به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم در پایان سوره تحریم، داستان چهار زن را با چهار سرنوشت متفاوت روایت میکند؛ زنانی که زندگی آنان نشان میدهد جایگاه خانوادگی و شرایط اجتماعی، بهتنهایی نمیتواند انسان را به سعادت یا شقاوت برساند. دو نفر از این زنان، با اینکه همسر پیامبران الهی بودند، راه سقوط را برگزیدند و دو زن دیگر، یکی در خانه فرعون و دیگری در شرایطی دشوار، به نمونههایی ماندگار از ایمان و رستگاری تبدیل شدند.
آیات ۸ تا ۱۲ سوره تحریم، پایان این سوره را به شکلی معنادار رقم میزنند. سورهای که با یک مسئله خانوادگی و ماجرایی در خانه پیامبر(ص) آغاز شده، در پایان با دعوت مؤمنان به بازگشت از خطا، سخن گفتن از ضرورت مقابله با کفر و نفاق و سپس معرفی چهار زن بهعنوان دو نمونه از شکست و دو نمونه از رستگاری به پایان میرسد.
بنابر روایت فارس، علامه طباطبایی در «المیزان» با توجه به ارتباط این آیات، بر این نکته تأکید دارد که ایمان حقیقی چیزی فراتر از ادعا یا وابستگی خانوادگی است. انسان در برابر خداوند، مسئول انتخاب خویش است و باید شخصاً مسیر حق را برگزیند. ترتیب آیات نیز همین معنا را دنبال میکند؛ از توبه و اصلاح درونی گرفته تا آزمون ایمان و انتخاب مسیر درست.
توبه نصوح؛ فراتر از یک استغفار زبانی
آیه هشتم با خطاب به اهل ایمان آغاز میشود:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا»
تعبیر «توبه نصوح» در این آیه، آغازگر مسیری است که قرآن برای مؤمنان ترسیم میکند. از نگاه تفسیری علامه طباطبایی، توبه صرفاً به زبان آوردن «استغفرالله» یا اظهار پشیمانی نیست؛ بلکه بازگشتی واقعی و صادقانه از راه خطا به سوی خداوند است.
قرآن در ادامه، ثمره این بازگشت را نیز بیان میکند:
«أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ»
یعنی خداوند میتواند بدیها و آثار گناهان انسان را بپوشاند و او را وارد مرحلهای تازه کند. بر این اساس، توبه در نگاه قرآن تنها به معنای پاکشدن گذشته نیست؛ بلکه فرصتی برای بازسازی انسان و تغییر مسیر زندگی اوست.
نور مؤمنان در روز قیامت خاموش نمیشود
در ادامه آیه هشتم، تصویری از روز قیامت پیش روی مخاطب قرار میگیرد؛ روزی که خداوند پیامبر(ص) و مؤمنان همراه او را خوار نمیکند و نور آنان پیش رویشان و در سمت راستشان حرکت خواهد کرد:
«نُورُهُمْ یَسْعَیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ»
این نور را باید در ارتباط با حقیقت ایمان و هدایت الهی فهم کرد؛ نوری که در قیامت ظهور مییابد و راه مؤمنان را روشن میکند.
با این حال، نکته قابل تأمل آن است که مؤمنان حتی در چنین جایگاهی نیز خود را بینیاز از رحمت الهی نمیدانند و میگویند:
«رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا»
یعنی «پروردگارا، نور ما را برایمان کامل کن و ما را بیامرز.»
این دعا نشان میدهد که مؤمن حقیقی، حتی در اوج امید، خود را از لطف و مغفرت خداوند بینیاز نمیبیند. ایمان واقعی با تصور مصونیت کامل و بینیازی از رحمت الهی متفاوت است.

پس از توبه، زمان ایستادگی فرا میرسد
آیه نهم، مسیر بحث را از اصلاح درونی انسان به عرصه اجتماعی میکشاند:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ»
در این آیه، کافران و منافقان در کنار یکدیگر مطرح شدهاند؛ چراکه هر دو در برابر جامعه ایمانی قرار میگیرند، هرچند منافقان ممکن است در ظاهر خود را عضوی از همان جامعه نشان دهند.
از دیدگاه علامه طباطبایی، مفهوم جهاد در این آیه با توجه به نوع مواجهه و شرایط هر گروه قابل فهم است. همچنین «غلظت» به معنای قاطعیت، استواری و تسلیمنشدن در برابر جریانهایی است که ایمان و جامعه مؤمنان را تهدید میکنند.
بنابراین، قرآن پس از دعوت به اصلاح نفس، بر یک وظیفه اجتماعی نیز تأکید میکند؛ جامعه مؤمن نمیتواند در برابر دشمنی و نفاق، همواره منفعل و بیتفاوت باقی بماند.
حتی همسر پیامبر هم بودن، تضمینکننده نجات نیست
در آیات دهم و یازدهم، قرآن دو تصویر کاملاً متفاوت را در برابر مخاطب قرار میدهد.
در آیه دهم، از همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط سخن گفته میشود:
«کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا»
هر دو زن در خانه دو پیامبر بزرگ الهی زندگی میکردند، اما این نزدیکی و رابطه خانوادگی نتوانست آنان را از سرانجام انتخاب نادرستشان نجات دهد.
قرآن درباره آنان میفرماید:
«فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنْ اللَّهِ شَیْئًا»
یعنی صالحبودن همسر نیز نمیتواند مسئولیت شخصی انسان را در برابر خداوند از میان ببرد.
علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات، این دو نمونه را دلیلی بر استقلال شخصیت انسان در برابر پروردگار میداند. هیچکس نمیتواند ایمان فرد دیگری را جایگزین ایمان خودش کند؛ حتی اگر آن فرد، پیامبر خدا و همسر او باشد.

آسیه و مریم؛ دو الگوی ایمان در سختترین شرایط
در مقابل این دو نمونه، قرآن برای مؤمنان از همسر فرعون یاد میکند؛ زنی که در خانه و در مرکز قدرت یک حاکم طاغوتی زندگی میکرد، اما توانست راه خود را از فرعون و رفتار او جدا کند.
دعای او چنین بود:
«رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ»
این دعا حاوی نکتهای ظریف است؛ آسیه پیش از درخواست خانهای در بهشت، «نزد خدا بودن» را طلب میکند. برای او اصل ماجرا، رسیدن به حقیقت و فاصلهگرفتن از فرعون و مسیر اوست:
«وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ»
آخرین نمونهای که قرآن معرفی میکند، حضرت مریم(س) است؛ بانویی که قرآن با تعبیر «أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا» بر پاکدامنی او تأکید میکند و در ادامه میفرماید:
«وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ»
در مورد مریم(س)، ایمان در کنار پاکدامنی قرار گرفته و با تصدیق سخنان الهی و کتابهای خداوند همراه شده است؛ یعنی ایمان او تنها یک باور قلبی نیست، بلکه با پذیرش حقیقت الهی همراه است.
آنچه سرنوشت انسان را تعیین میکند، انتخاب اوست
مجموع این چهار آیه، پیام روشنی دارد: خانواده، محیط زندگی و جایگاه اجتماعی، بهتنهایی سرنوشت انسان را مشخص نمیکنند.
ممکن است زنی در خانه دو پیامبر زندگی کند، اما مسیر خطا را انتخاب کند؛ و در مقابل، زنی در خانه فرعون باشد و به یکی از برجستهترین الگوهای ایمان تبدیل شود.
از این منظر، آیات ۸ تا ۱۲ سوره تحریم یک مسیر پیوسته را ترسیم میکنند؛ ابتدا دعوت به «توبه نصوح»، سپس شکلگیری و کاملشدن نور ایمان، پس از آن ایستادگی در برابر کفر و نفاق و در نهایت، تأکید بر انتخاب آگاهانه انسان.
پیام این آیات آن است که رستگاری با ادعا یا نسبت خانوادگی به دست نمیآید. آنچه انسان را در مسیر نجات قرار میدهد، بازگشت صادقانه به خداوند، ایمان حقیقی و ایستادن در جبهه حقیقت است.
تلاوت این آیات از سوره تحریم، که در صفحه ۵۶۱ قرآن کریم قرار دارد، در ادامه ببینید و بشنوید.




نظر شما