۰ نفر
۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹

یکشنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، در حاشیه مسابقات گلف Irish Open در ایرلند و در گفت‌وگو با خبرنگاران، ترامپ درباره آینده جنگ با ایران گفت: «ما نهایتاً از ایران خارج خواهیم شد، مگر اینکه تصمیم بگیریم بمانیم و نفت را نگه داریم؛ مثل ونزوئلا.» او همچنین گفت درآمد آمریکا از ونزوئلا هزینه جنگ را بارها جبران کرده است. این جمله را نباید فقط یک تهدید یا اظهارنظر درباره نفت دانست. ترامپ در واقع از صورت‌حساب جنگ سخن می‌گوید.

محاسبات اولیه واشنگتن این بود که جنگ در مدت کوتاهی به نتیجه مطلوب می‌رسد، اکنون جنگ وارد ماه هفتم شده و حتی تحلیل تازه رویترز آن را دیگر یک «بحران کوتاه‌مدت» نمی‌داند؛ بلکه از یک چالش فرسایشی برای بازار جهانی نفت سخن می‌گوید. ذخایر جهانی نفت از آغاز جنگ بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته و مسیرهای انتقال انرژی همچنان با اختلال روبه‌رو هستند. این یعنی دیگر مسئله برای ترامپ فقط رسیدن به اهداف جنگ نیست؛ چگونگی مدیریت هزینه جنگ نیز به مسئله تبدیل شده است.

ترامپ نمی‌خواهد از جیب آمریکا هزینه کند یا بهتر است بگوییم نمی تواند از این پس از جیب مردم آمریکا هزینه کند. وقتی خودش از احتمال پایان جنگ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای و کاهش شدید قیمت بنزین پس از پایان جنگ سخن می‌گوید، روشن است که قیمت انرژی و پیامدهای اقتصادی جنگ به بخشی از محاسبه سیاسی او تبدیل شده و شاید او را سر عقل آورده باشد. اینجاست که نفت ایران وارد محاسبه می‌شود.

ترامپ جنگ را شبیه مهمانی‌ای تصور کرده بود که با همدستی و میانداری اسرائیل برگزار می‌شود؛ حمله انجام می‌شود، پیروزی سریع به دست می‌آید و بعد همه هم‌پیمانانش را سر میز جشن می‌نشاند. اما ناگهان می‌بیند محاسباتش آن‌گونه که تصور کرده بود پیش نرفته است؛ مهمانی تمام نشده، صورت‌حساب روی میز مانده و هزینه‌ها بیشتر از برآورد اولیه شده است. حالا یا رفقا باید پول میز را بدهند، یا صاحب مهمانی باید راهی برای پرداخت صورت‌حساب پیدا کند. و ترامپ، دست‌کم در این جمله، چشم به نفت دوخته است.

مخاطبان پیام چه کسانی هستند؟

مخاطب پیام ترامپ که از ایرلند فرستاده فقط تهران نیست. مردم آمریکا مخاطب نخست‌اند؛ مردمی که با افزایش قیمت سوخت روبه‌رو هستند و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارند. متحدان منطقه‌ای مخاطب دوم‌اند؛ کشورهایی که زیرساخت انرژی و مسیرهای صادراتی‌شان اکنون در معرض هزینه‌های مستقیم جنگ قرار گرفته است. و بازار انرژی نیز مخاطب سوم است؛ بازاری که امروز برنت را بالای ۱۰۷ دلار دیده است.

پیام ترامپ می‌تواند این باشد: اگر جنگ هزینه دارد، منابعی هم برای پرداخت آن وجود دارد. اما درست در همین فضای متشنج، ابتکار منطقه‌ای عمان نیز با مانع روبه‌رو شد.

نشست ایران و کشورهای خلیج فارس در عمان که قرار بود درباره سازوکار مدیریت تردد و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز گفت‌وگو کند، به تعویق افتاد. این همان رویکرد مبتنی بر دیپلماسی ایران بود که فعلا متوقف شده است. رویترز گزارش کرده که ایران گفته درخواست تعویق از سوی برخی کشورهای منطقه مطرح شده است؛ گزارش‌های تازه‌تر نیز از درخواست عربستان برای تعویق این نشست حکایت دارند.

نمی‌توان گفت اظهارات ترامپ علت تعویق نشست عمان بوده است. اما همزمانی این دو تحول قابل چشم‌پوشی نیست. از یک سو تهران و مسقط در تلاش بودند مسئله هرمز را به یک سازوکار منطقه‌ای منتقل کنند و از سوی دیگر، واشنگتن همچنان جنگ و هرمز را در چارچوب فشار و امتیازگیری خود می‌بیند.

حتی مهم‌تر از آن، جنگ اکنون همزمان هم هزینه ایجاد می‌کند و هم ابزار فشار اقتصادی در اختیار طرف‌های درگیر قرار می‌دهد. قیمت نفت بالا می‌رود، مسیرهای صادراتی ناامن می‌شوند، و هر طرف می‌کوشد هزینه این بحران را به دیگری منتقل کند.

در چنین شرایطی، جمله ترامپ درباره «ماندن و نگه داشتن نفت» معنای بزرگ‌تری پیدا می‌کند.

مسئله دیگر فقط این نیست که آمریکا چگونه جنگ را تمام کند؛ مسئله این است که چه کسی قرار است صورت‌حساب جنگ را بپردازد.

اما اینجا یک مانع بزرگ وجود دارد. نفت ایران صرفاً یک کالای اقتصادی نیست؛ بخشی از حاکمیت ملی ایران است. حتی در حقوق اشغال نیز تصرف نظامی به معنای انتقال مالکیت منابع طبیعی کشور اشغال‌شده نیست. بنابراین میان «پیروزی نظامی»، «حضور نظامی» و «حق تصاحب نفت» فاصله‌ای جدی وجود دارد.

ترامپ شاید بتواند در خیال و رویا برای نفت ایران نقشه بکشد؛ همان‌طور که می‌تواند از تجربه ونزوئلا مثال بزند اما مثل 7 ماه گذشته با کلکسیونی از جنایت ها علیه ایران بدنامی اش را بلندآوازه تر کرده جز ضرر منفعتی برای ایالات متحده آمریکا به ارمغان نبرده است.

شاید اکنون بتوان پیام جمله ترامپ را روشن‌تر خواند: جنگی که قرار بود برای آمریکا پیروزی بیاورد، به جنگی تبدیل شده که آمریکا باید هزینه آن را نیز مدیریت کند. فعلا فاکتور جنگ کابوس ترامپ است و رویای او رسیدن به اکسیر سیاه پارس.

کد مطلب 2274536

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =

آخرین اخبار