تیمورتاش، مردی که زیادی قدرتمند شد!

او وزیر دربار و دست راست و رافع بین شاه و هیئت و نافذ در هر کار طرفِ اعتماد شاه است و از سیاست آگاه. روزی در هیئت فرمودند [یعنی رضاشاه] که قول تیمورتاش، قول من است.

امیرمهدی نادری| خبرآنلاین؛ عبدالحسین تیمورتاش از رجال برجسته تاریخ معاصر ایران بود که به‌صورت پلکانی در نردبان قدرت بالا رفت و به یکی از مقتدرترین چهره‌های دربار رضاشاه تبدیل شد. با این حال همان‌گونه که صعود او سریع بود، سقوطش نیز ناگهانی و پرابهام رخ داد. تیمورتاش از خانواده‌ای زمین‌دار در بجنورد برخاسته بود، تحصیلات خود را در مدرسه نظام نیکلای روسیه گذراند و به چند زبان خارجی مسلط بود. تجربه زندگی در اروپا و آشنایی با آداب و اندیشه‌های جدید، او را از بسیاری از رجال هم‌عصرش و حتی از رضاشاه متمایز می‌کرد.

او برخلاف بسیاری از رجال سیاسی آن دوره، شاهزاده قاجاری نبود و همین مسئله در دوران گذار از قاجار به پهلوی به یک مزیت برایش تبدیل شد. تیمورتاش نمونه‌ای از یک سیاستمدار مدرن بود که در سبک زندگی و اندیشه‌هایش گرایش به تجدد دیده می‌شد؛ ویژگی‌ای که رضاشاه نیز به آن علاقه داشت و همین امر سبب نزدیکی او به شاه شد. با این حال، همین نزدیکی و نفوذ گسترده، به‌ویژه ارتباطاتش با خارجی‌ها، بعدها به عامل نگرانی رضاشاه تبدیل شد.

تیمورتاش که با القابی چون «سردار معظم خراسانی» شناخته می‌شد، در براندازی سلسله قاجار و استقرار سلطنت پهلوی نقش مهمی داشت. او نخستین وزیر دربار رضاشاه شد و در سیاست داخلی و خارجی کشور نفوذ قابل توجهی به دست آورد، تا جایی که از او به‌ عنوان «مرد دوم حکومت» یاد می‌شد. همین تمرکز قدرت درنهایت به نقطه ضعف او تبدیل شد و سرانجام در سال ۱۳۱۲ در زندان قصر به قتل رسید.

تولد در ایران، تحصیل در روسیه

عبدالحسین تیمورتاش در سال ۱۲۶۰ شمسی در نردین از توابع خراسان متولد شد. پدرش، حاج کریم دادخان معززالملک، از خوانین منطقه بود و مدتی نیز حکومت سبزوار را برعهده داشت.

تیمورتاش در نوجوانی برای ادامه تحصیل به سن‌پترزبورگ روسیه رفت و در مدرسه نظامی نیکلایوسکی ـ که ویژه فرزندان اشراف روسی بود ـ به تحصیل پرداخت. این آموزش نظامی و تماس با محیط فرهنگی اروپا تأثیر زیادی بر شخصیت و نگرش او گذاشت. پس از پایان تحصیلات نظامی در حدود بیست‌سالگی به ایران بازگشت و فعالیت سیاسی و اداری خود را آغاز کرد.

تیمورتاش در نهضت مشروطه

چند سال پس از بازگشت تیمورتاش به ایران، نهضت مشروطه شکل گرفت. هدف این جنبش محدود کردن قدرت سلطنت و ایجاد نظام قانون‌مدار بود. در این دوره تیمورتاش جوانی حدوداً بیست‌وپنج ساله بود و به حکم پدرش به عنوان نایب‌الحکومه منطقه جوین در سبزوار منصوب شد.

با پیروزی نهضت مشروطه و صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵، تیمورتاش به تهران رفت و در صف مشروطه‌خواهان قرار گرفت. او با روشنفکران و فعالان سیاسی آن دوره ازجمله سیدحسن تقی‌زاده ارتباط نزدیکی داشت. با به قدرت رسیدن محمدعلی‌شاه و آغاز دوره استبداد صغیر، تیمورتاش نیز در جبهه مخالفان شاه قرار گرفت و از مشروطه دفاع کرد.

در کسوت نمایندگی مجلس

ورود رسمی تیمورتاش به عرصه سیاست ملی با راهیابی به مجلس دوم شورای ملی آغاز شد. پس از سقوط محمدعلی‌شاه و آغاز سلطنت احمدشاه، مجلس دوم در سال ۱۲۸۸ تشکیل شد و تیمورتاش به عنوان نماینده قوچان وارد مجلس شد. در زمان بررسی اعتبارنامه او، موضوع سن قانونی نمایندگی مطرح شد؛ زیرا تیمورتاش هنوز سی سال نداشت. اما پدرش با جمع‌آوری استشهادیه‌ای مبنی بر این‌که او به سن قانونی رسیده است، توانست اعتبارنامه‌اش را به تصویب مجلس برساند.

در مجلس دوم، تیمورتاش از طرفداران خلع سلاح مجاهدان مشروطه بود و در این باره چندین نطق ایراد کرد. یکی از مهم‌ترین اقدامات مجلس دوم استخدام مورگان شوستر آمریکایی برای اصلاح امور مالی ایران بود. اما با اولتیماتوم روسیه برای اخراج شوستر و انحلال مجلس، فعالیت سیاسی مجلس متوقف شد.

در این دوره تیمورتاش به خراسان بازگشت، با سرورالسلطنه ـ از خاندان قاجار ـ ازدواج کرد و به ریاست قشون خراسان رسید و لقب «سردار معظم خراسانی» را دریافت کرد.

فعالیت‌های سیاسی در سال‌های جنگ جهانی اول

با تشکیل مجلس سوم در سال ۱۲۹۳، تیمورتاش دوباره به عنوان نماینده قوچان انتخاب شد و به فراکسیون اعتدالیون پیوست؛ اما این مجلس نیز به دلیل شرایط جنگ جهانی اول عمر کوتاهی داشت و پس از مدت کوتاهی منحل شد.

پس از آن، تیمورتاش همچنان در عرصه سیاست فعال ماند. در سال ۱۲۹۷ با حکم وثوق‌الدوله به حکومت گیلان منصوب شد. در آن زمان نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان در گیلان فعال بود. تیمورتاش با این جنبش مقابله کرد و با سیاست‌هایی چون اعلام عفو عمومی برخی از رهبران نهضت را به دام انداخت؛ ازجمله دکتر حشمت طالقانی که پس از تسلیم شدن اعدام شد. هدف تیمورتاش در این دوره تقویت دولت مرکزی و مهار جنبش‌های محلی بود.

تیمورتاش و قرارداد ۱۹۱۹

در سال ۱۹۱۹ قرارداد معروف ایران و انگلیس میان وثوق‌الدوله و نماینده بریتانیا در تهران امضا شد. این قرارداد که واکنش‌های شدیدی در جامعه ایران برانگیخت، عملاً نفوذ انگلیس در امور مالی و نظامی ایران را افزایش می‌داد.

تیمورتاش که با وثوق‌الدوله و همچنین سفارت انگلیس ارتباط داشت، وعده داده بود از این قرارداد حمایت کند؛ چراکه مهم‌ترین دستور جلسه مجلس چهارم تصویب قرارداد ۱۹۱۹ بود. با افشای ماجرای پرداخت رشوه به برخی از مقامات برای تصویب قرارداد، فضای سیاسی علیه آن تغییر کرد. در این شرایط تیمورتاش نیز تلاش کرد خود را از حامیان قرارداد جدا نشان دهد و به صف مخالفان آن نزدیک شود.

نورمن در گزارشی که در ۲۵ نوامبر ۱۹۱۹ (۳ آذر ۱۲۹۸) در این باره به لرد کرزن نوشت آورده است: «دیروز از سردار معظم خراسانی شنیدم تمام آن نمایندگانی که تاکنون روی عقیده قلبی با قرارداد موافق بوده‌اند پس از جریانات اخیر و افشا شدن موضوع رشوه‌گیری وزرای سابق، بی‌نهایت از وضع خود مأیوس و پریشان خاطر شده‌اند زیرا تاکنون خیال می‌کردند آن‌چه که شنیده‌اند شایعه‌ای بیش نیست ولی از این به بعد که اصل قضیه تأئید شده است هر نماینده‌ای که در مجلس آتی به نفع قرارداد رأی بدهد ولو این که دیناری رشوه نگرفته باشد در نظر مردم به اخذ رشوه مظنون خواهد شد.»

مردی که زیادی قدرتمند شد!

تیمورتاش «تاج‌بخش»

یکی از مهم‌ترین نقش‌های سیاسی تیمورتاش، مشارکت فعال در انتقال قدرت از قاجار به پهلوی بود. در انتخابات مجلس پنجم که با دخالت گسترده رضاخان برگزار شد، بسیاری از طرفداران او ازجمله تیمورتاش به مجلس راه یافتند.

به نوشته یحیی دولت‌آبادی، سردار سپه در این انتخابات دو هدف را دنبال می‌کرد: «اول آن‌که در تمام حوزه‌های انتخابی، برای اثبات وجاهت ملی داشتن وی، او نماینده اول نام برده شود؛ دوم آن‌که نمایندگان مجلس اشخاصی باشند که با سیاست شخصی او موافقت کنند.» (دولت‌آبادی، جلد ۴، ص ۳۰۴.) 

در ابتدا برخی از نمایندگان طرفدار رضاخان طرح تبدیل نظام سلطنتی به جمهوری را مطرح کردند و تیمورتاش نیز از حامیان آن بود؛ اما مخالفت شدید روحانیان و بخشی از جامعه باعث شد رضاخان از این طرح عقب‌نشینی کند. پس از شکست طرح جمهوری، طرفداران رضاخان به سمت تغییر سلطنت و خلع قاجار حرکت کردند.

از بامداد روز ۸ آبان‌ماه ۱۳۰۴ علی‌اکبر داور ستادِ کار خود را در منزل سردار سپه تشکیل داد. نماینده سیاسی آمریکا در گزارش خود درباره جلسه محرمانه نمایندگان در خانه رضاخان نوشته است: «بعد از ظهر روز جمعه، مورخ ۳۰ اکتبر (۸ آبان)، به نمایندگان پیغام دادند که به خانه رئیس‌الوزرا بروند. در آن‌جا از آن‌ها خواسته شد قول بدهند که به نفع این لایحه (برکناری خاندان قاجار از سلطنت) که فردای همان روز به مجلس ارائه شد، رأی خواهند داد. از قرار معلوم نمایندگان مجلس هم خیلی عجولانه رنگ عوض کردند، و البته شکی نیست که به انحاء مختلف تطمیع و تهدید شده بودند، که فقط خشونت فیزیکی کم داشت.» (چگونه پرونده حکومت ۱۳۰ ساله قاجارها در زیرزمین خانه رضاخان درهم پیچید، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی)

 درنهایت در ۹ آبان ۱۳۰۴ مجلس پنجم با تصویب ماده‌واحده‌ای انقراض سلسله قاجار را اعلام کرد و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سپس مجلس مؤسسان با اصلاح قانون اساسی، سلطنت را به رضاخان منتقل کرد.

در مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در سال ۱۳۰۵، تیمورتاش نقش نمادینی داشت و تاج کیانی را جلوتر از همه طرفداران رضاشاه حمل کرد؛ وظیفه‌ای که معمولاً برعهده نخست‌وزیر بود. این اقدام نشان‌دهنده جایگاه ویژه او در ساختار قدرت جدید بود.

رضا شاه در بدو سلطنتش پس از انتخاب تیمورتاش به مقام وزارت دربار به او گفته بود: «از امروز به بعد ما دو نفر ایران را اداره خواهیم کرد. کارهای نظامی‌اش با من و کارهای سیاسی‌اش با تو.»

نقش تیمورتاش در تحکیم سلطنت پهلوی

پس از تثبیت سلطنت پهلوی، رضاشاه در ۲۵ آذر ۱۳۰۴ تیمورتاش را به سمت وزیر دربار منصوب کرد. از این زمان نفوذ او به سرعت افزایش یافت.

از ۲۵ آذر ۱۳۰۴، عبدالحسین تیمورتاش با حکم رضاشاه به عنوان وزیر دربار انتخاب شد. از این تاریخ به بعد، قدرت وی روز به روز بیشتر گردید، تا اندازه‌ای که مهدی‌قلی خان هدایت – نخست‌وزیر وقت رضاشاه - می‌گوید: «او وزیر دربار و دست راست و رافع بین شاه و هیئت و نافذ در هر کار طرفِ اعتماد شاه است و از سیاست آگاه. روزی در هیئت فرمودند [یعنی رضاشاه] که قول تیمورتاش، قول من است.» (عاقلی، ۱۳۷۱، ص ۲۳۸) نقل است که رضا شاه در بدو سلطنتش پس از انتخاب تیمورتاش به مقام وزارت دربار به او گفته بود: «از امروز به بعد ما دو نفر ایران را اداره خواهیم کرد. کارهای نظامی‌اش با من و کارهای سیاسی‌اش با تو.» { شیخ‌الاسلامی، جواد، همان، ص ۹.}

در دوره تسلط تیمورتاش بر امور کشور، انتخاب نخست‌وزیران، نمایندگان مجلس، کابینه دولت و... با نظر او انجام می‌گرفت. بعد از استعفای محمدعلی فروغی، میرزا حسن مستوفی‌الممالک و مهدی قلی‌خان هدایت هم به توصیه تیمورتاش نخست‌وزیر شدند. هدایت به عنوان نخست‌وزیر همه‌جا پشت سر تیمورتاش حرکت می‌کرد و از این‌که وزیر دربار در حضور دیگران به او امر و نهی کند رنجیده‌خاطر نمی‌شد.

