محسن دامادی: شاهنامه را از کتابخانه بیرون آوردم تا مردم دوباره بخوانندش

بازنویسی شاهنامه برای محسن دامادی تنها یک پروژه ادبی نیست؛ تلاشی است برای بیرون آوردن شاهنامه از قفسه کتابخانه‌ها و رساندن آن به دست مخاطب امروز. او که تاکنون ۲۰ جلد از داستان‌های این اثر را با زبانی روان منتشر کرده، می‌گوید فردوسی هزار سال پیش از دغدغه‌هایی نوشته که هنوز برای انسان امروز زنده و قابل لمس است.

اعظم راستی: شاهنامه از نگاه محسن دامادی فقط روایت رستم، سیاوش و هفت‌خان نیست؛ کتابی است برای آموختن زندگی. نویسنده‌ای که انتشار بیستمین جلد بازنویسی داستان‌های شاهنامه را جشن می‌گیرد، می‌گوید تلاش کرده بدون دست بردن در روایت فردوسی، این اثر را دوباره به کتابی برای خواندن، نه فقط نگه داشتن در کتابخانه، تبدیل کند. این  نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس، همزمان با رونمایی از جلد بیستم مجموعه بازنویسی داستان‌های شاهنامه، از مسیری سخن می‌گوید که بیش از چهار دهه پیش با یک دغدغه آغاز شد؛ دغدغه‌ای برای بازگرداندن شاهنامه از قفسه کتابخانه‌ها به زندگی روزمره مردم. او معتقد است این اثر سترگ «تنها شناسنامه و هویت ما ایرانیان نیست، بلکه کتاب اخلاق و آموزش زندگی است» و اگر کسی «بخواهد بهتر زندگی کند، از شاهنامه خواندن بسیار سود می‌برد.» دامادی که قصد دارد این پروژه را تا بازنویسی کامل شاهنامه ادامه دهد، می‌گوید تلاش کرده بدون آنکه در متن فردوسی دست ببرد، روایت داستان‌ها را با زبانی روان و امروزی در اختیار مخاطبانی قرار دهد که به باور او سال‌ها از خواندن شاهنامه دور مانده‌اند؛ چرا که این کتاب «بیشتر زینت‌بخش کتابخانه‌ها شده بود تا کتابی که مردم آن را بخوانند.»

در ادامه گفت‌وگوی خبرآنلاین به محسن دامادی را می‌خوانید:

آقای دامادی، از شاهنامه شروع کنیم. چرا شاهنامه؟

واقعیت این است که شاهنامه به نوعی با ما ایرانیان پیوند خورده است. مهر من برمی‌گردد به سال‌های تحصیل. اما هیچ‌گاه گمان نمی‌کردم روزی به بازنویسی داستان‌های آن بپردازم. حوالی سال ۱۳۶۰ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم. خیلی اتفاقی از یکی از مدیران شنیدم که شاهنامه مورد دارد و باید کنار گذاشته شود. واژه «مورد» محصول آن سال‌های به وجود آمدن اداره بررسی کتاب در دوران وزارت جناب خاتمی است. به گمان این مدیر و کسانی چون او، شاهنامه وابسته به مفهوم پادشاهی بود. این حرف برای من سنگین بود و سال‌ها گوشه ذهنم ماند.

از نوجوانی هر نوشته‌ای را درباره شاهنامه با دقت و کنجکاوی خوانده بودم. در عین حال باور داشتم بسیاری از مردم، با همه علاقه‌ای که به فردوسی دارند، شاهنامه نمی‌خوانند. بعدها دانستم چون، مثل خودم، نمی‌توانستند به آسانی با شاهنامه ارتباط بگیرند. خودم از نوشته‌های درباره شاهنامه، رفتم سراغ خواندن شاهنامه. به راستی آسان خوانده نمی‌شد. این موضوع به تدریج به دغدغه‌ای جدی تبدیل شد؛ اینکه چگونه می‌توان شاهنامه را برای مخاطب امروز خواندنی‌تر و در دسترس کرد. پس از کرونا و تعطیلی فعالیت‌های سینمایی، فرصتی پیدا کردم این ایده را دنبال کنم و به طور اتفاقی با مدیریت انتشارات کتاب‌سرای نیک در میان گذاشتم. باور آنها این بود که بازار پر از کتاب‌های شاهنامه است. درست هم بود. نه تنها شاهنامه با مجلدات نفیس و سنگین، بلکه کتاب‌هایی به بهانه شاهنامه هم زیاد بود، به‌ویژه برای کودکان و نوجوانان. سعادت داشتم و آن‌ها را خواندم. شوربختانه در مواردی در شاهنامه دست برده شده و به سلیقه نویسنده نوشته شده بود. به هر روی، با کتاب‌سرای نیک قرار گذاشتیم کتاب در قالب صوتی منتشر شود، زیرا اقبال به این کتاب‌ها زیاد بود. مدتی پس از آن، ناشر تصمیم گرفت چند نسخه از هر کتاب به یادگار چاپ شود. استقبال مردم موجب شد این کار ادامه پیدا کند و امروز به انتشار جلد بیستم برسد.

آیا این پروژه ادامه خواهد داشت؟

بله، تا خدا چه خواهد. هدف این است تا پایان شاهنامه بروم و خوش است. شاید شصت، هفتاد جلد بشود. شاهنامه تنها کتاب زبان، شناسنامه و هویت ما ایرانیان نیست، کتاب اخلاق و آموزش زندگی است. کسی بخواهد بهتر زندگی کند، از شاهنامه خواندن بسیار سود می‌برد.

یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز شاهنامه این است که با فاصله هزار و چند ساله، هنگام خواندن احساس می‌کنیم از امروز می‌گوید. این همان رمزی است که شاهنامه را زنده نگه داشته است. دریغ که این کتاب دهه‌ها بیشتر زینت‌بخش کتابخانه‌ها شد. بی‌خود نبود که نفیس چاپ شده بود؛ پس کمتر در دسترس ما مردمی قرار داشت که به آن نیاز داشتیم.

با ناشر محترم قرار گذاشتیم داستان‌ها در قالب کتاب‌های مستقل، کم‌حجم و ارزان منتشر شوند، اگر گرانی‌ها، به‌ویژه افزایش شگفت بهای کاغذ، اجازه بدهد.

در بازنویسی این مجموعه چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

شاهنامه ما مردم تبدیل به کتابی تخصصی شده بود. بخش بزرگی از پژوهش‌های شاهنامه، بیش از آنکه برای عموم باشد، مخاطب خاص دارد. پژوهنده و خواننده، به جای درس‌ها و زیبایی‌های داستان‌ها، درگیر اختلاف بر سر نسخه‌ها شدند؛ اینکه در فلان شعر «با» درست است یا «را»، «بر» درست است یا «در». شاهنامه میراث مردم بود و بیشتر در اختیار اهل پژوهش و تحقیق قرار داشت. باید به زبانی امروزی و روان بازگو می‌شد، بی‌آنکه در آن دست برده شود. به خودم حق ندادم واژه‌ای را تغییر بدهم یا به میل خود عوض کنم یا در داستانی دخالتی داشته باشم. اگر به ندرت جایی نیاز به توضیح یا اشاره به اشتباه تایپی یا هر برداشتی بود، در متن کتاب، داخل پرانتز نوشتم. هر کتاب یک «سخن پایانی» دارد؛ اگر نکته‌ای از راز و رمز سخن فردوسی بزرگ فهمیدم، آنجا آمده است. تجربه فیلم‌نامه‌نویسی کمک کرد با استفاده از فاصله‌گذاری یا تیترها، صحنه‌های داستان از هم جدا شود. روایت شاعر به گونه‌ای است که مثلاً در دو مصراع از یک بیت، دو جا هستیم یا دو نفر سخن می‌گویند. با روشن شدن همین نکته‌ها، خواننده داستان را روان و آسان دنبال می‌کند.

در انتخاب نسخه شاهنامه چه رویکردی داشتید؟

اختلاف نسخه‌ها از پیچیده‌ترین مباحث شاهنامه شده است. آن زمان کتاب‌ها به دست کاتبان رونویسی یا استنساخ می‌شد. در این فرایند، تفاوت‌ها به وجود آمده است. از روزگار پهلوی اول، پژوهشگران زیادی کوشش کردند با زحمت بسیار نسخه‌های شاهنامه را بررسی یا به قول خودشان تصحیح کنند و چون و چراهای زیادی بین خودشان به وجود آمد. چنان‌که گفتم، هدف من رساندن داستان‌های شاهنامه به دست صاحبان آن بود. سی سال از عمر پدر ما، فردوسی، صرف سرودن شاهنامه نشده بود که خودش به دارایی برسد و کسانی امروز به جان هم بیفتند که کدام نسخه درست است. برای همین، دنبال روایتی کامل رفتم که کمترین اختلاف و حاشیه را داشته باشد و جان داستان را منتقل کند.

محسن دامادی: شاهنامه را از کتابخانه بیرون آوردم تا مردم دوباره بخوانندش

چرا کار را از دیباچه شاهنامه آغاز نکردید و به سراغ هفت‌خان رفتید؟

اگر از آغاز شاهنامه شروع می‌کردم، برای خواننده جذابیت نداشت. شاعر در دیباچه از شکل‌گیری شاهنامه می‌گوید، از دقیقی توسی که پیش از او آغاز کرده، از نخستین آدم، آغاز کشاورزی، دامپروری و... . هفت‌خان بخشی شناخته‌شده و جذاب از شاهنامه و سرآغازی شیرین بود. من هم دنبال داستان‌ها بودم؛ بعدها خوانندگانی خواستند دیباچه شاهنامه هم در این مجموعه بیاید که کتاب دهم شد. جز دیباچه، ترتیب داستان‌ها درست است.

چرا در میان شخصیت‌های شاهنامه، سیاوش جایگاه ویژه‌ای در آثار شما دارد؟

این اهمیت را شاهنامه به سیاوش داده است. ما مردم تنها با ماجرای سودابه و گذر سیاوش از آتش آشنا بودیم. در واقع، این آغاز تراژدی است و پس از آن، سیاوش در برابر انتخاب‌های دشواری قرار می‌گیرد؛ از پذیرش آشتی با افراسیاب تا ترک وطن و پناهندگی. داستان سیاوش بسیار پیچیده، شیرین و درس‌آموز است؛ انسانی که میان وفاداری و قدرت گرفتار می‌شود و سرنوشت او منجر به جنگ‌هایی دامنه‌دار می‌شود.

درباره داستان رستم و سهراب نیز برداشت متفاوتی دارید. آیا واقعاً این دو نفر همدیگر را نمی‌شناختند؟

برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی در این داستان، نشناختن پدر و پسر نیست. تراژدی بزرگی در پیش است؛ انتخاب میان مهر پدری و سرزمین پدری. رستم باید یکی را برگزیند. این انتخاب، داستان را تا این اندازه ماندگار کرده است.

شخصیت‌های شاهنامه را چگونه می‌بینید؟ قهرمانانی کاملاً مثبت یا انسان‌هایی چندوجهی؟

به گمان من، شخصیت‌های شاهنامه خاکستری‌اند. در بخشی کوتاه در «سخن پایانی» به نگاه داستانی و سینمایی فردوسی می‌پردازم. نگاه دراماتیک فردوسی به انسان، با نقطه‌ضعف‌ها، اشتباه‌ها، تردیدها و آرمان‌خواهی‌های او، نشان می‌دهد که شاعر فرزند همه زمانه‌هاست. این نکته شاید یکی از مدرن‌ترین جنبه‌های شاهنامه در مجموعه بنده باشد. قهرمانان شاهنامه شکست می‌خورند، از اشتباه درس می‌گیرند و دوباره برمی‌خیزند. زیبایی شاهنامه، نگاه انسانی فردوسی به انسان است، بی‌توجه به سرزمین، نژاد و... .

دوست دارید مخاطب پس از خواندن این مجموعه به چه دریافتی برسد؟

دوست دارم خواننده باور کند شاهنامه مجموعه‌ای از افسانه‌ها و داستان‌های کهن نیست، بلکه داستانی از زندگی امروزی ماست؛ بسیار نزدیک. از شاهنامه دانایی، اخلاق، گذشت و میهن‌دوستی بیاموزیم و بدانیم خودخواهی، خودبرتربینی، غرور، دروغ‌گویی و... تا چه اندازه زندگی ما را سیاه می‌کند. بیاموزیم که میهن ما در طول تاریخ به دست کسانی حفظ شده که در لحظه‌های دشوار، منافع شخصی خود را کنار گذاشته و به وجدان خود در برابر جامعه و میهن عمل کرده‌اند. بدانیم بنیان ایران از خانواده‌ای خوب، مهربان، همدل و یکرنگ تا این اندازه نیرومند است. اگر پدر و مادریم، به فرزند بسیار بها بدهیم؛ اگر فرزندیم، ادب، فروتنی و مهر به پدر و مادر را جدی بگیریم. بدانیم ایران ما فراز و نشیب‌های بسیاری داشته، ولی همواره پس از زمستان‌های سخت و سرد، بهاری دل‌انگیز بوده است...

۵۹۵۹

کد مطلب 2249900

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین