مهریه؛ حق مالی زن است، نه موضوعی برای مداخله دولت

مهریه کم، توصیه‌ای برای آسان شدن ازدواج است؛ اما آیا این توصیه می‌تواند بهانه‌ای برای محدود کردن حق مالی زن باشد؟ یک بحث فقهی و حقوقی مهم، مرز میان «مهریه آسان» و «سلب حق زن» را بررسی می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مهریه زیاد ممکن است از نظر اخلاقی و دینی پسندیده نباشد، اما در فقه اسلامی اصل حق زن را نمی‌توان به دلیل زیاد بودن آن نادیده گرفت. در منابع فقهی برای میزان مهریه سقف مشخصی تعیین نشده و زن و مرد می‌توانند با رضایت یکدیگر بر مقدار معینی از مال توافق کنند.

بنابر روایت ابنا، قرآن کریم در آیه ۲۰ سوره نساء حتی از واژه «قِنطار» استفاده کرده است:

«وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا»

اگر تصمیم گرفتید همسری را جایگزین همسر دیگری کنید و به یکی از آنان مال فراوانی داده باشید، نباید چیزی از آن را پس بگیرید.

مهریه در نظام حقوقی و اخلاقی اسلام، صرفاً رقمی که در سند ازدواج نوشته می‌شود نیست؛ بلکه حقی مالی برای زن و تعهدی است که مرد در زمان شکل‌گیری پیمان زناشویی بر عهده می‌گیرد. قرآن کریم از مهر با تعابیری مانند «صَدُقات» و «نِحْلَة» یاد کرده و آن را مالی می‌داند که با رضایت و به عنوان حق زن به او تعلق می‌گیرد.

از همین منظر، در بررسی موضوع مهریه باید میان دو پرسش تفاوت قائل شد؛ نخست اینکه آیا کم بودن مهریه در فرهنگ اسلامی مطلوب و پسندیده است؟ و دوم اینکه اگر زن و مرد با رضایت یکدیگر مهریه‌ای سنگین‌تر تعیین کردند، آیا می‌توان پس از عقد آن حق را نادیده گرفت یا محدود کرد؟

پاسخ اسلام به این دو مسئله یکی نیست، هرچند میان آنها ارتباط وجود دارد.

مهریه سبک؛ توصیه‌ای دینی برای آسان‌تر شدن ازدواج

در روایات اسلامی، بر سبک بودن مهریه تأکید شده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند:

«مِنْ بَرَکَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا»

از نشانه‌های برکت زن، سبک بودن هزینه و مؤونه اوست؛ موضوعی که هزینه‌های جاری زندگی را نیز دربرمی‌گیرد.

در روایت دیگری آمده است:

«أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِی... أَقَلُّهُنَّ مَهْراً»

برترین زنان امت من، زنانی هستند که مهریه کمتری دارند.

حضرت علی(ع) نیز می‌فرمایند:

«لَا تُغَالُوا بِمُهُورِ النِّسَاءِ فَتَکونَ عَدَاوَةً»

در مهریه زنان زیاده‌روی نکنید؛ زیرا ممکن است زمینه دشمنی و عداوت را فراهم کند.

مجموع این روایات نشان می‌دهد که ساده و سبک گرفتن مهریه، در نگاه دینی رفتاری مطلوب و مورد سفارش است. فلسفه ازدواج در اسلام بر پایه یک معامله اقتصادی یا رقابت بر سر ارقام بنا نشده است. هر اندازه موانع مالی و اقتصادی ازدواج کاهش پیدا کند، مسیر تشکیل خانواده نیز هموارتر خواهد شد.

با این حال، یک تفاوت اساسی را نباید از نظر دور داشت: توصیه اسلام به کم بودن مهریه، به معنای بی‌اعتبار دانستن مهریه سنگین نیست.

مهریه سنگین؛ ممکن است ناپسند باشد، اما باطل نیست

در فقه اسلامی برای میزان مهریه حد و سقف مشخصی تعیین نشده است. زن و مرد می‌توانند با رضایت و توافق، مالی را به عنوان مهر مشخص کنند.

آیه ۲۰ سوره نساء از تعبیر «قِنطار» استفاده می‌کند:

«وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا»

اگر خواستید همسری را جایگزین همسر دیگری کنید و مال فراوانی به یکی از آنان داده باشید، نباید چیزی از آن را بازپس بگیرید.

این آیه بر نکته مهمی تأکید دارد: حتی هنگامی که مهر زن مقدار قابل توجهی باشد، پس از تحقق عقد، مرد نمی‌تواند صرفاً برای بازپس‌گیری آن، به زن فشار وارد کند.

بنابراین باید میان این دو گزاره تفاوت گذاشت:

«مهریه سبک، بهتر و پسندیده‌تر است»

و

«مهریه سنگین، بی‌اعتبار و فاقد حقانیت است.»

این دو سخن یکی نیستند.

ممکن است فردی برخلاف توصیه اخلاقی اسلام، مهریه سنگینی تعیین کند، اما صرف زیاد بودن مهر، نه موجب گناهکار شدن زن است و نه باعث از بین رفتن حق مالی او.

ماجرای عمر و نکته‌ای مهم درباره مالکیت مهریه

در برخی منابع تفسیری اهل سنت، ماجرایی درباره عمر بن خطاب و افزایش مهریه‌ها نقل شده است. بر اساس این گزارش، زمانی که عمر در مسجد نسبت به افزایش میزان مهریه‌ها اعتراض کرد و قصد داشت برای آن سقفی تعیین کند، زنی به آیه ۲۰ سوره نساء استناد کرد و پرسید اگر قرآن دریافت مال فراوان به عنوان مهر را برای زن پذیرفته است، چگونه می‌توان بخشی از آن را از او گرفت؟

در ادامه این گزارش، عمر از نظر خود بازگشت.

فارغ از بررسی جزئیات تاریخی و سندی این روایت، نکته‌ای که در بحث مهریه اهمیت دارد روشن است: هنگامی که مهریه در یک عقد صحیح به زن تعلق گرفت، نمی‌توان بدون رضایت او مالکیت وی را نسبت به آن از بین برد.

همین مسئله مرز روشنی میان «توصیه به کم بودن مهریه» و «دخالت در حق مالی زن» ایجاد می‌کند.

مردی که از ابتدا قصد پرداخت مهریه ندارد

در مقابل، آموزه‌های اسلامی درباره مردی که هنگام ازدواج از ابتدا تصمیمی برای پرداخت مهریه ندارد، هشدار جدی داده‌اند.

در روایتی از امام صادق(ع) درباره مردی که با زنی ازدواج می‌کند اما از همان ابتدا قصد ندارد مهر او را بپردازد، تعبیر بسیار سنگینی به کار رفته است:

«فَهُوَ زِنًی»

در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) نیز آمده است که کسی که با نیت نپرداختن مهریه ازدواج کند، در هنگام مرگ با حالت گناهکارانه از دنیا خواهد رفت.

پیام این روایات روشن است؛ مهریه نباید وسیله فریب دادن زن باشد.

اگر مرد در زمان عقد پرداخت مهریه‌ای را می‌پذیرد، این تعهد باید واقعی باشد. نمی‌توان هنگام ازدواج رقم قابل توجهی را قبول کرد و از همان لحظه تصمیم داشت که هرگز آن را پرداخت نکرد. تعبیر معروف «کی داده، کی گرفته؟» نمی‌تواند مجوزی برای بی‌اعتنایی به یک تعهد شرعی و حقوقی باشد.

مهریه یک عدد تشریفاتی برای ثبت در سند ازدواج نیست؛ بلکه تعهدی واقعی است که مرد با پذیرش عقد آن را بر عهده می‌گیرد.

جایگاه دولت در مسئله مهریه چیست؟

در اینجا باید میان «سیاست‌گذاری برای آسان‌تر شدن ازدواج» و «دخالت در حق مالی افراد» تفاوت گذاشت.

از نگاه دینی، بهتر است به جای ایجاد این تصور که هر مهریه زیادی الزاماً گناه است، فرهنگ عمومی به سمتی حرکت کند که خانواده‌ها بدانند سبک گرفتن مهر یک فضیلت و توصیه دینی است؛ اما سنگین بودن مهریه به خودی خود باعث از بین رفتن حق زن نمی‌شود.

زن و مرد می‌توانند با آگاهی، عقلانیت و توجه به شرایط واقعی زندگی، مهریه‌ای را تعیین کنند که نه وسیله فشار بر مرد باشد و نه یک تعهد صوری که مرد از همان ابتدا قصد انجام آن را ندارد.

در نهایت، مهریه یک قرارداد واقعی و تعهدی است که مرد با رضایت خود پذیرفته و باید به آن احترام گذاشته شود.

اسلام در مسیر تشکیل خانواده بر سخت‌گیری تأکید ندارد، اما در عین حال نسبت به حفظ حقوق زن نیز جدی است.

بنابراین اگر قرار است فرهنگ مهریه اصلاح شود، راهکار آن الزاماً تعیین یک سقف دستوری برای زن و مرد نیست؛ بلکه باید همان منطق اسلامی مورد توجه قرار گیرد:

مهریه را سبک بگیرید، اما حق زن را سبک نشمارید.

زن و مرد باید از ابتدای زندگی با آگاهی و رضایت درباره مهریه توافق کنند و پس از آن نیز هر دو طرف نسبت به تعهدات خود پایبند باشند. دولت نیز به جای ورود مستقیم به مالکیت خصوصی، می‌تواند شرایطی ایجاد کند که جوانان بدون نیاز به مهریه‌های سنگین و قراردادهای پیچیده، با آرامش و امنیت بیشتری وارد زندگی مشترک شوند.

در چنین شرایطی می‌توان میان «توصیه به مهریه آسان» و «حفظ حق قطعی زن» جمع کرد.

دولت می‌تواند برای کاهش هزینه‌های ازدواج سیاست‌گذاری کند، فرهنگ ساده‌گیری را گسترش دهد، خانواده‌ها را به آسان‌گیری دعوت کند، زمینه ازدواج آسان را فراهم آورد، نسبت به مهریه‌های غیرواقعی هشدار دهد و پیامدهای اقتصادی مهریه‌های بسیار سنگین را برای جامعه تبیین کند.

اما این مسئله با آن تفاوت دارد که دولت یا دولتمردان بخواهند بعد از توافق زن و مرد، حق مالی زن را به تشخیص خود کاهش دهند یا بخشی از آن را از مالکیت او خارج کنند.

مهریه پس از آنکه به عنوان تعهدی معتبر در عقد قرار گرفت، متعلق به زن است. همان‌طور که زن نباید بدون دلیل و تنها برای افزایش رقم مهریه، زندگی مشترک را به یک معامله اقتصادی تبدیل کند، حاکمیت نیز نباید با این استدلال که «مهریه زیاد است، پس باید آن را کاهش داد»، وارد مالکیت خصوصی افراد شود.

راه اصلاح مسئله مهریه، تغییر مالک آن نیست؛ بلکه باید فرهنگ تعیین مهریه اصلاح شود.

اگر جامعه به این نتیجه رسیده است که مهریه‌های بسیار سنگین به ازدواج آسیب می‌زند، راهکار آن آموزش، فرهنگ‌سازی و فراهم کردن شرایط ازدواج آسان است، نه سلب حق مالی زن.

مهرالسنه؛ آیا فقط یک عدد تاریخی است؟

در این میان، موضوع «مهرالسنه» نیز قابل توجه است.

مهرالسنه در منابع روایی مقدار مشخصی دارد و در فرهنگ اسلامی به مهریه‌ای گفته می‌شود که پیامبر اکرم(ص) برای همسران و دختر گرامی خود حضرت فاطمه زهرا(س) قرار داده‌اند. مقدار مشهور آن ۵۰۰ درهم است.

با این حال، اینکه امروز صرفاً همان عدد تاریخی «۵۰۰ درهم» را بدون توجه به ارزش اقتصادی آن در زمان پیامبر(ص) تکرار کنیم، الزاماً به معنای حفظ فلسفه مهرالسنه نیست.

ارزش پول، قیمت نقره و طلا، قدرت خرید و وضعیت اقتصادی جامعه در دوره‌های مختلف تغییر می‌کند. بنابراین اگر هدف، محاسبه ارزش اقتصادی مهرالسنه در روزگار کنونی باشد، باید معادل اقتصادی آن در شرایط امروز مورد توجه قرار گیرد و نه صرفاً رقم تاریخی آن.

به بیان دیگر، مهرالسنه نباید به یک عدد ثابت و بی‌ارتباط با شرایط اقتصادی تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد، شناخت معیار و ارزش آن در زمان صدور و سپس مقایسه آن با شرایط اقتصادی روز است.

بنابراین کسی که می‌خواهد مهرالسنه را در زمان حاضر معیار قرار دهد، می‌تواند ارزش نقره و قدرت خرید آن در زمان پیامبر(ص) را بررسی و سپس معادل آن را با شرایط اقتصادی امروز مقایسه کند.

در واقع، نباید مهرالسنه را تنها با یک عدد اسمی تعریف کرد؛ معیار و ارزش واقعی آن اهمیت بیشتری دارد.

داستان حضرت موسی(ع)؛ مهریه‌ای فراتر از یک رقم

گاهی برای نشان دادن مخالفت اسلام با مهریه‌های سنگین، به داستان حضرت موسی(ع) و حضرت شعیب(ع) اشاره می‌شود؛ ماجرایی که در آن حضرت موسی(ع) پذیرفت سال‌هایی برای حضرت شعیب(ع) کار کند.

اما این داستان نیز باید با دقت مورد توجه قرار گیرد.

در آیه ۲۷ سوره قصص، حضرت شعیب(ع) پس از مطرح کردن پیشنهاد ازدواج می‌فرماید:

«وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ»

من نمی‌خواهم تو را به سختی بیندازم.

از این رو نمی‌توان این ماجرا را صرفاً الگویی برای تعیین مهریه سنگین یا تحمیل تعهدی طاقت‌فرسا دانست. در این داستان، موضوع ازدواج، زندگی مشترک، کار، تأمین معاش و همراهی حضرت موسی(ع) با خانواده شعیب(ع) در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

یکی از نکات قابل توجه این ماجرا نیز می‌تواند این باشد که مهریه نباید به ابزاری برای فشار و سخت‌گیری تبدیل شود؛ بلکه باید در چارچوب عدالت، رضایت و مصلحت زندگی مشترک قرار داشته باشد.

 مسئله اصلی مهریه نیست؛ نگاه ما به آن است

مشکل زمانی آغاز می‌شود که مهریه از یک حق مالی و نشانه تعهد، به ابزار رقابت، چشم‌وهم‌چشمی، تضمین انتقام از آینده یا معیاری برای سنجش ارزش زن تبدیل شود.

همان‌گونه که داشتن مهریه ۱۰۰ یا ۵۰۰ سکه لزوماً به معنای ارزشمندتر بودن یک زن نیست، مهریه کم نیز به معنای کم‌ارزش بودن او نخواهد بود.

اسلام ارزش و جایگاه زن را با تعداد سکه‌های مهریه اندازه‌گیری نمی‌کند.

از سوی دیگر، اگر زنی در یک عقد صحیح و با رضایت خود مهریه‌ای را پذیرفته باشد، نمی‌توان صرفاً به دلیل سنگین بودن آن، حق مالی او را نادیده گرفت.

مهریه کم، یک توصیه اخلاقی و عاملی برای آسان‌تر شدن ازدواج است؛ اما مهریه زیاد، تا زمانی که در چارچوب شرعی و با رضایت دو طرف تعیین شده باشد، حق مالی زن محسوب می‌شود.

میان این دو گزاره هیچ تناقضی وجود ندارد.

دولت باید مسیر ازدواج را هموار کند، نه اینکه حق زن را کم‌رنگ کند

اگر سیاست‌گذاران به دنبال کاهش سن ازدواج و تسهیل تشکیل خانواده هستند، باید مشکلات اصلی جوانان را هدف قرار دهند؛ مشکلاتی مانند هزینه مسکن، اشتغال، درآمد، هزینه‌های مراسم ازدواج، تورم و ناامنی اقتصادی.

نمی‌توان همه مشکلات ازدواج را به مهریه نسبت داد و سپس برای حل مسئله، به جای اصلاح شرایط اقتصادی، حق مالی زن را هدف قرار داد.

مسئله اصلی این است که فرهنگ جامعه به سمتی حرکت کند که مهریه نه وسیله فشار و رقابت باشد و نه تعهدی صوری که کسی از ابتدا قصد اجرای آن را ندارد.

مهریه را می‌توان سبک گرفت، اما حق زن را نمی‌توان سبک شمرد.

کد مطلب 2267270

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =

آخرین اخبار