هشدار امیرالمؤمنین(ع) درباره وسوسه قدرت و ثروت؛ چرا نزدیک‌شدن به قدرتمندان خطرناک است؟

چرا انسان به صاحبان قدرت و ثروت دل می‌بندد و برای نزدیک‌شدن به آنها طمع می‌کند؟ امیرالمؤمنین(ع) با تعبیری تکان‌دهنده، این میل را خطری برای عزت انسان می‌داند و راه مهار آن را در زهد آگاهانه، قناعت و پناه‌بردن به خداوند معرفی می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، میل به قدرت و ثروت، از جمله گرایش‌هایی است که اگر از کنترل انسان خارج شود، می‌تواند او را از مسیر اخلاق و معنویت دور کند. امیرالمؤمنین(ع) برای مقابله با این میل، توصیه به کناره‌گیری مطلق از دنیا نمی‌کنند؛ بلکه راه نجات را در زهد همراه با آگاهی، قناعت و رعایت اعتدال می‌دانند.

بنابر روایت مهر، همزمان با شکل‌گیری نهضت اسلامی در دهه ۴۰ شمسی، توجه دوباره‌ای به نهج‌البلاغه و آموزه‌های آن شکل گرفت و اندیشمندان انقلاب اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای برای این کتاب قائل شدند. این اهتمام را می‌توان در سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه، که نخستین‌بار در بهار سال ۱۳۶۰ برگزار شد، مشاهده کرد.

ایشان در آن سخنرانی درباره شرایط جهان اسلام چنین بیان کردند: «ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.»

دنیا در نگاه امیرالمؤمنین(ع)؛ نه دشمن مطلق، نه هدف نهایی

در بخش‌های گوناگون نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) درباره نسبت انسان با دنیا، مال و ثروت‌اندوزی سخن گفته‌اند. محور اصلی این هشدارها، دلبستگی افراطی به دنیای گذرا و غفلت از آخرت است.

در نگاه حضرت، آنچه نکوهش می‌شود، اصل بهره‌مندی از دنیا نیست؛ بلکه تبدیل‌شدن دنیا به هدف نهایی زندگی است. ایشان با توجه به معنای واژه «دنیا» و ارتباط آن با «دنو» و «دنائت»، نسبت به دنیاطلبی و پیامدهای آن هشدار داده‌اند؛ چراکه چنین دلبستگی‌ای می‌تواند انسان را به سوی پستی بکشاند.

با این حال، دنیا اگر در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، می‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به آخرت باشد. بنابراین، مسئله اصلی نوع نگاه انسان به دنیاست. اگر دنیا پلی برای رشد معنوی و آبادانی آخرت باشد، استفاده از آن نه‌تنها مذموم نیست، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز سعادت باشد؛ همان‌طور که در تعبیر معروف آمده است: «دنیا مزرعه آخرت است.»

ثروت؛ وقتی وسیله زندگی به عامل فریب تبدیل می‌شود

نگاه امیرالمؤمنین(ع) به مال و دنیا، تنها یک نگاه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه ابعاد روان‌شناختی و راهبردی نیز دارد. دنیا از نظر حضرت لزوماً شر مطلق نیست، اما می‌تواند همچون ابزاری فریبنده عمل کند و زمانی که انسان جایگاه واقعی آن را فراموش کند، به عاملی برای هلاکت تبدیل شود.

حضرت دنیا را به ماری تشبیه می‌کنند که ظاهرش نرم و خوشایند است، اما در درون خود زهری کشنده دارد. این تصویر نشان می‌دهد که جذابیت‌های مادی ممکن است در ظاهر آرامش و امنیت به انسان بدهند، اما وابستگی شدید به آنها می‌تواند پیامدهایی خطرناک داشته باشد.

یکی از خطاهای انسان آن است که تصور کند انباشتن هرچه بیشتر ثروت، برای او هویت، امنیت و ماندگاری به همراه می‌آورد؛ در حالی که دنیا ذاتاً ناپایدار و بی‌وفاست.

از همین رو، دلبستن به دنیا و تلاش بی‌پایان برای انباشت آن، مانند دنبال‌کردن سرابی است که تشنگی انسان را برطرف نمی‌کند. این عطش پایان‌ناپذیر می‌تواند انسان را وارد چرخه‌ای از رنج و گرفتاری کند و حتی او را به جایی برساند که سرمایه ابدی خود را با منفعتی کوتاه و زودگذر معامله کند.

معامله‌ای که پایانش حسرت است

از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، یکی از خطرناک‌ترین آثار دنیاپرستی، گرفتارشدن در یک معامله زیان‌بار است؛ معامله‌ای که در آن انسان اصول دینی و اخلاقی خود را برای دستیابی به منفعت مادی کنار می‌گذارد.

اگر فردی حتی بخشی از ارزش‌ها و اصول خود را به خاطر دنیا قربانی کند، در حقیقت در برابر سودی کوچک، سرمایه‌ای بزرگ را از دست داده است. چنین انتخابی می‌تواند زیانی به همراه داشته باشد که بسیار فراتر از منفعتی است که انسان در پی آن بوده است.

کسی که دنیا را به مهم‌ترین دغدغه خود تبدیل کند، سرانجام هنگام جدایی از آن با حسرتی سنگین مواجه خواهد شد و در قیامت نیز اندوهی ماندگار خواهد داشت؛ چراکه درخواهد یافت آنچه را باید وسیله‌ای برای زندگی و آخرت قرار می‌داد، به مقصد نهایی تبدیل کرده است.

نسخه امیرالمؤمنین(ع) برای رهایی از طمع چیست؟

با وجود همه این هشدارها، راهی که امیرالمؤمنین(ع) برای مقابله با دنیاپرستی معرفی می‌کنند، ترک کامل دنیا یا انزوای اجتماعی نیست. آنچه در این مسیر اهمیت دارد، زهد آگاهانه، قناعت و میانه‌روی است.

انسان اگر نمی‌تواند به بی‌اعتنایی کامل نسبت به دنیا برسد، دست‌کم باید در خواسته‌های خود اعتدال داشته باشد و اجازه ندهد میل به ثروت و قدرت به حرص و وابستگی تبدیل شود.

درمان طمع از شناخت ماهیت فریبنده دنیا آغاز می‌شود. انسان باید نگاه خود را از «انباشت» به «رشد» تغییر دهد؛ یعنی به جای آنکه تمام زندگی خود را صرف بیشترکردن دارایی کند، از امکانات مادی برای رشد معنوی و آبادانی آخرت بهره بگیرد.

دنیا در این نگاه مقصد نیست؛ بلکه پلی است برای رسیدن به مقصدی فراتر.

چرا انسان به صاحبان قدرت و ثروت متمایل می‌شود؟

حجت‌الاسلام محمد عشایری منفرد، پژوهشگر نهج‌البلاغه، با اشاره به خطبه ۲۱۰ نهج‌البلاغه درباره دنیادوستی و علاقه انسان به مال و قدرت، به این موضوع پرداخته است.

امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۲۱۰ می‌فرمایند:

«وَ إِنَّمَا اَلنَّاسُ مَعَ اَلْمُلُوکِ وَ اَلدُّنْیَا إِلاَّ مَنْ عَصَمَ اَللَّهُ»

البته باید میان دو نوع حرکت به سوی قدرت تفاوت قائل شد. اگر تلاش برای دستیابی به قدرت با هدف برپا داشتن دین خدا و دفاع از مظلومان باشد، این حرکت در مسیر سیره امیرالمؤمنین(ع) قرار می‌گیرد و می‌تواند از برترین عبادت‌ها باشد؛ موضوعی که در خطبه ۱۳۱ نهج‌البلاغه نیز مورد توجه قرار گرفته است.

اما نوع دیگری از گرایش به قدرت، از طمع سرچشمه می‌گیرد؛ میل به نزدیک‌شدن به صاحبان قدرت و ثروت با این امید که انسان بتواند بخشی از قدرت، ثروت، شهرت یا سرمایه اجتماعی آنان را به دست آورد.

بر اساس این بیان، اگر لطف الهی انسان را از این گرایش حفظ نکند، میل طبیعی او می‌تواند به سمت ارباب قدرت و ثروت کشیده شود.

طمع؛ آغاز از دست دادن عزت انسان

امیرالمؤمنین(ع) در سخنان مختلف خود تلاش کرده‌اند این تمایل را در انسان مهار کنند. در یکی از این بیانات می‌فرمایند:

«أَزْرَی بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَشْعَرَ اَلطَّمَعَ»

یعنی کسی که طمع به دارایی دیگران را در وجود خود جای دهد، در حقیقت عزت و شخصیت خویش را کوچک کرده است.

حضرت در سخنی دیگر، نزدیک‌شدن به صاحبان قدرت را به سوارشدن بر شیر تشبیه کرده‌اند:

«صَاحِبُ اَلسُّلْطَانِ کَرَاکِبِ اَلْأَسَدِ یُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ»

کسی که در کنار صاحب قدرت قرار گرفته، ممکن است از نگاه دیگران در موقعیتی حسرت‌برانگیز باشد؛ اما خودش بهتر می‌داند که بر چه مرکب خطرناکی سوار شده است.

این تعبیر امیرالمؤمنین(ع) نشان می‌دهد که نزدیکی به قدرت، برخلاف تصویری که از بیرون دیده می‌شود، همیشه نشانه امنیت و آرامش نیست؛ بلکه می‌تواند انسان را در معرض خطر و اضطراب قرار دهد.

عصمت از گرایش به قدرت و ثروت، با تلاش به دست می‌آید

حضرت در خطبه ۲۱۰، عامل کنترل این گرایش را لطف الهی معرفی می‌کنند:

«إِلاَّ مَنْ عَصَمَ اَللَّه»

اما از تعبیر قرآن کریم درباره «اعتصام» می‌توان دریافت که بهره‌مندی از این لطف، تنها امری خودکار و بدون تلاش نیست. به بیان دیگر، «عصمت» از گرایش به صاحبان قدرت و ثروت، نعمتی است که انسان باید برای دستیابی به آن تلاش کند.

خداوند زمینه این لطف را برای بندگان فراهم می‌کند، اما انسان نیز باید با اراده و کوشش، خود را به این پناه الهی متصل کند و «اعتصام» بجوید.

نهج‌البلاغه؛ تمرینی برای ساختن عظمت نفس

یکی از راه‌های تقویت این روحیه و رهایی از کشش افراطی قدرت و ثروت، انس با سخنان امیرالمؤمنین(ع) و تأمل در نهج‌البلاغه است.

حتی زکی مبارک، که از عالمان شیعه نبود، درباره تأثیر کلمات نهج‌البلاغه بر شخصیت انسان سخن قابل توجهی دارد. او معتقد بود تأمل در سخنان این کتاب، سه ویژگی را در انسان ایجاد می‌کند: مردانگی، شهامت و عظمت نفس.

از این منظر، نهج‌البلاغه صرفاً کتابی برای مطالعه تاریخی یا ادبی نیست؛ بلکه می‌تواند به انسان کمک کند تا نسبت خود را با دنیا، قدرت، ثروت و خواسته‌های مادی بازتعریف کند.

در نگاه امیرالمؤمنین(ع)، راه مهار طمع، فرار از دنیا نیست؛ بلکه شناخت حقیقت آن و قرار دادن دنیا در جایگاه درست است. انسان باید از مال و قدرت به‌عنوان ابزار استفاده کند، نه اینکه خود را بنده آنها سازد. زهد آگاهانه، قناعت، میانه‌روی و پیوند با خداوند، راهی برای حفظ عزت انسان در برابر وسوسه قدرت و ثروت است.

کد مطلب 2268664

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 11 =

آخرین اخبار