گروه اندیشه: احمد آخوندی، در یادداشتی که در اختیار خبرآنلاین قرار داده، به تبیین ضرورت تغییر الگوهای مدیریتی در مواجهه با بحرانهای ناگهانی و دنیای بیثبات «ووکا» (VUCA) میپردازد؛ جهانی که با نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام تعریف میشود و ساختارهای خشک و انعطاف ناپذیر سلسلهمراتب سنتی را به اولین قربانیان خود تبدیل میکند. آخوندی با الهام از طبیعت، استعاره شگفتانگیز «مدیریت جیوهای» را بهعنوان راهکار کلیدی تابآوری معرفی میکند. جیوه به عنوان تنها فلز مایع، سه ویژگی حیاتی دارد که باید در دیانای سازمانها نهادینه شود: اول، «استحکام در هویت» (حفظ اصالت، ارزشها و رسالت بنیادین در اوج تلاطم)؛ دوم، «انعطاف و انطباقپذیری» (تغییر سریع رویهها متناسب با شکل ظرفِ شرایط جدید و توانایی عبور از موانع)؛ و سوم، «درخشش و تمایز» (حفظ کیفیت و صدای برند در تاریکترین روزهای بحران). این مدل به سازمانها میآموزد که چگونه بدون از دست دادن هویت خود، بینهایت انعطافپذیر و درخشان باقی بمانند. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
جنگ ۱۲ روزه، و جنگ ۳۹ روزه (جنگ رمضان) معیاری برای سنجش سازمانها و شیوههای مدیریت آن بود. سازمانها آموختند که برای عبور از چنین بحرانهای ناگهانی و مرگبار، نیازمند الگوهای مدیریتی تازهای هستند که آزمون خود را پیشتر پس دادهاند و سربلند بیرون آمدهاند. پرسش اصلی اینک این است: بحران چیست و دارای چه ویژگیهایی است؟ صاحبنظران در پاسخ به این پرسش، از سرواژهای به نام ووکا (VUCA) یاد میکنند.
دنیای ووکا
دنیای ووکا جهانی است که با چهار ویژگی اصلی تعریف میشود:
۱- نوسان (Volatility): سرعت تغییرات بشدت بالاست. بازاری که امروز پرتقاضاست، فردا ممکن است کاملاً راکد شود.
۲- عدم قطعیت (Uncertaintly): پیشبینی فردا بر اساس دادههای دیروز تقریباً غیرممکن شده است. متغیرها مداوم تغییر میکنند.
۳- پیچیدگی (Complexity): عوامل بسیار متعددی بر تصمیمگیریها تأثیر میگذارند که بسیاری از آنها خارج از کنترل ما هستند.
۴- ابهام (Ambiguity): اطلاعات ناقص است و روابط علت و معلولی دیگر مانند گذشته شفاف نیستند.
در چنین فضایی، سازمانهایی که ساختاری خشک، سلسلهمراتبی و انعطافناپذیر دارند، اولین قربانی طوفان خواهند بود. درختی که تنهای ضخیم و بیانعطاف دارد، در برابر بادهای سهمگین میشکند، اما نیزارها چون با باد میرقصند، زنده میمانند. ما در فعالیتهایمان نمیتوانیم صرفاً یک نیزار بیهویت باشیم که به هر سویی خم میشود. ما به الگویی نیاز داریم که هم هویت مستحکمی دارد و هم بینهایت منعطف باشد. اینجاست که طبیعت و جهان هستی، یکی از شگفتانگیزترین معلمان خود را به ما معرفی میکند: معلمی به نام جیوه.
تولد یک مفهوم: مدیریت جیوهای
خداوند تمام کائنات را بهعنوان معلم در برابر چشمان ما قرار داده است تا از آنها بیاموزیم. در جدول تناوبی عناصر، عنصری وجود دارد که رفتار آن نماد کامل یک مدیریت بینقص در شرایط بحران است: جیوه.
سالها پیش، زمانی که در حال تقلا برای راهی جهت نجات یک پروژه در شرایطی بشدت بیثبات بودم، نگاهم به دماسنج شکسته روی میز افتاد و قطرات نقرهای و رقصان جیوه روی زمین توجه مرا به خود جلب کرد. وقتی میخواستم آنها را جمع کنم، متوجه رفتار شگفتانگیز این عنصر شدم. در همان لحظه بود که ایده و استعاره مدیریت جیوهای در ذهن من جرقه زد.
جیوه، تنها فلزی است که در دمای اتاق به حالت مایع درمیآید. این عنصر ۳ ویژگی حیاتی و منحصربهفرد دارد که اگر یک سازمان بتواند آنها را در دیانای خود نهادینه کند، در برابر هر بحرانی رویینتن خواهد شد:
۱- استحکام در هویت (فلز بودن):
جیوه، با وجود تمامی روانی و انعطافش، در ذات خود یک فلز است. ساختار اتمی قدرتمندی دارد و اصالت خود را حفظ میکند. در سازمان، این ویژگی نمایانگر هویت، چشمانداز و ارزشهای بنیادین است. یک سازمان جیوهای، در شرایط بحرانی اصول اخلاقی، کیفیت و تعهداتش را به حراج نمیگذارد. او میداند کیست و چه رسالتی دارد. این هسته سخت و فلزی، باعث میشود سازمان در برابر فشارهای بیرونی متلاشی نشود و اصالت خود را از دست ندهد.
۲- انعطاف و انطباقپذیری:
شما میتوانید جیوه را در یک ظرف مربع، دایره، لولهای پرپیچوخم و یا حتی روی یک سطح صاف بریزید. جیوه بلافاصله شکل بستر جدید را به خود میگیرد، بدون آنکه ماهیت فلزیاش تغییر کند. وقتی به مانعی برخورد میکند، خُرد نمیشود، بلکه به قطرات ریزتر تقسیم میشود، از مانع عبور میکند و دوباره به هم میپیوندند.
در مدیریت جیوهای، سازمان باید به همین اندازه منعطف باشد. اگر تحریم اتفاق افتاد، اگر قانون جدیدی وضع شد، اگر رقیب قدرتمندی وارد بازار شد و یا اگر بحرانی منطقهای شکل گرفت، سازمان جیوهای رویهها و فرایندهای خشک گذشته را رها میکند و شکل ظرف شرایط جدید را به خود میگیرد. او با سرعت، ساختارها را متناسب با واقعیت موجود تغییر میدهد.
۳- درخشش و تمایز:
جیوه کدر نمیشود. رنگ نقرهای و براق آن، همیشه در میان سایر عناصر جلب توجه میکند و حتی کوچکترین قطرات آن نیز میدرخشند. سازمان در دل بحرانها نباید به یک موجودیت پنهان، افسرده، و حاشیهای تبدیل شود. مدیریت جیوهای به ما میآموزد که حتی در تاریکترین روزهای اقتصاد، باید مزیت رقابتی، کیفیت خدمات و صدای برندمان را درخشان نگه داریم. مشتریان باید در میان غبار بحران، درخشش برند ما را ببینند و بهعنوان یک پناهگاه امن و معتبر به آن اعتماد کنند.
این متن، وامدار کتاب «مدیریت جیوهای؛ توصیههایی برای تابآوری در بحران»، اثر پرویز درگی، انتشارات بازاریابی (۱۴۰۵) است.

۲۱۶۲۱۶







نظر شما