جایگاه زن در تمدن ایرانی ـ اسلامی؛ وقتی ابوریحان بیرونی کتاب نجومش را به یک زن تقدیم کرد

در میانه روایت‌هایی که تاریخ شرق را سرشار از محدودیت برای زنان تصویر می‌کنند، ماجرای «ریحانه» و ابوریحان بیرونی روایتی متفاوت پیش روی مخاطب می‌گذارد؛ زنی که در قرن چهارم هجری از بزرگ‌ترین دانشمند جهان اسلام خواست کتابی درباره نجوم برایش بنویسد و بیرونی نیز در پاسخ، اثر ارزشمند «التفهیم» را به او تقدیم کرد؛ روایتی که فارغ از اختلاف‌نظر پژوهشگران درباره هویت واقعی ریحانه، پرسش‌های مهمی درباره جایگاه زن و علم‌آموزی زنان در تمدن ایرانی ـ اسلامی مطرح می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هر روز از مسیر هزاران رسانه و کانال ارتباطی، این گزاره تکرار می‌شود که غرب منجی زنان جهان بوده و جوامع شرقی سال‌ها حقوق زنان را نادیده گرفته‌اند. اما اگر برای لحظه‌ای از فضای پرهیاهوی رسانه‌ای فاصله بگیریم و به سراغ اسناد و شواهد تاریخی برویم، با تصویری متفاوت مواجه خواهیم شد؛ تصویری که نشان می‌دهد در قرن چهارم هجری، زنی ایرانی از ابوریحان بیرونی درخواست کرد کتابی درباره نجوم برای او بنویسد و این دانشمند بزرگ جهان اسلام نیز در پاسخ، یکی از مهم‌ترین آثار علمی خود را به او تقدیم کرد.

این ماجرا صرفاً یک حکایت تاریخی نیست؛ بلکه روایتی قابل تأمل از جایگاه زن و دانش‌آموزی زنان در تمدن ایرانی ـ اسلامی به شمار می‌رود.

بنابر روایت ابنا، در دوره‌ای که در بخش‌هایی از جهان، زنان موجوداتی فرودست و حاشیه‌ای تلقی می‌شدند، تمدن ایرانی ـ اسلامی با تکیه بر آموزه‌های دینی و پشتوانه فرهنگی خود، برای زن جایگاهی ارزشمند قائل بود. برای شناخت این نگاه نمی‌توان تنها به شعارها و گزاره‌های کلی اکتفا کرد؛ بلکه باید به تاریخ مراجعه کرد و رفتار و سیره اندیشمندانی را بررسی کرد که در مسیر دانش، جنسیت را مانعی برای آموختن نمی‌دانستند.

یکی از نمونه‌های برجسته در این زمینه، ماجرای نگارش و تقدیم کتاب ارزشمند «التفهیم لأوائل صناعة التنجیم» از سوی ابوریحان بیرونی به بانویی دانش‌دوست به نام «ریحانه» است. (۱)

این‌که یک اثر علمی مهم به درخواست یک زن نوشته و به او تقدیم شده، نمی‌تواند صرفاً یک اتفاق ساده تاریخی تلقی شود؛ بلکه این روایت، تصویری از ارزش علم‌آموزی زنان در آن دوره ارائه می‌کند. بازخوانی چنین نمونه‌هایی نیز نه با هدف حسرت خوردن بر گذشته، بلکه برای شناخت بهتر هویت تاریخی و مقابله با روایت‌های یک‌سویه درباره شرق و غرب اهمیت دارد.

ابوریحان بیرونی و کتابی برای یک زن

در قرن چهارم و پنجم هجری قمری، ابوریحان بیرونی، دانشمند برجسته ایرانی و از چهره‌های بزرگ علمی جهان اسلام، کتاب «التفهیم لأوائل صناعة التنجیم» را به زبان فارسی تألیف کرد.

این اثر تنها به دلیل محتوای علمی و شیوه آموزشی متفاوت خود اهمیت ندارد؛ بلکه انگیزه نگارش و شخصی که کتاب برای او نوشته شده نیز آن را متمایز می‌کند.

بر اساس شواهد تاریخی، این کتاب برای دختری به نام «ریحانه» نوشته شده است.

بیرونی در مقدمه اثر، به صراحت می‌نویسد که کتاب را به درخواست «ریحانه بنت الحسین الخوارزمی» نگاشته است و می‌گوید:

«و این یادگار همچنین کردم مر ریحانه بنت الحسین الخوارزمی را که خواهنده او بود.»

این عبارت، نشان می‌دهد که زنی در آن دوره درخواست یادگیری دانش تخصصی کرده و دانشمندی در جایگاه ابوریحان بیرونی نیز به درخواست او پاسخ داده و کتابی علمی در زمینه نجوم و ریاضیات برایش نوشته است.

برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که ریحانه، دختر حسین یا حسن خوارزمی، از دانشمندان منطقه خوارزم بوده و خود نیز زنی باسواد و اهل دانش بوده است. (۲)

اهمیت این روایت زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم «التفهیم» از کهن‌ترین متون فارسی موجود در زمینه ریاضیات و نجوم محسوب می‌شود و به عنوان اثری علمی و ارزشمند، در فهرست میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو نیز ثبت شده است.

این کتاب با شیوه پرسش و پاسخ تنظیم شده و موضوعاتی همچون مبانی هندسه، حساب، نجوم و احکام نجوم را مورد بررسی قرار می‌دهد. افزون بر ارزش علمی، «التفهیم» گنجینه‌ای از واژگان و اصطلاحات اصیل علمی زبان فارسی نیز به شمار می‌رود.

از این منظر، تقدیم چنین اثر مهمی به یک زن، تصویری قابل توجه از جایگاه علم‌آموزی زنان در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ارائه می‌کند.

آیا «ریحانه» شخصیتی واقعی بود؟

البته درباره هویت ریحانه میان پژوهشگران اتفاق‌نظر وجود ندارد.

برخی محققان، از جمله جلال‌الدین همایی، ریحانه را شخصیتی واقعی می‌دانند. در مقابل، جعفر آقایانی چاوشی، استاد تاریخ علم، احتمال داده است که ریحانه شخصیتی «خیالی» بوده باشد.

بر اساس این دیدگاه، شاید بیرونی با انتخاب یک دختر به عنوان مخاطب کتاب، قصد داشته است به تعصبات رایج زمانه و محرومیت دختران از تحصیل علم اعتراض کند.

با این حال، چه ریحانه شخصیتی واقعی باشد و چه شخصیتی نمادین، اصل موضوع همچنان قابل توجه است: ابوریحان بیرونی، یک زن را به عنوان مخاطب یک اثر مهم علمی در نظر گرفته است.

اگر ریحانه واقعی باشد، این روایت سندی از حضور زنان دانش‌دوست در آن دوره خواهد بود و اگر شخصیت او نمادین باشد، باز هم انتخاب یک زن به عنوان نماد علم‌آموزی و دانش‌پذیری، خود نشان‌دهنده فضای فکری قابل تأمل آن تمدن است.

ریشه‌های نگاه ارزشمند به زن

نگاه ارزشمند به زن در تمدن ایرانی ـ اسلامی را می‌توان حاصل پیوند دو پشتوانه مهم دانست: آموزه‌های اسلام و فرهنگ ایرانی.

اسلام از همان آغاز بر اهمیت دانش‌آموزی تأکید داشت و علم را به جنسیت محدود نکرد. در سیره پیامبر اسلام(ص) نیز نمونه‌های متعددی از توجه به آموزش زنان دیده می‌شود.

حضرت زینب(س)، که با عنوان «عقیله بنی‌هاشم» شناخته می‌شوند، در دانش و تفسیر جایگاه برجسته‌ای داشتند و مجالس تعلیم قرآن و تفسیر برگزار می‌کردند. حضرت سکینه، دختر امام حسین(ع)، نیز از زنان دانشمند و مفسر صدر اسلام معرفی شده است.

در طول تاریخ اسلام نیز زنان متعددی در عرصه‌هایی مانند حدیث، فقه، شعر و فلسفه حضور داشته‌اند. (۳)

از سوی دیگر، فرهنگ کهن ایرانی نیز برای زن و مادر جایگاه ویژه‌ای قائل بوده است. ایران پس از ورود اسلام، این پیشینه فرهنگی را با آموزه‌های اسلامی درآمیخت و زمینه‌ای تازه برای حضور زنان در عرصه‌های مختلف علمی و فرهنگی شکل گرفت.

در این بستر، زنانی عالم، صاحب‌نظر، شاعر، فیلسوف و حتی سیاستمدار ظهور کردند.

همین ترکیب فرهنگی و دینی را می‌توان یکی از زمینه‌هایی دانست که امکان ظهور و پذیرش الگوهایی مانند ماجرای ابوریحان بیرونی و ریحانه را فراهم کرده است؛ روایتی که در آن درخواست علمی یک زن جدی گرفته شده و برای او اثری مهم و تخصصی نوشته می‌شود.

نگاهی به جایگاه زن در غرب هم‌عصر

برای مقایسه تاریخی، باید به جوامع غربی در همان دوره‌ها نیز توجه کرد.

نگاه منفی به زن در بخش‌هایی از تفکر غرب، سابقه‌ای طولانی دارد و به یونان باستان بازمی‌گردد. فیلسوفانی مانند افلاطون و ارسطو دیدگاه‌هایی درباره زنان داشتند که با مفهوم برابری امروزی فاصله بسیاری داشت.

ارسطو مرد را رئیس خانواده می‌دانست و اطاعت زن از مرد را امری طبیعی تلقی می‌کرد. او زنان را از دستیابی به برخی عالی‌ترین مراتب و توانمندی‌های انسانی محروم می‌دانست و برای آنان جایگاهی فروتر قائل بود. (۴)

این نگاه در دوره‌های بعد نیز به اشکال مختلف ادامه پیدا کرد.

در آتن کلاسیک، زنان از حقوقی مانند رأی دادن، مالکیت زمین و مشارکت سیاسی محروم بودند.

حتی پس از رنسانس اروپا نیز تغییر این وضعیت به سرعت اتفاق نیفتاد. فیلسوفانی مانند هابز، با وجود تأکید بر برابری انسان‌ها، خانواده را نهادی پدرسالار می‌دانستند. جان لاک نیز اگرچه با حکومت مطلقه سیاسی مخالفت می‌کرد، در حوزه خانواده برای برتری مردان جایگاهی قائل بود.

ژان ژاک روسو نیز نقش اصلی زنان را در خدمت به خانواده و خانه‌داری می‌دید و معتقد بود آموزش زنان باید تا حد زیادی در همین چارچوب تعریف شود.

در آثار شکسپیر نیز زنان گاه با ویژگی‌هایی مانند فریبندگی و دسیسه‌گری تصویر شده‌اند. کانت نیز با وجود تأکید بر عقلانیت و اصول عمومی، در دیدگاه‌های خود درباره جنسیت از معیارهایی متفاوت استفاده می‌کرد.

به طور کلی، تا قرن نوزدهم، زن در بخش قابل توجهی از فلسفه و فرهنگ غرب به عنوان موجودی کاملاً برابر با مرد شناخته نمی‌شد.

گوستاو لوبون، جامعه‌شناس فرانسوی، نیز در نوشته‌های خود به وضعیت نامناسب زنان غربی در دوره‌های گذشته اشاره کرده و درباره شرایط آنان در قرون وسطی مطالبی مطرح کرده است. (۵)

از تاریخ تا هیاهوی رسانه‌ای امروز

با چنین پیشینه‌ای، ادعای امروز برخی جریان‌های رسانه‌ای غربی درباره انحصار دفاع از حقوق زنان، نیازمند بررسی تاریخی است.

در بسیاری از رسانه‌ها این تصویر ارائه می‌شود که گویی آزادی و پیشرفت زنان تنها در چارچوب الگوی غربی امکان‌پذیر است و جوامع شرقی همواره در این زمینه عقب‌مانده بوده‌اند.

تکرار چنین روایت‌هایی می‌تواند بر ذهن نسل جوان تأثیر بگذارد و او را نسبت به پیشینه تاریخی و فرهنگی خود بی‌خبر کند.

در این روایت، گویی غرب برای نخستین بار دغدغه حقوق زنان را مطرح کرده و شرق همواره در این زمینه وامدار غرب بوده است.

اینجاست که اهمیت «رسانه‌پژوهی» آشکار می‌شود.

رسانه‌ای که خود را متعهد به بازنمایی واقعیت می‌داند، باید با مراجعه به اسناد تاریخی و استخراج روایت‌های مستند، امکان شناخت دقیق‌تر گذشته را برای مخاطب فراهم کند.

بازخوانی ماجرای «التفهیم» و ریحانه یکی از نمونه‌هایی است که می‌تواند نسل جوان را با بخشی از میراث علمی و فرهنگی تمدن ایرانی ـ اسلامی آشنا کند؛ تمدنی که در آن، یک دانشمند برجسته، درخواست علمی یک زن را جدی گرفته و اثری مهم را برای او به نگارش درآورده است.

معرفی چنین نمونه‌هایی به معنای نفی دستاوردهای دیگر تمدن‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند به بازسازی هویت تاریخی و تقویت خودباوری کمک کند.

شناخت این میراث به جوان ایرانی یادآوری می‌کند که تاریخ این سرزمین تنها روایت عقب‌ماندگی و محرومیت نیست، بلکه دانشمندان و اندیشمندانی در آن ظهور کرده‌اند که برای زن و علم‌آموزی او ارزش قائل بوده‌اند.

این بازشناسی نیز اگر بر پایه اسناد و واقعیت‌های تاریخی انجام شود، نه از سر دشمنی با دیگران، بلکه از مسیر شناخت درست هویت و تاریخ خود خواهد بود.

نتیجه‌گیری

داستان ریحانه و ابوریحان بیرونی را می‌توان فراتر از یک حکایت تاریخی بررسی کرد. این روایت، تصویری قابل تأمل از جایگاه زن و علم‌آموزی زنان در تمدن ایرانی ـ اسلامی ارائه می‌دهد؛ تمدنی که ریشه‌های این نگاه را می‌توان در پیوند آموزه‌های اسلامی و فرهنگ کهن ایرانی جست‌وجو کرد.

ماجرای نگارش و تقدیم «التفهیم» به ریحانه، چه این شخصیت را واقعی بدانیم و چه نمادین، نشان می‌دهد که در فضای فکری آن دوره، زن می‌توانست مخاطب یک اثر مهم علمی باشد و علم‌آموزی او امری شایسته توجه تلقی شود.

امروز نیز وظیفه رسانه‌ها، پژوهشگران و اندیشمندان است که با بازخوانی اسناد تاریخی، روایت‌های کمتر دیده‌شده را در اختیار نسل جوان قرار دهند.

شناخت جایگاه زن در فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی، به معنای عقب‌گرد یا انزوای فرهنگی نیست؛ بلکه می‌تواند راهی برای بازشناسی هویت تاریخی و بهره‌گیری از میراث علمی و فرهنگی گذشته باشد.

زنان ایرانی می‌توانند با تکیه بر این میراث، ضمن حفظ هویت فرهنگی و دینی خود، در عرصه‌های علم، فرهنگ و سیاست حضوری مؤثر داشته باشند و جایگاه شایسته خود را در جامعه به دست آورند.

 منابع

۱. فرخ‌زاد، پوران (۱۳۸۱)، کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز)، تهران: نشر قطره، ص. ۳۹۵.

۲. «کتابی برای ریحانه»، گفت‌وگو با جعفر آقایانی چاوشی، ضمیمه خردنامه همشهری، شماره ۵۴، تیر ۱۳۸۴.

۳. «نقش زنان در بنای تمدن»، عقیله حسین، مترجم: خ ـ م.

۴. مشکات، عبدالرسول (۱۳۹۰)، درآمدی بر اندیشه‌های معاصر، نشر سمت.

۵. نک: زن از دیدگاه فلسفه سیاسی غرب، نوشته سوزان مولر آکین، ترجمه ن. نوری‌زاد.

کد مطلب 2269632

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار