هشدار درباره یک خطر پنهان؛ اختلافات مذهبی چگونه قدرت جهان اسلام را تضعیف می‌کند؟

تأکید افراطی بر تفاوت‌های فقهی و تبدیل اختلافات مذهبی به شکاف میان مسلمانان، می‌تواند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های جهان اسلام یعنی قدرت و انسجام جمعی را تضعیف کند. یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تأکید بر اینکه وحدت به معنای حذف تفاوت‌های شیعه و سنی نیست، معتقد است مسلمانان باید بر محور توحید، نبوت و اصول مشترک دین گرد هم آیند و اجازه ندهند اختلافات مذهبی به ابزار تفرقه و نفوذ دشمن تبدیل شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اصرار بر تفاوت‌های فقهی و تبدیل این اختلافات به محور اصلی گفت‌وگوهای میان مسلمانان، می‌تواند از قدرت و انسجام امت اسلامی بکاهد و زمینه را برای بهره‌برداری دشمنان از شکاف‌های موجود فراهم کند؛ به‌گونه‌ای که کشورهای اسلامی، به جای هم‌افزایی و همکاری، در برابر یکدیگر قرار گیرند.

وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن هویت‌های مذهبی یا نادیده گرفتن تفاوت‌های فقهی نیست؛ بلکه هدف آن، مدیریت این تفاوت‌ها در چارچوب اصول مشترک و بنیادین اسلام است.

بنابر روایت مهر، حجت‌الاسلام محمد عابدینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در این گفت‌وگو، با تأکید بر همین موضوع، وحدت حقیقی را حاصل تمسک جمعی به ریسمان الهی و تمرکز بر اصولی همچون توحید، نبوت و قیامت دانست.

وی با استناد به آموزه‌های قرآن و سیره پیامبر اکرم(ص)، به بررسی این مسئله پرداخته است که چگونه می‌توان توحید را از یک باور فردی فراتر برد و آن را به پایه‌ای برای همگرایی اجتماعی مسلمانان تبدیل کرد و از اختلافات مذهبی برای ایجاد نزاع و تفرقه جلوگیری کرد.

وحدت اسلامی در قرآن چه مفهومی دارد و آیا به معنای کنار گذاشتن تفاوت‌های مذهبی است؟

وحدت اسلامی به این معنا نیست که هویت مذاهب مختلف از میان برود یا تفاوت‌های فقهی و کلامی مسلمانان نادیده گرفته شود. همچنین قرار نیست همه مسلمانان در تمام مسائل یکسان بیندیشند. مقصود از وحدت، قرار گرفتن پیروان اسلام در کنار یکدیگر بر محور اصول مشترک و اساسی دین است.

توحید، نبوت و قیامت از مهم‌ترین پایه‌های مشترک میان مسلمانان هستند و همین اشتراکات می‌توانند زمینه‌ای محکم برای همگرایی امت اسلامی ایجاد کنند. قرآن کریم نیز با فرمان «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»، مسلمانان را به چنگ زدن جمعی به ریسمان الهی و دوری از پراکندگی دعوت می‌کند.

بنابراین، وحدت به معنای آن است که اختلافات موجود در چارچوب اصول مشترک مدیریت شوند، احترام متقابل میان پیروان مذاهب حفظ شود و تفاوت‌های مذهبی به دشمنی، نزاع و شکاف اجتماعی تبدیل نشوند.

سیره پیامبر(ص) برای ایجاد همگرایی چه درس‌هایی دارد؟

در زندگی پیامبر اکرم(ص) نمونه‌های متعددی از تلاش برای ایجاد همگرایی و پایان دادن به اختلافات دیده می‌شود. یکی از این نمونه‌ها حضور ایشان در پیمان حِلف‌الفضول، پیش از بعثت، است. این پیمان نشان می‌داد که حتی در جامعه جاهلی نیز می‌توان گروه‌هایی با تفاوت‌های قبیله‌ای را حول یک ارزش مشترک، یعنی عدالت و دفاع از حقوق انسان‌ها، گرد هم آورد.

ماجرای نصب حجرالاسود نیز نمونه دیگری از تدبیر وحدت‌آفرین پیامبر(ص) است. زمانی که قبایل مختلف درباره اینکه کدام قبیله افتخار نصب حجرالاسود را داشته باشد اختلاف کردند، پیامبر اکرم(ص) راه‌حلی ارائه دادند که همه قبایل در این اقدام سهیم شوند.

