سیتریونوویچ در پاسخ به واعظ: متاسفانه این حقیقت غم‌انگیز است؛ طنز ماجرا درباره جمهوری اسلامی این است که...

یک تحلیلگر اسرائیلی، در یادداشتی تفصیلی در پاسخ به رشته‌توییت علی واعظ درباره پیامدهای جنگ، تصویری متفاوت از نتایج درگیری و وضعیت ایران و معادلات منطقه‌ای ارائه کرده است؛ دو متن که در امتداد یکدیگر، از زاویه‌ای متفاوت به آینده نظم پساجنگ، موقعیت ایران، و چشم‌انداز مذاکرات تهران-واشنگتن می‌پردازند.

به گزارش خبرآنلاین، «علی واعظ» تحلیلگر سیاست‌گذاری و پژوهشگر حوزه روابط ایران و آمریکا در رشته‌توییت خود در شبکه ایکس تأکید می‌کند که تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه درباره «برنده‌ها» و «بازنده‌ها» و برداشت‌های سیاسی شتاب‌زده بر اساس اطلاعات ناقص یا هنوز در حال شکل‌گیری، نه سازنده است و نه مفید. او معتقد است که قضاوت درباره نتایج این جنگ باید در زمانی صورت بگیرد که تصویر روشن‌تری از تحولات به دست آمده باشد.

واعظ در ادامه می‌نویسد که برای ایرانی‌ها، واقعیت این است که آن‌ها از یک جنگ در برابر دو دشمن قدرتمند جان سالم به در برده‌اند و در این مسیر اشکال جدیدی از اهرم‌های فشار و نفوذ به دست آورده‌اند که پیش‌تر تنها در سطح ایده یا تصور مطرح بوده است. با این حال، او تأکید می‌کند که در سوی دیگر این معادله، سیستمی قرار دارد که طی ماه‌های گذشته در وضعیت جنگی بوده و اکنون باید به سمت حکمرانی پس از جنگ حرکت کند؛ وضعیتی که به گفته او با چالش‌های جدی اقتصادی، ادامه نارضایتی‌های اجتماعی از پایین و اختلافات سیاسی داخلی همراه خواهد بود.

او در ادامه به موضوع تغییرات در ساختار قدرت و وجود یک رهبر عالی اشاره کرده و می‌نویسد که نخبگان سیاسی ایران اکنون با انتخاب‌های بسیار بنیادین درباره ادامه مسیر یا تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی روبه‌رو هستند.

واعظ همچنین در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش ایالات متحده و یادداشت تفاهم (MoU) اشاره می‌کند و آن را نقطه ورود به مذاکرات هسته‌ای و همچنین زمینه‌ای برای مقایسه‌های اجتناب‌ناپذیر با برجام (JCPOA) می‌داند. او در عین حال معتقد است که دولت آمریکا در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند به یک توافق بهبودیافته دست پیدا کند، با توجه به اینکه غنی‌سازی ایران برای مدت یک سال متوقف شده است.

او در ادامه به نقش کشورهای موسوم به «STEP» به‌عنوان میانجی میان ایران و آمریکا اشاره کرده و می‌نویسد که این موضوع باعث شده بازیگران منطقه‌ای در کانون تعاملات دیپلماتیک قرار بگیرند. به گفته واعظ، در حالی که نگاه‌ها عمدتاً به مسیر واشنگتن–تهران دوخته شده، تحول در روابط ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

واعظ در پایان تأکید می‌کند که درگیری‌ای که به یک آتش‌بس شکننده منتهی شده، اکنون وارد مرحله‌ای پساجنگی شده است که ابعاد آن همچنان مبهم است و بر اساس یک یادداشت تفاهم هنوز منتشرنشده شکل می‌گیرد؛ توافقی که تنها چارچوب‌های کلی را ارائه می‌دهد و در آن هنوز هیچ چیز قطعی نشده و بسیاری از مسائل همچنان باید تعیین تکلیف شوند.

پاسخ سترینویچ به علی واعظ: متاسفانه این حقیقت غم‌انگیز است....

دنی (دنیس) سیتریونوویچ، تحلیلگر اسرائیلی، در یادداشتی که در پاسخ به رشته‌توییت علی واعظ نوشت: این شاید یکی از معدود مسائلی باشد که من با دوستم علی واعظ در مورد آن اختلاف نظر دارم.

این مامور سابق میز ایران در سازمان اطلاعات اسرائیل با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر در منطقه تأکید می‌کند که این درگیری برخلاف اهدافی که در ابتدا برای آن تعریف شده بود، در نهایت به تقویت موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران منجر شده است؛ موضوعی که به گفته او، در آن با دیدگاه علی واعظ اختلاف نظر وجود دارد.

به نوشته کانال جهان دیپلماس؛ او در ابتدای این تحلیل تصریح می‌کند که بدون تردید ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های جدی روبه‌رو است؛ از جمله اقتصاد شکننده، سطح محدود اعتماد عمومی به دولت و مشکلات ساختاری عمیقی که همچنان بر نظام سیاسی فشار وارد می‌کنند. با این حال، او تأکید می‌کند که تمام این مسائل باید در برابر یک واقعیت اساسی سنجیده شود: «بقای نظام سیاسی ایران.»

این تحلیلگر اسرائیلی در ادامه می‌نویسد ایران از جنگی عبور کرده که در آن دو قدرت نظامی آشکارا در پی تضعیف ساختار سیاسی، حذف چهره‌های کلیدی حکومت و اعمال فشار نظامی بی‌سابقه علیه این کشور بودند. با وجود این فشارها، ایران نه‌تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه در نهایت در موقعیتی قرار گرفت که همچنان به‌عنوان یک طرف مذاکره در برابر ایالات متحده مطرح است.

سترینویچ در بخش دیگری از تحلیل خود تأکید می‌کند که نکته قابل توجه این است که این جنگ بدون تغییر نظام سیاسی مستقر، بدون از بین رفتن توانمندی‌های اصلی ایران و بدون وقوع تحول منطقه‌ای گسترده‌ای که برخی از حامیان آن پیش‌بینی کرده بودند، پایان یافته است. به گفته او، همین موضوع شکاف میان «انتظارات اولیه» و «واقعیت نهایی» را آشکار می‌کند.

در ادامه این یادداشت آمده است که ایران امروز در موقعیتی قرار گرفته که در آغاز جنگ کمتر کسی آن را پیش‌بینی می‌کرد. او در این بخش به ازسرگیری و گسترش تعامل برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با تهران اشاره می‌کند و می‌نویسد حتی محور موسوم به «مقاومت» نیز برخلاف پیش‌بینی‌ها، انعطاف‌پذیری بیشتری از آنچه انتظار می‌رفت نشان داده است.

او همچنین معتقد است ایران توانسته تصویر خود را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای که در صورت تشدید تنش‌ها قادر به تهدید شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است، تقویت کند. با این حال، تأکید می‌کند که این به معنای پیروزی کامل ایران نیست و این کشور همچنان هزینه‌های قابل توجه نظامی، اقتصادی و سیاسی را متحمل شده است.

سترینویچ در ادامه با اشاره به معیارهای ارزیابی نتایج جنگ می‌نویسد اگر به بیانیه‌های اولیه صادرشده از سوی برخی مقامات در آغاز این کارزار، از جمله رئیس‌جمهور ترامپ و نخست‌وزیر نتانیاهو، بازگردیم، مشخص می‌شود که نتیجه نهایی فاصله قابل توجهی با اهداف اعلام‌شده داشته است.

در بخش جمع‌بندی این تحلیل آمده است که طنز تلخ ماجرا این است که راهبردی که برای تضعیف جمهوری اسلامی طراحی شده بود، ممکن است در نهایت به تقویت آن انجامیده باشد. حکومتی که با فشارهای اقتصادی و نارضایتی‌های فزاینده داخلی وارد این درگیری شده بود، اکنون با بازدارندگی تازه، اهمیت و جایگاه بین‌المللی بیشتر، و این انتظار روبه‌افزایش که واشنگتن تمایل چندانی برای تکرار چنین رویارویی‌ای در آینده نزدیک ندارد، از آن خارج شده است.

در پایان این یادداشت تأکید شده است که با وجود همه آسیب‌پذیری‌های داخلی، ایران شاید یکی از بزرگ‌ترین بهره‌برداران راهبردی این جنگ باشد؛ نه به این دلیل که مشکلات ساختاری خود را حل کرده، بلکه به این دلیل که توانسته از تلاشی جدی برای تغییر بنیادین موقعیت خود جان سالم به در ببرد و با سطحی بالاتر از تاب‌آوری از آن خارج شود.

او در نهایت نوشت: متاسفانه این حقیقت غم‌انگیز است....

315

کد مطلب 2234648

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین