زندگی پرماجرای لویی چهاردهم، «شاه خورشید»

دوران سلطنت لویی چهاردهم، که اغلب از آن با عنوان «قرن بزرگ» (Le Grand Siècle) یاد می‌شود، برای همیشه با تصویر یک پادشاه مطلق‌گرا و دولتی مقتدر و متمرکز گره خورده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، لویی چهاردهم که به دلیل تولد پس از ۲۳ سال انتظار برای وارث، با لقب «لوییِ عطا شده از سوی خداوند» مورد استقبال قرار گرفت، در سال ۱۶۳۸ در سن ژرمن‌آن‌له به دنیا آمد. او پس از مرگ پدرش، پادشاه لویی سیزدهم، در سن چهار سالگی به تخت سلطنت نشست. این پادشاه جوان، آموزش‌های جامع خود را نزد مادرش، آن اتریسی، و پدرخوانده‌اش، کاردینال مازارن، دریافت کرد. آن اتریسی (۱۶۶۶-۱۶۰۱) شاهزاده اسپانیا و ملکه فرانسه بود که پس از مرگ همسرش، از سال ۱۶۴۳ تا ۱۶۵۱ در آغاز دوران سلطنت پسرش، نایب‌السلطنه بود. کاردینال مازارن (۱۶۶۱-۱۶۰۲) جانشین کاردینال دو ریشلیو شد و تا زمان مرگ، وزیر نخستِ نایب‌السلطنه آن اتریسی و لویی چهاردهمِ جوان بود. در حالی که مادرش به عنوان نایب‌السلطنه حکومت می‌کرد و مازارن خود را وقف آموزش‌های سیاسی پادشاه جوان کرده بود، درگیری‌های داخلی موسوم به «فروند» (۱۶۵۳-۱۶۴۸) شعله‌ور شد. این شورش که با اختلاف میان سلطنت و پارلمان پاریس آغاز شده بود، متعاقباً به میان اشراف نیز گسترش یافت. پادشاهِ کودک از تکبر لردهای بزرگ و تهدیدهای فیزیکی در پایتخت، احساس تحقیر می‌کرد؛ تجربه‌ای که او هرگز فراموش نکرد.

لویی چهاردهم در سال ۱۶۶۰ در سن ژآن-دو-لو، با دخترعمویش ماریا ترزا (شاهزاده اسپانیا) ازدواج کرد. این پیوند، آشتی میان فرانسه و همسایه‌اش اسپانیا را تثبیت کرد. این زوج سلطنتی شش فرزند داشتند، اما تنها فرزند ارشد آن‌ها، لوییِ فرانسه که به «لو گران دوفین» (ولیعهد بزرگ) شهرت داشت، به بزرگسالی رسید. پس از مرگ ملکه در سال ۱۶۸۳، پادشاه در خفا با مادام دو مَننتون ازدواج کرد. او آخرین نفر در سلسله معشوقه‌های رسمی پادشاه بود؛ پیش از او، مادموآزل دو لا والیر و مادام دو مونتسپان حضور داشتند که با پادشاه چندین فرزند مشروع نیز داشتند.

از اقامتگاه‌های سلطنتی تا کاخ ورسای

تا پیش از افتتاح رسمی کاخ ورسای در ۶ می ۱۶۸۲ [۱۷ اردیبهشت ۱۰۶۱]، دربار سلطنتی بارها محل استقرار خود را تغییر می‌داد. لویی چهاردهم و درباریان او ابتدا در کاخ لوور و سپس توئیلری مستقر بودند و در دوره‌هایی نیز در کاخ‌های سن ژرمن‌آن‌له، ونس، فونتنبلو و ورسای (که در حال گسترش سریع بود) اقامت می‌کردند. وظیفه ساخت و تزئین این اقامتگاه نهایی سلطنتی به هنرمندان بزرگی سپرده شد؛ ازجمله آندره لو نوتر (باغبانی لویی چهاردهم)، لو لو وو (معمار نخست پادشاه)، شارل لو برون (نقاش نخست پادشاه) و ژول هاردوین-مانسار (معمار نخست از سال ۱۶۸۱).

در سال ۱۶۷۸، ساخت «تالار آینه‌ها» آغاز شد؛ قدرتمندترین نماد قدرت مطلق پادشاه. کاخ و ساختمان‌های اطراف آن، که فضایی کافی برای اسکان تمام دربار فراهم می‌کرد، به‌سرعت به نماد عصری بدل شدند که در آن، اشراف برای نزدیک ماندن به پادشاه، دست به هر کاری می‌زدند. لویی چهاردهم با رعایت سنت سلطنتی مبنی بر در دسترس بودن پادشاه برای درباریان، قدرت خود را تثبیت کرد. تحت نظارت دقیق حاکم، اشراف دیگر نمی‌توانستند علیه تخت سلطنت توطئه کنند؛ لردهای بزرگ در ارتش یا در دربار، در جایگاه خود نگاه داشته می‌شدند و مشتاق خدمت و خشنود کردن پادشاه بودند. پادشاه، با هیبتی با شکوه و رعب‌آور که توسط ارتشی از جاسوسان مطلع می‌شد، بر همه‌چیز کنترل داشت.

پادشاهی هنرپرور

لویی چهاردهم علایق گسترده‌ای داشت و در زمینه‌های متعددی سرآمد بود، ازجمله موسیقی (گیتار می‌نواخت)، رقص (در باله‌ها اجرا می‌کرد) و اسب‌سواری (لویی چهاردهم سوارکاری چیره‌دست بود). او همچنین به شکار، پیاده‌روی، شمشیربازی، نمایش‌ها و بازی‌های سالنی علاقه داشت و از دوستداران پروپاقرص بیلیارد بود. او خود را با برجسته‌ترین هنرمندان و نویسندگان عصر خود احاطه کرده بود، ازجمله مولیر، لولی و راسین. در کاخ ورسای، او باشکوه‌ترین کمدی‌ها، اپراها و تراژدی‌ها را به صحنه می‌برد و مهمانی‌های مجللی ترتیب می‌داد.

پادشاهی با حق الهی

در آغاز سلطنت، پیش از آن‌که به تمثیل‌های سیاسی‌تر روی آورد، لویی چهاردهم خورشید را به عنوان نماد شخصی خود برگزید. خورشید نماد آپولو، خدای صلح و هنر است؛ همچنین ستاره‌ای است که به همه چیز حیات می‌بخشد و با نظمی تغییرناپذیر طلوع و غروب می‌کند. لویی چهاردهم نیز همچون این خدا، جنگجویی بود که برای برقراری صلح می‌جنگید؛ او همچنین حامی هنر و سرچشمه تمام امتیازات بود. او از طریق نظم خلل‌ناپذیر زندگی‌اش و آیین‌های عمومیِ برخاستن از خواب و به بستر رفتن، این همانندی‌های نمادین را در اذهان تثبیت می‌کرد. کاخ ورسای مملو از بازنمایی‌ها و اشارات تمثیلی به خدای خورشید (تاج‌های برگ‌بو، چنگ‌ها، سه‌پایه‌ها) است که با پرتره‌ها و نشان‌های سلطنتی تلفیق شده‌اند.

سلطنت مطلق

به عنوان فرمانروایی با حق الهی، پادشاه نماینده خداوند بر روی زمین بود. از همین رو بود که قدرت لویی چهاردهم «مطلق» خوانده می‌شد؛ واژه‌ای که در زبان لاتین به معنای تحت‌اللفظی «آزاد از هرگونه قید و بند» است: پادشاه در برابر هیچ‌کس جز خداوند پاسخ‌گو نبود. لویی چهاردهم در مراسم تاج‌گذاری‌اش سوگند یاد کرد که از آیین کاتولیک دفاع کند. او برای ادای این عهد و حفظ وحدت مذهبی قلمروی خود، یانسنی‌های پورت-رویال را سرکوب کرد و دستور آزار و اذیت پروتستان‌ها را صادر نمود. سیاست پیشینِ تسامح مذهبی، با لغو «فرمان نانت» در سال ۱۶۸۵ کنار گذاشته شد. پروتستان‌ها مجبور به تغییر آیین شدند و بیش از دویست هزار نفر از آن‌ها از کشور گریختند.

لویی چهاردهم از پایگاه خود در ورسای، بر کشوری متمرکز و مطلق‌گرا حکمرانی می‌کرد که همه چیز آن حول محور او می‌چرخید. پادشاه در بال اصلی کاخ، در طبقه اول و در مجموعه‌ای از سه آپارتمان که مختص او بود، زندگی می‌کرد. او آداب تشریفات سخت‌گیرانه‌ای را در دربار اعمال می‌کرد؛ مجموعه‌ای از قواعد و پروتکل‌هایی که درباریانِ اشرافی‌اش ملزم به رعایت آن‌ها بودند. او با یاری کولبر، بر سازمان‌دهی مجدد اداری و مالی قلمروی خود نظارت داشت و همچنین کارخانه‌هایی تأسیس کرد و برای رونق تجارت کوشید. او با کمک لووآ، ارتش را اصلاح کرد و از پیروزی‌های نظامی پی‌درپی بهره‌مند شد.

پس از ۷۲ سال سلطنت، لویی چهاردهم در ۱ سپتامبر ۱۷۱۵ [۱۰ شهریور ۱۰۹۴] درگذشت. او در کلیسای سن‌دنی به خاک سپرده شد و تخت سلطنت به نتیجه‌اش، لویی پانزدهم، که پنج سال داشت، رسید.

لویی چهاردهم همچنان تجسم «قرن بزرگ» است؛ عنوانی که مترادف با شکوه ورسای و عظمت فرانسه است.

منبع: en.chateauversailles.fr - سایت کاخ موزه ورسای

۲۵۹۵۷

کد مطلب 2268505

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =

آخرین اخبار