در این ماجرا، پیامبر(ص) قبیله‌ای را بر دیگری ترجیح ندادند، بلکه با فراهم کردن امکان مشارکت همه گروه‌ها، مانع شکل‌گیری یک نزاع جدی شدند. این رفتار نشان می‌دهد که عدالت، مشارکت دادن گروه‌های مختلف و پرهیز از انحصارطلبی، از عوامل مهم تقویت وحدت هستند.

چگونه توحید می‌تواند به یک محور اجتماعی برای وحدت تبدیل شود؟

توحید را نباید تنها یک باور ذهنی درباره یگانگی خداوند دانست؛ این اعتقاد، آثار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز دارد. زمانی که مسلمانان بپذیرند خداوند یگانه، قانون‌گذار حقیقی و آگاه به مصالح واقعی انسان است، می‌توانند با تکیه بر این باور، از تعصب، برتری‌جویی و منافع محدود گروهی فاصله بگیرند.

اعتقاد به خدای واحد، مسلمانان را به سوی یک قبله، یک کتاب و یک پیامبر گرد می‌آورد و ظرفیت بزرگی برای ایجاد همدلی میان شیعه، اهل‌سنت و دیگر جریان‌های اسلامی ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، جامعه‌ای که بر پایه توحید شکل گرفته، باید در برابر شایعات، اخبار تأییدنشده و مطالبی که موجب خدشه به آبروی افراد و افزایش اختلافات می‌شود، مسئولانه رفتار کند. در آموزه‌های قرآنی و سیره نبوی نیز بر ضرورت مراجعه به صاحبان علم و آگاهی پیش از انتشار اخبار تأکید شده است.

وجود چنین مرجعیت علمی و خبری می‌تواند از گسترش شایعات، برداشت‌های نادرست و سوءتفاهم‌های اجتماعی جلوگیری کند و در نتیجه به انسجام جامعه اسلامی کمک برساند.

وحدت اسلامی بر چه پایه‌هایی بنا می‌شود؟

یکی از بنیادی‌ترین مبانی وحدت اسلامی، پذیرش این حقیقت است که خداوند متعال، حاکم واقعی جهان و تنها قانون‌گذار حقیقی است و ربوبیت همه عالم به او تعلق دارد. قرآن کریم این حقیقت را در آیاتی همچون «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» و «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» بیان کرده است.

اگر مسلمانان بتوانند این اصول را به عنوان نقاط مشترک خود مورد توجه قرار دهند، امکان تغییر شرایط جهان اسلام نیز افزایش خواهد یافت.

هدف وحدت فقط ایجاد یک همبستگی ظاهری و تشریفاتی میان مسلمانان نیست؛ بلکه یکی از اهداف اصلی آن، جلوگیری از پراکندگی و ضعفی است که در نتیجه تفرقه بر جامعه دینی تحمیل می‌شود.

تفرقه، ظرفیت‌های قدرت را پراکنده می‌کند، اما وحدت می‌تواند توانایی‌های مؤمنان را کنار یکدیگر قرار دهد و قدرت مسلمانان را در سطوح ملی، فراملی و بین‌المللی افزایش دهد.

از همین رو، شناخت جبهه مقابل نیز اهمیت پیدا می‌کند. جبهه مقابل، جریان‌ها و حاکمیت‌هایی هستند که توحید، نبوت، قیامت و ربوبیت الهی را در عرصه‌هایی همچون سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تجارت و خانواده نمی‌پذیرند و برای اداره این حوزه‌ها، مستقل از آموزه‌های الهی برنامه‌ریزی می‌کنند.

جامعه اسلامی باید مرز خود را با چنین جریان‌هایی روشن کند و بر اساس قاعده نفی سبیل، اجازه ندهد زمینه سلطه دشمنان و منکران حاکمیت الهی بر مسلمانان فراهم شود.

 آیا وحدت اسلامی مستلزم حذف تفاوت‌های مذهبی است؟

خیر. وحدت اسلامی به هیچ عنوان به معنای یکسان‌سازی مسلمانان در همه مسائل اعتقادی و فقهی نیست. قلمرو وحدت، اصول اساسی و مشترک دین است.

