به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «خدا با ماست» نوشته اکبر شریفی، با بازخوانی بیانات شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای درباره مفهوم «معیت الهی»، به بررسی پیوند میان ایمان، توکل و استقامت در زندگی فردی و اجتماعی میپردازد؛ اثری که در دویستمین روز شهادت «آقای شهید ایران»، فرصتی برای بازخوانی یکی از وجوه مهم منظومه فکری ایشان فراهم کرده است.
انسان در فراز و نشیبهای زندگی، زمانی که مسیرها به بنبست میرسند و امکانات و اسباب ظاهری دیگر پاسخگوی پرسشهای اساسی او نیستند، نگاه خود را به آسمان میدوزد؛ با خداوند سخن میگوید، دعا میکند، راز دل بازمیگوید و در خلوتی که شنوندهای جز پروردگار ندارد، از او یاری میطلبد. «دعا» در چنین شرایطی صرفاً درخواست یک خواسته از خداوند نیست؛ بلکه بازگشت انسان به سرچشمهای است که در شادی و اندوه، پیروزی و شکست و در میان بیم و امید، او را تنها نمیگذارد.
«معیت الهی» نیز در منطق قرآن کریم بر چنین معنایی استوار است؛ وعدهای الهی که انسان را به شناخت، توکل، صبر و حرکت دعوت میکند و حتی در دشوارترین موقعیتها، افقی تازه در برابر او قرار میدهد.
در میان عالمان و رهبران معاصر، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، آقای حکیم، فرزانه و رهبر شهید ایران، این پیوند با خداوند را پیش از توصیه به دیگران، در سلوک شخصی و اجتماعی خود دنبال میکرد. «دعا»، «ذکر»، «توکل» و «توجه به خداوند» در منظومه فکری ایشان صرفاً مفاهیمی برای سخن گفتن با مردم نبود؛ بلکه بخشی از مبانی فکری و عملی «آقای شهید ایران» در مواجهه با حوادث و مسئولیتهای سنگین اجتماعی و تاریخی محسوب میشد.
از همین رو، زمانی که ایشان از ارتباط با خدا، امید به نصرت الهی و ضرورت حفظ این پیوند سخن میگفتند، مخاطب تنها با توصیهای نظری مواجه نبود؛ بلکه بخشی از تجربه زیسته «قائد شهید» امت و امام مبارز و مجاهد انقلاب ایران را میشنید.
بنابر روایت ایکنا، به مناسبت دویستمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب، کتاب «خدا با ماست» نوشته اکبر شریفی مورد معرفی و بررسی قرار گرفته است؛ اثری که با گردآوری و ساماندهی بیانات ایشان و بهرهگیری از منابع اسلامی، مفهوم معیت الهی و نسبت آن را با ایمان، توکل، اخلاص، استقامت و مسئولیت انسان بازخوانی میکند.
از «معیت» قرآنی تا عنوان یک کتاب
عنوان «خدا با ماست» شاید در نگاه نخست عبارتی ساده به نظر برسد، اما در پس این عنوان یکی از مفاهیم بنیادی قرآن کریم قرار دارد؛ مفهوم «معیت» یا همراهی خداوند با انسان.
قرآن کریم در آیات گوناگون از همراهی خداوند با مؤمنان، نیکوکاران، صابران و اهل تقوا سخن گفته است. با این حال، این همراهی را نمیتوان به معنای حضور مادی یا جسمانی خداوند دانست. «معیت» الهی در منطق قرآن به احاطه، علم، هدایت، نصرت و عنایت خداوند اشاره دارد و در برخی مراتب، تحقق آن با نوع رفتار و نسبت انسان با حق ارتباط پیدا میکند.
یکی از روشنترین روایتهای قرآنی درباره این مفهوم، ماجرای حضرت موسی(ع) و بنیاسرائیل است. هنگامی که بنیاسرائیل در برابر دریا قرار گرفتند و سپاه فرعون را پشت سر خود دیدند، از شدت ترس گفتند: «...إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»؛ یعنی «ما گرفتار خواهیم شد». پاسخ حضرت موسی(ع) اما درست در نقطه مقابل این نگاه هراسآلود قرار داشت: «قالَ کَلّا إِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدینِ»؛ «هرگز، پروردگار من با من است و مرا هدایت خواهد کرد.»
این آیه را میتوان همان نقطهای دانست که عنوان کتاب اکبر شریفی را از یک عبارت عاطفی به یک گزاره معرفتی تبدیل میکند. «خدا با ماست» در این معنا به معنای انکار دشواریها نیست؛ بلکه به معنای تغییر نگاه انسان به دشواری است.
حضرت موسی(ع) در شرایطی از «معیت» سخن میگوید که خطر کاملاً در برابر چشمان او قرار دارد. بنابراین ایمان به همراهی خداوند به معنای حذف بحران نیست؛ بلکه به معنای یافتن مسیر حرکت در دل بحران است.
رهبر شهید، فرزانه و حکیم ایران نیز در یکی از بیانات خود در دیدار بسیجیان در سوم آذر ۱۳۹۵، با استناد به همین آیه، مفهوم معیت الهی را تبیین کردند و پس از تشریح ماجرای حضرت موسی(ع) فرمودند: «اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم...» و در ادامه تأکید کردند قدرتی که خداوند با او باشد، حتی در برابر قدرتهای بزرگ نیز امکان غلبه دارد. این بیان یکی از روشنترین نقاط اتصال عنوان کتاب با دستگاه فکری رهبر شهید است.
کتابی درباره «بودن خدا» یا «چگونه با خدا بودن»؟
یکی از نکات اساسی در خوانش کتاب «خدا با ماست» این است که اثر تنها به این پرسش نمیپردازد که آیا خداوند با انسان هست یا خیر؛ بلکه سؤال مهمتری را مطرح میکند: انسان چگونه باید زندگی و عمل کند تا در مسیر و موقعیتی قرار گیرد که مشمول نصرت و معیت الهی باشد؟
اکبر شریفی کتاب «خدا با ماست» را در هفت گفتار تنظیم کرده است. کتاب از اهمیت ارتباط با خداوند و ویژگیهای این ارتباط آغاز میکند، سپس آثار و برکات آن را مورد توجه قرار میدهد و در ادامه به شروط ارتباط با خدا، آسیبهای گسست از خداوند، عوامل دوری از او و در نهایت راهها و ابزارهای ایجاد و تقویت این پیوند میپردازد.
این ساختار یک امتیاز مهم دارد؛ چراکه مفهوم «معیت» در یک جمله یا یک فصل متوقف نمیشود، بلکه به زنجیرهای از مفاهیم مرتبط تبدیل میشود: ارتباط با خدا، ویژگیهای این رابطه، آثار آن، شرایط تحققش، پیامدهای گسست از آن و راههای بازگشت به این پیوند.
از این زاویه، «خدا با ماست» را میتوان تلاشی برای نظامبخشی به مجموعهای از بیانات «آقای شهید ایران» دانست که در مناسبتهای گوناگون و در سالهای مختلف بیان شدهاند. در این میان، نقش نویسنده تنها به گردآوری محدود نیست؛ بلکه انتخاب، دستهبندی و قرار دادن بخشهای مختلف سخنان در یک مسیر موضوعی نیز بخشی از فرآیند تدوین اثر به شمار میآید.
کتاب تصریح میکند که اکبر شریفی در مقام پژوهشگر و نویسنده، در کنار استفاده از بیانات «رهبر شهید ایران»، به منابع اصیل اسلامی از جمله آیات قرآن کریم و روایات معصومان(ع) نیز به دفعات مراجعه و استناد کرده است.

هفت گفتار؛ از شناخت رابطه تا راه حفظ آن
گفتار نخست «خدا با ماست» به اهمیت و ارزش ارتباط با خداوند اختصاص دارد. انتخاب این نقطه آغاز از نظر منطقی نیز قابل توجه است؛ چراکه پیش از پرداختن به شیوههای ارتباط با خدا، لازم است روشن شود که چرا چنین رابطهای برای انسان اهمیت دارد.
در دستگاه فکری «آقای شهید ایران»، ارتباط با خداوند مسئلهای صرفاً فردی و منزوی نیست. «ایمان، اگر از درون انسان به عرصه عمل اجتماعی راه پیدا کند، میتواند به منشأ امید، استقامت، مسئولیت و حرکت جمعی تبدیل شود.» (کتاب «خدا با ماست» ص ۴۵)
به همین دلیل، آثار ارتباط با خدا در کتاب هم در عرصه فردی و هم در عرصه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.
گفتار دوم کتاب اکبر شریفی به ویژگیهای ارتباط با خداوند اختصاص دارد و گفتار سوم آثار و برکات این رابطه را بررسی میکند. در این بخش یکی از نکات قابل توجه کتاب آشکار میشود: ارتباط با خدا تنها برای رسیدن به آرامش روانی تعریف نشده است. آرامش یکی از نتایج آن است، اما تمام مسئله به این موضوع خلاصه نمیشود. در خوانش اجتماعی کتاب، توکل میتواند به اعتماد، اعتماد به نفس جمعی، مقاومت در برابر فشار و حفظ امید منجر شود. (کتاب «خدا با ماست» ص ۷۸)
گفتار چهارم به شروط ارتباط با خداوند میپردازد. این بخش مانع از آن میشود که مفهوم «خدا با ماست» به شعاری بدون قید و شرط تبدیل شود. «اگر معیت الهی تنها با ادعای زبانی حاصل میشد، دیگر سخن گفتن از اخلاص، عمل صالح، جهاد، صبر، تقوا و نفی وابستگی به غیرخدا ضرورتی نداشت.» (کتاب «خدا با ماست» ص ۱۳۶)
گفتار پنجم روی دیگر این موضوع را بررسی میکند و به این پرسش میپردازد که تضعیف پیوند انسان با خدا چه پیامدهایی به همراه دارد. کتاب در این بخش از پیامدهایی «همچون ناامیدی، ذلت و زمینهسازی برای سلطه دشمن» سخن میگوید.
در ادامه، گفتار ششم عوامل دوری از خداوند را بررسی کرده و گفتار هفتم به راهها و ابزارهای ایجاد ارتباط با خدا اختصاص یافته است. این حرکت از «شناخت» به «شرط»، از «شرط» به «آفت» و از «آفت» به «راه درمان»، انسجام استدلالی مشخصی به ساختار کتاب بخشیده است.
«خدا با ماست»؛ تعبیر امید یا راهبرد مقاومت؟
یکی از ظرفیتهای مهم کتاب دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. در ادبیات عمومی، «خدا با ماست» گاهی به تعبیری احساسی برای روزهای دشوار تقلیل پیدا میکند؛ در حالی که در قرآن کریم، مفهوم «معیت الهی» در متن تصمیم، حرکت و مواجهه با تهدید ظاهر میشود.
حضرت موسی(ع) زمانی «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی» را بر زبان میآورد که سپاه فرعون پشت سر او قرار گرفته و دریا پیش روی اوست. بنابراین، معیت الهی در این روایت پیش از آنکه صرفاً احساس آرامش باشد، مبنایی برای اقدام و حرکت است.
همین معنا در بیانات رهبر شهید انقلاب نیز دیده میشود. در بیانی که در سوم آذر ۱۳۹۵ و در دیدار با جمعی از جامعه بسیجیان کشور مطرح شده، حفظ «معیت الهی» با موضوع قدرت و غلبه پیوند خورده است. بنابراین «خدا با ماست» در این منظومه به معنای کنار گذاشتن تدبیر و انتظار برای حل مشکلات از بیرون نیست؛ بلکه معیت الهی به عنوان پشتوانهای برای ایستادگی و اقدام فهم میشود.
این تمایز برای فهم محتوای کتاب اهمیت دارد. اگر «توکل» به معنای کنار گذاشتن تدبیر و تلاش باشد، چنین برداشتی با منطق قرآنی و محتوای کتاب سازگار نخواهد بود. اما اگر توکل به معنای اتکای نهایی به خداوند در کنار انجام وظیفه تلقی شود، ایمان میتواند به نیرویی برای حرکت تبدیل شود.
در یکی از بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت در هشتم شهریور ۱۳۸۴ نیز آمده است: «ارتباط با خدا تضمینکننده صحت عمل و استقامت در راه است.» این عبارت که از سوی ناشر کتاب «خدا با ماست»، انتشارات جمکران، به عنوان یکی از برشهای کتاب منتشر شده، رابطه میان «معنویت» و «عمل» را به روشنی نشان میدهد.

از فرد مؤمن تا جامعه مؤمن
یکی از ویژگیهای قابل توجه «خدا با ماست» آن است که رابطه انسان با خداوند را در محدوده زندگی شخصی متوقف نمیکند. در این نگاه، جامعهای که اعضای آن از امید، مسئولیت و اعتماد به خدا برخوردار باشند، میتواند در برابر فشارها ظرفیت بیشتری برای حفظ انسجام داشته باشد.
در همین چارچوب، برخی بیانات رهبر فرزانه و حکیم انقلاب و «آقای شهید ایران» درباره پیوند قلبی مردم و نقش ایمان در انسجام اجتماعی معنا پیدا میکند. «در چنین منظومهای، ایمان فقط یک امر خصوصی نیست؛ میتواند در شکلگیری اخلاق عمومی، مسئولیت اجتماعی و مقاومت در برابر تحمیل اراده بیگانه اثرگذار باشد.» (کتاب «خدا با ماست» ص ۱۷۷)
البته این گزاره را نباید به یک رابطه مکانیکی تقلیل داد. نمیتوان هر موفقیت اجتماعی را صرفاً به عوامل معنوی نسبت داد و نقش عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی و تاریخی را نادیده گرفت.
ارزش کتاب «خدا با ماست» در این زمینه آن است که یکی از لایههایی را که اندازهگیری آن دشوارتر است، اما در رفتار فردی و اجتماعی اهمیت دارد، برجسته میکند؛ یعنی نسبت انسان با مبدأ متعال و تأثیری که این نسبت میتواند بر کیفیت انتخابها و کنشهای او داشته باشد.
در چنین برداشتی، «معیت» از یک مفهوم عرفانی فراتر رفته و به مفهومی تمدنی نیز نزدیک میشود؛ البته نه به این معنا که خداوند به ابزاری برای تحقق اهداف انسانی تبدیل شود، بلکه از این منظر که جامعه مؤمن رفتار اجتماعی خود را بر مبنای «توحید»، «مسئولیت» و «نفی سلطه» سامان میدهد.
عاشورا؛ بزرگترین روایت «خدا با ماست»
برای درک عمیقتر عنوان کتاب، شاید هیچ واقعهای در تاریخ اسلام به اندازه عاشورا ظرفیت توضیح این مفهوم را نداشته باشد.
«عاشورا» از یک منظر، روایت تاریخِ تنهایی ظاهری است. امام حسین(ع) در کربلا در اقلیت قرار دارد، شمار یاران ایشان اندک است و دشمن از نظر تعداد و امکانات نظامی برتری دارد. با این حال، همین واقعه در منطق شیعی با معنای دیگری همراه میشود: انسان میتواند در اوج غربت تاریخی، در نسبت خود با خداوند احساس شکست نکند.
«هیهات منا الذله» را نیز میتوان در همین چارچوب فهم کرد؛ نفی ذلت به معنای نفی رنج نیست، بلکه به معنای نپذیرفتن تسلیم در برابر باطل است.
کربلا نشان میدهد که نصرت الهی همیشه به معنای تغییر فوری معادلات ظاهری نیست. «گاه جسم انسان بر زمین میافتد، اما حقیقتی که برای آن ایستاده است، در تاریخ امتداد مییابد.» (تعبیری از استاد شهید مرتضی مطهری)
از این منظر، پیوند میان کتاب «خدا با ماست» و ادبیات عاشورایی صرفاً یک ارتباط تزئینی نیست. عاشورا یکی از مهمترین نمونههای تاریخی این پرسش است که انسان مؤمن در شرایطی که تمام محاسبات ظاهری علیه اوست، بر چه چیزی تکیه میکند.
قرآن کریم نیز پیروزی حق را صرفاً بر مبنای کثرت عددی تعریف نمیکند. آیه «...کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» (آیه ۲۴۹ سوره مبارکه بقره) منطق دیگری را پیش روی مخاطب قرار میدهد: نسبت انسان با خداوند میتواند معادلهای فراتر از محاسبات ظاهری ایجاد کند؛ البته به شرط آنکه «بِإِذْنِ اللَّهِ» نادیده گرفته نشود و پیروزی به یک ادعای خودساخته نسبت داده نشود.

شباهت معنایی کربلا و ماجرای موسی(ع)
از این منظر، داستان حضرت موسی(ع) و واقعه عاشورا در نقطهای مشترک به یکدیگر نزدیک میشوند؛ لحظهای که غلبه ظاهری دشمن میتواند ترس را بر انسان حاکم کند و او را به تسلیم بکشاند.
بنیاسرائیل با مشاهده سپاه فرعون، بر اساس محاسبات ظاهری نتیجهگیری میکنند؛ اما حضرت موسی(ع) افقی متفاوت را میبیند. در کربلا نیز محاسبه ظاهری به سود جبهه مقابل است، اما امام حسین(ع) با معیار دیگری وارد میدان میشود.
البته این مقایسه به هیچ عنوان به معنای یکسان دانستن دو واقعه تاریخی نیست. تفاوتهای تاریخی، الهیاتی و موقعیتی میان آنها باید محفوظ بماند. با این حال، هر دو روایت در ادبیات دینی مسلمانان میتوانند حامل درسی مشترک باشند: ایمان هنگامی که به یقین تبدیل شود، در شرایط بحرانی میتواند نسبت انسان با ترس را تغییر دهد.
کتاب «خدا با ماست» نیز از همین زاویه ظرفیت خوانش عاشورایی پیدا میکند؛ چراکه مخاطب را از پرسش «آیا خدا با ماست؟» به پرسش دشوارتری میرساند: «آیا ما در مسیری قرار داریم که شایسته ادعای این همراهی باشیم؟»
معنویت بدون انفعال
یکی از نکات محتوایی قابل توجه کتاب «خدا با ماست»، تأکید بر رابطه میان معنویت و حرکت است. در تحلیل این اثر میتوان گفت کتاب، ارتباط با خداوند را عاملی برای امید، حرکت و استقامت معرفی میکند.
در این چارچوب، انسان مؤمن قرار نیست با تکیه بر یک باور ذهنی از مسئولیتهای خود فاصله بگیرد. برعکس، هرچه باور به خدا عمیقتر باشد، مسئولیت انسان نیز میتواند جدیتر شود؛ زیرا کسی که خود را در محضر خدا میبیند، نمیتواند در برابر ظلم، فساد، دروغ، بیعدالتی و رنج انسانها بیتفاوت باشد.
از همینجا میتوان یکی از ظرفیتهای مهم کتاب برای مخاطب امروز را دریافت. «خدا با ماست» اگر درست خوانده شود، اثری برای فرار از واقعیت نیست؛ بلکه تلاشی برای مواجهه متفاوت با واقعیت است.
مخاطب با مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی مواجه است، اما کتاب تلاش میکند یادآوری کند که رویارویی با مسائل بدون اتکای معنوی میتواند انسان را به فرسودگی و ناامیدی بکشاند.
همین معنا در یکی از برشهای منتشرشده از کتاب نیز قابل مشاهده است؛ جایی که رهبر شهید انقلاب، در برابر تلاش دشمن برای ایجاد فضای یأس، «توکل به خدا و اعتماد به خدا و خواستن از خدا و ارتباط با خدا» را نقطه مقابل آن معرفی میکنند.
از «ذکر» تا «استقامت»
یکی دیگر از نکات قابل تأمل در «خدا با ماست»، ارتباط میان انس با خداوند و کیفیت زندگی انسان است. در یکی از بیانات رهبر شهید انقلاب که در منابع مرتبط با آثار ایشان نقل شده، بر این موضوع تأکید شده که چشیدن لذت ذکر و انس با خدا میتواند نسبت انسان را با لذتهای زودگذر دنیا تغییر دهد.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که معنویت در این نگاه تنها وسیلهای برای عبور از بحران نیست. اگر خداوند تنها در زمان گرفتاری به یاد انسان بیاید، رابطهای پایدار شکل نگرفته است. «معیت الهی» در اندیشه دینی با انس، ذکر، نماز، دعا، اخلاص و مراقبت مستمر از دل و عمل پیوند دارد.
بر همین اساس، گفتار پایانی کتاب درباره راهها و ابزارهای ارتباط با خداوند صرفاً یک بخش تکمیلی محسوب نمیشود؛ بلکه به پرسش اصلی اثر پاسخی عملی میدهد: «چگونه میتوان این رابطه را از یک باور ذهنی به یک تجربه زیسته تبدیل کرد؟» (کتاب «خدا با ماست» ص ۲۴۷)
ارزش پژوهشی کتاب و یک ملاحظه روششناختی
«خدا با ماست» را میتوان در شمار آثاری قرار داد که ارزش اصلی آنها در گردآوری و نظامبخشی به موضوعی است که در مجموعه گستردهای از سخنرانیها و بیانات پراکنده بوده است.
نویسنده تلاش کرده است با انتخاب یک موضوع واحد، بخشهایی از یک منظومه فکری را در کنار یکدیگر قرار دهد و سپس با بهرهگیری از منابع اسلامی، چارچوب مفهومی آن را روشنتر کند.
با این حال، همین ویژگی یک ضرورت پژوهشی نیز ایجاد میکند. مخاطب تخصصی باید میان «نقل مستقیم از رهبر شهید ایران»، «برداشت نویسنده»، «استناد قرآنی» و «تحلیل تطبیقی» تمایز قائل شود.
هر اندازه کتابی بیشتر بر بیانات یک شخصیت استوار باشد، دقت در تاریخ، مخاطب، زمینه و سیاق هر سخن اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
از این منظر، یکی از راههای تکمیل چنین آثاری میتواند ارائه نمایهای دقیق از تاریخ و مناسبت هر بیان و همچنین مشخص کردن نسبت میان متن اصلی و توضیحات تدوینگر باشد. چنین رویکردی میتواند ارزش پژوهشی اثر را برای پژوهشگران اندیشه «آقای شهید ایران» افزایش دهد.
در مقام یک اثر عمومی ـ پژوهشی، ساختار هفتگانه کتاب توانسته است موضوعی انتزاعی مانند «معیت الهی» را با زبانی قابل فهمتر برای مخاطب عمومی ارائه کند. سامانه «کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی رشد» نیز این اثر را کتابی تحلیلی درباره مفهوم معیت الهی معرفی کرده و بر ارتباط آن با امید، حرکت و استقامت تأکید کرده است.
«خدا با ماست» در روزگار پس از شهادت رهبر شهید ایران
همزمان با ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ و مصادف با دویستمین روز شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، بازخوانی کتابی مانند «خدا با ماست» دیگر صرفاً به معرفی یک اثر محدود نمیشود.
اکنون مخاطب عبارت «خدا با ماست» را در فاصلهای تاریخی از زمان بیان آن میخواند؛ اما مسئلهای که کتاب مطرح میکند همچنان همان پرسش بنیادین انسان مؤمن است: در زمان فقدان، تهدید، اضطراب و آینده نامعلوم، تکیهگاه انسان چیست؟
شهادت رهبر فرزانه، حکیم و آقای شهید ایران، افزون بر پایان حیات فردی، میتواند جامعه را به بازخوانی میراث فکری ایشان سوق دهد. در چنین شرایطی، آثاری که یک مفهوم محوری را از میان بیانات و آثار ایشان استخراج میکنند، میتوانند بخشی از این میراث را برای نسلهای آینده قابل دسترستر کنند.
در «خدا با ماست»، این مفهوم محوری «معیت الهی» است؛ مفهومی که در سطح فردی با ذکر، اخلاص و توکل آغاز میشود، در عرصه اجتماعی به امید و استقامت میرسد و در ادبیات عاشورایی، در عالیترین صورت خود با ایستادن در کنار حق حتی در شرایط نابرابر پیوند پیدا میکند.

نسبت معنایی کتاب «خدا با ماست»
اگر قرار باشد کتاب «خدا با ماست» در یک گزاره خلاصه شود، شاید مناسبتر باشد آن را کتابی درباره «یک نسبت» بدانیم، نه صرفاً یک جمله؛ نسبت انسان با خداوند، نسبت ایمان با عمل، نسبت امید با مقاومت و نسبت معنویت با مسئولیت اجتماعی.
عنوان کتاب از «ما» سخن میگوید و این «ما» اهمیت دارد. «خدا با من است» میتواند تجربهای فردی باشد، اما «خدا با ماست» زمانی معنای اجتماعی پیدا میکند که گروهی از انسانها در مسیری مشترک، مسئولیتی مشترک را بر عهده بگیرند و در این مسیر امید خود را از دست ندهند.
از این منظر، تجربه «انقلاب اسلامی»، «دفاع مقدس» و «ادبیات مقاومت» تنها زمینه تاریخی کتاب نیستند؛ بلکه بسترهایی برای فهم این مفهوم به شمار میآیند. در هر سه، مسئله فقط قدرت سخت یا محاسبه سیاسی نیست؛ پرسش مهمتر این است که انسانها چرا در شرایط دشوار میایستند و چه عاملی به آنها امکان میدهد هزینه انتخاب خود را بپذیرند.
همین نقطه، محل ورود ادبیات عاشورایی به این روایت است. عاشورا به مخاطب میآموزد که «حق بودن» الزاماً به معنای «در اکثریت بودن» نیست و «تنها ماندن» نیز الزاماً به معنای «بیپناه بودن» نخواهد بود.
«معیت الهی» در چنین قرائتی وعده حذف رنج نیست؛ بلکه وعده بیمعنا نبودن ایستادگی در مسیر حق است.
دست جسم کوتاه و دست دل به آسمان
شاید انسان هیچگاه به اندازه لحظههای تنهایی به معنای «خدا با ماست» نزدیک نشود؛ آنجا که دستها از اسباب زمینی کوتاه میشوند و دل، بیواسطه راهی آسمان میشود.
دعا در چنین لحظهای گفتوگوی بندهای است که میداند در جهان تنها نیست؛ اشکی است که پیش از جاری شدن بر گونه، در محضر خدا معنا پیدا کرده و زمزمهای است که حتی اگر هیچ گوش زمینی آن را نشنود، در پیشگاه پروردگار گم نمیشود.
اما «معیت خداوند» را نمیتوان فقط در آرامش خلوت جستوجو کرد. گاهی این همراهی درست در میانه میدان آزمون معنا پیدا میکند؛ جایی که انسان باید میان «ترس و ایمان»، میان «آسودگی و مسئولیت» و میان «ماندن و برخاستن» دست به انتخاب بزند.
قرآن این حقیقت را از زبان حضرت موسی(ع) در لحظهای روایت میکند که دریا پیش روی او و سپاه فرعون پشت سرش قرار گرفته است: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». خدا با من است؛ پس راهی وجود دارد، حتی اگر هنوز دیده نشود.
همین نقطه است که کتاب «خدا با ماست» را از یک مجموعه نقلقول فراتر میبرد و به پرسشی درباره کیفیت زیستن تبدیل میکند.
رهبر و آقای شهید انقلاب، پیش از آنکه دیگران را به توکل، دعا، اخلاص و استقامت دعوت کنند، زندگی را در نسبت با این مفاهیم معنا میکرد و از همین رو، سخن ایشان درباره خدا و اتکا به او برای مخاطب صرفاً یک توصیه اخلاقی نبود؛ بلکه روایتی از تجربهای بود که باید در عمل آزموده میشد.
شاید میراث ماندگار این نگاه نیز همین باشد که مؤمن بودن تنها به این نیست که در روزهای دشوار بگوییم «خدا با ماست»؛ بلکه باید چنان زندگی کنیم که در لحظههای سخت، ایمان به این حقیقت به دعا، صبر، مسئولیت و ایستادگی تبدیل شود.
آنگاه «خدا با ماست» دیگر فقط یک جمله نخواهد بود؛ بلکه به شیوهای برای زیستن تبدیل خواهد شد.





نظر شما