او علاوه بر نفوذ در قوه مجریه، در مجلس نیز تأثیر زیادی داشت و بسیاری از نمایندگان از او دستور می‌گرفتند. در سیاست خارجی نیز نقش مهمی ایفا می‌کرد و عملاً هدایت مذاکرات و روابط خارجی کشور را با نشاندن فتح‌االله پاکروان به عنوان کفیل وزارت خارجه، خود شخصاً سیاست خارجی کشور را اداره می‌کرد. 

در سال ۱۳۰۷ رضاشاه عنوان «جناب اشرف» را به او اعطا کرد. او همچنین در مهندسی انتخابات، تعیین مقامات و پیشبرد برنامه‌های مدرن‌سازی رضاشاه نقش مؤثری داشت.

امروز [که] در تحت لوای سلطنت تجددپرور اعلیحضرت شاهنشاهی زمینه مساعدی برای پیشرفت عقاید تجددخواهانه فراهم شده، لازم است عموم عناصر متجدد دست اتحاد و برادری به یکدیگر بدهند

حزب ایران نو؛ سوغات تیمورتاش

یکی از ابتکارات سیاسی تیمورتاش تأسیس حزب «ایران نو» بود. ایده تشکیل حزب ایران نو محصول سفر عبدالحسین تیمورتاش به کشورهایی همچون شوروی، ایتالیا، آلمان و ترکیه در سال ۱۳۰۵ بود.

او تحت تأثیر الگوی احزاب متمرکز اروپایی تلاش کرد حزبی قدرتمند ایجاد کند که اکثریت منضبطی در مجلس به وجود آورد و روند قانون‌گذاری را در جهت اصلاحات مدرن هدایت کند.

حزب ایران نو در سال ۱۳۰۶ تأسیس شد و اهدافی چون تقویت سلطنت پهلوی، پیشبرد اصلاحات، توسعه تجدد و مقابله با نیروهای مخالف این روند را دنبال می‌کرد. تیمورتاش امیدوار بود با عضویت نخبگان سیاسی در این حزب، برنامه‌های نوسازی کشور با انسجام بیشتری اجرا شود. درواقع، حزب ایران نو جانشینی برای احزابِ بدون برنامه و مبتنی بر منافع شخصیِ موجود بود و قرار بود انتخابات را در مسیر مطالبات متجددانه کانالیزه کند.

تیمورتاش در یکی از جلسات حزب گفته بود: «امروز [که] در تحت لوای سلطنت تجددپرور اعلیحضرت شاهنشاهی زمینه مساعدی برای پیشرفت عقاید تجددخواهانه فراهم شده، لازم است عموم عناصر متجدد دست اتحاد و برادری به یکدیگر بدهند.» (روزنامه ایران جوان، ش ۲۸ (۱۳۰۶)، صص ۱۰-۱۱.)

این حزب گام بعدی تحکیم قدرت رضاشاه بود.

شاه مصمم است که شخصاً امور مملکت را کنترل کند. اکنون به جرأت می‌توان گفت که به غیر از اعلیحضرت، هیچ‌کس دیگری در دولت ایران دستور نمی‌دهد یا در مورد مسائل مهم تصمیم نمی‌گیرد. استقلال گذشته تیمورتاش به وابستگی، و فرماندهی‌اش به فرمانبرداری تبدیل شده است. پیش از این با مسئولیت خود سیاست ملی را تدوین می‌کرد، حالا از شاه دستور می‌گیرد

تیمورتاش در ورطه سقوط

با افزایش قدرت و نفوذ تیمورتاش، رضاشاه به‌تدریج نسبت به او بدگمان شد. نخستین نشانه‌های این بدگمانی در سال ۱۳۰۸ دیده شد؛ زمانی که شاه او را از یکی از سمت‌هایش یعنی وزارت فوائد عامه کنار گذاشت.

ویلیامسن کنسول آمریکا در تهران این تغییر را آغاز اضمحلال قدرت تیمورتاش دانست. او در گزارشی به تاریخ ۱۸ سپتامبر ۱۹۲۹ (۲۷ شهریور ۱۳۰۸) نوشت: این جابجایی «باعث شده است که بسیاری گمان کنند شاه بر وزیر دربار خود خشم گرفته است. بخشی از افکار عمومی بر این است که تیمورتاش به‌زودی سقوط می‌کند... شکی نیست که اعتبار تیمورتاش به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.» (تیمورتاش در زمان رضاشاه در اسناد وزارت خارجه آمریکا، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۶.)

ویلیامسن در گزارش مورخ ۳۰ سپتامبر ۱۹۲۹ (۸ مهر ۱۳۰۸) خود اضافه می‌کند که شاه با این تغییر درصدد تقویت قدرت خود است: «البته مهم‌تر از همه این جزئیات، عامل اصلی اوضاع فعلی ایران که نباید آن را فراموش کنیم: این‌که شاه مصمم است که شخصاً امور مملکت را کنترل کند. اکنون به جرأت می‌توان گفت که به غیر از اعلیحضرت، هیچ‌کس دیگری در دولت ایران دستور نمی‌دهد یا در مورد مسائل مهم تصمیم نمی‌گیرد. استقلال گذشته تیمورتاش به وابستگی، و فرماندهی‌اش به فرمانبرداری تبدیل شده است. پیش از این با مسئولیت خود سیاست ملی را تدوین می‌کرد، حالا از شاه دستور می‌گیرد... رضا شاه بیش از هر زمان دیگری به مستبدان بزرگ ایران شبیه شده است.» (تیمورتاش در زمان رضاشاه در اسناد وزارت خارجه آمریکا، همان)

در همین دوره شایعاتی درباره ولخرجی‌های او در سفرهای خارجی و خرید ارز ارزان از بانک ملی نیز مطرح شد که به تضعیف موقعیتش انجامید.

احمد متین‌دفتری که از کارگزاران دوره پهلوی این موضوع را تصدیق می‌کند. متین‌دفتری که از سال ۱۳۱۱ در دادگستری مشغول به کار شد، از همان دوره دریافت که ستاره بخت تیمورتاش کم‌فروغ شده. چنان‌که دراین‌باره می‌گوید: «از همان روزهایی که وارد تهران شدم احساس کردم تیمورتاش آن قدرت سابق و نزدیکی به شاه را ندارد، بلکه کاملاً مورد بی‌مهری و شاید غضب شاه باشد. اولین بار این مطلب را از زبان داور شنیدم که می‌گفت: تندروی‌های این شخص بالاخره ممکن است دامن ما را هم بگیرد یک بار هم به کنایه گفت: تیمورتاش در سفر اخیر خود در اروپا ریخت و پاش زیادی کرده و مقادیری ارز از بانک ملی به قیمت ارزان خریده است. در اوایل تابستان ۱۳۱۱ خبری در تهران انتشار یافت که تیمورتاش از کار برکنار شده است. این خبر از این‌جا ناشی شده بود که او روز دوم مرداد به عنوان کسالت به ساحل دریای مازندران عزیمت کرد و نزدیک به ۲۰ روز در آن‌جا ماند. این مسافرت شایعات زیادی در بین مردم به وجود آورد و همه می‌گفتند نظر شاه از تیمورتاش برگشته و این مقدمه کناره‌گیری است. گرچه این شایعه در آن روز صدق نکرد، ولی درحقیقت مقدمه‌ای برای کناره‌گیری او بود.» (توحیدی، شاهد، فرجام «عبدالحسین تیمورتاش» در آئینه روایات «احمد متین دفتری»، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۶.)

در این میان انگلیسی‌ها که متوجه شده بودند، خود تیمورتاش مانع بزرگی بر سر حل مسئله نفت است، علاوه بر مسئله سرقت اقدامات دیگری نیز انجام دادند؛ ازجمله این‌که سعی می کردند بین تیمورتاش و رضاشاه اختلاف به‌وجود آورند.

تیمورتاش و مسئله نفت

مهم‌ترین عرصه فعالیت تیمورتاش در سال‌های پایانی قدرتش، مذاکرات نفتی با شرکت نفت انگلیس و ایران بود. از سال ۱۳۰۵ این مذاکرات زیر نظر او انجام می‌شد و هدف اصلی بازنگری در امتیاز دارسی و افزایش سهم ایران بود.

تیمورتاش تلاش داشت شرایط قرارداد را به نفع ایران تغییر دهد. در ۱۲ اوت ۱۹۲۸ [۲۱ مرداد ۱۳۰۷] در نامه‌ای که به‌ طور خصوصی به سرجان کدمن در لندن نوشت چنین گفت: «با کمال تاسف اطلاع حاصل نموده‌ام که مذاکرات تاکنون به نتایجی که انتظار می‌رفت، منتهی نشده است. آیا باید از اشتراک منافع ایران و انگلیس در این موسسه باز سخنی به میان آورم؟ آیا باز باید از ملغی‌الاثر بودن امتیازناﻣه دارسی که در آن ایامی که دولت قاجاریه نمی‌دانست چه می‌گیرد و چه می‌دهد... باز اطاله مطلب کنم؟ از هر مستشار حقوقی که استشاره کنید به شما خواهد گفت که این امتیازنامه ناگزیر باید تجدید شود و از نو منعقد گردد.» (فاتح، ١٣٣۵: ۲٨۵). 
اما در آخر کار رضاشاه به او شک و تصور کرد که تعویق در امر نفت تا اندازه‌ای مربوط به وزیر دربار است؛ بنابراین بلافاصله بعد از لغو امتیاز دارسی او را از کار برکنار کرد. 

در سال ۱۳۱۰ او برای ادامه مذاکرات به اروپا سفر کرد. این سفر چند ماه طول کشید و آخرین سفر خارجی او بود. در این سفر علاوه بر مذاکره با مقامات انگلیسی، با مقامات شوروی مانند مارشال وروشیلوف وزیر جنگ روسیه مذاکراتی خصوصی و غیررسمی درباره نفت انجام داد. درحقیقت این سفر برای تهدید انگلیسی‌ها بود. در روسیه کیف حاوی اسناد محرمانه او گم شد و به روایتی و توسط شبکه جاسوسی انگلیس به سرقت رفت و اسناد مهم و محرماﻧﺔ آن دراختیار رضاشاه قرار گرفت (عاقلی،١٣۷١:۲٨۵).

گفته می‌شود در جریان این سفر کیف حاوی اسناد محرمانه تیمورتاش مفقود شد و بعدها شایعه شد که اطلاعات مذاکرات نفتی به روس‌ها منتقل شده است. خبر ملاقات تیمورتاش با وزیر جنگ روسیه از سوی فتح‌الله پاکروان سفیر ایران در مسکو به اطلاع رضا شاه رسید و همچنین مأموران اطلاعاتی انگلیس نیز گزارش این ملاقات خصوصی را به سرتیپ آیرم رئیس وقت نظمیه دادند و آیرم هم آن را بلافاصله به اطلاع رضا شاه رساند. درنتیجه تیمورتاش پس از بازگشت به تهران مورد سوءظن شاه قرار گرفت.
در این میان انگلیسی‌ها که متوجه شده بودند، خود تیمورتاش مانع بزرگی بر سر حل مسئله نفت است، علاوه بر مسئله سرقت اقدامات دیگری نیز انجام دادند؛ ازجمله این‌که سعی می‌کردند بین تیمورتاش و رضاشاه اختلاف به‌وجود آورند و در این راستا مقاله‌ای در روزناﻣه تایمز لندن به چاپ رساندند و در آن به لیاقت و تدبیر و کاردانی تیمورتاش اشاره کردند و این‌که ایران پیشرفت‌های چند سال اخیر خود را مدیون هوش و کاردانی تیمورتاش است. با این اعمال ظن شاه را به وزیر دربارش تشدید کردند (شیخ الاسلام، ۱۳۷۹: ۲۰۸).


«معاندین چه توطئه‌ای داشتند و چه سعایتی کرده بودند که موفق شدند این مرد مبرز را که چندین سال متوالی مورد پشتیبانی و اعتماد کامل شاه بود از چشم شاه بیندازند، هنوز از اسرار تاریخ معاصر است

برکناری و بازداشت

پس از لغو امتیاز دارسی در سال ۱۳۱۱، تیمورتاش ناگهان از سمت وزارت دربار برکنار شد. روزنامه‌ها تنها نوشتند که او از خدمت معاف شده است.

مدتی را تحت نظر شهربانی قرار گرفت و در بهمن همان سال بازداشت شد. اتهامات او شامل سوءاستفاده مالی، دریافت رشوه و برخی تخلفات اقتصادی بود.

متین‌دفتری در تحلیل علل این اتفاق می گوید: «معاندین چه توطئه‌ای داشتند و چه سعایتی کرده بودند که موفق شدند این مرد مبرز را که چندین سال متوالی مورد پشتیبانی و اعتماد کامل شاه بود از چشم شاه بیندازند، هنوز از اسرار تاریخ معاصر است... بعد از گرفتاری تیمورتاش کمیسیونی مأمور شد اسناد او را که در منزلش توقیف شده بود، جزء به جزء رسیدگی کنند و در اسناد او مدارکی که دلالت بر این‌گونه اتهامات داشته باشد به دست نیامد» (همان، صص۷۵ ـ ۷۳)

در دادگاه نخست به تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۱۱ به سه سال زندان و بازپرداخت مبلغی که ادعا می‌شد رشوه گرفته و اختلاس کرده محکوم شد و در دادگاه دوم به تاریخ ۳ و ۴ تیر ۱۳۱۲ نیز حکم او تأیید شد. این حکم برای شخصیتی که سال‌ها از قدرتمندترین رجال ایران بود بسیار سنگین به نظر می‌رسید.

در همان زمان یکی از مقامات روسیه ادعا کرد که تیمورتاش جاسوس شوروی بوده است. آن‌چه سبب شد رضا شاه این ادعا را باور کند، تلاش روس‌ها برای آزاد شدن تیمورتاش از زندان بود. در مهر ۱۳۱۲ «کاراخان» معاون وزارت امور خارجه شوروی با همین هدف به تهران مسافرت کرد و تقاضای ملاقات با تیمورتاش در زندان کرد؛ اما همزمان با این سفر، خبر مرگ تیمورتاش انتشار یافت. (مرگ اسرار آمیز تیمورتاش، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۶.)

در ۲۹ دسامبر ۱۹۳۲ (۸ دی ۱۳۱۱) مستر هور وزیرمختار انگلیس در تهران طی گزارشی که به لندن فرستاد علل و جهات سقوط تیمورتاش را این‌طور عنوان کرد: «اعلیحضرت رضا شاه از یک طرف نسبت به آتیه فرزند خود سخت نگران است و از طرف دیگر به طول عمر خود زیاد اطمینان ندارد. ظاهراً به این دو دلیل بود که تصمیم گرفت تا دیر نشده تیمورتاش را از مسند قدرت بردارد. چون مطمئن است که اگر خودش ناگهان بمیرد هیچ شورای سلطنت با بودن تیمورتاش زیاد دوام نخواهد کرد.» (شیخ‌الاسلامی، جواد، همان، ص ۴۵.)

در این هنگام شاه برآشفته و گفته بود: «مگر هنوز از او می‌ترسید؟ برو و هر کاری با آفتابه‌دزدها می‌کنید، توی پدرسوخته با اوی پدرسوخته بکن.»

مرگ در زندان

پس از انتقال به زندان قصر، در ابتدا با تیمورتاش رفتار نسبتاً محترمانه‌ای می‌شد. وقتی رضا شاه از محمدحسین آیرم رئیس شهربانی وقت درباره شرایط تیمورتاش پرس‌وجو کرد، وی گفت: «شرایط او خوب است.» در این هنگام شاه برآشفته و گفته بود: «مگر هنوز از او می‌ترسید؟ برو و هر کاری با آفتابه‌دزدها می‌کنید، توی پدرسوخته با اوی پدرسوخته بکن.» (همان، ص ۷۹۱.)

محمدطاهر سلطانی یکی از سرپرستان زندان قصر، با اشاره به روزهای حضور تیمورتاش در زندان، ماجرای عبرت‌آموزی را نقل کرده و می‌گوید: «چند روزی بود که تیمورتاش هنگامی که غذایش را می‌بردم سئوال می‌کرد: جوان! تو را به خدا کجایی هستی؟ و من جواب نمی‌دادم. عاقبت روزی در حالی که چای برایش بردم، مچ دستم را گرفت و به اندازه‌ای اصرار کرد و سوگندم داد که به سخن آمدم و مجبور شدم در مقام جواب برآیم. گفتم: فعلاً این‌ جایی هستم که روزی در اوج قدرتت با رضا شاه برای بازدید این جهنم آمده بودی. شاه گفته بود به نظر تو این زندان چه عیبی دارد؟ فرموده بودید: تنها عیبی که دارد این است که کمر پنجره‌ها کوتاه است و مشرف به حیاط می‌باشد. زندانی می‌تواند حیاط زندان را ببیند. اگر اجازه بفرمایید دو سه آجر کمر پنجره‌ها را بالا بیاورند.» (سلطانی، محمدطاهر، تیمورتاش در زندان، همان)

سرانجام در ۹ مهر سال ۱۳۱۲ خبر مرگ او در زندان منتشر شد. روایت‌های مختلفی درباره چگونگی مرگ او وجود دارد، «ایران‌دخت تیمورتاش» دختر عبدالحسین تیمورتاش، ۴۸ سال پس از مرگ پدرش در گفت‌وگویی با مهدی آذر، وزیر فرهنگ کابینه مصدق، در روز ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۱ [۲۲ تیر ۱۳۶۰] خاطراتش را از مرگ پدرش این‌گونه نقل کرد: «...[سرلشکر آیرم] یکسره به زندان قصر و به دخمه‌ای که تیمورتاش در آن‌جا ماه‌های آخر را در سلول انفرادی به‌ سر می‌برد و بعدها به دخمه تیمورتاش معروف شد، رفت. در آن‌جا سرهنگ پاشاخان باجناق رضاشاه که ریاست کل زندان‌ها را برعهده داشت، همراه با پزشک احمدی منتظر بودند تا دستور اجرای قتل صادر شود. آن‌ها ابتدا بازوی تیمورتاش را گرفتند و در شرایطی که او مقاومت می‌کرد سم را به داخل رگ‌هایش تزریق کردند. سم کارگر نشد و درنتیجه تلاش تیمورتاش برای پرهیز از مرگ و تلاش پزشک احمدی برای کشتن طعمه خود، سر و بدن تیمورتاش خون‌آلود شد. سرانجام برای این‌که کار زودتر به پایان برسد با بالش وی را خفه کردند. این بالش خون‌آلود تنها چیزی بود که از زندان پدرم برای ما ارسال داشتند. سرلشکر آیرم در بازگشت از ماموریت خیلی کوتاه ولی با لحنی موفقیت‌آمیز می‌گوید: کار تمام شد، کارش را تمام کردم. این واقعه در شب هشتم مهرماه ۱۳۱۲ ساعت ۱۱:۳۰ شب به وقوع پیوست.» (قزاق؛ عصر رضاشاه پهلوی به روایت اسناد وزارت خارجه فرانسه، نویسنده و مترجم: محمود پورشالچی، انتشارات مروارید، ۱۳۸۴، ص ۵۷۳)

خون‌خواهی دختر از قاتلان ِپدر

در شهریور ۱۳۲۰ که شرایط کشور دگرگون شد، پزشک احمدی قاتل تیمورتاش، که با تزریق آمپول هوا و آمپول‌های سمی مخالفان حکومت را در زندان به قتل می‌رساند، به کشور عراق گریخت ولی به وسیله مأموران عراقی دستگیر و به مقامات ایران تحویل و در دادگستری ایران محاکمه شد. در این دستگیری ایران‌دخت تیمورتاش  نقشی اساسی بازی کرد، چنان‌که در این‌باره گفته‌اند: «پس از سرنگونی رضاخان و فرار پزشک احمدی، ایران تیمورتاش در جهت گرفتن انتقام خون پدرش به صورت ناشناس به بغداد رفت و جلاد رضاخان، معروف به پزشک احمدی که در این شهر به شغل رمالی و دعانویسی مشغول بود را پیدا کرد، سرانجام نیز با ممارست بسیار از طریق سفارت ایران در بغداد، پزشک احمدی را به ایران آورده و به محاکمه کشاند». (این سه زن، مسعود بهنود)

 تیمورتاش که یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران گذار از قاجار به پهلوی بود؛ و نقشی اساسی شخصیتی تثبیت قدرت رضاشاه داشت، درنهایت در همان ساختار قدرتی که بالا آمده بود، سقوط کرد و به کام مرگ کشانیده شد.

منابع

اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلیس، انتشارات توس، ۱۳۷۹، ص ۲۳-۲۱.

ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، جلد ۳، انتشارات سخن، ۱۳۸۷، ص ۱۴۰.

فخر جعفری، سید حمید و دیگران، بررسی عملکرد عبدالحسین خان معززالملک - تیمورتاش -  از مجلس شورای ملّی تا تشکیل مجلس مؤسسان، پژوهشنامه تاریخ، سال ۱۸، شماره ۷۱، تابستان ۱۴۰۲، ص ۳.

شیخ‌الاسلامی، جواد،  صعود و سقوط تیمورتاش، تهران: توس، ۱۳۷۹، ص ص ۳۴.

دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج ۴، انتشارات عطار، ۱۳۷۱، ص ۳۰۴.

عاقلی، باقر، تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، تهران: انتشارات جاویدان، ۱۳۷۱، ص ۲۳۸.

متولی حقیقی، یوسف، تأملی در رفتارهای سیاسی و فرجام کار عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار رضا شاه، پژوهشنامه تاریخ، سال ۵، شماره ۱۷، زمستان ۱۳۸۸، ص ۱۷۲ و ۱۷۳.

روزنامه ایران جوان، سال اول، ش ۲۸ (۱۳۰۶)، صص ۱۰-۱۱.

تیمورتاش در زمان رضاشاه در اسناد وزارت خارجه آمریکا، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۶.

تیمورتاش در زمان رضاشاه در اسناد وزارت خارجه آمریکا، همان. برگرفته از کتاب از قاجار به پهلوی (اسناد وزارت خارجه آمریکا در سال‌های ۱۳۰۹-۱۲۹۸) نوشته محمدقلی مجد (مترجمین: سیدرضا مرزانی، مصطفی امیری) انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.

توحیدی، شاهد، فرجام «عبدالحسین تیمورتاش» در آئینه روایات «احمد متین‌دفتری»، منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۶.

عاقلی، باقر، خاطرات یک نخست‌وزیر، تهران: نشر علمی ، صص ۷۰-۶۹.

فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، تهران: چهر، ۱۳۳۵، صص ۲۸۵-۲۸۴.

۲۵۹

کد مطلب 2238099

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =