۰ نفر
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۳
صداوسیما و... کور خوانده‌اید!

سخنان اخیر رئیس سازمان صداوسیما که در واکنش به بحث تغییر رویکرد این سازمان گفته است:اگر کسی انتظار دارد صداوسیما از مسیر خود عقب‌نشینی کند، کور خوانده است، پرسشهایی مهم‌تر از یک اختلاف‌نظر سیاسی یا مدیریتی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ آیا صداوسیما اساساً می‌تواند بدون بازنگری در شیوه و رویکرد خود، همچنان رسانه ملی و عامل تقویت‌کننده انسجام اجتماعی باشد؟ و آیا کسانی که خواستار تحول اساسی در رویکردهای فعلی این سازمان هستند، واقعاً «کور خوانده‌اند»؟

این پرسش‌ها زمانی قابل توجه و تأمل است که در سال‌های اخیر، انتقاد از عملکرد صداوسیما در میان طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی افزایش یافته است.حتی مسئولان عالی‌رتبه کشور نیز در مقاطع مختلف بر ضرورت تقویت نقش رسانه ملی در ایجاد همدلی، اعتماد عمومی و انسجام ملی تأکید کرده‌اند.

بنابراین، این انتقادها را نمی‌توان صرفاً به اختلاف سلیقه سیاسی یا مخالفت با یک مدیر تقلیل داد؛ زیرا موضوع اصلی، نسبت میان یک نهاد عمومی با جامعه‌ای متنوع، پیچیده و در معرض تحولات سریع اجتماعی است.

صداوسیما بر اساس جایگاه قانونی خود، صرفاً یک دستگاه تولیدکننده برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی نیست. اصل ۱۷۵ قانون اساسی برای این سازمان جایگاهی ویژه در نظام ارتباطی کشور تعریف کرده و بر آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور تأکید دارد. بنابراین، وقتی از صداوسیما به عنوان رسانه ملی یا حتی دانشگاه ملی یاد می‌شود، حداقل انتظار این است که این رسانه بتواند دانش، آگاهی، گفت‌وگو، نقد، تفاوت دیدگاه‌ها و واقعیتهای متنوع جامعه ایران را نمایندگی کند.

دانشگاهی که فقط یک صدا را به رسمیت بشناسد و صدای بخش دیگری از جامعه را نشنود، به تدریج ارتباط خود را با دانشجویانش از دست می‌دهد و ممکن است به جای یک نهاد ملی، به محفلی محدود و یک‌صدایی ایدئولوژیکی تبدیل شود.

مسئله امروز صداوسیما الزاماً این نیست که از اصول و هویت انقلابی و رسانه‌ای خود دست بکشد؛ مسئله این است که چگونه می‌توان میان حفظ هویت و ارزش‌های مورد نظر صداوسیما و ضرورت شنیدن صدای جامعه تعادل برقرار کرد.

اصرار بر این تصور که هر سخن از تغییر و تحول به معنای عقب‌نشینی است، ممکن است صورت مسئله را از ضرورت اصلاح روش‌ها به دفاع از وضع موجود تغییر دهد و حتی بر نارضایتی مردم از برخی شیوه‌های حکمرانی بیفزاید.

تغییر، لزوماً به معنای کنار گذاشتن ارزش‌های اجتماعی نیست. تغییر می‌تواند از شیوه خبررسانی، نحوه مواجهه با منتقدان، میزان تحمل دیدگاه‌های متفاوت، پرهیز از یک‌سویه‌گویی، افزایش شفافیت، رعایت حرفه‌ای‌گری رسانه‌ای و بازگرداندن اعتماد مخاطب آغاز شود.

رسانه‌ای که می‌خواهد ملی باشد، باید بتواند حتی منتقد خود را نیز در قاب تلویزیون جای دهد و اجازه دهد مخاطب، نه از طریق حذف صداهای متفاوت، بلکه از طریق شنیدن و مقایسه آنها، به فهم و قضاوت برسد.

در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارج از ساختار رسمی، بخش بزرگی از افکار عمومی را شکل می‌دهند، سرمایه اصلی صداوسیما دیگر صرفاً تعداد شبکه‌ها یا ساعات پخش نیست؛ اعتماد مخاطب است.

اگر جامعه احساس کند رسانه رسمی کشور مسائل، نگرانی‌ها و مطالبات واقعی آن را نمی‌بیند، طبیعی است که برای دریافت خبر، تحلیل و روایت به منابع دیگری مراجعه کند.

آنچه مسلم است، تاریخ و تجربه نشان داده است که هرگونه مسدودیت، محدودیت و اصرار بر عدم تغییر، در نهایت می‌تواند راه‌های جایگزین را پیش روی مردم قرار دهد. در دنیای امروز که به عصر ارتباطات شهرت یافته و ابزارها و امکانات رسانه‌ای با سرعتی غیرقابل وصف در حال گسترش و تنوع هستند، نمی‌توان با روش‌های گذشته به نیازهای ارتباطی جامعه امروز پاسخ داد.

اگر قرار است صداوسیما همچنان رسانه ملی باقی بماند، باید نسبت خود را با جامعه بازتعریف کند؛ نه با حذف صداهای متفاوت و یا تحقیر منتقدان (که غالباً از مقامات عالیرتبه نظام هستند) با عبارت سخیف کورخوانده‌اید! بلکه با احترام به مردم و شنیدن صدای آنها و پذیرش نقد و اصلاح کاستی‌ها.

در غیر این صورت، رسانه‌های جدید و ابزارهای ارتباطی جای خالی آن را پر خواهند کرد و این اتفاق، نه الزاماً از سر تقابل، بلکه به دلیل منطق طبیعی تحول در دنیای رسانه رخ خواهد داد.

تغییر مسیر صداوسیما را نباید عقب‌نشینی تلقی کرد؛ گاهی برای حفظ یک نهاد، باید در روش‌های آن تغییر ایجاد کرد. شاید پرسش اصلی همین باشد: اگر جامعه تغییر کرده است، چرا رسانه ملی نباید تغییر کند؟

کد مطلب 2275442

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

آخرین اخبار