مسلمانان باید بر محور توحید، نبوت، معاد و هویت دینی خود گرد هم آیند و از وابستگی به قدرت‌های ضدتوحیدی یا اقداماتی که به کشورهای اسلامی و مراکز ایمان آسیب می‌زند، پرهیز کنند.

در عین حال، هر فرد یا گروه می‌تواند بر اساس مبانی مذهبی خود عمل کند. یک گروه به اصل امامت اعتقاد دارد و گروهی دیگر مسئله خلافت را مبنای اعتقادی خود می‌داند. ممکن است فردی نماز را دست‌بسته بخواند و فرد دیگری دست‌باز نماز بخواند. هر مذهب نیز می‌تواند دیدگاه خود را درست‌تر بداند.

اما چنین اختلافاتی نباید مانع همبستگی مسلمانان در برابر تهدیدهای مشترک شود.

وحدت بر اساس اصول مشترک، فضایی مناسب برای گفت‌وگو، شناخت متقابل و کاهش تنش‌های مذهبی ایجاد می‌کند. قرآن کریم نیز با تعبیر «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»، بر رحمت، همدلی و انسجام مؤمنان در روابط درونی جامعه اسلامی تأکید می‌کند.

 چرا دشمنان از شکل‌گیری وحدت اسلامی جلوگیری می‌کنند؟

دشمنان نمی‌خواهند وحدت اسلامی شکل بگیرد؛ زیرا وحدت بر پایه اصول مشترک می‌تواند زمینه‌ای برای رسیدن به فهم مشترک درباره بسیاری از مسائل و حتی مدیریت اختلافات فراهم کند.

تفاوت‌ها ممکن است در برخی موارد حل شوند، در مواردی مورد فهم قرار گیرند، گاهی به رسمیت شناخته شوند و در مواردی نیز بر اساس آنها عمل شود. اما آنچه اهمیت دارد این است که اختلافات، اصل وحدت را از بین نبرند.

یکی از مشکلات امروز جهان اسلام همین است که مسلمانان به دلیل برجسته شدن اختلافات مذهبی، نتوانسته‌اند به یک قدرت واحد و «ید واحد» تبدیل شوند. این اختلافات به اندازه‌ای آسیب ایجاد کرده که حتی در مواردی اصول مشترک مسلمانان نیز در عرصه عمل کارکرد خود را از دست داده است.

اصول دین زمانی می‌توانند نقش واقعی خود را ایفا کنند که اختلافات مذهبی باعث فروپاشی اشتراکات اساسی نشوند و پیروان مذاهب مختلف بتوانند تفاوت‌های خود را تحمل، مدیریت و در چارچوبی منطقی دنبال کنند.

آنچه امروز مشاهده می‌شود، موجب کاهش مؤلفه‌های قدرت در جامعه دینی شده است. دشمنان نیز از همین شکاف‌ها استفاده می‌کنند و کشورهای اسلامی با مذاهب گوناگون را جداگانه مورد هدف قرار می‌دهند.

اگر مسلمانان بتوانند اختلافات مذهبی را در محدوده اصول مشترک مدیریت کنند، امکان تحقق وحدت واقعی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های عظیم آن فراهم خواهد شد.

آیه اعتصام چه پیامی برای مسلمانان امروز دارد؟

آیه شریفه‌ای که می‌فرماید همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید، یکی از مهم‌ترین آموزه‌هایی است که باید در شرایط امروز مورد توجه قرار گیرد.

قدرت‌ها را می‌توان در یک نگاه کلی به دو دسته تقسیم کرد؛ یک دسته قدرت‌های مادی هستند که در عمل خود را متعهد به دین و آیین الهی نمی‌دانند، حتی اگر در ظاهر نام مسیحی، یهودی یا مسلمان بر خود داشته باشند.

در مقابل، مرزهای همگرایی در سایه توحید و نفی سبیل، هم‌افزایی و تجمیع قدرت مؤمنان در سطوح ملی و بین‌المللی قرار دارد. انسجام جامعه اسلامی زمانی شکل می‌گیرد که جبهه خودی و جریان‌های ضدتوحیدی به درستی شناخته شوند و تفاوت‌های مذهبی نیز به صورت هوشمندانه مدیریت شوند.

