بزرگترین میراث صفویه اندیشه و ایده ایران بود/ شاه اسماعیل همواره از سردارانش می‌خواست فریاد «جاوید باد ایران» سر دهند

روی کار آمدن پادشاهی صفویه را می‌توان تلاشی برای بازیابی تاریخ و فرهنگ کهن ایران بر پایه‌ گزاره‌های دیانت و ملیت به ‌شمار آورد که شاه اسماعیل به‌درستی آن را انجام داد.

اشکان زارعی، دکترای تاریخ|خبرآنلاین: به گواه تاریخ، سده‌ ۹ هجری را برای ایران، باید روزگاری پرآشوب و سرنوشت‌ساز دانست زیرا با فروپاشی تیموریان، این سرزمین دستخوش پریشانی‌های سیاسی و اجتماعی گردیده، از یک سو دودمان‌های محلی برای دست‌یابی هرچه بیشتر به قدرت به جنگ با یکدیگر پرداخته و از سوی دیگر بیگانگان نیز در اندیشه‌ جدا کردن بخشی از این گستره بودند؛ چنان‌که در شمال باختری طایفه‌های آق‌قویونلو و قراقویونلو هر کدام آرمان فرمانروایی بر ایران را داشته در جنوب نیز مشعشعیان از واسط عراق به خوزستان آفند (حمله) می‌کردند و در مرزهای خاوری و باختری نیز ترکان ازبک و عثمانی همواره به خاک ایران دست‌درازی می‌نمودند.

شاه اسماعیل صفوی نخستین فرمانروایی ایرانی را پس از اسلام پایه‌گذاری کرد

بی‌گمان فرجام این آشفتگی‌ها نابودی ایران به دست ماشین کشنده و خورنده عثمانی _ ازبک و در نگاهی خوش‌بینانه چندپارگی این سرزمین بود. زیرا با افزایش ناآرامی‌ها و نابسامانی‌ها در سراسر ایران و هم‌چنین گرایش برخی از بزرگان تسنن به دستگاه خلافت عثمانی، بیم آن می‌رفت که در نبود یک سامانه متمرکز و یک گفتمان هم‌گرا، زمینه‌ چیرگی عثمانی‌ها بر ایران فراهم شود که آن‌گاه استقلال سیاسی و فرهنگی این سرزمین برای همیشه از میان می‌رفت. در چنین هنگامه‌ای اسماعیل صفوی با برخورداری از کنش فرهنگی و سیاسی خاندانش از سده‌ ۷ هجری مهی [قمری] در یک بزنگاه تاریخی و سرنوشت‌ساز به سال ۹۰۷ هجری با تاج‌گذاری در شهر تبریز، نخستین فرمانروایی ایرانی را پس از اسلام پایه‌گذاری کرده، با نیرویی رزمنده در برابر دشمنانان ایران ایستادگی نمود. این جستارها (موضوعات) را راجر سیوری در رویه ۲۷ کتابش به‌روشنی بازگو می‌کند: «ایران طی قرن شانزدهم/ دهم احتمالا مورد طمع امپراتوری عثمانی که در آخرین حد گسترش ارضی خود بود، واقع می‌شد. پیروزی انقلاب (جنبش شاه اسماعیل) حداقل این بخت را نصیب دولت صفویه کرد که در برابر مهیب‌ترین ماشین جنگی جهان اسلام... تاب آورد.» هم‌چنین به گفته‌ احمد تاجبخش در رویه‌ ۱۷ کتاب «ایران در زمان صفوی» «با تشکیل سلسله صفویه حکومت ملوک‌الطوایفی از میان رفت و ایران وارد مرحله جدیدی شد که شباهتی با ادوار پیشین نداشت. سلسله صفویه توانست دوران استقلال و عظمت ایران قدیم را تجدید کند.»

بیست‌وششم تیر ماه زادروز اسماعیل صفوی در سال ۸۶۶ خورشیدی است. این رویداد، بستر خوبی است تا دریابیم اسماعیل جوان با چه راهبرد و گفتمانی توانست سامانه سیاسی یکپارچه‌ای در این خاک اهورایی استوار سازد؟ در روزگاری که پیرامون ایران را ترکان سنی‌مذهب فرا گرفته بود، وی چه نگرشی به ملیت و دیانت داشت؟ به گفته علی شریعتی در رویه ۱۰۴ کتاب هویت ایرانی_ اسلامی «دوره صفویه از وقتی شروع می‌شود که احساس ملی و تشیع با یک گرایش صوفیانه با یکدیگر مخلوط می‌شوند.» راجر سیوری نیز در رویه‌ ۳ کتاب «ایران عصر صفوی» در این باره می‌نویسد: «برقراری تشیع اثنی‌عشری به عنوان مذهب رسمی کشور توسط صفوبه موجب ایجاد آگاهی بیشتری نسبت به هویت ملی و بدین‌ طریق ایجاد دولت متمرکزتر و قوی‌تر شد.» به همین شوند (دلیل) روی کار آمدن پادشاهی صفویه را می‌توان تلاشی برای بازیابی تاریخ و فرهنگ کهن ایران بر پایه‌ گزاره‌های دیانت و ملیت به ‌شمار آورد که شاه اسماعیل به‌درستی آن را انجام داد. چنان‌که ادوارد براون در رویه‌ یکم کتاب «تاریخ ادبی ایران» آورده است: «ظهور سلسله صفویه نشانه تجدید استقرار ملیت ایرانی است که قرن‌ها چون آفتابی در کسوف بود. سلسله صفویه بود که ایران را بار دیگر ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب‌الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس اول به حدود امپراتوری ساسانیان رسانید.»

همایون کاتوزیان در رویه ۱۲۷ کتاب «ایرانیان دوران باستان تا دوره معاصر» باور دارد «صفویه امیراتوری باستانی ایران را به شکل کشوری شیعه‌مذهب بازسازی کردند. صفویه با متحد کردن تقربیا تمام سرزمین‌های ایرانی با نام ممالک محروسه‌ ایران با پرچمی با نقش شیری شمشیر به دست و خورشید بر پشت، امپراتوری باستانی ایران را بازسازی کردند»

بی‌گمان پدیداری ایران به عنوان یک فرمانروایی سیاسی مستقل در سده‌ دهم هجری را باید برآیند شناخت شاه ‌اسماعیل از تاریخ و فرهنگ ایران و آگاهی از رخدادهای روزگار خود دانست. زیرا وی هوشمندانه با سیاسی نمودن مذهب تشیع و آمیختن آن با تصوف و شناسه (هویت) ملی گفتمانی نیرومند پدید آورد که توانست افزون بر همبستگی ایرانیان، از تسنن عربی_ ترکی نیز جدا شده پس از ۹۰۰ سال به چیرگی انیرانیان پایان دهد.

نشان شیر و خورشید از روزگار شاه عباس بر پرچم ایران نشست

از این‌رو اسماعیل صفوی روزی که در تبریز به تخت نشست بی‌درنگ از یک سو شیعه را مذهب رسمی ایران نمود و از سوی دیگر خود را فرزند حیدر، فرزند کیخسرو و فرزند فریدون نامید تا رویکرد تازه‌ای از همراهی دیانت و ملیت را به همگان گوشزد کند. چنان‌که حسن‌ روملو در رویه‌ ۹۲ کتاب «احسن‌التواریخ» از روی کار آمدن شاه اسماعیل این‌گونه یاد می‌کند: «فروزند تاج و تخت کیان/ فرازند اختر کاویان»

شاه اسماعیل در میدان‌های جنگ، همواره از سردارانش می‌خواست برای افزایش توان جنگاوری سپاهیان، فراز (جمله) «جاوید باد ایران» را فریاد زده، چامه‌های شاهنامه را با صدای بلند بخوانند.

برپایه‌ همین رویکرد در روزگار شاه اسماعیل و جانشینانش شاهنامه‌خوانی، نقالی‌ و پرده‌خوانی که بازگویی داستان‌های ملی ایرانی بود در شربت‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها برگزار می‌شد. هم‌چنین شاه اسماعیل در میدان‌های جنگ، همواره از سردارانش می‌خواست برای افزایش توان جنگاوری سپاهیان، فراز (جمله) «جاوید باد ایران» را فریاد زده، چامه‌های شاهنامه را با صدای بلند بخوانند که در این‌باره می‌توان از خان محمد استاجلو یکی از فرماندهان نام‌آور شاه اسماعیل در نبرد چالدران یاد کرد که با خواندن چامه‌های از زبان رستم شور و خروشی در میان سربازانش پدید می‌آورد. «کنون من اگر جمله هامون کنم/ اگر آب جیحون پر از خون کنم -نبیند دو چشمم بجز گرد رزم/ حرام است بر جان من جام بزم»

با آغاز شاهنشاهی صفویه بسیاری از باورها و نمادهای ایرانی جایگاه ویژه یافتند. چنان‌که تعزیه آیینی شیعی با بن‌مایه‌های ایرانی و یادآور سوگ سیاوش به همراه ورزش زورخانه‌ای که ریشه در آیین مهر داشت، شکوه و گسترش بیشتری پیدا نمودند. چوگان نیز ورزشی به‌جامانده از ایران باستان با روی‌ کار آمدن صفویه دگرباره پرآوازه گردید، تا جایی که حسن روملو از برگزاری آن در میدان صاحب‌آباد تبریز به دست شاه طهماسب یاد کرده و پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی نیز در رویه ۱۷۴ سفرنامه خود به برپایی چوگان در میدان نقش‌جهان اصفهان با حضور نمایندگان کشورهای دیگر به هنگام فرمانروایی شاه عباس بزرگ صفوی می‌پردازد.نشان شیر و خورشید نیز یکی دیگر از نمادهای ایرانی بود که از روزگار شاه عباس صفوی برپایه باورهای ملی و دینی به طور رسمی در پرچم ایران جانمایی شد. در این ‌باره حمید نیرنوری در رویه‌ ۹۵۱ کتاب «بیرق شیر و خورشید» از زبان آدام اولئاریوس جهانگرد آلمانی که به هنگام فرمانروایی صفویه به ایران آمده می‌گوید: «ترک‌ها از هلال ماه (به عنوان نشان خود) و ایرانیان از خورشیدی که اغلب اوقات در بالای شیر قرار گرفته است، استفاده می‌کنند.»

هم‌چنین به گفته‌ ژان شاردن جهانگرد فرانسوی نیز «پرچم‌های صفویان مثلث شکل و از پارچه‌ای گران‌قیمت به رنگ‌های مختلف بود که در آن‌ها از عبارت‌های دعایی یا ذوالفقار یا یک شیر با خورشیدی که از پشت آن طلوع می‌کند، به عنوان نشان استفاده می‌کردند»

جشن نوروز در سال‌های فرمانروایی صفویه همه‌ساله شکوهمند برگزار می‌شد

بی‌گمان کار ارزنده و شگرف شاه اسماعیل صفوی و فرزندان او را باید در ارج‌گزاری جشن نوروز دانست؛ آیینی که پس از ۹ سده فراز و فرود، در همه‌ سال‌های فرمانروایی خاندان صفویه شکوهمند برگزار گردید. میرازبیگ جُنابدی در رویه ۱۹۵ کتاب «روضه‌الصفویه» از فرمان شاه‌ اسماعیل درباره برپایی هرچه بهتر نوروز سخن می‌گوید: «در چنین سره وقت خاطر خطیر همایون، نشاط نوروزی به ترتیب جشنی دلفروز میل نموده، جمشیدوار بزمی بیاراست.»

به گفته‌ی خواند میر در کتاب «حبیب‌السیر» شلیک گلوله توپ در آغاز سال نو و رنگ کردن تخم‌مرغ خوان نوروزی از روزگار صفویه به این جشن افزوده شده است‌. ژان شاردن در رویه ۴۵۳ سفرنامه‌اش درباره چگونگی برگزاری نوروز به دست کارگزاران صفوی می‌گوید: «با شلیک توپ و تفنگ، البته در نقاطی که این تسلیحات موجود باشد، از قبیل پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و مهم، حلول سال نو برای مردم اعلام می‌شود.» انگلبرت کمپفر پزشک و جهانگرد آلمانی نیز در رویه ۱۸۳ سفرنامه خود آورده است: «ﺩ‌ﺭ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎی ﻋﻤﻮمی ﺑﺎ ﻧﻘﺎﺭﻩ، ﺷــﻴﭙﻮﺭ ﻭ ﺳﻨﺞ ﺍﺯ ﻧﻴﻤﻪ‌ﺷــﺐ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪگی میﻛﻨﻨﺪ و ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﺧﻮﺷــﺤﺎلی ﺑﻪ ﻣﺴـﺎﺟﺪ، ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﻫﺎی ﻋﻤﻮمی روی ‌می‌ﺁﻭﺭﻧــﺪ. ﻫﻤــﻪﺟﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷــﺎﺩ‌ی ﺍﺳــﺖ.»

از دلبستگی و پایبندی شاهان صفویه به نوروز همین بس که به گفته‌ علی شریعتی در رویه‌ ۱۰۲ کتاب هویت ایرانی - اسلامی: «حادثه‌ای در زمان شاه عباس به وجود می‌آید، و آن بدین صورت است که روز عاشورا با روز نوروز یکی می‌شود. در این‌جا ملیت و مذهب با یکدیگر تناقض پیدا می‌کنند؛ یعنی آن‌چه سمبل ملیت است جشن و آن‌چه سمبل مذهب است عزاداری است. چه باید کرد؟ اگر آل بویه بود عزا می‌گرفت و دغدغه‌ای هم نداشت. هم‌چنین اگر نهضت ملی ایرانی بود (صفاریان و...) این روز را هم جشن می‌گرفت. اما این نهضت ایرانی شیعی روز عاشورا را عاشورا و روز بعد (یازدهم محرم) را نوروز گرفتند. این امر نشان می‌دهد که این نهضت نمی‌خواهد هیچ‌یک را (ملیت و مذهب) فدای یکدیگر کند. این ایرانی‌گری صفویه، ایرانی‌گری خودآگاهی است که رویش تکیه می‌کند.»

نام‌های ایرانی فرزندان شاه اسماعیل

نگاه ستایش‌آمیز و باورمند شاه اسماعیل به تاریخ کهن ایران را می‌توان از نام فرزندانش دریافت، چنان‌که وی پسران و دختران خویش را با بهره گرفتن از چهره‌های تاریخی و استوره‌ای ایران، «طهماسب میرزا»، «ابوالفتح بهرام میرزا »، «سام ‌میرزا»، «پریخان خانم»، «مهین بانو» و «فرنگیس خانم»، نامید. کرداری که در سده‌ها پیش بی‌همتا و بی‌گمان آگاهانه بوده است.

شاه اسماعیل صفوی خردمندانه دریافت فرمانروایی و رهبری سیاسی نه از رهگذر جداسازی دین و ملیت یا رویارویی آنان که در پی همراهی و همدلی این دو به دست می‌آید.

 برپایه‌ آن‌چه گذشت با استواری می‌توان گفت، شاه اسماعیل صفوی خردمندانه دریافت فرمانروایی و رهبری سیاسی نه از رهگذر جداسازی دین و ملیت یا رویارویی آنان که در پی همراهی و همدلی این دو به دست می‌آید.رویکردی که به «ملت» شدن دوباره‌ ایرانیان، پس از اسلام انجامید و زیرینا و شالوده‌ شناسه‌ (هویت) ملی امروزین ایرانیان گردید. به زبانی دیگر روی کار آمدن صفویان را باید همانند پادشاهی ساسانی، زنده‌کننده‌ «شناسه‌ (هویت) ملی ایرانی» و پی‌ریزی «فرمانروایی ایرانی» دانست؛ زیرا در هزارتوی تاریخ ایران، همیشه دین و ملیت در کنار یکدیگر از اندام‌های سازنده وبرجسته‌ در راستای همبستگی سرزمینی، سیاسی و فرهنگی به شمار آمده‌اند. چنان‌که در روزگار باستان این کارکرد را خردمزدایی و آموزه‌های زرتشت به دوش کشیده بود. در همین‌باره اریک هابسبام در رویه‌ ۵۰ کتاب «هویت ایرانی» می‌گوید: «هویت قومی- مذهبی به شکلی پیشا ناسیونالیستی در قالب هویت ایرانی-زرتشتی پیش از ورود اسلام و هویت ایرانی-شیعی پس از آن وجود داشته و به انسجام‌بخشی جامعه ایرانی کمک کرده است.»

پدیداری فرمانروایی صفویه چند پیام روشن و گویا دارد:

نخست، بازگوکننده تلاش خستگی‌ناپذیر و اراده‌ ایرانیان برای باز پس‌گیری شناسه (هویت) سیاسی و فرهنگی خویش و پایان دادن به چیرگی ۹ سده بیگانگان است که در این بازه، آنان از یک‌سو با خیزش مردانی چون ابومسلم، مازیار، بابک خرم‌دین، به‌آفرید، سنباد و جنبش‌هایی چون شعوبیه و سربداران و از سوی دیگر با روی‌ کار آمدن فرمانروایی‌های محلی مانند صفاریان، سامانیان، زیاریان و آل‌بویه و هم‌چنین کارسازی وزرایی چون خاندان برامکه، خواجه ‌نظام‌الملک و خواجه ‌نصیرالدین همواره در پی ساخت دوباره‌ «ایران» بودند که با پایه‌گذاری شاهنشاهی صفویه این آرزو و آرمان تاریخی به سرانجام رسید که این فرآیند خود نشان از «ملت» بودن ایرانیان و پیوستگی و همبستگی تاریخی آنان دارد.

دو دیگر آن‌که جایگاه کارساز و سازنده ملی‌گرایی ایرانی آشکار گردید، به همین شوند (دلیل) ملی‌گرایی ایرانی همواره پویا، فراگیر و سازنده بوده است که نادیده گرفتن آن کاری بس نادرست و زیان‌بار به شمار می‌آید. اگرچه این اندیشه در ساختار امروزین، پدیده‌ای نوین به شمار می‌آید، اما اگر ملی‌گرایی را به چم (معنای) میهن‌دوستی بر پایه‌ یکپارچگی سیاسی، فرهنگی، زبانی، دینی و سرزمینی بدانیم پیشینه‌ آن را باید از گاه باستان در ایران جست‌وجو کرد که به گواه کتاب‌هایی چون خدای‌نامک‌ها و شاهنامه‌ها ایرانیان باستان به نگرش والایی از میهن‌دوستی فراتر از دلبستگی قومی و محلی دست‌ یافتند، که در روزگار ساسانیان به اوج خود رسیده، پس از اسلام با پیدایش فرمانروایی صفویه ملی‌گرایی ایرانی دوباره سربرآورد.

از این ‌رو بزرگترین و ماندگارترین دستاورد صفویه را باید زنده‌سازی دوباره‌ «اندیشه» و «ایده» ایران دانست. زیرا بسیاری از پژوهشگران ریخت و ساختار سیاسی، دینی و فرهنگی هازمان (جامعه) ایران پساصفوی را وام‌دار فرزندان شیخ‌ صفی‌الدین اردبیلی می‌دانند. چنان‌که رسول جعفریان در رویه ۲۹۴ کتاب «دین و دولت در دوره صفویه» می‌گوید: «پیوستگی هویتی و ملی که بین ایرانیان امروز و دوره صفویه وجود دارد، مبدأ تاریخ معاصر ما است.» به گفته‌ احمد اشرف نیز در رویه‌ ۱۵۵ کتاب ایران؛ هویت، ملیت، قومیت «در دوره صفویه با استقرار دولت مرکزی، مفهوم ایران، پس از نهصد سال فترت، تعیّن و تشخص سیاسی و دینی پیدا می‌کند و شالوده تحول و تکامل هویت ملی در عصر جدید می‌شود.»

هم‌چنین در دیدگاه سعیدرضا عاملی در رویه ۴۴۸ کتاب میراث تمدن ایران؛ «صفویه سلسله ملی ایران در روزگار جدید و سرآغاز عصر تازه‌ای در حیات اجتماعی و سیاسی و مذهبی ایران است.»

یاری‌نامه (منابع)

دین و سیاست در دوره صفویه؛ رسول جعفربان

ایران در زمان صفویه؛ احمد تاجبخش

میراث تمدنی ایران؛ سعیدرضا عاملی

ایرانیان دوران باستان تا دوره معاصر؛ همایون کاتوزیان

ایران؛ هویت، ملیت، قومیت؛ به کوش حمید احمدی

جهان ایرانی و ایران جهانی؛ محسن ثلاثی

بازشناسی هویت ایرانی- اسلامی؛ علی شریعتی

-تاریخ ادبیات ایران، جلد پنجم ذبیح‌الله صفا

تشکیل دولت ملی در ایران؛ والتر هینتس

ایران عصر صفوی؛ راجر سیوری

فرهنگ ایرانی؛ محمد محمدی

هویت ایرانی؛ احمد اشرف

بیرق شیروخورشید؛ حمید نیرنوری

منشاء شیروخورشید؛ مجتبی مینوی

۲۵۹

کد مطلب 2247491

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =