۲ نفر
۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱
مدیرانی با تفکرات آستین کوتاهی و نیم قرن عقب!

حال سوال اینجاست آیا زندگی کردن با مسئولینی که قرار است نیم قرن بعد به این نتیجه برسند که ما درست می گفتیم کمی سخت نیست؟

اختلاف فاز مدیران نسبت به مردم

در علم فیزیک بحثی است با عنوان «اختلاف فاز» که در خصوص تفاوت شکل دو موج سینوسی نسبت به محور زمان مطرح می‌شود. حال اگر یکی از این امواج را تفکرات مدیران نظام و دیگری را تفکرات جاری روز بنامیم متاسفانه متوجه می‌شویم مسئولین دلسوز همیشه نسبت به محور زمان اختلاف فاز داشته و همواره عقبند. حاصل چنین داستانی هم این می‌شود که ما همه چیز را نسبت به جهان بعد از نیم قرن تجربه می‌کنیم البته با دادن کلی هزینه ...  

کمدی دیدن تراژی از راه دور   

در زمان کارمندی بمراتب با چنین مدیران و افکاری برخورد داشتم و اصولا به همین دلیل هم هیچوقت در حوزه اداری پیشرفت خاصی نداشتم! چون وقتی در حال زندگی می‌کنی و مدیران بالادستیت قرار است  50 سال بعد به دیدگاه فعلی‌ات برسند بدیهی است که نه تنها تو را درک نکنند بلکه دَکَت هم بکنند. هر چند این روزها چنین موضوعاتی برای محتوای فیلم‌های کمدی همچون نهنگ عنبر و فسیل و .... قند عسل شده اما با کمال تاسف باید گفت: این بلاهت‌های  خنده‌دار (برای نسل حاضر) خاطراتی تلخ و دردناکی بودند برای نسل ما. اینجاست که به این عبارت پرمغز منتسب به چاپلین می‌رسیم: کمدی دیدن تراژی است از راه دور.

جالب آنکه بسیاری از این مدیران تحصیلکرده هم بودند(!) و عجیب‌تر آنکه فارغ التحصیل از کشورهای اروپایی و آمریکا! هر چند ترجیح می‌دادند با عنوان «حاج آقا» خطاب شوند.  

مصداق های عینی   

مثال بزنم؟ ای به چشم ...

- پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای کارمندان آقا ممنوع و گذاشتن ریش عاملی برای ارتقا بود(که البته هنوزم هست) حساب کار بانوان که روشن بود!  

- خوردن معجون به دلیل بالا بردن میل جنسی ممنوع بود !

- شطرنج و بوکس و کونگ فو حرام بود!

- دوچرخه سواری و تا این روزها موتورسواری برای بانوان قدغن بود!

- رفتن بانوان به استادیوم ها مشکل شرعی داشت!

- ویدئو و تا همین حالا ماهواره ممنوع بود!

- خانمها باید علاوه بر محدویت های معمول اعم از رنگ و بو و روغن مالی و.... روی شانه‌های‌ شان چیزی بنام اپل می گذاشتند تا هیکل شان مردانه شود.

- هر گونه دیت و ملاقاتی بین دو جنس مخالف جوان در همه جا به جز بهشت زهرا ممنوع بود!

- ستاره سازی در سینما ممنوع و گذاشتن عکس ستاره های زن بر سر در سینما اکیدا قدغن بود!

- لباس مجریان و هنرپیشه های زن همگی اداری و رسمی بود و البته زیبارویان بلافاصله از صحنه هنر حذف می‌شدند!

- هر گونه ملی گرایی و نماد ملی و تعریف و ترویج تاریخ ایرانی از تخت جمشید گرفته تا کوروش و داریوش و مصدق و شاملو و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهان (حتی همین آرشی که تندیسش در میدان ونک نصب شده)  مصداق مخالفت با نظام محسوب می شد ...

- ممنوع التصویر و توقیف کردن‌های بیمورد سلبریتی‌ها و فیلم‌ها و بعدها، لغو همان ممنوعیت‌های بی‌اساس! مثال: فیلمهایی مانند آدم برفی و مارمولک که سالها توقیف بود این روزها بارها و بارها  از رسانه ملی ارزشی آنهم از شبکه افق پخش می‌شود! 

- اما از همه مهمتر مسئله حجاب بود که دیدیم قبلا با اوضاع گشت ارشاد و... چگونه بود و حالا چگونه شده ...

و ده‌ها مورد دیگر والبته یکی از یکی خنده‌دارتر برای نسل حاضر و برای نسل ما....! که البته اکثر یا همه شان بعد از مدتی کن لم یکن شدند و ما ماندیم آن ذغال بعد از زمستان

درددل و درد و دل آخر

حال سوال اینجاست آیا زندگی کردن با مسئولینی که قرار است نیم قرن بعد به این نتیجه برسند که ما درست می گفتیم کمی سخت نیست؟

واقعا چرا و چطور باید ممنوعیت‌ ها، توقبف و سانسورهای قزن قورتکی آنها را که تنها بخاطر به روز نبودن و عقب ماندگی‌شان از تحولات جهان است تحمل کرد؟ آخر چرا سعید امامی‌ها سریعتر و سر وقت داروی نظافت شان را نمی‌خورند تا تازه به نقطه فعلی برسیم؟

راستی برای تحمل این روزگار باید تفکرات‌مان را عوض کنیم یا مسئولین‌مان را؟! البته سوء برداشت نشود جمله درستش این است: آیا باید مسئولین‌مان را اصلاح کنیم؟!

مسئولین دلسوز: لطفا به ما برسید

کد مطلب 2257259

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =