۰ نفر
۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۳
تغییر الگوی دین‌داری؛ از خدای هراس تا الهیات عشق

بخشیدن، رهایی است. کینه بیش از آنکه دیگری را مجازات کند، خود انسان را گرفتار می‌کند.عصاره کتاب در یک جمله:  از ترس به عشق، از قضاوت به فهم، از طلب کردن به آفرینندگی، و از جست‌وجوی خدا در بیرون به کشف حضور او در عمق وجود خویش حرکت کن. و شاید زیباترین برداشت برای زندگی اجتماعی این باشد: اگر انسان خدا را سرچشمه عشق و کرامت بداند، دیگر نمی‌تواند تحقیر انسان، ظلم، جنگ، فساد و بی‌عدالتی را امری مقدس جلوه دهد.

گروه اندیش: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه و جانشین رئیس جمهور اصلاحات و دبیرکل اسبق ستاد مبارزه با موادمخدر کشور در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، با تحلیلِ کتاب «گفت‌وگو با خدا» اثر نیل دونالد والش، به بازخوانی رابطهٔ انسان و امر الهی از منظر معنویت مدرن می‌پردازد. نویسنده با ردِ الگوی ارباب-برده و خدای مجازات‌گر، استدلال می‌کند که حقیقتِ دین‌داری نه در هراس، بلکه در عشق، درون‌کاوی و پذیرش مسئولیت آزادی نهفته است. در این نگاه، زندگی نه میدان آزمون و رنج، بلکه عرصهٔ تجربه، خودشناسی و آفرینندگی است که باید پیامد ساختاری آن در رفتار اجتماعی به‌صورت عدالت، نفی ظلم و فرارفتن از قضاوت تجلی یابد. در ادامه این مطلب را می خوانید:

****

کتاب «گفت‌وگو با خدا» (Conversations with God) اثر نیل دونالد والش بیش از آن‌که یک کتاب الهیاتی کلاسیک باشد، اثری معنوی ـ فلسفی درباره رابطه انسان با خدا، عشق، ترس، آزادی و معنای زندگی است.

۱۵ نکته مهم و ماندگار کتاب به شرح زیر هستند:

۱. خداوند را نباید فقط در بیرون از خود جست‌وجو کرد؛ ارتباط با خدا می‌تواند از درون انسان آغاز شود.
۲. خدا را بیشتر با عشق بشناسیم تا با ترس. تصویر خدایی که دائماً مجازات می‌کند، در نگاه نویسنده با حقیقت عشق الهی سازگار نیست.
۳. ترس و عشق دو نیروی بنیادین زندگی‌اند. بسیاری از انتخاب‌های انسان یا از ترس سرچشمه می‌گیرند یا از عشق.

۴. انسان موجودی آزاد است. خدا انسان را برای انتخاب، تجربه و رشد آفریده؛ بنابراین مسئولیت انتخاب‌ها نیز با خود انسان است.
۵. زندگی امتحان الهی صرف نیست؛ میدان تجربه و آفرینندگی است. انسان در مسیر زندگی، خود و ارزش‌هایش را می‌شناسد.
۶. رنج الزاماً مجازات خدا نیست. بخشی از رنج‌ها نتیجه انتخاب‌های انسانی، شرایط زندگی یا ساختارهای نادرست است.

تغییر الگوی دین‌داری؛ از خدای هراس و جزا تا الهیات آفرینندگی و عشق

۷. دعا فقط درخواست کردن نیست. دعا می‌تواند نوعی گفت‌وگو، توجه، شکرگزاری و آگاهی از حضور خدا باشد.
۸. خداوند را در دیگر انسان‌ها ببینیم. کرامت انسان‌ها و احترام به دیگری، بخشی از معنویت واقعی است.
۹. بخشیدن، رهایی است. کینه بیش از آنکه دیگری را مجازات کند، خود انسان را گرفتار می‌کند.

۱۰. قضاوت کمتر، فهم بیشتر. پیش از محکوم کردن دیگران باید شرایط، انگیزه‌ها و محدودیت‌های آنان را دید.
۱۱. ثروت و مادیات ذاتاً ضد معنویت نیستند. مسئله، اسارت انسان در برابر مال است، نه خودِ داشتن مال.
۱۲. مرگ پایان مطلق نیست. کتاب نگاه معنوی و متفاوتی به مرگ دارد و آن را گذار و تغییر وضعیت وجودی می‌بیند.

۱۳. رابطه انسان با خدا رابطه برده و ارباب نیست. نویسنده بر نزدیکی، یگانگی و ارتباط عمیق انسان و امر الهی تأکید می‌کند.
۱۴. هدف زندگی فقط زنده ماندن نیست؛ «شدن» است. انسان باید به سوی شناخت خویشتن و تحقق ظرفیت‌های انسانی خود حرکت کند.
۱۵. عشق باید به رفتار تبدیل شود. اگر معنویت نتواند ما را مهربان‌تر، آزادتر، عادل‌تر و مسئول‌تر کند، صرفاً مجموعه‌ای از باورهاست.

عصاره کتاب در یک جمله:  از ترس به عشق، از قضاوت به فهم، از طلب کردن به آفرینندگی، و از جست‌وجوی خدا در بیرون به کشف حضور او در عمق وجود خویش حرکت کن. و شاید زیباترین برداشت برای زندگی اجتماعی این باشد:

اگر انسان خدا را سرچشمه عشق و کرامت بداند، دیگر نمی‌تواند تحقیر انسان، ظلم، جنگ، فساد و بی‌عدالتی را امری مقدس جلوه دهد. دیدگاه‌های کتاب، برداشت‌های معنوی و فلسفی نویسنده‌اند و نباید لزوماً به‌عنوان آموزه‌های قطعی ادیان یا الهیات اسلامی تلقی شوند.

216216

کد مطلب 2273596

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

آخرین اخبار