به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - طاهره مهری: کتاب «گذر از تاریخنویسی غربی» با عنوان فرعی ریشههای آفریقایی تمدن یونان و تاریخسازی برای یونان باستان تالیف حمید شفیعزاده از سوی انتشارات مانی به بازار کتاب آمد.
«گذر از تاریخنویسی غربی» با شرحی در مورد نام «یونان» آغاز میشود، نویسنده در ابتدای کتاب این نکته را به خواننده گوشزد میکند که مردم کشوری که ما آن را یونان مینامیم خودشان آن را کشور اِلادا و انگلیسیزبانها، گریس و گاهی در منابعی هلاس میگویند. واژه یونان هماکنون در زبانهای فارسی، ترکی، عربی، هندی، ارمنی، آرامی، مالایی و اندونزیایی به کار میرود. ایرانیان در گذشته به مردم انتهای غربی کشور ترکیه فعلی در نزدیک کشور گریس یونی یا ایونی میگفتند.
سرزمین یونان واقعی که در این کتاب بیش از یکصد سند در مورد آن ارائه میشود سرزمین نوبه در جنوب شرقی مصر، شمال سودان و غرب حبشه است.
در کتیبههای زمان هخامنشی به دلیل سلسله پادشاهی کوشا که یکی از ساتراپهای ایران بوده است به آن کوشیا یا کوش میگفتند لذا برای عدم خلط دو منطقه که یونان نامیده میشوند یعنی سرزمین نوبه در آفریقا و کشور گریس در اروپا من [نویسنده] به فراخور بحث از نام گریس برای کشور اِلادا استفاده میکنم. البته این قاعده همیشگی نیست، چون گاهی برای رعایت بار معنای جمله و وفاداری تاریخی دیگر کتب و اسناد، به ناچار از سرزمین گریس با همان نام یونان نام برده میشود.
نویسنده بعد از بررسی جایگاه نوبه در نزد اندیشمندان، فیلسوفان و دانشمندان جهان به نوبه به عنوان مهمترین سرزمین آفریقا میپردازد: «در نقشههای قدیمی مهمترین سرزمین آفریقا سرزمین نوبه است؛ نقشه منطقه نوبه در آفریقا تقریبا در تمام نقشهها از زمان بطلمیوس تا اکنون وجود دارد ولی هیچ نقشهای تاکید میشود حداقل در صدها نقشهای که من دیدم نامی از منطقه یونان در اروپا وجود ندارد.
یک نکته جالب جغرافی در مورد سرزمین نوبه در نقشههای قدیمی این است که تقریبا در تمام نقشهها که طراحان از جغرافیای زمین کشیدهاند، سرزمین نوبه وجود دارد ولی در هیچیک از همان صدها نقشهای که سرزمین نوبه را نشان دادهاند هیچ نامی از سرزمین یونان در منطقهای که ما فعلا به آن یونان میگوییم و غربیان خودشان به آن گریس میگویند، وجود ندارد. این در حالی است که نقشههایی وجود دارد که سرزمین نوبه با نام یونان نام برده شده است.»
این موضوع نشان میدهد که سرزمین نوبه یک سرزمین مهم و ویژه از نظر تاریخنگاران و جغرافیدانان بوده است. بسیاری از نقشههای قدیمی از آفریقا از زمان بطلمیوس فقط شامل سه یا چهار نام از مناطق آفریقا است که عمدتا شامل لیبی، مصر، نوبه و اتیوپی هستند.
در تمام این نقشهها سرزمین نوبه ذکر شده است ولی در همان نقشهها که نام نوبه است در مواردی حتی نام مصر یا لیبی یا اتیوپی ذکر نشده و این نشان میدهد که سرزمین نوبه در نظر تاریخنگاران و جغرافیدانان مهمترین سرزمین آفریقا بوده و حتی از مصر هم مهمتر بوده است.
سوال اینجا است در این بیابانها و ریگزارها چه وجود داشته که اینقدر در نظر تاریخنگاران و جغرافیدانان قدیم اهمیت داشته است، در حالی که صدها شهر و منطقه دیگر در آفریقا وجود داشته و نامی از آنها برده نشده است.
حمید شفیعزاده در ادامه به فراعنه سیاه مصر؛ حکمرانان نوبیایی از سرزمین کوش میپردازد: «مصر باستان در دورهای از تاریخ خود تحت حکومت فراعنهای از سرزمین نوبه (کوش) قرار گرفت که به «فراعنه سیاه» معروف شدند. این دوره که به عنوان دودمان بیستوپنجم مصر شناخته میشود، حدود یک قرن (از ۷۴۷ تا ۶۵۶ قبل از میلاد) به طول انجامید و طی آن چندین فرعون نوبیایی بر مصر حکومت کردند. در اینجا به بررسی دقیق این فراعنه و دوران حکمرانی آنها میپردازیم.
این امر از قدرت و علم و شکوه سرزمین نوبه خبر میدهد و اینکه سرزمین نوبه صرفا یک تمدن ضعیف و محصور نبوده است و چنان قدرت داشته که مصر را که آن زمان امپراتوری و قدرت درجه یک بوده شکست داده است. در بعضی از منابع، لشگریان نوبه را بسیار قدرتمند و با اسلحههای پیشرفته بیان نمودهاند.»
مولف در ادامه به حفظ میراث نوبه توسط مسلمانان اشاره میکند: «تمدن نوبه بهویژه در دوران طلایی آتن قرن ۵ق.م و اسکندریه قرن ۳ق.م شاهد شکوفایی فلسفه، ریاضیات، پزشکی و نجوم بود. آثار فیلسوفانی مانند ارسطو، افلاطون، بقراط و جالینوس و دانشمندانی مانند اقلیدس، بطلمیوس و ارشمیدس پایههای علوم غرب را بنا نهادند اما با فروپاشی امپراتوری روم و آغاز قرون وسطی، اروپا به تاریکی وحشتناکی دچار شد.
در این میان، تمدن اسلامی با ترجمه، تفسیر و توسعه این علوم، نهتنها آنها را از نابودی نجات داد، بلکه با نوآوریهای خود، دانش یونانی را به سطحی بالاتر ارتقا داد. سپس، این دانش غنیشده، از طریق اندلس اسپانیای اسلامی، سیسیل و شرق مدیترانه به اروپا بازگردانده شد و جرقههای رنسانس علمی را روشن کرد.
سیاستهای خلفای عباسی قرن ۹/۸م و تاسیس بیتالحکمه در بغداد قرن ۹م از مهمترین عوامل گسترش ترجمه در تمدن اسلامی ذکر شده است.»
حمید شفیعزاده در ادامه به سرزمین نوبه ساتراپ ایران میپردازد: «طبق شواهد و اسناد بسیاری که البته صدها برابر آن به وسیله غربیها نابود شده است، سرزمین یونان یا همان نوبه در طول تاریخ جزئی از تمدن ایران بوده است که ساتراپ کوشیا به آن میگفتند و دلیل آن پادشاهی سلسله کوشا یا کوشیا که از سال ۱۰۷۰ قبل از میلاد تا سال بعد از ۳۵۰ میلاد در منطقه وسیعی از آفریقا حکومت میکردهاند، میباشد.
طبق اسناد موجود تا اشغال غیرشرعی و قانونی و اخلاقی آفریقا توسط مسلمانان، یونان (نوبه) جزیی از حوزه حکومتی و تمدنی ایران محسوب میشده و خراجگذار ایران بوده است. گفتن این نکته خالی از لطف نیست که حدود ۱۷۰ سال مصر قسمتی از خاک ایران بوده است.»
ساتراپی کوش در دوره هخامنشی
کوش نوبه به عنوان یکی از ساتراپیهای دوردست امپراتوری هخامنشی شناخته میشد. داریوش یکم در کتیبههای خود ازجمله کتیبههای بیستون و شوش، به سرزمین کوش اشاره کرده و آن را بخشی از قلمرو خود ذکر میکند.
کوشیان به عنوان یکی از اقوامی که خراج به دربار هخامنشی میپرداختند، شناخته میشدند در برخی منابع آمده است که آنها طلا، عاج فیل، چوبهای گرانقیمت و بردگان را به عنوان خراج به شاهنشاه هخامنشی تقدیم میکردند.
داریوش بزرگ در سازماندهی اداری خود، سیستم نظارتی دقیقی برای ساتراپیهای دوردست مانند کوش ایجاد کرد تا از شورش و عدم پرداخت خراج جلوگیری شود این سیستم شامل ماموران اطلاعاتی بود که به عنوان «چشم و گوش شاه» عمل میکردند.
ارتباط کوش با جندیشاپور
جندیشاپور به عنوان یکی از مراکز علمی و پزشکی مهم در دوره ساسانی شناخته میشد، برخی مورخان اشاره کردهاند که دانشمندان و پزشکان از مناطق مختلف ازجمله مصر و نوبه کوش به این شهر میآمدند.
در دوران خسرو انوشیروان، بیمارستان جندیشاپور به عنوان یکی از پیشرفتهترین مراکز پزشکی جهان شناخته میشد و احتمالا از دانش پزشکی مصری و نوبایی نیز در آن استفاده میشد.
اگرچه ارتباط مستقیم بین کوش و جندیشاپور در منابع موجود به وضوح ذکر نشده، اما با توجه به روابط تجاری و فرهنگی ایران با آفریقا، احتمال تبادل علمی و اقتصادی وجود دارد.
منابع تاریخی و باستانشناسی
کتیبههای هخامنشی ازجمله مهمترین منابعی هستند که به وجود ساتراپی کوش اشاره دارند. در برخی متون تاریخی اسلامی نیز به روابط ایران با آفریقا اشاره شده، اما اطلاعات دقیقی درباره کوش در دوره ساسانی وجود ندارد.
در کل نویسنده تلاش دارد تا با واکاوی ریشههای آفریقایی تمدن یونان و تاریخسازی برای یونان باستان به افشای بزرگترین و طولانیترین پروژه تاریخسازی تمدن یونان و روم باستان بپردازد.
کتاب «گذر از تاریخنویسی غربی» با عنوان فرعی ریشههای آفریقایی تمدن یونان و تاریخسازی برای یونان باستان تالیف حمید شفیعزاده با ۴۶۸ صفحه، شمارگان ۱۰۰ نسخه و بهای ۷۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات مانی به بازار کتاب آمد.
۲۵۹






نظر شما