چه کسانی بر گردن ما حق دارند؟ پاسخ تکان‌دهنده امام سجاد(ع) درباره حقوقی که فراموش کرده‌ایم

از خدا و پیامبر(ص) تا نفس، اعضای بدن و پدر و مادر؛ انسان در برابر چه کسانی مسئول است و کدام حق‌ها را بیشتر فراموش می‌کنیم؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در سخنان و سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام، درباره مسئولیت‌های انسان و افرادی که بر گردن او حق دارند، روایات فراوانی نقل شده است. امام سجاد علیه‌السلام نیز در «رساله حقوق» مجموعه‌ای از حقوق را بیان کرده‌اند و در این رساله، دسته‌بندی حقوق و ترتیب اولویت آنها مورد توجه قرار گرفته است.

بنابر روایت حوزه، مرحوم آیت‌الله محمدعلی ناصری، از استادان اخلاق حوزه، در یکی از درس‌های اخلاق خود با موضوع «انسان چه مسئولیت‌هایی دارد و چه کسانی بر گردن انسان حق دارند» به تبیین این مسئله پرداختند که متن آن به شرح زیر است:

مسئله «حقوق» از مباحث گسترده‌ای است که در روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام به آن توجه فراوان شده است. در این روایات، درباره مسئولیت‌های انسان و کسانی که بر گردن او حق دارند، مطالب بسیاری بیان شده است.

امام سجاد علیه‌السلام نیز در رساله حقوق، حقوق مختلف را مورد اشاره قرار داده‌اند و در بیان ایشان، مراتب و اولویت حقوق نیز رعایت شده است.

 ۱. حق خدا بر انسان

بزرگ‌ترین حقی که خداوند بر عهده انسان قرار داده، حقی است که خود آن ذات مقدس رعایت آن را بر انسان واجب کرده است. این حق، ریشه و اساس همه حقوق دیگر است و سایر حقوق از آن سرچشمه می‌گیرند.

حق خداوند بر گردن انسان قابل شمارش نیست؛ حتی پیامبر اکرم(ص) نیز نمی‌توانند حق خداوند را آن‌گونه که شایسته است ادا کنند، زیرا هرچه انسان در اختیار دارد، از خداوند متعال است.

بزرگ‌ترین حق خدا بر انسان، عبادت و بندگی اوست. پیامبر اکرم(ص) آن‌قدر به عبادت می‌پرداختند که در اثر کثرت عبادت، پاهای مبارکشان ورم می‌کرد. در همین زمینه این آیه نازل شد:

«مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی»؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی.

با وجود این، پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«مَا عَبَدْنَاکَ حَقَّ عِبَادَتِک»؛ ما تو را آن‌گونه که حق عبادت توست پرستش نکردیم!

۲. حق نبی اکرم(ص) و اوصیای ایشان

دومین مورد، حق پیامبر اکرم(ص) و اوصیای ایشان است که انسان باید نسبت به آن شناخت داشته باشد و این حق را نیز به شایستگی رعایت کند.

۳. حق نفس

حق نفس، بخش دیگری از حقوق انسان است. این حقوق تمام وجود انسان را از سر تا نوک پا دربرمی‌گیرد و هر یک از این بخش‌ها حقوقی دارند که باید ادا شود.

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این باره می‌فرمایند:

«هَلَکَ امْرُوٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَهُ»؛ هر کس که قدر خود را نشناسد، هلاک می‌شود.

در روایت دیگری نیز آمده است:

«رَحِمَ اَللَّهُ اِمْرَءً أَعَدَّ لِنَفْسِهِ وَ اسْتَعَدَّ لِرَمْسِهِ وَ عِلْمَ مِنْ أَیْنَ وَ فِی أَیْنَ وَ إِلَی أَیْنَ»؛ خدا رحمت کند آن کسی را که بداند از کجا آمده، برای چه آمده و به کجا می‌رود.

خداوند متعال نعمت‌های فراوانی از جمله نعمت زندگی را در اختیار ما قرار داده و بسیاری از بلاها را از وجود ما دور کرده است. با توجه به این همه نعمت و احسان، چگونه می‌توان حق خداوند را ادا کرد؟

اگر انسانی به ما محبت و لطفی کند، ممکن است تا پایان عمر خود را مدیون او بدانیم و آن محبت را فراموش نکنیم؛ اما در برابر خداوند متعال که این همه نعمت و احسان به ما بخشیده است، گاهی خود را طلبکار می‌دانیم و حتی مرتکب معصیت می‌شویم.

خداوند متعال برای انسان برنامه‌ای جهت رسیدن به سعادت، تکامل، حیات ابدی و نعمت‌های بی‌پایان قرار داده است و عمل به این برنامه در حقیقت به سود خود انسان خواهد بود. خواسته خداوند از انسان نیز عمل به همین مسیر است.

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«مَن لَم یَعرِفْ نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبیلِ النَّجاةِ و خَبَطَ فی الضَّلالِ و الجَهالاتِ»؛ هرکه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادی گمراهی و نادانی‏ها قدم نهاد.

 ۴. حق اعضا و جوارح

تمام اعضا و جوارح انسان، از چشم و گوش گرفته تا زبان، دست، پا و دیگر اعضای بدن، بر گردن انسان حق دارند و لازم است این حقوق رعایت شود.

حق چشم این است که آن را در مسیر حرام و در مواردی که خداوند از آنها نهی کرده است، به کار نگیریم.

حق گوش نیز آن است که آنچه را خداوند به شنیدن آن فرمان داده بشنویم و از شنیدن مواردی که مورد نهی الهی قرار گرفته است، خودداری کنیم.

ساز و آوازها برای اعصاب انسان ضرر دارد و موجب ضعف اعصاب می‌شود و در این زمینه آیات قرآن و روایات متعددی از اهل بیت علیهم‌السلام وارد شده است.

همچنین اگر شخصی مشغول غیبت کردن است، انسان نباید به سخنان او گوش دهد. گناه شنونده غیبت نیز مانند گناه گوینده آن است و شنونده در این گناه شریک می‌شود؛ زیرا اگر کسی به سخنان او گوش ندهد، زمینه‌ای برای ادامه غیبت وجود نخواهد داشت.

بنابراین، اگر فردی غیبت می‌کند یا به فحاشی مشغول است، نباید به سخنان او گوش داد.

در نتیجه، همه اعضا و جوارح انسان باید در همان مسیری به کار گرفته شوند که حضرت حق به آن فرمان داده است.

 ۵. حق پدر و مادر

یکی دیگر از حقوق مهمی که انسان باید رعایت کند، حق پدر و مادر است. خداوند متعال در آیات متعدد قرآن کریم به احترام، احسان و رعایت حقوق والدین سفارش کرده است.

خداوند در آیه ۳۲ سوره مریم می‌فرماید:

«و َبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا»؛ حضرت عیسی علیه السلام می‌فرماید که من بعد از مراتب توحید، از طرف خدا مأمور شدم که به مادرم احسان بکنم.

در آیه ۱۴ سوره مریم نیز آمده است:

«وَ بَرًّا بِوَالِدَیْهِ وَلَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا»؛ یحیی در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز ستم نکرد و معصیت خدار را مرتکب نگردید.

همچنین در آیه ۸ سوره عنکبوت می‌خوانیم:

«وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا»؛ و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند.

در آیه ۱۴ سوره لقمان نیز آمده است:

«أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ»؛ شکر من و شکر پدر و مادرت بجای آور.

بنابراین، خداوند، پیامبر، امام و پدر و مادر بر انسان ولایت دارند و انسان باید مطیع امر آنها باشد. در غیر واجبات و محرمات، در زمینه مستحبات و مکروهات، پدر ولایت دارد.

برای مثال، اگر فردی بخواهد روزه مستحبی بگیرد، اما پدرش راضی نباشد، حق ندارد آن روزه را بگیرد. اگر قصد رفتن به کربلا را داشته باشد و پدرش رضایت ندهد، نمی‌تواند این سفر را انجام دهد و اگر رفت، باید نماز خود را کامل بخواند. این حقی است که خداوند تعیین کرده، اما انسان گاهی نسبت به آن بی‌توجه است.

انسان باید در برابر پدر و مادر خود نهایت تواضع را داشته باشد و با فروتنی با آنان رفتار کند. تا زمانی که والدین زنده‌اند، باید قدر آنها را دانست و به آنان نیکی کرد؛ کفش‌هایشان را جفت کرد و دست و پایشان را بوسید، چراکه همه این رفتارها در نهایت به سود خود انسان خواهد بود.

جوانی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول‌الله، هر گناهی که فکرش را بکنید من انجام داده‌ام؛ اکنون چه کنم که خداوند مرا ببخشد؟

پیامبر اکرم(ص) از او پرسیدند: آیا پدر و مادرت در قید حیات هستند؟

جوان پاسخ داد: مادرم از دنیا رفته، اما پدرم زنده است.

پیامبر(ص) فرمودند: به درگاه الهی توبه کن و به پدرت نیکی کن؛ خداوند به واسطه دعای پدرت گناهان تو را می‌آمرزد.

پس از رفتن جوان، پیامبر اکرم(ص) خطاب به اصحاب فرمودند: ای کاش مادرش زنده بود؛ اگر مادرش دعا می‌کرد، برای او بهتر بود.

مفهوم این سخن آن است که نیکی به پدر و مادر می‌تواند زمینه توفیق توبه را برای انسان فراهم کند و به واسطه همین نیکی، انسان به مسیر بازگشت و توبه هدایت شود.

پیامبر اکرم(ص) همچنین فرمودند: اگر می‌خواهی خداوند از تو راضی باشد، پدر و مادرت را از خود راضی کن؛ چراکه اگر پدر و مادرت از تو راضی باشند، بدان که خداوند نیز از تو راضی است.

کد مطلب 2270111

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار