به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع)، نماز زمانی به کمال حقیقی خود نزدیک میشود که با حضور قلب، نیت خالص و یقین همراه باشد. امام رضا(ع) در این زمینه میفرمایند:
«لا صلاة الا باسباغ الوضوء و احضار النیة و خلوص الیقین و افراغ القلب و ترک الاشتغال و هو قوله "فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب"؛(1)»
نماز کامل، نمازی است که با وضوی کامل، نیت حاضر، یقین خالص و قلبی فارغ از اشتغالات و دلبستگیهای دنیوی اقامه شود؛ همانگونه که خداوند به پیامبر(ص) میفرماید: «هنگامی که فارغ شدی، به نماز بایست و به سوی پروردگارت روی آور.»
البته نبودن این ویژگیها در برخی نمازها به معنای باطل بودن آن نماز نیست؛ چراکه نمازگزاران میتوانند در مراتب مختلفی از کمال قرار داشته باشند. روشن است هرچه مرتبه معنوی انسان بالاتر رود، نماز او نیز کیفیت و کمال بیشتری پیدا میکند.
خداوند درباره گروهی از بندگان خویش میفرماید:
«رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله؛(2)»
یعنی: «مردانی که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا غافل نمیکند.»
این افراد در متن زندگی اجتماعی حضور دارند، به کار و فعالیت میپردازند و امور روزمره خود را دنبال میکنند، اما هیچیک از این مشغلهها باعث نمیشود که از نماز و یاد خداوند غافل شوند.
برای رسیدن به حضور قلب در نماز، مراتب و راههای گوناگونی وجود دارد که مهمترین آنها را میتوان چنین بیان کرد:
۱. توجه اجمالی به گفتوگو با خداوند
در نخستین مرحله، نمازگزار باید دستکم به این حقیقت توجه داشته باشد که در برابر خداوند ایستاده و با او سخن میگوید و به حمد و ثنای او مشغول است؛ حتی اگر هنوز به معنای تکتک الفاظی که بر زبان میآورد توجه نداشته باشد.
۲. توجه به معنای اذکار نماز
در مرحله بعد، توجه قلبی باید با فهم معنای کلمات و اذکار نماز همراه شود. نمازگزار بداند که چه میگوید و مفاهیمی را که بر زبان میآورد، درک کند.
امام صادق(ع) در روایتی میفرمایند:
«هر کس دو رکعت نماز بخواند، در حالی که بداند چه میگوید، از نماز فارغ میشود، در حالی که میان او و خداوند گناهی نیست، مگر اینکه خداوند آن را میبخشد.»(3)
۳. شناخت اسرار عبادت
مرتبه سوم آن است که نمازگزار از ظاهر اذکار فراتر رود و با حقیقت عبادت و اسرار تسبیح، تحمید و دیگر اذکار آشنا شود.
۴. نفوذ معارف عبادت در باطن
در این مرحله، حقایق و معانی عبادت تنها در سطح ذهن باقی نمیماند، بلکه در درون انسان نفوذ میکند و باطن او را تحت تأثیر قرار میدهد.
۵. رسیدن به حضور کامل در برابر معبود
در بالاترین مرتبه، نمازگزار به مرحلهای از کشف، شهود و حضور کامل میرسد که از آن با عنوان «حضور قلب در معبود» یاد میشود. در چنین مرتبهای، انسان حتی به خودش و حرکات و افعال خود نیز توجه ندارد و از گوینده و سخن نیز غافل میشود.(4)
طبیعی است که برخی از این مراتب ویژه اولیای الهی است، اما رسیدن به بعضی دیگر از این درجات برای سایر انسانها نیز امکانپذیر است.
مهمترین عوامل ایجاد حضور قلب در نماز
بزرگان اخلاق و معرفت برای به دست آوردن حضور قلب، عوامل متعددی را برشمردهاند که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. اهمیت دادن به نماز
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، عارف بزرگ، درباره رابطه همت انسان و حضور قلب میگوید:
«حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیشتر باشد، قلبش هم بیشتر نزد نماز خواهد بود و هر اندازه که همت انسان بیشتر باشد، غفلتش از غیر نماز بیشتر خواهد بود.»(5)
کسانی که نماز را سطحی و از روی عادت انجام میدهند و توجه چندانی به جایگاه آن ندارند، معمولاً نمیتوانند حضور قلب مطلوبی در نماز داشته باشند. در مقابل، افرادی که نماز را مهم میشمارند، برای آن ارزش ویژهای قائلاند، آن را ستون دین میدانند و برای انجام آن وقت و فرصت کافی اختصاص میدهند، زمینه بیشتری برای حضور قلب خواهند داشت.
۲. افزایش شناخت و معرفت
هرچه معرفت انسان نسبت به خداوند متعال بیشتر شود، احساس حضور او نیز عمیقتر خواهد شد. شناخت بیشتر پروردگار، خضوع و خشوع انسان را در برابر او افزایش میدهد و سبب میشود خداوند را حاضر و ناظر بر خویش ببیند.
۳. درک معنای نماز
یکی از راههای تقویت حضور قلب، فهمیدن معنای کلمات و اذکار نماز است. لازم نیست از همان ابتدا معنای تمام اذکار را در ذهن مرور کرد. میتوان ابتدا در هر نماز روی چند کلمه تمرکز کرد و سپس با تمرین و تکرار، تعداد بیشتری از کلمات را همراه با معنای آنها ادا کرد.
۴. آمادهسازی روحی پیش از نماز
حضور قلب در نماز نیازمند آمادگی پیش از شروع نماز است. کسی که میخواهد در هنگام عبادت دل خود را متوجه خداوند کند، باید به مقدمات نماز توجه داشته باشد، وضو را به طور کامل انجام دهد و پیش از نماز دقایقی را در خلوت با پروردگار سپری کند.
امام صادق(ع) میفرمایند:
«هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی، دنیا و آنچه در آن است و مردم و احوال آنها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز میدارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمالی که پیش فرستاده است را آشکار میسازد.»(6)
از لحظه وضو گرفتن باید دل را متوجه خدا کرد و با اذان و اقامه و توجه به مفاهیم بلند آنها، روح و قلب را به آن خط نورانی و ملکوتی متصل ساخت؛ خطی که از کعبه تا عرش و از آنجا تا حقیقت اسماء و صفات الهی و فراتر از آن، تا ذات احدیت امتداد مییابد.
پس از اقامه و پیش از آغاز نماز، میتوان با تأسی به حضرت ابراهیم خلیل(ع) گفت:
«انّی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین»؛(7)
یعنی: «من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده است؛ در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم.»
سپس با توجه قلبی به معنای الفاظ بگوییم:
«انّ صلوتی و نسکی و محیای و مماتی للَّه ربّ العالمین»؛(8)
یعنی: «نماز من، عبادات من، زندگی من و مرگ من، همه برای خداوند، پروردگار جهانیان است.»
هنگامی که انسان در آستانه گفتن تکبیر قرار میگیرد، میتواند گناهان و کوتاهیهای خود را به یاد آورد، عظمت آفریدگار را در نظر بگیرد و در برابر او به فقر و حقارت خویش توجه کند و بگوید:
«یا محسن قد اتاک المسی و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسی انت المحسن و انا المسی بحق محمد و آل محمد صل علی محمد آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّی»
یعنی: «ای خدای نیکوکار! بنده گناهکارت به درگاه تو آمده است. تو امر کردهای که نیکوکار از گناهکار بگذرد. تو نیکوکاری و من گناهکارم. به حق محمد و آل محمد، بر محمد و آل محمد رحمت و درود بفرست و از زشتیهایی که از من سر زده و تو از آنها آگاهی، درگذر.»
۵. رعایت مستحبات و آداب نماز
رعایت احکام، آداب و مستحبات نماز نیز در ایجاد حضور قلب مؤثر است؛ برای نمونه، نگاه کردن به محل سجده در حالت قیام، نگاه کردن میان دو پا هنگام رکوع، نگاه کردن به دامن در هنگام تشهد و سلام و قرار دادن دستها در کنار بدن هنگام قیام و دیگر آداب نماز.
۶. داشتن مکان مشخص و زمان مناسب برای نماز
اختصاص دادن مکانی مناسب و آرام و همچنین انتخاب زمانی که انسان فرصت کافی برای نماز داشته باشد، از عوامل مؤثر در کاهش حواسپرتی و افزایش حضور قلب است.
۷. ایجاد فراغت قلب
یکی از اساسیترین عوامل حضور قلب، فراغت قلب است.
تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست
با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
امام خمینی(ره) در توضیح راههای تحصیل حضور قلب میفرماید:
«آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است: یکی فراغت وقت و قلب و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانهروزی برای عبادت خود وقتی را معین کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد... از فراغت وقت، مهمتر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتته [پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالی و خالص برای توجه به عبادت و مناجات با حق تعالی نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ برای او و عبادت او حاصل نشود.»(9)
۸. برطرف کردن موانع حضور قلب
برخی عوامل جسمی و محیطی نیز میتوانند تمرکز انسان را هنگام نماز کاهش دهند. پرخوری، جلوگیری از ادرار، خستگی و کسالت، وجود سر و صدا و نگاه کردن به اطراف، از جمله موانعی هستند که حضور قلب را دشوار میکنند. بنابراین، برطرف کردن این عوامل میتواند در ایجاد آرامش و تمرکز بیشتر هنگام نماز مؤثر باشد.
موانع تا نگردانی ز خود دور
درون خانه دل نایدت نور
۹. احساس عظمت و بزرگی خداوند
درک عظمت هر موجودی به اندازه شناختی است که انسان از او دارد. هرچه معرفت انسان نسبت به خداوند بیشتر شود، عظمت او نیز بیشتر در وجود انسان آشکار خواهد شد. کسی که عظمت پروردگار را به حقیقت دریابد، هنگام عبادت خضوع و خشوع بیشتری خواهد داشت.
ابان بن تغلب نقل میکند که به امام صادق(ع) گفتم: علی بن الحسین(ع) را دیدم که هنگام ایستادن برای نماز، رنگ چهرهاش تغییر میکرد. حضرت فرمود:
«آری، او خدایی را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً میشناخت.»(10)
امیرالمؤمنین(ع) نیز در وصف عارفان و خداپرستان حقیقی میفرماید:
«عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم؛(11)»
یعنی: «خداوند در جان آنان بزرگ و عظیم است؛ از این رو هر چیزی جز او در نگاهشان کوچک جلوه میکند.»
۱۰. جلوگیری از پراکندگی قوه خیال
یکی از مهمترین عوامل حواسپرتی در نماز، پراکندگی و سرگردانی قوه خیال است. اگر انسان پیش از نماز چند دقیقهای را با ذکر خدا، مناجات، نمازهای مستحبی و تلاوت قرآن سپری کند، ذهن او از پراکندگی و توجه به امور متعدد فاصله گرفته و از کثرت به سوی وحدت متوجه میشود. در نتیجه، هنگام نماز احتمال اینکه فکر انسان پیوسته از موضوعی به موضوع دیگر برود، کاهش مییابد.
برای نمونه، فردی که درست پیش از نماز با شخص دیگری مشاجره کرده یا به دلیل اتفاقی خوشحال و ناراحت شده است، اگر بلافاصله وارد نماز شود، طبیعی است که ذهن او همچنان تحت تأثیر همان افکار و احساسات قرار داشته باشد و حضور قلب برایش دشوار شود.
۱۱. طولانیتر کردن نماز و خواندن آن با آرامش
اگر نمازگزار رکوع و سجود را اندکی طولانیتر کند و اذکار را با آرامش و حال خوش بر زبان جاری سازد، این کار میتواند در تقویت حضور قلب مؤثر باشد. شتابزدگی در نماز، فرصت توجه به معانی و ارتباط قلبی را کاهش میدهد.
۱۲. ترک گناه
ترک گناه یکی از مهمترین عوامل دستیابی به حضور قلب در نماز است. انسانی که در مسیر گناه و معصیت قرار دارد، از توفیق بازگشت و توجه عمیق به درگاه خداوند محروم میشود.
۱۳. تأثیر حالت ظاهری بر خشوع قلبی
حالت ظاهری انسان در نماز نیز میتواند بر حالت قلبی او اثر بگذارد. قرار گرفتن بدن در وضعیت خضوع و رعایت حالتهای مناسب نماز، در ایجاد خشوع که امری قلبی است، نقش دارد.
۱۴. توجه به آداب و زمان نماز
نماز خواندن در اول وقت، مراقبت و اهتمام نسبت به وقت نماز، وارد نشدن به نماز در حالت کسالت و بیحالی و رعایت دیگر آداب نماز، از جمله اموری هستند که میتوانند کیفیت نماز و حضور قلب را افزایش دهند.
۱۵. پرهیز از غذای حرام و اموال نامشروع
دوری از غذاهای حرام و شبههناک و همچنین پرهیز از اموالی که از راه غیرمشروع به دست آمدهاند، در ایجاد آمادگی درونی انسان برای نماز و سخن گفتن با خداوند تأثیر زیادی دارد.
۱۶. رعایت آداب پاکیزگی و آمادگی برای عبادت
کارهایی مانند مسواک زدن، به دست کردن انگشتر، استفاده از عطر و دیگر آدابی که به پاکیزگی و آمادگی انسان برای نماز کمک میکنند، میتوانند زمینه بهرهمندی بیشتر از برکات معنوی نماز را فراهم سازند.
۱۷. ترک گناه و پاکسازی دل
کسی که ذهن و دلش گرفتار خیانت به مردم، کلاهبرداری، رشوهخواری، اختلاس، تهمت، غیبت، شهوت و دیگر گناهان است، چگونه میتواند دل خود را جایگاه یاد خدا قرار دهد؟ هنگامی که قلب انسان با غیر خدا پر شود، دیگر مجالی برای جلوه یاد و محبت الهی باقی نمیماند.
دل ز دل بردار اگر بایست دلبرداشتن
دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
گناه، شیرینی مناجات با خداوند را از انسان میگیرد و هنگامی که لذت عبادت و راز و نیاز از دل انسان رخت بربندد، حضور قلب نیز به دنبال آن کاهش پیدا میکند.
امام صادق(ع) میفرماید:
«خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالمی را که شیفته دنیا است، چون این شخص از راه محبت من جلوگیری میکند. اینها دزدان راه بندگانی هستند که به سوی من میآیند. کمترین کاری که من با آنها میکنم، این است که شیرینی مناجاتم را از قلبشان میگیرم.»(12)
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبردار داشتن
یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن
در پایان باید توجه داشت که آنچه در این نوشتار درباره آن سخن گفته شد، تنها به مفهوم «تمرکز» محدود نمیشود. تمرکز بیشتر به ذهن و فکر مربوط است، اما حضور قلب مرتبهای بسیار بلندتر و عمیقتر است که به دل و قلب انسان ارتباط دارد.
از همین رو، ممکن است انسان بتواند برای مدتی ذهن خود را متمرکز نگه دارد، اما رسیدن به حضور قلب واقعی، مسیری عمیقتر است که به معرفت، مراقبت از دل، ترک گناه، تمرین و توجه مستمر نیاز دارد.
پینوشتها:
1. بحارالانوار، ج 81، ص 243، به نقل از فقه الرضا.
2. نور (24)، آیه 37.
3. وسائل الشیعه، ج 4، ص 686.
4. ر.ک: امام خمینی، چهل حدیث، ص 434.
5. ملکی تبریزی، اسرار الصلاه، ترجمه رجبزاده.
6. بحارالانوار، ج 84، ص 230.
7. امام خمینی، چهل حدیث، ص 428.
8. انعام (6)، آیه 79.
9. همان، آیه 162.
10. همان، ص 114، به نقل از بحارالانوار، ج 48، ص 236.
11. همان، به نقل از نهجالبلاغه، خطبه 184 (فیضالاسلام).
12. اصول کافی، ج 1، ص 46.
منبع: مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی




نظر شما