۱ نفر
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۵
لاله اگه حرف نمی‌زد، نمی‌گفتیم: لاله! ؛ (درد و دلی برای دشمن!)

برای برخی توصیه به سکوت از این بُعد خوب است که اگر دیگران فکر کنند آنها چیزی نمی‌دانند خیلی بهتر است از اینکه حرف بزنند و ثابت کنند: واقعا چیزی نمی‌دانند! به هر تقدیر این از آفت‌های ورزش و هنر است که سوار بر آنها که شدی یکشبه ره صد ساله را می‌پیمایی و مصداق عینی این شعر می‌شوی:روا مباد گدا معتبر شود گر معتبر شود از خدا هم بی‌خبر شود.

در اینگونه موارد «اوردز فرهنگی» و «رودل اجتماعی» کمترین آسیبی است که گرفتارشان می‌شوند! وقتی همه عالم و آدم از غیرکارشناس گرفته تا همچون منی که سالها در این حرفه بعنوان مدرس، نویسنده و کارگردان فعالیت داشته؛ می‌دانند و می‌دانیم که استعداد و داشتن هنر برای ورود به سینما و گرفتن نقش اول آنهم بدون تجربه کافی آخرین آپشن گزینش و انتخاب یک بازیگر (خصوصا در زنان) است طبعا آنهایی که با استفاده از سایر رانت‌ها و مسائل متفرقه وارد این حرفه شدند ظرفیت‌شان هم؛ به همان نسبت کم و کوتاه می‌شود. در زمانه‌ای که هنرمندانی مانند فخری خوروش‌ ؛سوسن تسلیمی، پروانه معصومی ؛ هما روستا و بسیاری از بازیگران شریف دیگر زن، بعد از سالها خوردن خاک صحنه بالاخره تا حدودی مطرح شدند طبیعی است که تازه به دوران رسیده‌های نوکیسه وقتی ناگهان دری به تخته خورده و به اوج می‌رسند آنقدر در فضای شهرت و ثروت مست و مبهوت و مغرور شوند که نتوانند به جز پرداختن به دغدغه‌های کوچک شخصی‌شان به چیز دیگری فکر کنند.

این افراد نه جهان‌بینی خاصی دارند و نه ایدئولوژی و نه حتی هنر و تکنیک بازیگری خاص و قابل بحثی؛ چراکه اصولا فرصتی نداشتند که بیاموزند و آموخته‌ها و تجربیات‌شان را آنقدر صیقل داده و سازماندهی کنند تا به آن درجه از آگاهی و شعور فرهنگی و جایگاه وزین و متین یک هنرمند برسند. این بازیگران کم جنبه در لحظه رویایی گرفتن جایزه بیشتر به تحقق آرزوهای‌شان و زمینه‌سازی و فرصتی برای کسب جوایز آینده و ایضا گرفتن شهروندی و تابعیت می‌اندیشند و البته کسب محبوبیت در بین تعدادی که مخالف و معترض حکومت و طرفدار ربع پهلوی‌ها هستند و حتی هنوز شعورشان به آنجا نرسیده که بین سیاست و وطن‌پرستی تمایز قائل شوند. آنها ایران عزیزمان را جمهوری اسلامی می‌دانند و ملتی که در این جنگ متحمل خسارات سنگینی شده‌اند را براحتی نادیده می‌گیرند. واقعا چگونه می‌شود قتل عام و فاجعه مدرسه میناب را فراموش کنی و پشت تریبونی که می‌تواند صدای پدر و مادر آنها باشد و تسکینی بر قلب داغدیده‌شان باشد یکسری حرف‌های قلمبه و سلمبه روشنفکرمآبانه بزنی آنهم متنی که از پیش برایت نوشته و بدستت داده‌اند تا از بر بخوانی!

نتیجه این حرف‌های شکمی هم همین می شود که به دل ملتی نمی‌شنیند. این نوکیسه‌ها حتی آنقدر عقل و هوش‌شان نمی‌رسد که ببینند هم پالکی‌های مهاجرت کرده‌شان چگونه از مدینه‌های فاضلۀ پس ذهن‌شان، فاصله گرفتند و بجای رسیدن به آرمان‌های افسانه‌ای؛ همگی با کاسه گدایی در دست، استوری می‌گذارند! خلاصه آنکه  بازیگری هم دقیقا از آن چیزهایی است که باید قبل از معروفیت؛ فرهنگ و ظرفیتش در وجود انسان متجلی شود وگرنه ... بگذریم

پس آزادی بیان و انتقاد چه می شود؟

حال بلافاصله بعد از این صحبت‌ها باید منتظر پیدا شدن سروکله  کامنت گذاران محترم و البته معمولا گمنامی شد که بیایند و نه چندان محترمانه بگویند: مگه حرف غلطی زده و حرف حق را نزده؟ مگر آزادی بیان نداریم؟ اصلا خودت چی که داری از توبره فلان و فلان می‌خوری و از اینها حمایت می‌کنی؟ بالاخره مد روز این روزها که چرا داری دیگران را قضاوت می‌کنی و ....

اگر این عزیزان سالیان سال نوشته‌های بنده را حداقل در این خبرگزاری مطالعه کرده باشند بلافاصله متوجه خواهند شد که اگر به بنده لقب «پدر انتقاد و اعتراض ایران» آنهم با اشارۀ مستقیم به مسئولین جمهوری اسلامی دهند؛ راه دوری نرفته ‎اند. اما باید سنجید که چه حرفی را کجا باید زد! که اگر به طرفداری هم نیست حداقل دشمن شاد هم نباشد!  مثل خانواده‌ای که ممکن است همواره درگیرِ تنش و اختلاف باشند ولی در عین حال هیچکدام‌شان نمی‌گذارند غریبه‌ای از آنها بویی ببرد و از این اختلافات احنمالا سواستفاده کند. حتی اگر روزی روزگاری کسی به خانواده‌شان هتک حرمت کرد بلافاصله در مقام حمایت از همان‌هایی که سالها با وی دست به گریبان بوده‌اند برخواهند آمد. همان حکایت: اگر گوشت‌ها را بخورند استخوان‌ها را دور نمی‌اندازند.

درد ودلی برای دشمن!

پس صحبت از این نیست که از عدم وجدان کاری، بی‌مسئولیتی مسئولین و البته بی‌کفایتی و اختلاس‌شان و صد البته مشکلاتی همچون گرانی و تورم و عدم ازدواج جوانان و مشکلات زنان و .... گله نکنیم (که همین الان هم بنده بنوعی در حال شکایت از این مشکلاتم) صحبت بر سر حفظ حریم و مرز است و مرزبانی از حریم‌ها و نریختن آب در آسیاب دشمن و فرق میان دوست و دشمن و تفاوت بین بد و بدتر و درد ودل کردن با همان دشمنی است که براحتی می‌گوید من در صدد گرفتن نفت ایران هستم و پل و خط آهن و فرودگاه و آب شیرین‌کن و دانشگاه و مدرسه و بیمارستان و انیستو پاستور و... را می‌زند. آیا چنین دشمنی سنگ صبور مناسبی است؟ لااقل با خودتان بدانید چند چندید اگر می‌خواهید نفت را همچون ونزوئلا و عراق و .... دو دستی بگذارید کف دست آمریکا پس چرا برای روز ملی شدن نفت سینه چاک می کنید و گریبان جر می دهید؟ درضمن متوجه باشید که همین شما زنان در چنین شرائطی رشد کردید و چنان جایگاهی بدست آوردید و کسانی مانند مهناز افشار و سحر قریشی و حتی گلشیفته فراهانی در مهد آزادی غرب و رشد برای زنان هیچگاه به هیچ جا نرسیدند.

در قبری که بر سر آن می‌گریید مرده‌ای نخوابیده! 

ظاهرا با توجه به قانون آزادی بیان هر کس هر چه می‌خواهد می‌تواند بگوید خصوصا در مورد کشوری که در مشکلات غلت می‌زند و کلی غلط زیادی دارد. اما باید دانست که خودمان باید به درد خودمان برسیم و از غربی که به جز استعمار سابقه دیگری ندارد نخواهیم که دردمان را دوا کند. در این قبری که بر سر آن می‌گریید مرده ای نیست! البته بعد از رسیدن به خدمت دشمنان خارجی باید رفت سر وقت مسئولین داخلی و بشدت آنها را برای وجود اینهمه مشکلات بازخواست کرد و متوقع رفع گرانی و تورم ها و.... شد.     

خلاصه: بدانیم چه حرفی را در چه زمانی و در کدام مکان به چه کسانی بزنیم. همین و بس.

