یکی از تقسیمبندیهای ممکن در بحث شناسایی منشأ استرس و دلشوره در حرفه وکالت، تفکیک عوامل به «درونی» و «بیرونی» است. بخشی از این نگرانیها، ریشه در عوامل خارج از جامعه وکالت دارد؛ اما بخش مهمی از آن، در درون این جامعهی حرفهای قابل شناسایی است و بیتردید با پایبندی به اصول اخلاق حرفهای میتوان از بروز یا تشدید آن جلوگیری کرد.
چهبسا موضوعاتی ساده و ابتدایی که عدم رعایت آنها، زمینهساز سوءتفاهمها، اختلافات صنفی و در نهایت ایجاد تنش و اضطراب برای وکلا شود. نکاتی که ممکن است بهصراحت در قوانین و مقررات وکالت تبیین نشده باشند، اما عرف و رویه حاکم بر جامعه وکالت، رعایت آنها را از جمله تکالیف حرفهای و آمره تلقی میکند.
در این نوشتار، بهصورت مختصر به یکی از این بایستههای اخلاقی اشاره میشود:
چگونگی ورود و اعلام وکالت در پرونده
گاهی مراجعهکننده اظهار میدارد که مقدمات طرح دعوا را شخصاً انجام داده و اکنون قصد دارد ادامه مسیر را به وکیل بسپارد. در چنین فرضی، پیش از هرگونه اظهارنظر حقوقی یا پذیرش وکالت، لازم است روشن شود که آیا تا این مرحله هیچیک از همکاران در تشکیل پرونده و انجام تشریفات دادرسی نقشی داشتهاند یا خیر.
از اینرو، شایسته است وکیل از مراجعهکننده پرسش کند که آیا پیشتر با وکیل دیگری وارد مذاکره، مشاوره یا قرارداد وکالت شده است. همچنین به وی متذکر شود که از منظر اخلاق حرفهای، اگر همکاری پیش از این در پرونده ایفای نقش کرده باشد، اصل بر آن است که ادامه روند پرونده به همان وکیل سپرده شود و چنانچه موکل به هر دلیل تمایل به ادامه همکاری با ایشان ندارد، لازم است مشخصات آن همکار محترم را اعلام کند تا پیش از هر اقدامی، موضوع با ایشان مطرح و با رعایت احترام و موازین صنفی، هماهنگی لازم صورت گیرد.
نکته مهم آن است که نقش وکیل در پرونده، صرفاً به اعلام رسمی وکالت محدود نمیشود. اقداماتی نظیر ارائه مشاوره حقوقی، تنظیم دادخواست یا شکواییه، تحریر لوایح، بررسی اسناد و مدارک، حضور در مذاکرات مقدماتی و هرگونه فعالیت حرفهای که در پیشبرد پرونده مؤثر بوده باشد، مصادیقی از مداخله حرفهای محسوب میشوند و برای وکیل بعدی، تکلیف اخلاقی ایجاد میکنند تا پیش از ورود به پرونده، شأن و حقوق همکار خود را مورد توجه قرار دهد.
رعایت این اصل، افزون بر حفظ حرمت و همبستگی میان وکلا، آثار مهمی در ایجاد و رشد فرهنگ وکالت به همراه دارد. هنگامی که موکل احترام وکیل به همکار خود را مشاهده میکند، درمییابد که اختلاف نظر یا تغییر وکیل، مجوز بیاحترامی، بدگویی یا نادیده گرفتن زحمات دیگران نیست. این رفتار حرفهای، فرهنگ احترام متقابل را در روابط موکلان و وکلا تقویت کرده و از بسیاری از سوءبرداشتها، تنشها و دلخوریهای صنفی جلوگیری میکند.
با این وصف بیراه نیست اگر گفته شود ، بسیاری از استرسها و دلشورههای ناشی از روابط درونحرفهای، نه با وضع قوانین جدید، بلکه با پایبندی صادقانه به اصول اخلاقی نانوشته اما ریشهدار کاهش مییابد.
لذا از باب تاکید باید گفت ؛
اعتبار نهاد وکالت تنها بر ستون دانش حقوقی استوار نیست؛ گاه یک رفتار ساده، یک پرسش بهموقع یا رعایت حرمت همکار، بیش از دهها ماده قانونی در حفظ شأن این حرفه اثرگذار است. اخلاق حرفهای، همان قانون نانوشتهای است که بیاعتنایی به آن، آرامش و همبستگی جامعه وکالت را به چالش میکشد.
بسیاری از تنشهای صنفی، محصول بیتوجهی به اصولی است که شاید در متون قانونی به صراحت نیامده ، اما وجدان حرفهای و عرف جامعه وکالت، رعایت آنها را لازمه حفظ شأن، اعتبار و آرامش این حرفه میداند.
*وکیل دادگستری_شیراز







نظر شما