گروه اندیشه: این مقاله بین رشته ای با تیتر «شایعهپراکنی یا رویارویی؟ جریمه کردن نقض هنجارهای محیطزیستی و اعتبار مجازاتکنندگان»، به قلم ژیان سانگ، کاترین مولو و پل ون لانگ که در سایت www.sciencedirect.com منتشر شده و وحید اسلامزاده آن را ترجمه کرده، به بررسی نحوه واکنش مردم به نقض هنجارهای محیطزیستی و پیامدهای اعتباری آن برای مجازاتکنندگان میپردازد. وحید اسلامزاده در باره ضرورت ترجمه این مطلب می نویسد: «چرا این مقاله را ترجمه کردم؟ این مقاله یکی از معدود مقالههای علمی و جدیدی است که طرحها و فرضیههای جدیدی درباره مسائل و مشکلات زیستمحیطی ارائه کرده است. به علت طولانی بودن مطلب به انتشار مقدمه این مطلب اکتفا شده است تا علاقهمندان این موضوع با ارجاع به اصل مقاله بتوانند بهره مناسب و کافی را ببرند. مطالعه این مقاله را به دوستداران مطالعات علمی زیستمحیطی به طور جدی پیشنهاد میدهم.»
به هر روی نویسندگان در مقدمه این مطلب تاکید می کنند که پژوهشگران با بررسی انواع جریمههای غیررسمی — شامل شایعهپراکنی/غیبت، طرد اجتماعی و رویارویی مستقیم — نشان میدهند که هرچه شدتِ نقض هنجارهای محیطزیستی بیشتر باشد، میزان «مناسب بودنِ» جریمه از نظر ناظران افزایش مییابد. یافتهها اثبات میکنند که شایعهپراکنی برای تخلفات متوسط، واکنش مناسبتری تلقی میشود؛ چراکه خطر انتقامجویی را کاهش میدهد. اما در مواجهه با تخلفات شدید، «رویارویی مستقیم» نه تنها مناسبتر دیده میشود، بلکه برخلاف تصور اولیه، اعتبار و شهرت اجتماعیِ بهتری برای فردِ مجازاتکننده به همراه دارد. این مطالعه با تحلیل ابعاد گوناگون اعتبار شامل «گرمی، اخلاق، شایستگی، پرخاشگری و اعتماد» تاکید میکند که در حوزه رفتارهای زیستمحیطی — که با ابهام هنجاری همراهاند — چگونگی دخالت شهروندان نقش تعیینکنندهای در صیانت از منافع جمعی، ترویج همکاریهای اجتماعی و ارتقای نظم محیطزیستی ایفا میکند. این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
نکات برجسته
- ارائه مجموعهای جامع و جدید از سناریوهای مربوط به نقض هنجارهای محیطزیستی.
- نقضهای شدید هنجارها، میزان «مناسب بودن» جریمههای غیررسمی را در نظر افراد افزایش میدهد.
-شایعهپراکنی/ غیبت برای تخلفات متوسط، مناسبتر تلقی میشود.
-رویارویی مستقیم برای تخلفاتِ شدید، مناسبتر تلقی میشود.
-افرادی که به رویارویی میپردازند، نسبت به کسانی که از سایر روشهای جریمه غیررسمی استفاده میکنند، اعتبار (شهرت) بهتری کسب میکنند.
مقدمه:
حفاظت از محیطزیست نمایانگر یک «تنگنای اجتماعی» است؛ وضعیتی که در آن، منافع کوتاهمدتِ فردی، اغلب با منافع بلندمدتِ جمعی در تضاد قرار میگیرند. افزایش آگاهی نسبت به مسائل محیطزیستی، منجر به اثبات کارآمدیِ هنجارهای محیطزیستی در حوزههایی نظیر مصرف انرژی و ترویج حملونقل پایدار شده است. با این حال، در عمل، تنگنای اجتماعی حفاظت از محیطزیست در طیف گستردهای از رفتارهای مرتبط با محیطزیست در زندگی روزمره ما تداوم دارد؛ از اقدامات کمهزینه مانند بازیافت زبالههای خانگی و کاهش مصرف آب، تا رفتارهای پرهزینه نظیر کاهش سفرهای هوایی یا سرمایهگذاری در سیستمهای انرژی خانگی. هنگامی که افراد شاهد چنین رفتارهایی هستند که به محیطزیست آسیب میرساند، با یک انتخاب روبرو میشوند: آیا باید مداخله کنند؟ و اگر بله، چگونه؟ درک اینکه مردم چگونه از طریق «رفتارهای تنبیهی/جریمهای» به نقض هنجارهای محیطزیستی واکنش نشان میدهند، پیامدهای حیاتی برای حفاظت از محیطزیست و همکاریهای اجتماعی دارد.
پژوهشها مستند کردهاند که مردم معمولاً از طریق اشکال مختلفی از جریمهها به نقض هنجارها واکنش نشان میدهند؛ این واکنش ممکن است بهصورت مستقیم (برای مثال از طریق رویارویی) یا بهصورت غیرمستقیم (از طریق طرد اجتماعی یا شایعهپراکنی) انجام شود. چنین جریمههای مستقیم و غیرمستقیمی برای حفظ نظم گروهی و صیانت از منافع جمعی حائز اهمیت هستند. با این حال، کسانی که دیگران را جریمه میکنند، ممکن است با ارزیابیهای اجتماعی متناقضی روبرو شوند. آنها ممکن است هم به عنوان مدافعان قابل اعتمادِ منافع جمعی دیده شوند و هم به عنوان مجازاتکنندگان پرخاشگر یا خودخواه نگریسته شوند.
با توجه به اینکه مخاطرات مربوط به رفاه جمعی بسیار بالا است، درک میزان «مناسب بودن» و «پیامدهای اعتباریِ» جریمه کردن در حوزه محیطزیست بسیار حیاتی است. در واقع، بخش قابل توجهی از شهروندان نسبت به تخلفاتی مانند رها کردن زباله، بیتفاوت نیستند. همچنین در عصر تغییرات اقلیمی، دستکم برخی افراد نسبت به هدر رفتن آب شیرین حساس هستند و ممکن است برای اجرای این هنجار آمادگی داشته باشند. با این حال، حوزه محیطزیست از آن جهت حائز اهمیت است که در حالی که برخی از رفتارهای طرفدار محیطزیست، «هنجاری» به نظر میرسند، برخی دیگر با هنجارهای مبهم یا متناقض همراه هستند؛ برای مثال، اینکه آیا پرواز با هواپیما یا استفاده از قطار به عنوان یک انتخاب هنجاری (استاندارد) تلقی میشود یا خیر. چنین «ابهام هنجاری» ممکن است پیامدهای مهمی برای نحوه درکِ «اجرای قانون» و همچنین برای اعتبار کسانی که قانون را اجرا میکنند، داشته باشد. بنابراین، اولین هدف تحقیق ما، مستندسازی سیستماتیکِ ادراک از هنجارها در طیف متنوعی از رفتارهای محیطزیستی است. ما با ثبت این تغییرات از طریق یک رویکرد توصیفی و «پایین به بالا»، درکی بنیادین از هنجارهای محیطزیستی حاکم ارائه میدهیم که به درک بهتر دیدگاههای عمومی درباره رفتارهای محیطزیستی در حوزههای مختلف کمک میکند.
نقض هنجارها و جریمههای غیررسمی
مردم اغلب هنگام مواجهه با نقض هنجارها، به جریمههای غیررسمی (مانند شایعهپراکنی، طرد اجتماعی و رویارویی) متوسل میشوند. انعطافپذیری این جریمهها باعث میشود که در بافتهای اجتماعی مختلف قابل اجرا باشند و آنها را از مقررات رسمی متمایز میکند. مطالعات موجود نشان دادهاند که رویارویی با همسالان میتواند رفتارهای زیانآور برای محیطزیست را کاهش دهد و همچنین مردم اغلب اعضای گروهی را که هنجارهای مربوط به منافع جمعی را نقض میکنند، طرد میکنند. این یافتهها پتانسیل اثربخشی جریمههای غیررسمی را به عنوان یک مکانیسم مفید برای کاهش نقض هنجارها، حتی در حوزه محیطزیست، برجسته میکنند.
پژوهشهای پیشین فراتر از این، پیشنهاد کردهاند که شدتِ نقض هنجارها ممکن است بر میزان «مناسب بودنِ» ادراکشدهی جریمههای غیررسمی تأثیر بگذارد. تحقیق مولهو و همکاران (۲۰۲۰) نشان میدهد که هرچه نقض هنجار شدیدتر شود، مردم انگیزه بیشتری برای جریمه کردن دارند؛ بهویژه از طریق شایعهپراکنی و طرد اجتماعی، تا از طریق رویارویی مستقیم. علاوه بر این، اریکسون و همکاران (۲۰۲۱) نشان دادند که مناسب بودنِ ادراکشدهی جریمههای غیررسمی با افزایش شدت نقض هنجار، افزایش مییابد، هرچند که تفاوتهای فرهنگی در مورد اینکه کدام واکنشِ جریمهکننده مناسبتر تلقی میشود، وجود دارد. دومین هدف ما، بازآفرینی مفهومی این یافتهها در حوزه محیطزیست از طریق آزمایش این فرضیه بود که: «با افزایش شدتِ نقضِ هنجارهای محیطزیستی، جریمههای غیررسمی مناسبتر تلقی خواهند شد.» (فرضیه ۱)
علاوه بر این، ممکن است برخی از جریمههای غیررسمی در مواجهه با نقض هنجارهای محیطزیستی، نسبت به بقیه مناسبتر به نظر برسند. پژوهشهای پیشین نشان میدهند که «شایعهپراکنی» نسبت به «رویارویی» و «طرد اجتماعی»، مناسبتر ارزیابی میشود. این اولویت برای شایعهپراکنی ممکن است ناشی از ریسکِ «انتقامجویی» باشد که با رویارویی مستقیم همراه است؛ چرا که رویکردهای مبتنی بر شهرت (مانند شایعهپراکنی و طرد اجتماعی) میتوانند به اجتناب از انتقامجویی مستقیم کمک کنند. با این حال، در مقایسه با شایعهپراکنی، طرد اجتماعی ممکن است فرصتهای تعامل را کاهش داده و پیوندهای اجتماعی را تضعیف کند، بهطوری که هزینههای ادراکشده برای مجازاتکنندگانی که از روش طرد اجتماعی استفاده میکنند، ممکن است بیشتر از کسانی باشد که از شایعهپراکنی استفاده میکنند. سومین هدف ما، بازآفرینی مفهومی این یافتهها در حوزه محیطزیست از طریق آزمایش این فرضیه بود که: «شایعهپراکنی در مقایسه با طرد اجتماعی و رویارویی، به عنوان جریمهای مناسبتر در برابر نقض هنجارهای محیطزیستی تلقی خواهد شد.» (فرضیه ۲)
با این حال، اولویت شایعهپراکنی نسبت به رویارویی، ممکن است در تمام سطوحِ شدتِ نقض، یکسان نباشد. اریکسون، اندرسون و استریمینگ (۲۰۱۷) بررسی کردند که چگونه عوامل اجتماعی مختلف بر ارزیابیهای مربوط به مجازاتِ همسالان تأثیر میگذارند (آنها از سناریوهایی برای نقض هنجار در حوزههای مختلف مثل رها کردن زباله، برداشتن بیش از حد کیک، و صفشکنی استفاده کردند). آنها دریافتند که با افزایش شدتِ نقض، رویارویی (یعنی توبیخ در مطالعه آنها) مناسبتر دیده میشود و اثر منفیِ شهرت (اعتبار) ناشی از نشان دادن خشم، در نقضهای شدید از بین میرود. با این حال، این یافتهها بر اساس مجموعه محدودی از نقضهای اجتماعی عمومی بود که تنها یک رفتار محیطزیستی (رها کردن زباله) را شامل میشد. چهارمین هدف ما، بازآفرینی مفهومی این یافته با استفاده از مجموعهای بسیار گستردهتر از رفتارهای مختلفِ زیانآور برای محیطزیست بود. ما این پیشبینی را از قبل ثبت (Pre-register) نکردیم، اما بر اساس اریکسون و همکاران (۲۰۱۷)، این احتمال اضافی را نیز آزمایش کردیم که: «رویارویی (Confrontation) بهویژه زمانی که نقض هنجارهای محیطزیستی بسیار نامناسب (شدید) است، به عنوان جریمهای مناسبتر تلقی خواهد شد.» (فرضیه ۴)
علاوه بر این، رفتارهای محیطزیستی از نظر «اجماع هنجاری» (Normative Consensus) تفاوتهای قابل توجهی دارند؛ از رفتارهایی که همگی محکوم میکنند (مانند رها کردن زباله) گرفته تا حوزههای مورد مناقشه که هنجارها در آنها هنوز در حال شکلگیری هستند (مانند انتخابهای مصرفی، الگوهای رژیم غذایی؛ اسپارکمن و والتون، ۲۰۱۷). این بدان معناست که رابطه بین «شدتِ نقض» و «مناسب بودنِ جریمه»، زمانی که «اجماع هنجاری» ضعیف باشد، ممکن است بسیار متغیرتر (ناپایدارتر) باشد؛ امری که نیازمند بررسی سیستماتیک در رفتارهای متنوع است. در نهایت، اجرای هنجارها در حوزهای که با چنین ابهامی مشخص میشود، ممکن است ابعاد مختلفِ «اعتبار/شهرت» را به شکلی متفاوت تحت تأثیر قرار دهد. جریمه کردنِ یک تخلف محیطزیستیِ «مبهم»، ممکن است همزمان که نشاندهندهی «تعهد اخلاقی» فرد است، خطرِ این برداشت را نیز به همراه داشته باشد که او در امور دیگران «دخالت بیش از حد» میکند.
اعتبار
مطالعات مربوط به پیامدهای اعتباریِ جریمه کردنِ نقضِ هنجارها، نتایج متناقضی را نشان میدهند. برخی مطالعات پیشنهاد میکنند که افراد با مجازات کردنِ «سواریگیران» (کسانی که از مزایای گروه استفاده میکنند اما سهمی در تلاش برای آن ندارند)، امتیازات اعتباری کسب میکنند؛ در حالی که مطالعات دیگر نشان میدهند که مجازاتکنندگان چنین امتیازاتی دریافت نمیکنند. برای مثال، گاهی اوقات وقتی اقدامات مجازاتکنندگان نسبت به میزانِ تخلف، «نامتناسب» تلقی شود، جریمه کردن ممکن است با نگاه منفی مواجه شود. همچنین، زمانی که دیگران اقدامات تنبیهی افراد را به جای «اجرای هنجار»، ناشی از «انگیزههای خودخواهانه» بدانند، مجازاتکنندگان ممکن است دچار هزینههای اعتباری شوند. با این حال، این مطالعات عمدتاً اعتبار مجازاتکنندگان را در بافتهای اجتماعی عمومی و معمولاً با استفاده از بازیهای اقتصادی استاندارد (مانند بازی کالای عمومی) بررسی کردهاند. هدف پژوهش ما تمرکز بر سناریوهای محیطزیستیِ مشخصتر و دارای «اعتبار اکولوژیک» (واقعگرایانه) است.

علاوه بر این، نتایج متناقض درباره پیامدهای اعتباریِ مجازات، ممکن است ناشی از تفاوت در «ابعاد ارزیابی» باشد. زمانی که مطالعات «قابلیت اعتماد» را میسنجند، مجازاتکنندگان اغلب به عنوان اعضای گروههای اجتماعیِ مثبتگرا دیده شده و قابلاعتمادتر تلقی میشوند. در مقابل، زمانی که مطالعات بر بُعد «خصومتآمیز یا پرخاشگرانه» تمرکز دارند، کسانی که از جریمههای شدید استفاده میکنند، اغلب به شکلی منفی ارزیابی شده و خشمگین یا خصمانه دیده میشوند. ما در اینجا قصد داریم با بررسی همزمانِ اعتبار مجازاتکنندگان در چندین بُعد ارزیابی، این یافتههای پراکنده را با هم ادغام کنیم. علاوه بر بُعد «اعتماد»، ما اعتبار مجازاتکنندگان را بر اساس ابعاد کلیدیِ «ادراکِ ویژگیهای شخصیتی» که در پژوهشهای اجرای هنجار ارزیابی شدهاند، میسنجیم؛ از جمله: گرمی (Warmth)، اخلاق (Morality)، شایستگی (Competence) و پرخاشگری (Aggressiveness).
این ابعاد، جنبههایی نظری و متمایز از نحوه ارزیابی مردم از مجازاتکنندگان را پوشش میدهند. برای مثال، چارچوب «گرمی-شایستگی» با تمایز کلاسیک بین «نیات ادراکشده» (گرمی) و «توانایی ادراکشده» (شایستگی) مرتبط است. رفتار جریمهکننده ممکن است یک «توازنِ دشوار» بین این دو بُعد ایجاد کند؛ زیرا اجرای مؤثرِ هنجار ممکن است نشاندهنده «شایستگی» باشد، اما «گرمیِ» ادراکشده از فرد را کاهش دهد. بُعد «اخلاق» بهطور خاص به این موضوع میپردازد که آیا مجازاتکنندگان، افرادی اصولی و منصف دیده میشوند یا خیر؛ که این بُعدی حیاتی برای مشروعیت بخشیدن به مجازات است. «پرخاشگری» نیز نگرانیهای مربوط به اجرایِ بیش از حد یا خصمانه را پوشش میدهد که میتواند علیرغم حفظ هنجارها، به اعتبار مجازاتکننده آسیب بزند. در نهایت، «اعتماد» این ارزیابیها را در قالب یک پیشبینی رفتاری ادغام میکند: آیا ناظران مایل خواهند بود در آینده با این مجازاتکننده همکاری کنند؟ با اندازهگیری در این ابعاد، میتوانیم تشخیص دهیم که آیا جریمههای غیررسمی (هرچند که هدفشان مقابله با نقض هنجار است) در نهایت به اعتبار مجازاتکننده آسیب میزنند، یا اینکه انواع خاصی از جریمهها از این هزینههای اعتباری جلوگیری میکنند.
انواع مختلف جریمههای غیررسمی، پیامدهای اعتباری متفاوتی به همراه دارند. «شایعهپراکنی» به عنوان یک رویکرد غیرمستقیمتر، ممکن است در مقایسه با «رویارویی مستقیم»، واکنشهای منفی کمتری را برانگیزد. شایعهپراکنی نه تنها برای انتشار اطلاعات، بلکه برای ارتقای همکاری از طریق آشکار کردن هنجارهای اجتماعی در گروهها و ایجاد انتظارات درباره رفتار دیگران عمل میکند. مشابه شایعهپراکنی، «طرد اجتماعی» نیز میتواند برای ارتقای همکاری گروهی استفاده شود. برای مثال، رودرت و همکاران (۲۰۲۳) دریافتند که اکثر تصمیمات مربوط به طرد در اعضای گروه، با هدف دستیابی به اهداف گروهی اتخاذ میشوند. در مقابل، رویارویی اغلب منجر به ادراکِ «خصومت» میشود و برداشتهای منفی بیشتری ایجاد میکند، بهطوری که افرادِ رویارویکننده، پرخاشگر و خودخواه دیده میشوند. این یافتهها نشان میدهند که شایعهپراکنی ممکن است به جای طرد اجتماعی و رویارویی، منجر به اعتبار بهتر شود. بنابراین، پنجمین هدف ما آزمایش این فرضیه بدیع بود که:
«مجازاتکنندگان در صورت استفاده از شایعهپراکنی، در مقایسه با طرد اجتماعی و رویارویی، اعتبار بهتری کسب خواهند کرد.» (فرضیه ۵)
مرور کلی پژوهش و فرضیهها
پژوهش حاضر شامل سه مطالعه است. مطالعه ۱، ادراکات مربوط به هنجارها را در شش حوزه از رفتارهای محیطزیستی مستند کرد تا مشخص شود کدام رفتارها آشکارا به عنوان «نقض هنجار» شناخته میشوند و کدامیک از نظر هنجاری «مبهم» هستند. با تکیه بر این یافتهها، مطالعات ۲ و ۳ رابطه بین «شدتِ نقضِ هنجارهای محیطزیستی» و «مناسب بودنِ جریمههای غیررسمی» (شایعهپراکنی، طرد اجتماعی و رویارویی) و همچنین «اعتبارِ مجازاتکنندگان» را بررسی کردند.
در مطالعه ۱، ما یک مطالعه توصیفی (Descriptive) انجام دادیم تا سناریوهای محیطزیستیِ تأییدشدهای را فراهم کنیم. این رویکرد توصیفی، فراتر از کارکرد روششناختی خود، دارای ارزش مستقل نیز هست، چرا که ادراکات مردم (Lay perceptions) از هنجارهای محیطزیستی را مستند میکند. ما مجموعهای جامع از سناریوها را طراحی کردیم که هم رفتارهای دوستدار محیطزیست و هم رفتارهای مضر را پوشش میداد. سپس، چهار نوع پیامد را اندازهگیری کردیم:
۱. پایبندی شخصی: میزان رعایت شخصیِ رفتارهای محیطزیستی.
۲. هنجارهای شخصی: ادراک فردی خود از میزان مناسب بودنِ رفتارهای محیطزیستی.
۳. هنجارهای توصیفی: انتظارات تجربی از اینکه چه تعداد از دیگران به رفتارهای محیطزیستی پایبند هستند.
۴. هنجارهای امری/تجویزی: انتظارات هنجاری از اینکه چه تعداد از دیگران، انجام رفتارهای محیطزیستی را مناسب میدانند.
هدف مطالعه ۲، بررسی تأثیر «شدتِ نقض هنجار» بر «مناسب بودنِ ادراکشدهی جریمههای غیررسمی» و همچنین ارزیابی تعمیمپذیریِ مجموعهی سناریوها از طریق استفاده از همان ۲۲ سناریو در کشوری دیگر (بریتانیا در مقایسه با هلند در مطالعه ۱) بود. در مطالعه ۳، ما از یک طرح آزمایشی ترکیبی (Mixed experimental design) برای دستکاریِ «شدتِ نقض هنجار» و «انواع جریمه» استفاده کردیم و سپس میزان مناسب بودنِ جریمههای غیررسمی و اعتبار مجازاتکنندگان را اندازهگیری کرد.
ما فرضیات خود را چنین مطرح کردیم:
۱. با افزایش شدتِ نقضِ هنجارهای محیطزیستی، جریمههای غیررسمی «مناسبتر» تلقی خواهند شد.
۲. شایعهپراکنی در مقایسه با طرد اجتماعی و رویارویی، جریمهای «مناسبتر» برای مقابله با نقض هنجارهای محیطزیستی در نظر گرفته میشود.
۳. مجازاتکنندگان در صورت استفاده از شایعهپراکنی، در مقایسه با طرد اجتماعی و رویارویی، «اعتبار بهتری» کسب خواهند کرد.
(با وجود اینکه ما در مرحله پیشثبتنام (Pre-registration) فرضیات جهتدار وارد نکردیم، اما فرضیات ذکر شده بر پایه ادبیات پژوهشی استوار بوده و بازآفرینی مفهومی یافتههای قبلی در حوزه محیطزیست هستند.)
به طور کلی، پژوهش ما چندین دستاورد دارد:
الف) مستندسازی سیستماتیک ادراکات هنجاری در رفتارهای متنوع محیطزیستی و آشکارسازی تغییرات در «اجماع هنجاری».
ب) آزمایش اینکه آیا الگوهای تثبیتشده درباره رابطه بین «شدتِ نقض» و «مناسب بودنِ جریمه» و همچنین ترجیحِ «شایعهپراکنی» به عنوان یک جریمه، به حوزه محیطزیست نیز قابل تعمیم هستند یا خیر.
ج) ارائه یک ارزیابی نوآورانه و جامع از اعتبار مجازاتکنندگان در ابعاد مختلف (گرمی، اخلاق، شایستگی، پرخاشگری و اعتماد) که ریشه در ادبیاتِ «تشکیل برداشت»، «قضاوت اخلاقی» و «اعتماد و همکاری» دارد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما