مبلغ - محمد عارف معزی: گسترش اینترنت و ورود هوش مصنوعی به حوزه دین، پرسشهای تازهای درباره مفهوم سنتی «تقلید» ایجاد کرده است. امروز افراد با چند جستوجوی ساده میتوانند به صدها فتوا، روایت و نظر فقهی دسترسی پیدا کنند؛ اما افزایش دسترسی به اطلاعات الزاماً به معنای کاهش نیاز به متخصص نیست و حتی میتواند ضرورت تشخیص، تحلیل و استنباط تخصصی را بیشتر کند.
هوش مصنوعی نیز میتواند به ابزاری قدرتمند برای گردآوری سریع آرای مراجع و منابع فقهی تبدیل شود، اما فاصله میان «دسترسی به اطلاعات دینی» و «صلاحیت استنباط حکم شرعی» همچنان مسئلهای اساسی باقی میماند.
پرسش مهمتر این است که اگر سامانههای هوشمند بتوانند پاسخهایی سریعتر و دقیقتر ارائه دهند، آیا نقش مرجع انسانی تغییر خواهد کرد؟ به نظر میرسد اینترنت و هوش مصنوعی میتوانند رابطه سنتی میان مقلد و مرجع را دگرگون کنند؛ رابطهای که شاید در آینده، بیش از تقلید صرف، به انتخاب آگاهانهتر میان دیدگاههای مختلف و نقش پررنگتر فناوری در فهم مسائل شرعی منجر شود.
حجت الاسلام مهدی زارعی، کارشناس رسانه و پژوهشگر حوزه دین و اندیشه در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی مهدی زارعی با مبلغ را میخوانید؛
شیوه دسترسی به فتوا تغییر کرده، نه اصل نیاز به مرجع/ تقلید در عصر دیجیتال از بین نمیرود
*** تقلید در معنای سنتی، مراجعه فرد غیرمتخصص به فقیه متخصص است؛ اما امروز فرد میتواند با یک جستوجوی ساده به تعداد زیادی فتوا و دیدگاه فقهی دسترسی پیدا کند. آیا این وضعیت معنای تقلید را تغییر داده است؟
به نظرم نخست باید میان «دسترسی به فتوا» و «تقلید» تفکیک جدی قائل شویم. اینترنت در واقع مسیر دسترسی به اطلاعات دینی را کوتاه کرده است، اما اصل مسئله تقلید همچنان بر جای خود باقی است. فرد غیرمتخصص با اینکه میتواند فتوای چند مرجع را ببیند، لزوماً توان تشخیص مبنای فقهی، درجه علمی مجتهدان، شرایط رجوع و اینکه در یک وضعیت مشخص کدام نظر برای او حجت است را پیدا نمیکند.
اتفاقاً در برخی مباحث منتشرشده درباره مرجعیت نیز تأکید شده که رجوع به مجتهد، از جنس رجوع عقلایی به متخصص است؛ انسان در حوزهای که تخصص ندارد، برای انجام تکلیف به متخصص رجوع میکند و در مسئله مرجعیت نیز سخن از رجوع به متخصص اعلم و ایجاد حجت برای مکلف در برابر خداوند است. بنابراین، اینکه فرد بتواند دهها پاسخ فقهی را در اینترنت مشاهده کند، مساوی با این نیست که خودش به «اهلیت تشخیص حکم شرعی» دست یافته باشد.
البته فناوری یک تغییر مهم ایجاد کرده و آن، کاهش انحصار ارتباطی مرجعیت است. امروز مقلد میتواند مستقیماً به پایگاه رسمی یک مرجع، رساله، استفتائات و آثار علمی دسترسی داشته باشد. خود خبرگزاری حوزه نیز در گزارشهای مرتبط با فناوری حوزوی، بر حرکت از کتابخانههای سنتی به فضای وب، دادههای دیجیتال و جستوجوی هوشمند منابع تأکید کرده است.
بنابراین، تقلید در عصر دیجیتال از بین نمیرود، بلکه شیوه دسترسی مقلد به فتوای مرجع تغییر میکند. در گذشته فرد ممکن بود برای رسیدن به پاسخ شرعی، به رساله مراجعه یا از دفتر مرجع سؤال کند؛ امروز همان کار را از طریق وبسایت رسمی، سامانه پاسخگویی یا ابزارهای دیجیتال انجام میدهد.
صرف جستوجو، مسئله فهم روایت و فتوا را حل نمیکند/ فناوری میتواند نقش متخصص را مهمتر کند
*** امروز قرآن، روایات، کتابهای فقهی و حتی آرای مراجع در اختیار همگان است. آیا این دسترسی گسترده نیاز مردم به متخصص را کمتر کرده است؟
در ظاهر ممکن است چنین به نظر برسد، اما از منظر معرفتی ماجرا دقیقاً میتواند برعکس باشد. هرچه حجم اطلاعات بیشتر شود، مسئله «تشخیص، اعتبارسنجی و تحلیل» اهمیت بیشتری پیدا میکند.
یک کاربر ممکن است در چند دقیقه با دهها روایت، چند فتوا و چند تحلیل مواجه شود؛ اما اینکه کدام روایت معتبر است، نسبت آن با سایر روایات چیست، آیا روایت اطلاق دارد یا مقید شده، موضوع واقعی مسئله چیست و فقها بر اساس چه مبنایی به نتایج متفاوت رسیدهاند، دیگر با صرف جستوجو حل نمیشود.
اتفاقاً همین مسئله در سخنان صاحبنظرانی که شبکه اجتهاد منتشر کرده، بهوضوح دیده میشود. احمد مبلغی تأکید کرده است که اجتهاد نیازمند حجم عظیمی از اطلاعات است و هوش مصنوعی میتواند در تجمیع، تنظیم و ترکیب این اطلاعات به فقیه کمک کند؛ از سوی دیگر، ناقص دیدن موضوع میتواند باعث شود حکم صادرشده ناظر به «موضوع ذهنی» فقیه باشد، نه واقعیت بیرونی.
پس فناوری، مسئله را از «کمبود اطلاعات» به سمت «مدیریت اطلاعات» برده است. اینجا نقش متخصص حتی مهمتر میشود؛ زیرا مسئله اصلی دیگر صرفاً پیدا کردن متن نیست، بلکه فهم متن در منظومه دانش فقه و تطبیق آن بر موضوع واقعی است.
البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت که دسترسی آزاد به منابع دینی یک فرصت بزرگ برای آگاهی عمومی است. آیتالله اعرافی نیز تأکید کرده که فناوری هوش مصنوعی در علوم اسلامی میتواند بهعنوان ابزاری در دست محقق و فقیه قرار گیرد و حتی در فرآیند استخراج فتوا، موجب تسریع و بهبود فرآیندهای علمی شود.
بنابراین، اینترنت مردم را از مراجعه به متخصص بینیاز نمیکند؛ بلکه میتواند سطح پرسشگری آنها را ارتقا دهد و مراجعه آنان به متخصص را آگاهانهتر کند.
این احتمال که هوش مصنوعی وارد استنباط فقهی شود، غیرممکن نیست/ نقش هوش مصنوعی در فرآیند اجتهاد همین حالا هم واقعی است
*** هوش مصنوعی امروز میتواند منابع را جستوجو و آرای مراجع را کنار هم قرار دهد. آیا باید آن را صرفاً ابزار دسترسی به فتوا بدانیم یا ممکن است در آینده وارد فرآیند استنباط و اجتهاد هم بشود؟
من اینجا باید میان دو گزاره تفکیک کنم: اینکه هوش مصنوعی در فرآیند اجتهاد نقش ایفا کند، همین حالا هم موضوعی واقعی است؛ اما اینکه خود هوش مصنوعی مجتهد و صاحب صلاحیت شرعی برای استنباط باشد، مسئلهای کاملاً متفاوت است.
در شبکه اجتهاد، محمدحسین بهرامی تصریح کرده که امروز مجتهد جستوجوی خود را به ماشین سپرده است، اما این به معنای آن نیست که ماشین تحقیق یا اجتهاد میکند. در عین حال، ماشین میتواند جستوجو را دقیقتر، سریعتر و در دامنه وسیعتری انجام دهد.
از سوی دیگر، محمدعلی خادمی کوشا احتمال داده است که با پیشرفت فناوری، در آینده استنباطهای فقهی توسط هوش مصنوعی دنبال شود و اشاره کرده که برخی سامانهها حتی از مرحله صرف ارائه اطلاعات عبور کردهاند و وارد محاسبه و تحلیل شدهاند.
بنابراین نمیتوان گفت چنین آیندهای اصولاً غیرممکن است. حتی خبرگزاری حوزه نیز از پروژهها و تلاشهایی برای ورود هوش مصنوعی به حوزه فقاهت و استخراج فتوا گزارش کرده است.
اما مسئله اساسی این است که توان محاسباتی با صلاحیت اجتهادی یکسان نیست. هوش مصنوعی میتواند هزاران صفحه را بخواند، ارتباط میان دادهها را کشف کند، آرای فقها را دستهبندی کند و حتی استدلالهای پیچیده را بازسازی کند؛ اما اینکه این خروجی از نظر فقهی «حجت» باشد، پرسش دیگری است.
ربات در بهترین حالت میتواند دستیار فقیه باشد/ هوش مصنوعی ممکن است کمتر خطا کند، اما این به معنای حجیت آن نیست
*** فرض کنیم در آینده یک سامانه هوش مصنوعی به تمام منابع فقهی دسترسی داشته باشد و حتی پاسخ دقیقتر و سریعتری از یک انسان ارائه دهد. در چنین شرایطی چرا همچنان باید به فقیه انسانی رجوع کرد؟
اینجا دقیقاً همان جایی است که باید بین مطابقت با واقع و حجیت شرعی تفاوت بگذاریم.
ممکن است یک سامانه در آینده از نظر پردازش داده، سرعت و حتی احتمال خطا از یک انسان بهتر عمل کند؛ اما این بهتنهایی به معنای حجیت شرعی خروجی آن نیست.
محمد قائینی نجفی در گفتوگویی که شبکه اجتهاد منتشر کرده، حتی این فرض قوی را مطرح کرده که هوش مصنوعی بتواند در برخی شرایط از انسان کمتر خطا کند، اما سپس میان «درست بودن یا نزدیکتر بودن نتیجه به واقع» و «حجیت شرعی» تفکیک کرده است. از نگاه او، اینکه یک ابزار به نتیجهای درست برسد، به خودی خود دلیل کافی برای اعتبار شرعی آن نتیجه نیست و برای حجیت یک طریق، باید مبنای پذیرش آن در شریعت وجود داشته باشد.
این تمایز بسیار کلیدی است. ماشین ممکن است در پاسخگویی بسیار توانمند باشد، اما توانمندی محاسباتی به خودی خود برای تبدیل شدن به مرجع شرعی کافی نیست.
احمد مبلغی نیز بر همین مرزبندی تأکید کرده و گفته است هوش مصنوعی میتواند اطلاعات خام را آماده، طبقهبندی و با یکدیگر ترکیب کند، اما در نهایت نتیجه باید از مسیر هوش انسانی و فقاهت عبور کند؛ زیرا فقاهت تنها گردآوری اطلاعات نیست و فهم دقیق لحن کلام معصوم، ارتکازات عقلایی و برخی لایههای معرفتی را در بر میگیرد.
در گفتوگوی دیگری نیز سیدامیر سخاوتیان تأکید کرده است که ربات و هوش مصنوعی «مدرک» به معنای انسانی نیستند و در بهترین حالت میتوانند دستیار فقیه باشند؛ از همین رو نباید «اجتهاد سیستمی» را با «اجتهاد توسط سیستم» یکی دانست.
پس مرز اصلی اینجاست: دسترسی به اطلاعات دینی یک قابلیت فناورانه است؛ اما صلاحیت استنباط و حجیت شرعی، یک مسئله معرفتی و فقهی است.
انتخاب میان فتواها مانند انتخاب میان چند کالای مصرفی نیست/ رابطه مقلد و مرجع از نظر ارتباطی تغییر خواهد کرد
*** آیا ممکن است در آینده مردم به جای اینکه از یک مرجع تقلید کنند، دیدگاههای مختلف را ببینند و خودشان از میان آنها انتخاب کنند؟
این احتمال از حیث اجتماعی جدی است و به نظرم حوزه علمیه باید آن را جدی بگیرد. هوش مصنوعی میتواند برای هر فرد یک «میز مقایسه فقهی» ایجاد کند؛ مثلاً آرای چند مرجع درباره یک مسئله، ادله مورد استناد، تفاوت مبانی و حتی سابقه تغییرات فتوا را در اختیار کاربر بگذارد. این اتفاق میتواند سطح آگاهی عمومی را افزایش دهد.
اما نباید میان آگاهی از اختلاف فتوا و حق انتخاب سلیقهای فتوا خلط شود.
در سنت فقهی شیعه، مکلف صرفاً با دیدن چند نظر نمیتواند لزوماً هر کدام را که مطابق میلش بود انتخاب کند. مباحث مربوط به تقلید، اعلمیت، حجیت فتوا و شرایط رجوع، همچنان جایگاه خود را دارند. در گزارشی که خبرگزاری حوزه درباره فلسفه رجوع به مرجع تقلید منتشر کرده، بر این نکته تأکید شده که فرد غیرمتخصص برای رفع تکلیف و دستیابی به حجت، به متخصص اعلم رجوع میکند؛ بنابراین «انتخاب از میان فتاوا» با معیارهای علمی و شرعی متفاوت از انتخاب مصرفکننده میان چند گزینه است.
با این حال، رابطه مقلد و مرجع قطعاً میتواند از نظر رسانهای و ارتباطی تغییر کند. مقلد آینده ممکن است پیش از مراجعه به دفتر مرجع، از یک سامانه هوشمند سؤال کند، فتوای رسمی را پیدا کند، اختلاف نظرها را ببیند و سپس پرسش دقیقتری را از مرجع یا دفتر او مطرح کند.
از همین منظر، نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی بتواند به شکل نادرست جایگاه مرجعیت را تضعیف کند نیز در ادبیات حوزوی مطرح شده است. سیدمهدی رفیعپور تهرانی هشدار داده که ورود هوش مصنوعی به دینپژوهی، در صورت طراحی نادرست، ممکن است رابطه مردم با مرجعیت دینی و نهادهای رسمی دینی را تضعیف کند؛ در عین حال او تأکید دارد که همین فناوری میتواند در صورت مدیریت صحیح، در خدمت پژوهشگران و مراجع قرار گیرد.
از سوی دیگر، رئیس مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور نیز درباره ظهور هوش مصنوعی مولد هشدار داده که جایگاه مرجعیت نخبگانی و متخصصان در چنین فضایی میتواند با چالش مواجه شود؛ این یعنی رقابت آینده فقط میان «مرجع و هوش مصنوعی» نخواهد بود، بلکه بر سر مرجعیت دانشی و اعتماد مخاطب شکل خواهد گرفت.
مزیت آینده مرجعیت در اعتبار علمی و روش استنباط است/ اگر حوزه هوش مصنوعی را رقیب بداند، مخاطب را به فناوری واگذار میکند
*** با توجه به مجموع این تحولات، آینده رابطه مقلد و مرجع و جایگاه مرجعیت را چگونه میبینید؟
به اعتقاد من، اینترنت و هوش مصنوعی بیش از آنکه اصل تقلید را حذف کنند، صورتبندی رابطه مقلد با مرجع را تغییر خواهند داد. در گذشته مرجعیت تا حد زیادی در موقعیت «تأمینکننده اطلاعات فقهی» نیز قرار داشت؛ اما در عصر هوش مصنوعی، دسترسی به اطلاعات دیگر مزیت انحصاری هیچ نهاد یا شخصی نیست.
مزیت اصلی مرجعیت در آینده باید در حوزههایی مانند اعتبار علمی، روش استنباط، تقوا و عدالت، فهم موضوع، قدرت تحلیل، مسئولیتپذیری شرعی و ایجاد حجت برای مکلف خود را نشان دهد.
به بیان دیگر، اگر حوزه علمیه هوش مصنوعی را رقیب مرجعیت بداند، ممکن است بخشی از مخاطبان خود را به فناوری واگذار کند؛ اما اگر آن را بهعنوان دستیار فقیه، ابزار تحقیق، سامانه مقایسه و واسطه ارتباط با مخاطب بهدرستی به کار گیرد، همین فناوری میتواند به تقویت مرجعیت کمک کند.
در واقع، مسئله آینده این نیست که «آیا مردم از مرجع تقلید خواهند کرد یا از هوش مصنوعی؟» مسئله عمیقتر این است که چه کسی مرجع اعتماد دینی مردم خواهد بود و هوش مصنوعی در ساختن یا تضعیف این اعتماد چه نقشی ایفا خواهد کرد.




نظر شما