شریعتی از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی و میرحسین موسوی و دیگران

شریعتی یک چهره پرسوز پی‌گیر برای حاکمیت اسلام بود. ازجمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماعی رنج می‌برد و کوشش می‌کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی‌ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ ۲۹ خرداد ۱۳۶۷ در یازدهمین سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی، روزنامه کیهان صفحه هشتم خود را به دیدگاه‌های چهره‌های اصلی جریان‌های فکری و سیاسی آن برهه درباره ایشان که پیشتر در مناسبت‌های مختلف گفته یا نوشته شده بود، اختصاص داد.

آن‌چه در ذیل می‌آید گزیده‌ای است دیدگاه‌هایی که گروهی از اندیشمندان و متفکران برجسته جامعه ما درباره ابعاد شخصیت فرهنگی و اجتماعی معلم شهید دکتر علی شریعتی اظهار داشته‌اند.

آیت‌الله طالقانی: تا پایان عمرش می‌گفت: «من خالی از اشتباه نیستم

مهم‌ترین اثر او (دکتر شریعتی) این بود که در دوره اختناق، در دوره فشار، در دوره‌ای که اسلام زنده‌باد گفتنش از نظر دستگاه جرم بود، شروع کرد جوان‌ها را جذب کردن و آن‌ها را تغییر دادن.

آن‌هایی که مجذوب و مرعوب مکتب‌ها بودند، این رعب و جذبه را از آن‌ها گرفت تا اهل تحقیق باشند و بیندیشند، جوان‌هایی را تغییر داده چنان‌چه دیدیم ولی در تمام زندگی‌اش و تا پایان عمرش می‌گفت: «من خالی از اشتباه نیستم.»

آیت‌الله خامنه‌ای: شریعتی نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا معتقد به رسالت روحانیت بود

به نظر من شریعتی برخلاف آن‌جه که همگان تصور می‌کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی‌های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده‌اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

شریعتی یک چهره پرسوز پی‌گیر برای حاکمیت اسلام بود. ازجمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماعی رنج می‌برد و کوشش می‌کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی‌ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.

شریعتی برخلاف آن‌چه گفته می‌شود درباره او و هنوز هم عده‌ای خیال می‌کنند نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود.

هاشمی رفسنجانی: مطلق‌گرایی در تایید شریعتی صحیح نیست

دکتر شریعتی از افرادی است که واقعا به این نهضت خدمت کرده و فعالیت‌های ایشان در چندین ساله اخیر بر قشر وسیعی از کسانی که ما به آن‌ها دسترسی نداشتیم اثر داشته و آن‌ها را به میدان کشانیده. او خصوصا با تجربه‌ای که داشته بدین معنا که اولا معلم بوده و ثانیا به خارج رفته بود ثالثا به جامعه‌شناسی وارد بود و همچنین با وضع روحی و شرایط نسل نو آشنایی داشته، توانست در جامعه موثر باشد و موجی نسبتا قوی ایجاد کند.

مطلق‌گرایی در تایید شریعتی صحیح نیست چراکه به این معناست که نقطه‌نظرهای ناصحیح او را به خورد جامعه داده‌ایم و از آن طرف کوبیدن و تضعیف او نیز صحیح نیست چراکه بدین معناست که بسیاری از دیدگاه‌های خوب ایشان را که برای جامعه مفید است از دست جامعه گرفته‌ایم و اصولا در مورد هیچ متفکری این نحو برخورد صحیح نیست.

شریعتی از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی و میرحسین موسوی و دیگران

میرحسین موسوی:  باید با آثار شریعتی به صورت نزده و نقادانه روبه‌رو شد

در هر تحقیقی راجع به شریعتی باید موقعیت سیاسی فرهنگی دوران او در نظر آورده شود ولی آن‌چه به نظرم مفید می‌آید تذکر دهم آن است که معمولا در برخورد با آثار شریعتی به بی‌اهمیت‌ترین بخش آثار او که همان برخورد او با روحانیت است توجه می‌شود و تازه در این برخورد موقعیت سیاسی – اجتماعی ویژه‌ای که دکتر در آن زندگی می‌کرد و یاد می‌گرفت و می‌آموخت در نظر آورده نمی‌شود و... به نظر من چشم بستن بر میراث عظیمی که او برای ما نهاده است و تنها دقت کردن به این مسئله که آیا او با روحانیت چگونه روبه‌رو شده است و عقاید او نسبت به روحانیت چیست جز آن‌که ما را از تحقیق منصفانه آثار او باز دارد نتیجه دیگری نخواهد داشت. به هر حال باید با آثار شریعتی به صورت نزده و نقادانه روبه‌رو شد با همان چیزی که خود او می‌خواست و تلاش برای آن‌که آثار او از دسترس مردم (خدای‌ ناکرده) خارج شود یک جنایت نشای از تعصب‌های کور و بی‌سرانجام است.

محمدتقی شریعتی:  از آقای خمینی به عنوان «روح خدا» تجلیل می‌کرد

قبل از تبلیغات دکتر، استاد دانشگاه وقتی می‌خواست اظهار شخصیت کند، خودش را روشنفکر و متجدد معرفی می‌کرد، یک لگدپرانی می‌کرد ولی امروز همان استاد، همان دکتر، اظهار شخصیتش را در این می‌داند که یک مقدار خودش را در بین جوان‌ها، مذهبی و دینی معرفی کند. بزرگترین خدمتی که دکتر کرده این است. حالا کیست که اشتباه نداشته باشد.

دکتر به روحانیت از طلاب گرفته تا علما علاقه داشت و بالاخص به آیت‌الله‌العظمی امام خمینی، همیشه نسبت به آقای خمینی عرض ارادت بخصوصی داشت که از ایشان به عنوان «روح خدا» تجلیل می‌کرد.

دکتر بهشتی: در برداشت‌های اسلامی اجتماعی‌اش در مواردی اشتباهات قابل ملاحظه‌ای داشت

دکتر همواره رو به اصالت اسلامی پیش می‌رفت یعنی هرچه جلو می‌رفت به اصالت اسلامی نزدیک‌تر می‌شد و دوم این‌که برعکس آن‌چه گاهی درباره او گفته می‌شد که آدمی است که حرف دیگران را نمی‌پذیرد، نه، او وقتی حرف‌های مستند و منطقی از افرادی که صاحب‌نظر بودند می‌شنید و گوش می‌داد، می‌پذیرفت.

دکتر مردی سخت‌کوش، پرتلاش، و پرکار و پراحساس و یک انسان به‌راستی هنرمند بود و این جنبه هنری در قلمش و نوشته‌هایش به‌خوبی مشهود است. یک اندیشه پرجهش بود. به‌راستی علاقمند بود به این‌که دور از تاثیر فرهنگ غرب و شرق در این سرزمین ما یک جنبش و انقلاب اصیل در پرتوی اسلام و براساس تعالیم اسلام به وجود بیاید و به این کار سخت عشق می‌ورزید. البته همان‌طور که گفتم دکتر پوینده و جوینده بود که در راه پویش و جویایی‌اش در برداشت‌های اسلامی اجتماعی‌اش در مواردی اشتباهات قابل ملاحظه‌ای داشت و لازم است در رابطه با خواندن آثار دکتر به این نکات توجه شود.

دکتر عبدالکریم سروش: دکتر شریعتی پس از انقلاب یک نابختیاری داشت

شریعتی آدمی دردشناس بود، دلیر بود، هنرمند در بیان درد بود. دغدغه خلوص و دغدغه توانایی داشت، عزم بر مهندسی و بازسازی اندیشه دینی داشت. الهام پذیرفته از اقبال لاهوری بود و موقعیت زمان خودش را هم درک می‌کرد و درست به همین دلایل پاره‌ای از تهمت‌ها و طعن‌ها در او زنده شد. از همه مهم‌تر سوالات نوینی بود که او در جامعه ما انداخت. سوالاتی که امروز هم ما با آن‌ها روبه‌روییم و حتما باید نسبت به آن‌ها پاسخ فراهم آوریم.

دکتر شریعتی پس از انقلاب یک نابختیاری داشت و آن نابختیاری این بود که کسانی خود را به او منتسب کردند و میراث‌خوار او وانمودند که به لحاظ فکری و مشی ذهنی و علمی فرزندان و پیروان واقعی او نبودند. دکتر شریعتی فقط سخن بر لب نداشت درد هم در دل داشت، عشق هم در جان داشت، سرمایه هم در ذهن و ضمیر داشت و به‌خوبی می‌دانست که بی‌مایه فطیر است و صرف تلفیق جملات زیبا و مهیج و یا خطابه‌های غیرمقرون به ایمان، هیچ‌گاه در هیچ دوره‌ای کاری از پیش نبرده است. چه جای آن دوره‌ای که شریعتی در آن می‌زیست که بیش از هر چیزی به اندیشه‌های صریح و قاطع و پرمحتوا محتاج بود اما پاره‌ای از این مدعیان نه آن سرمایه فکری را دارند و نه آن ایمان را و بی‌هیچ شایستگی، دکان معرفت‌نمایی باز کرده‌اند. بگذریم از این‌که کسانی هم عادت دارند که از بزرگان، از ضعف‌های آن‌ها پیروی کنند این‌ها هم فرزندان معنوی آن بزرگان نیستند. بزرگان به دلیل قوت‌های‌شان بزرگ‌اند نه به دلیل ضعف‌های‌شان. اما وای به کسانی که به دلیل دیده کور یا نزدیک‌بین‌شان قوت‌ها را نمی‌بینند و فقط ضعف‌ها را تقلید می‌کنند این نابختیاری متاسفانه پرده‌ای پوشانده است بر روی پیام واقعی آن بزرگوار.

۲۵۹ 

کد مطلب 2235916

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین