فازهای اجرایی رفع تحریم‌ها پس از پایان جنگ / مزیت‌های مالی تفاهم ایران و امریکا چیست؟

جهان در یک قدمی امضای یک توافق تاریخی در ژنو قرار دارد؛ توافقی که می‌تواند نفس‌ها را از قفسه سینه بازار انرژی بیرون بکشد و اقتصادهای منطقه و جهان را که وابسته به واردات گسترده یا صادرات نفت بودند از سقوط آزاد نجات دهد. اما این توافق، مانند تمامی دستاوردهای دیپلماتیک در خاورمیانه، بیش از آنکه یک پایان باشد، یک آغاز است. آغاز یک دوره ۶۰ روزه پرتنش از مذاکرات که می‌تواند یا به یک صلح پایدار و بازسازی اقتصادی عظیم منجر شود، یا به محض از دست رفتن اعتماد، دوباره آتش جنگ را شعله‌ور سازد.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: در روزهایی که جهان نفس‌هایش را برای دیدن پایان یک جنگ سه ماهه حبس کرده بود، خبر رسیدن به یک توافق، بار دیگر گمانه زنی ها درباره جزئیات آن و اثرگذاری بر بازارهای انرژی را مطرح کرد. آنچه در ظاهر یک پیروزی بزرگ برای دیپلماسی به نظر می‌رسد، در زیر پوست خود لایه‌هایی از ابهام، اختلاف‌نظر و حتی کارشکنی را پنهان کرده است که می‌تواند به‌راحتی امید به بازگشت ثبات را نقش بر آب کند. از جزییات آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران تا وعده بازگشایی تنگه هرمز و نقشه‌های پنهان برای احیای اقتصادی، هر بخش از این توافق سوالات بیشتری را نسبت به پاسخ‌هایی که می‌دهد، به همراه دارد.  

 تقابل روایت‌ها؛ از دروازه ژنو تا اختلافات پشت پرده

همزمانی اعلام خبر توافق با برگزاری نشست سران گروه هفت در فرانسه، فرصت مناسبی را برای غوغاسالاری سیاسی فراهم کرد؛ غوغایی که در آن هر کسی روایت خود را از واقعیت ارائه می‌دهد. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با لحنی پیروزمندانه در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که توافقی تاریخی حاصل شده و "به کشتی‌ها دستور داد موتورها را روشن کنند و نفت جاری شود"، اما در تهران، روایت دیگری شکل گرفت که ترامپ عجله‌ای نابجا برای ثبت این پیروزی در تاریخ تولد خود دارد.

این دوگانگی روایت، چیزی فراتر از یک اختلاف ساده در زمان‌بندی است. این شکاف، هسته اصلی بی‌اعتمادی‌ای را نشان می‌دهد که ریشه در دهه‌ها خصومت دارد. در همین راستا رویترز به این نکته اشاره کرد که تفاهم‌نامه نهایی شامل تعهد تهران مبنی بر عدم تولید یا دستیابی به سلاح هسته‌ای است. اما در عمل، وقتی بحث از جزئیات به میان می‌آید، بازارهای مالی و تحلیلگران سیاسی با سردرگمی مواجه می‌شوند. جی‌دی ونس، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا، در شبکه‌های تلویزیونی تلاش کرد این ابهام را با تأکید بر امضای الکترونیکی توافق در آخر هفته و آغاز "مذاکرات فنی" برای جزئیات بیشتر، مدیریت کند. این مذاکرات که به‌نظر می‌رسد قرار است ۶۰ روز به طول بینجامند، در واقع حکم تعویق پرونده‌های پر چالش را دارند. پرونده‌هایی چون برنامه غنی‌سازی و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم که از ابتدا چالش میان ایران و امریکا بود.

هیچ‌یک از طرفین به‌طور رسمی متن کامل سند را تأیید نکرده‌اند و هر دو طرف تاکید کرده‌اند که متن تا پیش از امضای نهایی در سوئیس منتشر نخواهد شد. بن راد، پژوهشگر ارشد مرکز بورکل در دانشگاه یو سی ال ای، در این باره می‌گوید: "این تفاهم‌نامه صرفاً یک خط پایه برای مذاکراتی است که می‌تواند بسیار پرنوسان باشد و مسائل اصلی از جمله برنامه غنی‌سازی، توانایی موشکی و گروه‌های نیابتی را حل‌نشده باقی می‌گذارد". این ابهام عمدی شاید یک تاکتیک مذاکراتی باشد تا هر دو طرف بتوانند دستاوردهای فوری را به داخلی‌های خود بفروشند و در عین حال برای مراحل سخت‌تر آینده، اهرم‌های فشار خود را حفظ کنند.