بر همین اساس، در این گفت‌وگو ابعاد عملی این همگرایی بر مبنای آموزه‌های قرآن بررسی شده است.

هدف اصلی از وحدت مسلمانان چیست؟

برای شکل‌گیری وحدت باید هدف مشخصی وجود داشته باشد که مسلمانان حول آن گرد هم آیند.

ما می‌خواهیم جامعه دینداران را از آسیب‌هایی که می‌تواند آن را تهدید کند حفظ کنیم و در عین حال مانع پراکندگی‌ای شویم که مؤلفه‌های قدرت جامعه دینی را از بین می‌برد.

بنابراین اگر هدف وحدت را به درستی بشناسیم، درمی‌یابیم که مقصود اصلی، هم‌افزایی، گردهم آمدن ظرفیت‌های مؤمنان و افزایش قدرت مسلمانان در سطح ملی، فراملی، جهانی و بین‌المللی است.

وقتی هدف چنین باشد، باید مراقب باشیم در جهان اسلام اقدامی انجام ندهیم که این قدرت و ظرفیت مشترک را متلاشی کند.

یکی از راه‌های رسیدن به این هدف نیز مشخص کردن جبهه مقاومت و شناخت دقیق جبهه مقابل است.

مرز میان جامعه ایمانی و جبهه مقابل چگونه مشخص می‌شود؟

وقتی از وحدت سخن می‌گوییم، یعنی گروهی از انسان‌ها حول یک هدف مشترک گرد هم می‌آیند. بنابراین در مقابل این جمع، جبهه دیگری نیز وجود دارد که جامعه ایمانی باید مرز خود را با آن مشخص کند.

این جبهه، جامعه و حاکمیت‌های ضدایمانی و ضددینی هستند؛ جریان‌هایی که در آنها توحید، نبوت و قیامت مورد پذیرش نیست و حاکمیت و وحدانیت خداوند در عرصه سیاست پذیرفته نمی‌شود.

این جریان‌ها برای سیاست، اقتصاد، تجارت، فرهنگ و خانواده برنامه دارند، اما ربوبیت الهی را در این حوزه‌ها نمی‌پذیرند.

اگر جامعه‌ای دینی بر اساس وحدت شکل گرفته باشد، باید مرز خود را با چنین جریان‌هایی مشخص کند. در اینجا قاعده نفی سبیل معنا پیدا می‌کند؛ یعنی همان آموزه قرآنی که بر نبودن راه سلطه و نفوذ کافران و دشمنان بر مسلمانان تأکید دارد.

وحدت در چنین چارچوبی معنا و کارکرد واقعی خود را پیدا می‌کند.

 پذیرش سلطه قدرت‌های غیرتوحیدی چه نسبتی با وحدت دارد؟

وقتی جامعه‌ای ایمانی بر اساس وحدت شکل می‌گیرد، پذیرفتن سلطه یک قدرت غیرتوحیدی با هدف اصلی وحدت سازگار نیست؛ زیرا این کار با فلسفه شکل‌گیری چنین جامعه‌ای در تضاد قرار می‌گیرد.

هدف وحدت، افزایش قدرت مسلمانان و فراهم کردن زمینه اجرای حاکمیت الهی در جامعه است. بنابراین اگر برخلاف اقتضای وحدت رفتار کنیم و در صف مقابل قرار بگیریم، در واقع از هدف اصلی فاصله گرفته‌ایم.

یکی از مهم‌ترین الزامات وحدت، هم‌افزایی میان مسلمانان و شناخت دقیق جبهه مقابل است.

قرآن چگونه هویت جامعه اسلامی را از جبهه غیرایمانی جدا می‌کند؟

خداوند متعال در قرآن درباره پیامبر(ص) و مؤمنان مطالب مهمی بیان کرده و مرزهای هویتی را مشخص کرده است.

قرآن میان مؤمنان و کافران تفکیک قائل می‌شود و مؤمنان را به عنوان یک واحد معرفی می‌کند. بر این اساس، مسلمانان باید حول ایمان در کنار یکدیگر قرار گیرند.

اگر کشورهای اسلامی این آموزه را جدی بگیرند و هویت سیاسی و منافع خود را بر اساس ایمان تعریف کنند، می‌توانند مؤلفه‌های قدرت مشترک خود را تقویت کنند و ظرفیت بیشتری برای پیشبرد اهدافشان به دست آورند.

متأسفانه امروز توجه کافی به این مسئله وجود ندارد.

آیا وحدت به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌های مذهبی است؟

وحدت قلمرو مشخصی دارد و تفاوت‌های مذهبی در خارج از محدوده اصلی آن قرار می‌گیرند. قرار نیست در مذهب واحد شویم؛ بلکه وحدت ما در اصل اسلام، دین و اصول مشترک شکل می‌گیرد.

کارآمدی وحدت نیز باید در همین محدوده تعریف شود؛ یعنی اصول کلی دین را بپذیریم، بر محور توحید حرکت کنیم، به قدرت‌های ضدتوحیدی وابسته نباشیم و از ائتلاف با قدرت‌هایی که به کشورهای اسلامی و کانون‌های ایمان آسیب می‌زنند، پرهیز کنیم.

وحدت این امکان را فراهم می‌کند که مسلمانان با وجود تفاوت‌های مذهبی، بر اساس هویت دینی خود در کنار یکدیگر قرار گیرند و از پراکندگی جلوگیری کنند.

پراکندگی، نخستین آسیب و یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش قدرت جامعه است. همان‌گونه که در سخنان بزرگان نیز آمده، تفرقه باعث از بین رفتن توان و قدرت جامعه می‌شود و هدف وحدت، مقابله با همین پراکندگی است.

 چرا قدرت‌های مادی، منافع خود را محور مناسبات جهانی قرار داده‌اند؟

قدرت‌ها را می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلی به قدرت‌های مادی و قدرت‌هایی که خود را بر مبنای دین و ارزش‌های الهی تعریف می‌کنند تقسیم کرد.

قدرت‌های مادی، منافع خود را محور قرار می‌دهند؛ بر اساس منافع مادی خود ائتلاف می‌سازند، منافع ملی‌شان را تعریف می‌کنند و دیگران را نیز تا جایی می‌پذیرند که در خدمت تأمین منافع آنها باشند.

در چنین ساختاری، روحیه استکباری و خودبرتربینی حاکم است و جهان از زاویه منافع همان قدرت‌ها تعریف می‌شود.

آنچه امروز در مناسبات جهانی مشاهده می‌کنیم نیز تا حد زیادی همین وضعیت است؛ کشورهای قدرتمند و نظام سرمایه‌داری تلاش می‌کنند قواعد خود را بر جهان تحمیل کنند و کشورهای اسلامی و دیگر ملت‌ها را در چارچوب نظام مورد نظر خود تعریف کنند.

اگر منافع آنها تأمین شود، برای دیگر کشورها نیز جایگاهی در نظر می‌گیرند؛ اما از آنها انتظار دارند در عرصه سیاست و مناسبات جهانی، مطابق قواعد قدرت مسلط حرکت کنند.

در مقابل، مسلمانان می‌توانند با تشکیل یک جبهه واحد و گردهم آمدن حول خداوند، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اخلاق، روابط اجتماعی و خانوادگی، قانون‌گذاری، مدیریت، نظارت، اجرا و قضاوت را بر اساس آموزه‌های الهی سامان دهند.

اگر چنین جبهه‌ای شکل بگیرد، مسلمانان می‌توانند به یک واحد بزرگ و قدرتمند با هویت مشترک توحیدی تبدیل شوند؛ هویتی که بر قدرت و ارزش‌های الهی استوار است.

در چنین شرایطی، جهان اسلام می‌تواند در برابر قدرت‌های مادی موجود، هویت مستقل خود را تعریف کند.

به نظر می‌رسد آنچه دشمنان از آن هراس دارند نیز همین شکل‌گیری یک واحد بزرگ و قدرتمند اسلامی است. از انگلیس تا آمریکا و دیگر قدرت‌ها، یکی از روش‌های مقابله با این ظرفیت، ایجاد اختلاف و تفرقه میان مسلمانان است؛ زیرا شکل‌گیری یک هویت دینی و اسلامی قدرتمند می‌تواند معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر این هویت بر پایه اصول مشترک و وحدت شکل گیرد، هدفی که امام خمینی دنبال می‌کردند و اسلام نیز بر آن تأکید دارد، امکان تحقق بیشتری پیدا می‌کند.

تقسیم‌بندی جهان به مؤمنان و کافران نیز در همین چارچوب می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و به مسلمانان در تعریف هویت مستقل خود کمک کند.

وحدت بر محور اصول مشترک، می‌تواند جایگاه و قدرتی مبتنی بر توحید در مناسبات جهانی ایجاد کند و مانع از آن شود که جهان اسلام، به دلیل اختلافات مذهبی، در ساختار قدرت‌های جهانی هضم شود.

فرمان اعتصام به حبل‌الله چه وظیفه‌ای برای مسئولان نظام اسلامی ایجاد می‌کند؟

این آموزه، مسئولیت مسئولان نظام اسلامی را در عرصه جهانی نیز نشان می‌دهد.

مسئولان باید نظام تصمیم‌گیری و ساختارهای اسلامی را به سمتی هدایت کنند که ائتلاف میان مسلمانان در سراسر جهان روزبه‌روز گسترده‌تر شود، یک واحد بزرگ اسلامی شکل بگیرد و هویت و مؤلفه قدرت جهانی اسلام تقویت شود.

اگر مسئولان در این مسیر حرکت کنند، می‌توانند به تحقق هدفی که امام خمینی برای وحدت دنبال می‌کردند کمک کنند؛ یعنی جهانی که در آن یک قطب بزرگ اسلامی با هویتی مستقل، هسته‌ای قدرتمند و جوهره‌ای توحیدی در مناسبات جهانی حضور داشته باشد.

اگر چنین رویکردی در سطح عالی دنبال شود، می‌تواند زمینه تحقق این معنا را فراهم کند که اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد.

این تعبیر، اسلام را به عنوان یک نظام و قانون مطرح می‌کند و بر علو و برتری آن تأکید دارد.

افق وحدت اسلامی نیز باید همین باشد؛ وحدت باید به افزایش قدرت و جایگاه اسلام منجر شود و زمانی می‌توان به چنین هدفی نزدیک شد که از تفرقه کاسته شود، اختلافات مذهبی به عرصه تقابل کشیده نشوند و مسلمانان بر اصول مشترک خود تمرکز کنند.

سیره پیامبر(ص) برای ایجاد وحدت چه ابزار نرمی را معرفی می‌کند؟

سیره پیامبر اکرم(ص) در ایجاد وحدت نیز بر همین مبانی استوار بود. در قرآن آمده است که مؤمنان ولی و یاور یکدیگرند، برادر یکدیگرند و نسبت به هم محبت دارند.

اگر بخواهیم از قدرت نرم و ابزار مؤثر برای ایجاد وحدت سخن بگوییم، یکی از مهم‌ترین عناصر، ولایت و محبت میان مؤمنان است.

تقویت ولایت و محبت اسلامی، انگیزه‌ای ایجاد می‌کند که مسلمانان یکدیگر را از خود بدانند. چنین محبتی حتی می‌تواند مرزهای جغرافیایی را کم‌رنگ کند و وحدتی قلبی میان مسلمانان پدید آورد.

نمونه روشن این مسئله را می‌توان در راهپیمایی اربعین مشاهده کرد؛ جایی که شعار «اسلام ما را جمع می‌کند و حسین ما را جمع می‌کند» نمود پیدا می‌کند.

این اجتماع بر پایه محبت حسینی و محبت اسلامی شکل می‌گیرد و همین محبت می‌تواند مرزهای جغرافیایی را کنار بزند. در اینجا مرز میان ایران و عراق کم‌رنگ می‌شود و نوعی وحدت شکل می‌گیرد که می‌تواند قدرت قابل توجهی ایجاد کند.

امروز نیز می‌توان مشاهده کرد که کشورهایی مانند یمن، ایران، عراق و دیگر کشورهایی که در این جبهه حضور دارند، در سایه همگرایی و وحدت خود ظرفیت قابل توجهی را ایجاد کرده‌اند.

این موضوع نشان می‌دهد که محبت و پیوندهای قلبی، در کنار اصول مشترک، می‌توانند نقش مهمی در ایجاد قدرت و انسجام داشته باشند.

 نخبگان دینی و رسانه‌ها در برابر توطئه‌های تفرقه‌افکنانه چه وظیفه‌ای دارند؟

نخبگان دینی و رسانه‌های جهان اسلام باید نسبت به این مسائل حساس باشند و عناصر ایجادکننده نفرت و اختلاف را به دقت شناسایی کنند.

دشمنان تلاش می‌کنند از طریق نفرت‌پراکنی میان مسلمانان شکاف ایجاد کنند. طرح موضوع «هلال شیعی» در اردن و دیگر کشورهای منطقه نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ چرا که تلاش می‌شود این تصور ایجاد شود که شیعیان در پی ایجاد هژمونی خود بر منطقه هستند.

در کنار آن، شیعه‌هراسی و سنی‌هراسی نیز از جمله مهم‌ترین آسیب‌هایی هستند که وحدت مسلمانان را تهدید می‌کنند.

از نظر رسانه‌ای نیز بارها دیده شده است که در مقاطع حساس، جریان‌های مخالف با ایجاد شایعات و نفرت مذهبی، میان کشورهای اسلامی اختلاف ایجاد می‌کنند.

این مسائل باید با دقت مدیریت شوند. درباره عراقی‌هایی که به ایران، مشهد و دیگر شهرها سفر می‌کردند، شایعاتی مطرح شد و درباره ایرانی‌هایی که به عراق سفر می‌کنند نیز روایت‌ها و شایعات مختلفی شکل گرفت.

در چنین شرایطی، جامعه اسلامی به یک قدرت رسانه‌ای و نخبگانی عاقل و هوشمند نیاز دارد که این مسائل را به موقع تشخیص دهد، برای آنها راه‌حل پیدا کند و مانع گسترش آثار منفی آنها شود.

وحدت نباید فقط در حد شعار باقی بماند؛ بلکه باید در رفتارهای اجتماعی، مراسم و مناسبات روزمره مسلمانان نیز نمود پیدا کند.

امروز لازم است به صورت جدی مراقب باشیم که نفرت تولید نشود و در مقابل، زمینه برای شکل‌گیری محبت و همدلی فراهم شود.

سیره معصومان(ع) چگونه می‌تواند مسیر وحدت را هموار کند؟

اگر به سیره امام سجاد(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و دیگر بزرگان دین نگاه کنیم، می‌بینیم که آنان حتی در برابر افرادی که از اهل شام نزدشان می‌آمدند و ناسزا می‌گفتند یا دشمنی و نفرت خود را ابراز می‌کردند، چگونه رفتار می‌کردند.

امام باقر(ع) و امام سجاد(ع) نیز در برخورد با چنین افرادی، از رفتارهایی استفاده می‌کردند که می‌توانست فضای دشمنی را به محبت تبدیل کند.

محبتی که درباره پیامبر اکرم(ص) نقل شده است نیز می‌تواند انسان‌های مختلف را به سوی آن حضرت جذب کند و مانع شکل‌گیری عوامل تفرقه شود.

از همین رو می‌توان گفت محبت، یکی از کلیدهای اصلی وحدت اسلامی است و دشمنان نیز این ظرفیت را به خوبی می‌شناسند و تلاش می‌کنند همین عامل پیونددهنده را تضعیف کنند.

باید از آیاتی که پیامبر اکرم(ص) را رحمت برای جهانیان معرفی می‌کنند و بر عفو و گذشت تأکید دارند، بهره گرفت و این آموزه‌ها را در روابط اجتماعی مسلمانان جاری کرد.

عفو و گذشتی که خداوند درباره پیامبر خود بیان کرده، برای جامعه اسلامی امروز نیز پیام روشنی دارد.

مجموعه این آموزه‌ها نشان می‌دهد که گذشت، محبت و رفتار کریمانه می‌توانند زمینه‌ساز وحدت باشند.

دلسوزی نظام اسلامی و مؤمنان نسبت به یکدیگر نیز در این مسیر اهمیت زیادی دارد؛ همان‌گونه که قرآن، پیامبر اکرم(ص) را دلسوز مردم، مشتاق هدایت آنان و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان معرفی می‌کند و از اخلاق عظیم ایشان سخن می‌گوید.

اخلاق نیک، دلسوزی، رحمت، گذشت و رفتار کریمانه، در حقیقت نرم‌افزارهای شکل‌گیری وحدت میان مسلمانان هستند.

اگر این عناصر در جامعه اسلامی تقویت نشوند، وحدت در حد یک شعار باقی خواهد ماند و به مرحله رفتار و عمل نخواهد رسید.

کد مطلب 2271542

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار