرار دارد.
همچنین رسانههای اسرائیلی به شدت به توافق حمله کردند. بندرو یدینی، ستوننویس اسرائیل هیوم، نوشت که این توافق عملاً به معنای به رسمیت شناختن "رژیم ایرانی قویتر و رادیکالتر" توسط آمریکاست و یک "پیروزی سیاسی" برای تهران محسوب میشود. بن کاسپیت، تحلیلگر سیاسی در مااریو، آن را "شکست سیاسی جدی" نامید و استدلال کرد که نتانیاهو خود را گروگان ترامپ کرده و اسرائیل را با خود همراه ساخته است. آوی اشکنازی، دیگر تحلیلگر مااریو، نوشت که "ایران بزرگترین برنده" این توافق است و شکست اسرائیل "بزرگ و فروپاشی واقعی" است.
"خیانت تاریخی" در سکوت نتانیاهو
در میان این سیل انتقادات، سکوت اولیه و قابلتوجه نتانیاهو در قبال این توافق، و امتناع او از انتقاد مستقیم از ترامپ، بیش از هر چیز جلب توجه کرد. بسیاری این سکوت را نشانهای از عمق بنبست و دشواری تصمیمگیری او تفسیر کردند. وقتی سرانجام نتانیاهو در کنفرانس خبری خود موضع گرفت، لحنی بسیار محتاطانه داشت. او از مقایسه این توافق با توافق ۲۰۱۵ اوباما خودداری کرد و گفت: "ما جزئیات توافق را نمیدانیم" . او تأکید کرد که این "تصمیم رئیسجمهور آمریکا" بوده و اسرائیل طرف آن نیست. با این حال، او در عین حال اصرار داشت که "من خود را به هیچ وجه در مورد جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای محدود نمیکنم" و "هر کاری که لازم باشد انجام خواهیم داد" .
اما همچنان سوال کلیدی این است که آیا نتانیاهو، که در سال ۲۰۱۵ با سخنرانی در برابر کنگره آمریکا، توافق هستهای اوباما را "اشتباه تاریخی" خواند، این بار نیز موضع مشابهی خواهد گرفت؟ پاسخ کوتاه این است: به نظر می رسد خیر و هم اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. در سال ۲۰۱۵، نتانیاهو به عنوان رهبر اپوزیسیون (پس از شکست در انتخابات اندکی پیش از آن) میتوانست با اتکا به حمایت جمهوریخواهان کنگره، علیه توافق اوباما جبههگیری کند. اما اکنون، او به عنوان نخستوزیر، با یک رئیسجمهور جمهوریخواه و قدرتمند در کاخ سفید روبرو است که صراحتاً اعلام کرده "من تصمیمگیرنده هستم" و نتانیاهو "هیچ انتخابی جز پذیرش توافق نخواهد داشت".
گزارشها حاکی از آن است که روابط نتانیاهو و ترامپ به شدت تیره شده است. به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی، ترامپ در تماس تلفنی با نتانیاهو، او را فردی "بدون قضاوت" خوانده و با الفاظ رکیک به او تاخته است. در حادثهای دیگر، وقتی نتانیاهو دستور حمله به بیروت را درست در روز تولد ترامپ صادر کرد، رئیسجمهور آمریکا به شدت عصبانی شد. همچنین گزارش شده که ترامپ در تماسی دیگر به نتانیاهو گفته است: " بهتر است محتاط باشی. در غیر این صورت، به زودی تنها خواهی ماند" . این تحقیر عمومی، تصویر "نخستوزیری که با روسای جمهور آمریکا شانه به شانه راه میرود" را به شدت خدشهدار کرده است.
همچنین دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، در مقالهای در اسرائیل هیوم نوشت که بر خلاف دوران اوباما، نتانیاهو دیگر نمیتواند با جلب حمایت کنگره و افکار عمومی آمریکا، کاخ سفید را دور بزند. این تغییر استراتژی، نتانیاهو را در موقعیتی بسیار ضعیفتر از ۲۰۱۵ قرار داده است.
چرا این توافق برای نتانیاهو «خیانت» است؟
برای نتانیاهو، این توافق سه پایه اصلی کارنامه سیاسیاش را هدف قرار داده است:
۱. تصویر "آقای امنیت اسرائیل": نتانیاهو برای دههها، سیاست و محبوبیت خود را بر پایه "معمار امنیت اسرائیل" بودن بنا کرده است. جنگ با ایران و هدف قرار دادن برنامه هستهای آن، باید اوج این روایت میبود. با این حال، توافق جدید که توسط ترامپ منعقد شده، نه تنها به اهداف جنگی اسرائیل دست نیافته، بلکه با خواست ایران برای توقف حملات اسرائیل در لبنان، عملاً دست اسرائیل را در یکی از جبهههای اصلی باز داشته است. تحلیلگران معتقدند که اسرائیل پس از ۴۰ روز بمباران، ایران را شکست نداده و حماس پس از دو سال جنگ همچنان پابرجاست. این توافق، دستاورد نظامی اسرائیل را به یک نتیجهگیری سیاسی تبدیل کرده که در آن ایران، با وجود تحریمها و حملات، همچنان به عنوان یک قدرت منطقهای ظاهر میشود و حتی از موضع قدرت، برنامه موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی خود را حفظ میکند.
۲. نفوذ سیاسی در واشنگتن: نتانیاهو همواره به رابطه نزدیک خود با روسای جمهور آمریکا، به ویژه جمهوریخواهان، به عنوان برگ برنده خود در عرصه بینالملل میبالید. توافق ایران که آشکارا بر خلاف منافع اعلامی اسرائیل و با حذف کامل این کشور از میز مذاکره شکل گرفته، نشاندهنده کاهش شدید نفوذ او در کاخ سفید است. بسیاری از اسرائیلیها امیدوار بودند که بازگشت ترامپ به کاخ سفید به هماهنگی بیسابقهای منجر شود، اما این همکاری تاکتیکی به یک دستاورد استراتژیک تبدیل نشد. نتانیاهو که خود را "نجیبزاده سیاسی واشنگتن" میدانست، اکنون نه تنها نفوذی ندارد، بلکه به شدت تحقیر شده است.
۳. آینده سیاسی و انتخابات: با نزدیک شدن به انتخابات سراسری اسرائیل (حداکثر تا اکتبر ۲۰۲۶)، این توافق به یک تهدید جدی برای کمپین انتخاباتی نتانیاهو تبدیل شده است. اگر پیشتر نتانیاهو میتوانست روی تصاویر مشترک با ترامپ به عنوان برگ برندهای برای جلب آرای راستگرایان حساب کند، اکنون همین تصویر میتواند به نقطه ضعف او تبدیل شود و رقبایش از آن برای نشان دادن "تسلیم" او در برابر آمریکا استفاده کنند. تحلیلها حاکی از آن است که مرکز و مردم خسته از جنگ، به دنبال نتایج هستند نه بهانهها، و این توافق میتواند آرای آنها را از نتانیاهو بگیرد.
با وجود موضع محتاطانه دیپلماتیک، نتانیاهو و تیم امنیتی او به صراحت بر فعال نگه داشتن گزینه نظامی تأکید کردهاند. سوال اصلی این است که آیا این تهدیدها جدی هستند و آیا اسرائیل واقعاً توان و اراده اقدام نظامی مستقل را دارد؟
اعلام استقلال عملیاتی: لبنان، خط قرمز اسرائیل
جنجالیترین بخش توافق از منظر اسرائیل، بند مربوط به لبنان است. ایران خواستار توقف کامل عملیات نظامی در لبنان و خروج نیروهای اسرائیلی از این کشور شده است. واکنش اسرائیل به این بند،بدون ابهام بود.
- عدم خروج از لبنان: اولین واکنش رسمی اسرائیل به توافق از سوی وزیر دفاع، اسرائیل کاتز، صورت گرفت. او اعلام کرد که نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان خارج نخواهند شد و "مناطق امنیتی" ایجادشده را "تا زمانی که لازم باشد" حفظ خواهند کرد. نتانیاهو نیز در کنفرانس خبری خود بر این موضع تأکید کرد و گفت: "ما یک منطقه حائل در آنجا ایجاد کردیم، یک منطقه امنیتی. ما تا زمانی که لازم باشد در آن خواهیم ماند" .
- آزادی عمل در برابر حزبالله: کاتز صراحتاً اعلام کرد که توافق ایران و آمریکا، اسرائیل را ملزم نمیکند و این کشور به عملیاتهای خود علیه حزبالله ادامه خواهد داد. نتانیاهو نیز گفت که "ما میخواهیم آزادی عمل خود را حفظ کنیم و برای آن اقدام میکنیم" . این اعلامیه به معنای آن است که اسرائیل قصد دارد با استفاده از شکاف میان توافق سیاسی و شرایط میدانی، به حفظ دستاوردهای نظامی خود ادامه دهد.
آیا اسرائیل توان اقدام نظامی مستقل علیه ایران را دارد؟
در حالی که اسرائیل آزادی عمل خود در لبنان را تضمین کرده، اما در مورد اقدام مستقیم نظامی علیه خاک ایران، احتیاط بیشتری به خرج میدهد. تحلیلگران معتقدند که نتانیاهو به خوبی میداند که یک اقدام نظامی وسیع علیه ایران میتواند به یک رویارویی مستقیم با آمریکا منجر شود و توافق ترامپ را به کلی نابود کند. با این حال، گزینههای دیگری نیز روی میز است:
۱. اقدامات محدود و هدفمند: اسرائیل ممکن است به حملات سایبری، ترور دانشمندان هستهای، و یا حملات محدود به تأسیسات خاص ادامه دهد. نتانیاهو در کنفرانس خبری خود تأکید کرد که "اسرائیل برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای هر کاری که لازم باشد انجام خواهد داد و خود را در این زمینه محدود نخواهد کرد" . با این حال، هرگونه اقدام نظامی که به عنوان تلاش برای توافق تلقی شود، با واکنش شدید واشنگتن روبرو خواهد شد. سیترینوویچ هشدار داد که "هر حرکت نظامی اسرائیل که در واشنگتن به عنوان تلاش برای خرابکاری در توافق تلقی شود، با پاسخ شدید آمریکا مواجه خواهد شد" .
۲. سناریوی "ضربه دوگانه": در جلسات کابینه، ایدهای مطرح شده که بر اساس آن، اسرائیل به جای حمله مستقیم به ایران، حملات خود را در لبنان تشدید کند تا از یک سو به ایران پیام دهد و از سوی دیگر ساختار نظامی حزبالله را در هم بشکند. این رویکرد به نتانیاهو امکان میدهد تا بدون رویارویی مستقیم با ترامپ، نشان دهد که همچنان بر امنیت اسرائیل مسلط است.
نقش ترامپ: بازدارنده یا همراه؟
واکنش ترامپ به تهدیدات نظامی اسرائیل، کلیدی است. او پیش از این اعلام کرده که انتظار دارد اسرائیل به توافق پایبند باشد. با این حال، هرگونه اقدام نظامی اسرائیل که توافق را به خطر بیندازد، با واکنش شدید کاخ سفید روبرو خواهد شد. گزارشها حاکی از آن است که خود ترامپ در موارد متعدد، از جمله در جریان حمله برنامهریزیشده اسرائیل به ایران، با مداخله مستقیم از تشدید تنش جلوگیری کرده است. نتانیاهو این واقعیت را درک کرده و به جای رویارویی آشکار، بر حفظ "همکاری" با ترامپ و در عین حال تأکید بر استقلال عملیاتی در مناطق دیگر تمرکز دارد. اما این استراتژی نیز شکننده است؛ کابینه نتانیاهو به دلیل اختلافات بر سر چگونگی برخورد با این توافق، دستخوش تنشهای شدیدی شده است و این میتواند به فروپاشی ائتلاف او منجر شود.
نتانیاهو در چهارراه، اسرائیل در انتظار
نتانیاهو توافق ایران و آمریکا را نه تنها یک "خیانت تاریخی" بلکه یک فاجعه سیاسی-امنیتی برای خود و اسرائیل میداند. با این حال، بر خلاف سال ۲۰۱۵، او ابزار و جسارت اعلام علنی این مخالفت را ندارد و به ناچار به انتقادهای مشروط و پشت پرده اکتفا کرده است. در مجموع تحلیلگران اسرائیلی اجماع دارند که این توافق یک "پیروزی سیاسی" برای ایران است و "شکست" اسرائیل را رقم زده است.
با این حال، او این عبارت را به طور علنی به کار نمیبرد و ترجیح میدهد با سکوت یا ابراز نگرانی، از رویارویی مستقیم با ترامپ بپرهیزد. اما احتمال یک حمله نظامی گسترده و تمامعیار علیه ایران که توافق ترامپ را به خطر بیندازد، بسیار کم است. به نظر میرسد که استراتژی کنونی اسرائیل، اعمال فشار بر ایران از طریق تشدید تنشها در لبنان و حفظ گزینههای محدودتر نظامی است تا ضمن نشان دادن اراده، از برخوردی فاجعهبار با بزرگترین متحد خود جلوگیری کند.
در نهایت، توافق ایران و آمریکا، نتانیاهو را در بنبستی قرار داده که میتواند سرنوشت سیاسی او را برای همیشه تغییر دهد. او یا باید "تسلیم" منافع اسرائیل در برابر آمریکا شود و تصویر "آقای امنیت" را برای همیشه از دست بدهد، یا با به خطر انداختن روابط با ترامپ، وارد رویاروییای شود که ممکن است به قیمت از دست دادن همه چیز برای او تمام شود.
۲۱۳







نظر شما