 معمای هرمز؛ بازگشایی مشروط یا تداوم بحران؟

تنگه هرمز، این شاهرگ حیاتی که زمانی حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کرد، به کانون اصلی این مذاکرات تبدیل شده بود. بسته شدن این تنگه توسط ایران که با محاصره دریایی آمریکا پاسخ داده شد، بزرگترین اختلال در عرضه انرژی در تاریخ مدرن را رقم زد و قیمت نفت برنت را از زیر ۷۰ دلار در فوریه به بیش از ۱۲۰ دلار در آوریل رساند.

همچنین ترامپ قاطعانه اعلام کرده که تنگه با امضای نهایی "کاملاً و بدون عوارض" بازگشایی خواهد شد. اما در اینجا نیز، مانند بسیاری از بخش‌های دیگر توافق، برخی خبرگزاری های داخلی، اعلام کرده‌اند که اگرچه تهران برای یک دوره ۶۰ روزه اجازه عبور رایگان می‌دهد، اما قصد دارد پس از آن، از تردد کشتی‌ها "هزینه" دریافت کند. این ادعا، در تضاد کامل با شعار "بدون عوارض" ترامپ است و نشان می‌دهد که ایران هرگز قصد ندارد کنترل این آبراه استراتژیک را به‌طور کامل رها کند. همچنین برخی گمانه زنی ها حاکی از آن است که مذاکرات نهایی درباره "بازگشایی دائمی و بدون عوارض" تنگه بخشی از مذاکرات فنی آتی خواهد بود، که خود حاکی از آن است که این موضوع هنوز به سرانجام نرسیده است.

تهران بین عبارت حقوقی «هزینه خدمات» که به معنای دریافت هزینه برای خدمات مشخص (خدمات محیط زیستی، امنیتی و غیره) با عبارت «عوارض» تفاوت قائل می‌شود. به گفته مقام‌های وزارت امور خارجه ممکن است در ساز و کار جدید اداره تنگه هرمز، هزینه‌های خدمات اختیاری و اجباری برای کشتی‌های عبوری در نظر گرفته‌شود که درست مانند ترتیبات عبور و مرور از برخی تنگه‌های دیگر جهان مانند تنگه‌های داردانل و بوسفور است. با این حال تهران تاکید دارد که به رغم استفاده سهوی و ناآگاهانه توسط برخی شخصیت‌های سیاسی از عبارت «عوارض» تهران تمایلی برای اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری ندارد.

 فازهای اجرایی؛ نقشه راهی پر از مانع

بر اساس جزییات منتشرشده از پیش‌نویس تفاهم‌نامه، مراحل اجرایی به سه فاز کلی تقسیم شده‌اند که هریک جدول زمانی و چالش‌های خاص خود را دارند:

فاز فوری نظامی-دریایی (۳۰ روز اول) : ابتدا قرار بود در این فاز، ایران موظف است تنگه هرمز را به روی تمامی کشتی‌های تجاری بازگشایی کند و ایالات متحده نیز محاصره دریایی خود را ظرف ۳۰ روز بردارد. اما نهایتا دونالد ترامپ در آستانه پذیرش متن نهایی توافق در بامداد دوشنبه، اعلام کرد که بلافاصله محاصره دریایی علیه ایران لغو می‌شود. در این چارچوب به نظر می‌رسد بر اساس معامله‌ای که برای خودداری ایران از حمله به اسرائیل در واکنش به حمله یک‌شنبه به ضاحیه بیروت میان تهران و واشنگتن صورت گرفت، بر خلاف تفاهم اولیه، تهران تنگه هرمز را از روز جمعه، پس از امضای حضور بازگشایی می‌کند و آمریکا از روز نهایی شدن سند (دوشنبه) محاصره را رفع کرد. همچنین ایران طی یک عملیات ۳۰ روزه، به پاک‌سازی مین‌های موجود در تنگه خواهد پرداخت. با این حال، کارشناسان صنعت کشتیرانی می‌گویند حتی با آغاز این عملیات، بازگشت به جریان عادی ماه‌ها طول می‌کشد. سائول کاوونیک، تحلیلگر ارشد انرژی در شرکت MST Financial، می‌گوید حتی در بهترین سناریو، سه تا شش ماه زمان نیاز است تا حمل و نقل به طور کامل از سر گرفته شود. دلیل این امر، نه‌تنها پاک‌سازی مین‌ها، بلکه جابجایی کشتی‌هایی است که در طول بحران از منطقه خارج شده‌اند و اکنون باید مسیر طولانی را برای بازگشت طی کنند، و همچنین نیاز به بازسازی میادین و زیرساخت‌های آسیب‌دیده دارد.

فاز مالی-اقتصادی: این فاز، که قلب تپنده توافق از نگاه تهران است، شامل تعهدات سنگین اقتصادی آمریکا می‌شود:

  • آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران: بر اساس یکی از بندهای تفاهم، قرار است این مبلغ طی یک دوره ۶۰ روزه آزاد شود و نیمی از آن حتی پیش از آغاز مذاکرات نهایی در اختیار ایران قرار گیرد. با این حال، مقامات آمریکایی مانند جی‌دی ونس و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، بر "عملکردی" بودن این گام‌ها تأکید کرده‌اند و می‌گویند که "هیچ پولی صرفاً به خاطر امضای یک تفاهم‌نامه آزاد نخواهد شد" و رفع تحریم‌ها بر اساس "نقاط عطف مشخصی" که ایران باید به آنها دست یابد، صورت خواهد گرفت. بر اساس برخی گزارش‌ها تهران از طرف‌های ثالث برای آزادسازی فوری ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده تضمین گرفته‌است و این دارایی‌ها از روز نهایی شدن سند، برای تهیه نیازهای کشور تحت اختیار ایران است.
  • معافیت نفتی و لغو تحریم‌ها: آمریکا متعهد شده است تا زمان حصول توافق نهایی، تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع نکند و برای دوره‌ای مشخص، تحریم‌های نفتی را به حالت تعلیق درآورد تا تهران بتواند نفت خود را بفروشد. بر اساس گزارش روز سه‌شنبه وال استریت ژورنال، واشنگتن بلافاصله پس از امضای سند در روز جمعه، معافیت‌های تحریمی صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی ایران را صادر می‌کند.
  • طرح بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری: یکی از شگفت‌انگیزترین بخش‌های این پیش‌نویس، تعهد آمریکا و متحدانش به ارائه یک طرح بازسازی و توسعه برای ایران با ارزشی دست‌کم ۳۰۰ میلیارد دلار است. این بند، اگر به مرحله اجرا برسد، نشان از یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در سیاست واشنگتن دارد و آن را از یک راهبرد حداکثر فشار به سمت یک سرمایه‌گذاری عظیم برای تثبیت ایران سوق می‌دهد. به گفته مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی هر چند این بند در تفاهم‌نامه پایان جنگ مورد اشاره قرار گرفته‌است، اما مذاکره برای ترتیبات اجرایی آن در مذاکرات ۶۰ روزه پس از امضا انجام خواهد شد.
  • فاز هسته‌ای (مذاکرات ۶۰ روزه) : این بخش، که می‌توان آن را "فاز تعویق" نامید، پیچیده‌ترین بخش توافق است و قرار است طی ۶۰ روز پس از امضای تفاهم‌نامه، درباره آن مذاکره شود. در این تفاهم‌نامه، تهران متعهد شده است که:
  • تعهد عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای: تهران در این تفاهم تعهد می‌دهد به تولید یا دستیابی به سلاح هسته‌ای اقدام نکند.
  • تعهد توقف موقت توسعه برنامه هسته‌ای: ایران تعهد می‌دهد تا زمان حصول توافق نهایی، وضعیت فعلی برنامه هسته‌ای خود را حفظ کرده و از هرگونه غنی‌سازی بیشتر و توسعه تأسیسات خودداری کند.
  • تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده: هر چند قرار است تمام جزئیات مذاکره هسته‌ای به مذاکرات ۶۰ روزه سپرده شود، اما در متن تفاهم‌نامه به رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران در خاک خودش به عنوان یک راهکار اشاره شده‌است.

از این رو به تعویق انداختن این بحث‌ها، به هر دو طرف اجازه می‌دهد تا با تمرکز بر گشایش تنگه هرمز و کاهش تنش‌های نظامی و اقتصادی، از شکست کل توافق جلوگیری کنند و اعتماد ازدست‌رفته را بازسازی نمایند. ایمان ناصری، مدیر تحقیقات خاورمیانه در شرکت FGE، می‌گوید: "من فکر می‌کنم این یک توافق انجام‌شده است، اما این توافق نهایی نیست؛ این یک تفاهم‌نامه و نه نه یک توافق نهایی است".

 تأثیر بر قیمت انرژی؛ یک نفس راحت در میان طوفان

واکنش بازارهای مالی به خبر توافق، فوری بود. قیمت نفت برنت با افت ۴.۹ درصدی به ۸۳.۰۵ دلار در هر بشکه رسید که پایین‌ترین سطح از ماه مارس، یعنی آغاز حملات هوایی، بود. نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز بیش از ۵ درصد ریزش کرد و به ۸۰ دلار رسید. با این حال، این خوش‌بینی اولیه، در میان تحلیلگران با یک "اما" بزرگ همراه است؛ نفت هنوز حدود ۱۰ دلار در هر بشکه گران‌تر از قیمت‌های قبل از جنگ است و انتظار بازگشت سریع به قیمت‌های پیشین، یک رویای خام به نظر می‌رسد.

هنریتا تریز، از شرکت سرمایه‌گذاری AGF، هشدار داده است که جهان با پدیده‌ای به نام "خماری هرمز" (Hormuz Hangover) مواجه خواهد بود؛ دوره‌ای که در آن، با وجود بازگشایی تنگه، عرضه نفت به سطح قبل از جنگ بازنخواهد گشت. سه عامل اصلی این "خماری" را رقم می‌زنند:

۱. تردد آهسته و مشکلات زیرساختی: سائول کاوونیک از MST Financial تأکید دارد که "تولیدکنندگان نفت نمی‌توانند تولید را مانند یک کلید چراغ روشن و خاموش کنند" و نیاز به ماه‌ها زمان برای تعمیر مخازن و زیرساخت‌های آسیب‌دیده و همچنین خالی کردن مخازن پر از نفت ذخیره‌شده دارند. دیتاهای شرکت کشتیرانی لویدز لیست نشان می‌دهد که حدود یک‌چهارم نفتکش‌های فعال در خلیج فارس در طول بحران، منطقه را ترک کرده‌اند و بازگرداندن آنها به مدار، خود زمان‌بر است. بنابر پیش‌بینی Rystad Energy، صادرات نفت از منطقه خلیج فارس ممکن است تا سال آینده به سطح قبل از بحران بازنگردد و برخی تحلیلگران حتی سال ۲۰۲۷ را برای بازگشت کامل به ظرفیت عادی پیش‌بینی می‌کنند.

۲. بر سر دوراهی؛ برای همیشه یا موقت: ایران با انتشار اخباری مبنی بر برنامه‌ریزی برای وضع عوارض پس از ۶۰ روز، کارت‌بازی خود را رو کرده است. این اعلام، یک تهدید پنهان و یک اهرم فشار مهم برای مذاکرات آتی است. اگر ایران بتواند این خواسته را محقق کند، در عمل کنترل اقتصادی بر این آبراه حیاتی را به‌دست خواهد آورد و هزینه‌های حمل و نقل و در نتیجه قیمت نهایی انرژی را برای همیشه تحت تأثیر قرار خواهد داد. این "حق‌السهم خطر" دائمی، به‌قیمت نفت افزوده خواهد شد.

۳. تقابل عرضه و تقاضا؛ کاهش تقاضا شوک عرضه را خنثی می‌کند: شاید جالب‌ترین نکته در تحلیل بازار انرژی، این باشد که اثر توافق بر قیمت نفت لزوماً به‌خاطر هجوم نفت ایران به بازار نخواهد بود. تحلیلگران می‌گویند جنگ و گرانی، خود باعث "تخریب تقاضا" (Demand Destruction) شده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) پیش‌بینی کرده که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت. این یعنی اقتصاد جهانی در حال کاهش مصرف است و رونمایی از نفت جدید و ذخایر انباشته، به‌جای ایجاد شوک منفی، صرفاً می‌تواند افت تقاضا را جبران کند.

بنابراین، پیش‌بینی قیمت نفت در سناریوی خوش‌بینانه، کاهش به محدوده ۷۵ تا ۸۰ دلار در اواخر سال ۲۰۲۶ است. ایمان ناصری از FGE معتقد است که قیمت نفت می‌تواند به سمت ۷۵ دلار حرکت کند، زیرا عرضه اضافی از ذخایر و نفت ایران، بازار را موقتاً با مازاد عرضه مواجه می‌کند. اما نگاه بلندمدت‌تر، همچنان تیره و تار است. در صورتی که توافق به ثبات نرسد و جنگ از سر گرفته شود، قیمت نفت می‌تواند به‌سرعت بالای ۱۵ درصد دیگر جهش کند و بار دیگر مناطق مصرف‌کننده انرژی را با بحران مواجه نماید.

 یک پیش‌نویس پربار؛ وعده‌های بزرگ و چالش‌های بزرگ‌تر برای ایران و امریکا

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای که خبرگزاری مهر منتشر کرده، تصویر نسبتاً روشنی از ابعاد و دامنه این تفاهم‌نامه ارائه می‌دهد. این سند نشان می‌دهد که توافق، فراتر از یک آتش‌بس ساده، یک نقشه راه جامع برای بازتعریف روابط واشنگتن-تهران است. این سند شامل تعهدات نظامی (بندهای ۱ تا ۴)، اقتصادی (بندهای ۶، ۷، ۱۱)، هسته‌ای (بندهای ۸، ۹)، و سازوکارهای اجرایی و نظارتی (بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴) است.

نکته قابل‌تأمل دیگر در این پیش‌نویس، استثنا کردن برنامه موشکی ایران و حمایت از "گروه‌های مقاومت" از دستور مذاکرات است. این یعنی آمریکا در این مرحله، عملاً از اهداف خود برای خلع سلاح موشکی ایران و توقف حمایت از حزب‌الله و حماس، چشم‌پوشی کرده است؛ موضوعی که می‌تواند خشم اسرائیل را برانگیزد و در نشست جی‌۷ به‌عنوان یک نقطه اختلاف جدی مطرح شود. به‌گفته تحلیلگران، این عقب‌نشینی‌های راهبردی آمریکا، نشان از شکست سیاست "فشار حداکثری" و یک پیروزی بزرگ برای تهران دارد.

 نفس‌های آخر یک بحران یا تدارک برای بحران بعدی؟

جهان در یک قدمی امضای یک توافق تاریخی در ژنو قرار دارد؛ توافقی که می‌تواند نفس‌ها را از قفسه سینه بازار انرژی بیرون بکشد و اقتصادهای وابسته به نفت را از سقوط آزاد نجات دهد. اما این توافق، مانند تمامی دستاوردهای دیپلماتیک در خاورمیانه، بیش از آنکه یک پایان باشد، یک آغاز است. آغاز یک دوره ۶۰ روزه پرتنش از مذاکرات که می‌تواند یا به یک صلح پایدار و بازسازی اقتصادی عظیم منجر شود، یا به محض از دست رفتن اعتماد، دوباره آتش جنگ را شعله‌ور سازد.

از یک سو، گشایش تنگه هرمز و لغو تحریم‌های نفتی، خبری خوش برای مصرف‌کنندگان انرژی و اقتصاد جهانی است که از سایه شوم رکود و تورم خارج می‌شوند. از سوی دیگر، تهدیدات ایران برای اعمال عوارض بر تردد، تخریب زیرساخت‌های نفتی منطقه، و اختلافات عمیق بر سر برنامه هسته‌ای و مسائل منطقه‌ای، نشان می‌دهد که جاده صلح همچنان پر از موانع جدی است و "تخریب تقاضا" ناشی از جنگ، ممکن است عملاً نیاز به نفت ایران را خنثی کند و کشورهای نفتی را با یک معمای جدید روبرو سازد.

در نهایت، آنچه در روزهای آینده در سوئیس و در حاشیه نشست جی‌۷ رقم خواهد خورد، نه‌تنها سرنوشت نفت و قیمت بنزین را تعیین می‌کند، بلکه معمای جدیدی از نظم منطقه‌ای خاورمیانه را رقم خواهد زد. آینده‌ای که در آن ایران ممکن است با دستی پر از پول و امتیاز از این جنگ بیرون آید و آمریکا نیز به‌دنبال یک "خروج شرافتمندانه" از باتلاقی باشد که خود ساخته است.

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2234150

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین