زندگی دنیا از نگاه قرآن؛ انسان برای ماندن آمده یا عبور کردن؟

دنیا در نگاه قرآن نه مقصد نهایی انسان است و نه عرصه‌ای بی‌ارزش؛ «مزرعه آخرت»، «تجارتخانه اولیای خدا» و «کلاس درس» انسان است؛ اما در همین جهانِ پرجاذبه و سرشار از آزمون، انسان میان عقل و فطرت از یک سو و هواهای نفسانی از سوی دیگر قرار گرفته و برای رسیدن به کمال، به هدایت پیامبران نیاز دارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، جایگاه واقعی انسان در دنیا زمانی روشن می‌شود که تعریف درستی از «زندگی دنیا» داشته باشیم. اگر دنیا را مقصد نهایی بدانیم، بسیاری از رفتارها و انتخاب‌های انسان تحت تأثیر همین نگاه قرار می‌گیرد؛ اما در آموزه‌های قرآن و روایات، دنیا نه به‌عنوان هدف نهایی زندگی معرفی شده و نه به‌طور کامل نفی شده است. دنیا در این نگاه، مرحله‌ای برای رشد و تکامل و وسیله‌ای برای رسیدن به سعادت و کمال پایدار است.

فرهنگ معاصر و به‌ویژه فرهنگ غربی، در بسیاری از مظاهر خود بر لذت‌ها و خواسته‌های زودگذر دنیوی تأکید دارد؛ رویکردی که نمی‌تواند پاسخگوی پرسش انسان درباره جایگاه حقیقی او و هدف نهایی زندگی باشد. در مقابل، آموزه‌های دینی تصویری متفاوت از دنیا ارائه می‌کنند؛ تصویری که در آن دنیا «پل» رسیدن به مقصدی والاتر است.

بنابر روایت ایمانور، در این نوشتار، با تکیه بر آموزه‌های قرآن کریم و روایات، ویژگی‌های زندگی دنیا و موقعیت انسان در این جهان بررسی می‌شود تا نسبت میان انسان، دنیا و مسیر رسیدن به کمال روشن‌تر شود.

برای بررسی نقش پیامبران الهی در تربیت انسان، ابتدا باید جایگاه انسان و ویژگی‌های محیطی را که در آن زندگی می‌کند، شناخت. بر اساس آموزه‌های قرآن و روایات، دنیا را می‌توان به «مزرعه»، «تجارتخانه» و «کلاس درس» تشبیه کرد؛ انسان در این دنیا در حال انتخاب، تلاش و کسب تجربه است و پیامبران الهی، مربیان و راهنمایانی هستند که انسان را با قواعد درست این مسیر آشنا می‌کنند.

زندگی دنیا ویژگی‌هایی دارد که شناخت آن‌ها برای فهم موقعیت انسان ضروری است؛ از جمله محدود بودن نعمت‌ها، وجود سختی‌ها و ابتلائات و در عین حال جذاب و فریبنده بودن جلوه‌های دنیوی.

از سوی دیگر، انسان نیز مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مثبت و منفی را در وجود خود دارد. عقل، فطرت و گرایش‌های معنوی از جمله ظرفیت‌های مثبت او هستند و در مقابل، هواهای نفسانی، شتاب‌زدگی و برخی رذایل اخلاقی می‌توانند مانع حرکت او به سوی کمال شوند. از همین رو، انسان برای پیمودن درست مسیر رشد، به هدایت و تربیت پیامبران الهی نیازمند است.

مقدمه؛ انسان در چه جهانی زندگی می‌کند؟

شناخت نقش پیامبران در تربیت انسان، بدون شناخت شرایط زندگی انسان در دنیا کامل نخواهد بود. برای آنکه بدانیم پیامبران چگونه انسان‌ها را به سوی رشد و کمال هدایت کردند، باید ابتدا بدانیم انسان در چه محیطی قرار گرفته، چه ویژگی‌هایی در اطراف او وجود دارد و خود او از چه ظرفیت‌ها و ضعف‌هایی برخوردار است.

در این زمینه دو موضوع اساسی قابل بررسی است؛ نخست، شناخت زندگی دنیا و جایگاه انسان در آن و دوم، بررسی اصول مشترکی که پیامبران الهی در تربیت انسان به کار گرفته‌اند.

این بحث به موضوع نخست اختصاص دارد؛ یعنی بررسی ویژگی‌های دنیا و جایگاه انسان در این جهان. در ادامه می‌توان روشن‌تر دید که چرا انسان، برای حرکت در مسیر کمال، به هدایت پیامبران نیاز دارد.

زندگی دنیا از نگاه قرآن؛ انسان برای ماندن آمده یا عبور کردن؟

الف ـ دنیا چیست؟

در نگاه قرآن و روایات، «دنیا» صرفاً محل برخورداری از امکانات و لذت‌های مادی نیست؛ بلکه مرحله‌ای گذرا و مقدمه‌ای برای زندگی جاودانه است. در سخنان پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، تعابیر قابل تأملی درباره حقیقت دنیا بیان شده که به خوبی جایگاه آن را نشان می‌دهد.

دنیا؛ مزرعه آخرت

یکی از معروف‌ترین تعابیر درباره دنیا این است که پیامبر گرامی اسلام(ص) آن را «مزرعه» آخرت معرفی کرده‌اند:

«الدُّنیَا مَزرَعَةُ الاخِرَة»[1]

بر اساس این تعبیر، انسان در دنیا مانند کشاورزی است که باید برای آینده خود بذر بپاشد. محصولی که در آخرت برداشت می‌شود، نتیجه اعمال و انتخاب‌هایی است که انسان در دنیا انجام داده است.

همان‌گونه که کشاورز نمی‌تواند انتظار داشته باشد اگر جو کاشته است، گندم برداشت کند، انسان نیز نمی‌تواند انتظار داشته باشد با انتخاب رفتارهای نادرست، نتیجه‌ای متفاوت و مطلوب در آخرت به دست آورد. هرچه در این دنیا کاشته شود، در سرای دیگر محصول آن برداشت خواهد شد.

دنیا؛ تجارتخانه اولیای خدا

امیرالمؤمنین(ع) نیز در نهج‌البلاغه تعبیری زیبا درباره دنیا دارند و آن را «تجارتخانه اولیای خدا» معرفی می‌کنند:

«مَتْجَرُ اولیَاءِ اللهِ»[2]

در این نگاه، دنیا بازاری است که در آن مؤمنان دست به معامله می‌زنند؛ سرمایه‌ای که عرضه می‌کنند، جان و مال آنان است و در مقابل، رضوان و بهشت الهی را طلب می‌کنند.

بنابراین، از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، دنیا محل یک تجارت بزرگ است؛ تجارتی که اگر انسان قواعد آن را به درستی بشناسد، می‌تواند از آن سودی جاودانه به دست آورد.

دنیا؛ کلاس تربیت انسان

از سوی دیگر، می‌توان زندگی دنیا را به یک دوره آموزشی تشبیه کرد. انسان به این جهان آمده است تا بیاموزد، تجربه کند، ضعف‌های خود را بشناسد و در مسیر تکامل گام بردارد.

اما همان‌طور که هر دوره آموزشی به استاد و مربی نیاز دارد، انسان نیز برای شناخت مسیر صحیح زندگی نیازمند راهنماست. پیامبران الهی در این نگاه، معلمان و مربیان این دوره آموزشی هستند.

اگر دنیا مزرعه است، پیامبران قواعد درست کشت و برداشت را به انسان می‌آموزند؛ اگر دنیا تجارتخانه است، آنان قوانین این معامله را معرفی می‌کنند و اگر دنیا کلاس درس است، پیامبران استادانی هستند که انسان را برای رسیدن به مقصد نهایی تربیت می‌کنند.

از این منظر، استفاده از تجربه و هدایت پیامبران برای انسان همانند مراجعه به یک متخصص در امور تخصصی است. کسی که می‌خواهد در مزرعه دنیا محصول مطلوبی برداشت کند، باید روش صحیح کاشت را بداند؛ کسی که در تجارتخانه دنیا به دنبال سود حقیقی است، باید قوانین معامله را بشناسد و کسی که می‌خواهد از این دوره آموزشی بیشترین بهره را ببرد، باید از آموزه‌های استادان این مسیر استفاده کند.

ب ـ ویژگی‌های زندگی دنیا

برای شناخت بهتر جایگاه انسان، باید ویژگی‌های محیطی را که در آن زندگی می‌کند نیز مورد توجه قرار داد. دنیا از یک سو محل رشد و حرکت انسان است و از سوی دیگر، شرایطی دارد که می‌تواند مسیر او را دشوار کند.

نعمت‌های دنیا محدود است

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های زندگی دنیوی، محدودیت امکانات و نعمت‌هاست. انسان در این جهان نمی‌تواند هرچه را می‌خواهد، به هر اندازه‌ای که تمایل دارد و هر زمان که اراده می‌کند، در اختیار داشته باشد.

ممکن است چیزی اساساً وجود نداشته باشد، یا اگر وجود دارد، به اندازه مورد نظر انسان نباشد و یا دسترسی به آن برای او امکان‌پذیر نباشد.

قرآن کریم در سوره شوری به این حقیقت اشاره کرده است:

﴿وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرُ بَصِیر﴾ [3]

«و اگر خداوند روزی را بر بندگانش گسترش می‌داد بی‌تردید در روی زمین ستم و طغیان می‌کردند، و لیکن آنچه را می‌خواهد با تقدیر و اندازه‌گیری نازل می‌کند، زیرا او به (حال) بندگانش آگاه و بیناست.»

یکی از حکمت‌های این محدودیت آن است که انسان همواره نیاز خود به خداوند را احساس کند. قرآن می‌فرماید:

﴿إِنَّ الانسانَ لَیَطْغی‏ * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی‏﴾ [4]

«به یقین انسان طغیان می‌کند، از اینکه خود را بی‌نیاز بیند.»

انسان زمانی که احساس کند هیچ نیازی ندارد و همه چیز در اختیار اوست، ممکن است دچار طغیان و غفلت شود. بنابراین، محدودیت‌های دنیا می‌تواند زمینه‌ای برای باقی ماندن احساس نیاز به خداوند در وجود انسان باشد.

زندگی دنیا از نگاه قرآن؛ انسان برای ماندن آمده یا عبور کردن؟

دنیا؛ عرصه امتحان و ابتلا

ویژگی دیگر زندگی دنیا، وجود آزمون‌ها و سختی‌هاست. دنیا محیطی است که انسان در آن بارها با شرایط دشوار مواجه می‌شود و در معرض امتحان قرار می‌گیرد.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

﴿إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾ [5]

«ما آنچه را که بر روی زمین است زینت و آرایش آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدام یک از ایشان در عمل نیکوترند.»

بر اساس این آیه، امکانات و جلوه‌های موجود در دنیا صرفاً برای برخورداری انسان قرار نگرفته‌اند؛ بلکه بخشی از زمینه امتحان او هستند.

گاهی ابتلا از طریق از دست رفتن همین نعمت‌ها صورت می‌گیرد. ممکن است فردی مال خود را از دست بدهد، گرفتار ورشکستگی شود، فرزند یا عزیزی را از دست بدهد یا سلامت او به دلیل بیماری آسیب ببیند. همه این موارد می‌توانند بخشی از آزمون‌های زندگی دنیا باشند.

امیرالمؤمنین(ع) در توصیف دنیا می‌فرمایند:

«دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»[6]

یعنی دنیا سرایی است که بلا و آزمون آن را فرا گرفته است.

قرآن کریم نیز در سوره بقره می‌فرماید:

﴿وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الانفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ ﴾ [7]

«و بی‌تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات آزمایش می‌کنیم؛ و صبرکنندگان را بشارت ده.»

بنابراین، سختی و آزمون، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی دنیاست و نحوه مواجهه انسان با این شرایط، در مسیر رشد او اهمیت فراوانی دارد.

دنیای محدود، اما سرشار از جاذبه

سومین ویژگی دنیا، جذابیت و جلوه‌های فراوان آن است. نکته قابل تأمل اینجاست که جهانی با نعمت‌های محدود و آمیخته با سختی و ابتلا، می‌تواند چنان برای انسان جذاب باشد که او را به خود وابسته کند.

قرآن کریم در سوره آل‌عمران به بخشی از این جلوه‌ها اشاره می‌کند:

﴿زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ﴾

«برای مردم علاقه به بعضی از دوست‌داشتنی‌ها زیبا جلوه داده شده است؛ مانند همسر و فرزندان.»

سپس می‌فرماید:

﴿وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسوّمةِ وَ الانعامِ وَ الْحَرْثِ﴾

«و اموال انبوه فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زرع.»

و در ادامه می‌فرماید:

﴿ذَلِکَ مَتَعُ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ اللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَاب﴾ [8]

«حال آنکه اینها وسیله برخورداری زندگی دنیاست، و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.»

انسان حتی زمانی که می‌داند بسیاری از داشته‌های دنیوی در معرض نابودی و از دست رفتن قرار دارند، باز هم به آن‌ها دلبستگی پیدا می‌کند. برای مثال، ممکن است فرد بداند خودروی گران‌قیمت او با یک حادثه ممکن است ارزش خود را از دست بدهد یا بداند که سرانجام باید همه دارایی‌های دنیوی را ترک کند، اما با این حال، دل کندن از این لذت‌ها برای او دشوار است.

این جاذبه شدید دنیا یکی از مهم‌ترین عواملی است که ضرورت هدایت و تربیت انسان را نشان می‌دهد.

زندگی دنیا از نگاه قرآن؛ انسان برای ماندن آمده یا عبور کردن؟

ج ـ جایگاه انسان در زندگی دنیا

اکنون باید پرسید انسان در چنین جهانی چه موقعیتی دارد؟

انسان موجودی است که هم ظرفیت‌های مثبت و سازنده دارد و هم با گرایش‌های منفی و بازدارنده روبه‌روست. شناخت این دو دسته ویژگی برای فهم نقش پیامبران در تربیت انسان ضروری است.

عقل؛ ابزار تشخیص درست از نادرست

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های مثبت انسان، عقل است. خداوند به انسان قدرت تعقل داده تا بتواند با استفاده از آن، تا حدودی درست را از نادرست و صحیح را از غلط تشخیص دهد.

عقل به انسان امکان می‌دهد درباره انتخاب‌های خود بیندیشد و پیامد رفتارهایش را ارزیابی کند.

 فطرت؛ گرایش درونی به خدا

دومین ویژگی مثبت انسان، فطرت اوست. خداوند انسان را به گونه‌ای آفریده که در وجودش گرایش به خدا، دین و معنویت قرار داده شده است.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ﴾ [9]

«پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خداست؛ فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست.»

بنابراین، در کنار عقل، گرایش فطری انسان به دین، معنویت و عالم ملکوت نیز یکی از سرمایه‌های مهم او برای حرکت به سوی کمال است.

هواهای نفسانی؛ مانعی در مسیر کمال

اما انسان تنها با ظرفیت‌های مثبت خود تعریف نمی‌شود. در وجود او گرایش‌هایی نیز وجود دارد که می‌توانند مسیر رشد و تعالی را دشوار کنند.

انسان در کنار عقل، با هواهای نفسانی، امیال مادی و خواسته‌های حیوانی نیز روبه‌روست. حرص، طمع و شتاب‌زدگی از جمله ویژگی‌هایی هستند که می‌توانند انسان را از توجه به هدف نهایی بازدارند.

یکی از این ویژگی‌ها، عجله است. انسان دوست دارد خیلی سریع به خواسته‌های خود برسد و گاهی حاضر نیست برای رسیدن به نتیجه مطلوب، صبر و تحمل داشته باشد.

در حالی که اگر انسان بتواند شتاب‌زدگی و دلبستگی افراطی به لذت‌های فوری را کنترل کند، در نگاه دینی، پاداشی بسیار فراتر از لذت‌های محدود دنیا برای او در نظر گرفته شده است.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ کانَ الانسانُ عَجُولاً»[10]

«و انسان همواره شتاب‌زده است.»

از این منظر، دنیا ظرفیت تأمین تمام خواسته‌های انسان را ندارد و تلاش برای رسیدن به برخورداری مطلق در همین جهان، با حقیقت زندگی دنیوی سازگار نیست.

برای مطالعه بیشتر درباره نگاه قرآن به زندگی دنیا می‌توان به مقاله «انسان در دنیا از نگاه قرآن» مراجعه کرد.

نتیجه؛ انسان در دنیا برای چه آمده است؟

با کنار هم گذاشتن مباحث مطرح‌شده، می‌توان تصویری روشن‌تر از زندگی دنیا و جایگاه انسان در آن به دست آورد.

دنیا در آموزه‌های دینی، نه هدف نهایی است و نه امری بی‌ارزش و مردود. دنیا «مزرعه آخرت»، «تجارتخانه اولیای خدا» و «کلاس درس انسان» است. در این مسیر، پیامبران الهی نقش معلم، مربی و راهنمای انسان را بر عهده دارند و قواعد درست زندگی و حرکت به سوی کمال را به او می‌آموزند.

از سوی دیگر، زندگی دنیا با محدودیت نعمت‌ها، سختی‌ها و ابتلائات همراه است و در عین حال، جلوه‌ها و جاذبه‌های فراوانی دارد که می‌تواند انسان را به خود وابسته کند.

خود انسان نیز ترکیبی از توانایی‌ها و ضعف‌هاست. عقل، فطرت و گرایش‌های معنوی، سرمایه‌های او برای حرکت در مسیر صحیح هستند و در مقابل، هواهای نفسانی، شتاب‌زدگی و برخی رذایل اخلاقی می‌توانند او را از این مسیر دور کنند.

بنابراین، انسان در محیطی قرار گرفته که هم فرصت رشد در آن فراهم است و هم عوامل متعددی برای انحراف و غفلت وجود دارد. نقش پیامبران الهی در چنین شرایطی، هدایت انسان از این مرحله محدود و گذرا به سوی مراتب بالاتر کمال و سعادت است.

در مقاله «پیامبران و تربیت انسان» می‌توان اصول مشترک روش تربیتی پیامبران الهی را بررسی کرد و دید آنان با تکیه بر چه سازوکارهایی، چه ظرفیت‌هایی را در انسان فعال کردند و چگونه او را از مرحله‌ای به مرحله بالاتر از رشد و تعالی رساندند.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج ‏19، ص 86.

[2]. نهج البلاغه، ص 493.

[3]. سوره شوری، آیه ۲۷.

[4]. سوره علق، آیات 6 و 7.

[5]. سوره کهف، آیه 7.

[6]. نهج البلاغه، ص 348.

[7]. سوره بقره، آیه ۱۵۵.

[8]. سوره آل عمران، آیه 14.

[9]. سوره روم، آیه 30.

[10]. سوره اسراء، آیه 11.

کد مطلب 2267764

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

آخرین اخبار