کد مطلب 2269923

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 15
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • ت IR ۱۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
    0 0
    آخرش نوشته و همین و بس ...
  • DE ۲۰:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
    0 1
    یک کلام هم از سوپاپ اطمینان بشنوید.
  • IR ۲۰:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
    0 2
    مرزبان با اشک تمساح و فیلم بازی کردن به جای مظلومیت مردم ایران در برابر تجاوز امریکا و‌اسراییل و خیانت کشورهای عربی و‌درد و رنج‌مردم ایران و کشته شدن هزاران زن و مرد ایرانی از آزادی که خودتان می دانید منظورش چیست حرف زد.
  • حسرو HK ۲۲:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
    1 0
    آقای پورمحبی مثل همیشه عالی
  • محمدی IR ۲۳:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
    0 1
    آقای پدر انتقاد و اعتراض ایران به غلط نویسی شما انتقاد دارم. منظور از درد دل این است که انسان دردی را که در دل خود دارد بگوید یعنی حرف دلش را بزند. این حرف واوی که اخیرا بین دو کلمه گذاشته شده ترکیب اضافی درد دل را تبدیل به تعبیری بی معنی کرده و تکرار چنین اشتباهی در شان یک فرد رسانه ای جاافتاده نیست‌
  • IR ۰۸:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
    1 0
    احسنت به قول حافظ شیرین سخن : هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد . خدا رو شکر کسانی که بر ضد این مملکت حرف میزنند از صدقه سری حرفهاییه که طوطی وار از دیگران حفظ می کنند بهره ای از هوش و شعور و عِرق ملی ندارند . اگه جایی هم ادعای وطن پرستی کنند مطمئنا اون حرفها هم از خودشون نیست بلکه تقلیدی از دیگرانه که کم نیارند مصداق همون همرنگ جماعت شو و....
  • IR ۱۰:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
    0 0
    ""مثل خانواده‌ای که ممکن است همواره درگیرِ تنش و اختلاف باشند ولی در عین حال هیچکدام‌شان نمی‌گذارند غریبه‌ای از آنها بویی ببرد و از این اختلافات احنمالا سواستفاده کند."".....جناب محبی این جمله که نوشتی رو چندین بار با صدای بلند بخون....به کلماتش دقت کن...به مفهوم واقعی هر کلمه...شما نویسنده ایی...قطعا می فهمی....متاسفم.....
  • IR ۱۱:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
    0 0
    عجب !!!!!!!!
  • علیرضا IR ۱۳:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
    0 0
    اینکه چه حرفی رو کی و کجا و به چه کسی بزنیم کاملا درست و منطقی است ، ولی اینکه هر کسی حرف نزنه فکر کنیم لال است یه چیز دیگه است . ساعت ها میشه حرف زد هم با زبان طنز و در لفافه و هم صریح و بی پرده . ولی اینکه آستانه تحمل یه عده آنهم در برابر حرف حساب پائینه ، دیگه از مشکل آفرینی هم گذشته!! همه باید چاپلوسی و تملق بگن !! این معیار شهروند خوب و وطن پرست شده !! تاریخ قضاوت میکنه.
  • IR ۱۶:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
    0 1
    دو کلمه هم از مادر عروس!¡!
  • SE ۰۸:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
    0 1
    مدعی هستید سخنان او به دل ملتی نمینشیند ، چرا ؟! چون به دل تشما ننشسته و چون خودتان را عمود خیمه حق میدانید ذره ای تصور اینکه آن ملتی که از طرفشان داد سخن میدهید با سخنان شما مخالف باشد به مخیله تان راه نمیدهید و یا اصولا حقی برای مخالفان عقایدتان قائل نیستید ، برادر من ، مقدمه خدا شناسی و مردم شناسی ، خود شناسی ست تا دیکتاتور درونت را لگام بزنی و از سر حق و عدالت سخن بگویی
  • US ۱۸:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
    0 1
    فقط کسی حق داره حرف بزنه که حرفای شما رو بزنه و چه اعتماد به نفسی دارید شما اقلیتی ها!!
  • IR ۰۱:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
    0 1
    باشه عباس‌آقا!
  • US ۱۵:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
    0 1
    حسادت از سر وروی شما میباره بگذارید راجب هنرمندان،هنرمندان قضاوت کنند،
  • مهسا US ۲۰:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
    1 0
    آقای پورمحبی عالی بود اما باید منتطر پرواز ملخ های اینترنتی گامنت گذار باشید که خودشان هم دقیقا نمی دانند چه می خواهند فقط می دانند که باید مخالفت و توهبن کنند و بروند رد کارشان