شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) نوشت:

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگوی تفصیلی و مکتوب پس از توضیحات مفصل درباره فقه مقارن و تخصصی و اهمیت آن در عصرکنونی، به شخصیت تاثیرگذار شیخ بهایی و علمای جبل عامل می پردازد و با عالم ذوفنون خواندن شیخ بهایی بیان می کند: براي شناخت شیخ بهایی اول بايد زمان مكان و شرايط آن روز را بشناسيم و وضع زادگاه ايشان جبل عامل در جنوب لبنان را بشناسیم كه خوشبختانه امروز هم تاريخ ساز است و نقطه داغ سياست جهاني است.

او که ايران تشيع را وامدار حركت صفوي می داند به روزگار شیخ بهایی اشاره می کند و می گوید: زمان تولد و رشد و خدمت شيخ بهايي در طليعه به وجود آمدن دولت رسمي در كل خاك ايران در كنار دولت رسمي خلافت عثماني است كه اين براي عثماني‌ها پديده بدي بود. آنها نمي‌خواستند در ايران دولت تشيع در برابر آنها كه تكيه اصلي شان روي تسنن بود و به مباني مذهبي فرقه‌یي خودشان اهميت هم مي‌دادند، شكل بگيرد و خداوند كمك كرد در ايران كه اكثريت مردمش محب اهل بيت (ع) بودند و در تمام مدت تاريخ بعد از اسلام ـ جز در دوران آل بويه ـ تحت ستم منزوي مهجور و مظلوم بودند به حق خودشان رسيدند و ايران اهل بيت شكل گرفت.

صفويه با هوشياري و اطلاع از روحيه حب اهل بيت(ع) براي تاسيس مكتب اهل بيت اقدام كرد

هاشمی رفسنجانی اظهار می کند: ايراني‌ها جزو سابقين مكتب اهل بيت بودند و به همان دليل ما علي ابن ابي طالب (ع) را در دوران خلافتشان در كوفه مي‌بينيم كه در آنجا كوفيان خيلي كمك كردند. تعبيراتي كه حضرت علي (ع) در مورد مردم كوفه در يكي از خطبه‌ها مي‌كند تعبيرات خوبي است. وقتي مي‌خوانم بي صفايي خودمان را مي‌بينم كه در شعارهايمان معمولا «ما اهل كوفه نيستيم» گفته مي‌شود. از جمله در نماز جمعه خودمان هم گفته مي‌شود كوفيان اين حق را دارند كه از ما مطالبه كنند. در غربت علي ابن ابي طالب آنها پيشتاز بودند. حرف‌هاي حضرت علي (ع) را وقتي به كوفه مي‌آيند و پيغام مي‌دهند ـ اگر قبلا نخوانديد ـ بخوانيد چون واقعا خواندني است. همان‌ها بودند كه در لشگر مختار بودند و مي‌دانيم كه در لشگر او عربي كمتر صحبت مي‌شد و فارسي صحبت مي‌كردند. به هر حال مردم ايران از قديم در خدمت اهل بيت (ع) بودند و بعضي‌ها تفسير مي‌كنند ـ تفسير درستي هم است ـ كه صفويه با هوشياري و با اطلاع از روحيه حب اهل بيت (ع) براي تاسيس مكتب اهل بيت اقدام كردند. آنها از زمينه مردمي استفاده كردند و هوشيارانه و خوب هم استفاده كردند منتها تقويت هم كردند و شرايطي هم فراهم شد.

او اظهار می کند: وجود قدرت شيعي در ايران و قدرت خلفاي عثماني در ساير مناطق باعث شد كه شيعيان در قلمرو عثماني از جمله در جبل عامل تحت فشار قرار بگيرند. جبل عامل تقريبا همين منطقه‌اي است كه در جنوب لبنان در نقطه داغ سياست منطقه‌اي و جهاني شده است. همين جزين نبطيه صور و ... كه چند كيلومتر در چند كيلومتر هم بيشتر نيست. مردم بسيار ارزشمندي هم در آنجا هستند و بودند و واقعا به نظر من اين نقطه قابل بررسي است. هميشه مهم بوده و مقداري از آن را در رابطه با شيخ بهايي عرض مي‌كنم.

هاشمی رفسنجانی می گوید: قدري ريشه يابي كردم که چطور شد در همه اين مناطق، جبل عامل به اين صورت شكل گرفت و به وجود آمد. به احتمالي رسيدم ولي هنوز كارم تمام نشده و آن اين است كه ابتكار آن متعلق به حضرت اباذر است. مي‌دانيد كه اباذر در دوران خلافت عثمان به شام تبعيد شده بود؛ البته بعضي از مورخين معتقدند كه تبعيد نشده بلكه با اختيار و توصيه پيامبر(ص) به آنجا رفته يعني پيغمبر(ص) به او گفته بودند شرايطي است كه لازم است شما در شام باشيد. در اين مورد هم نظر روشني ندارم كه تبعيد بوده يا اختياري يا هر دوي آنهاست. شايد خود اباذر مي‌خواستند به شام بروند و اين شرايط را عثمان فراهم كرد. وقتي ايشان به منطقه شام مي‌آيد نقطه فعاليت خودش را در همين جبل عامل قرار مي‌دهد. مردم آنجا به ايشان مي‌گروند و بذر تشيع را عميقا با اطلاعات دسته اولي كه از علي (ع) و مخالفان علي داشت، كاشت و هنوز آن نهالي كه او غرس كرد دارد بار مي‌دهد و ان شاءالله در آينده بيشتر خواهد شد.

بايد ريشه اهمیت جبل عامل را در صدر اسلام و در ابوذر پيدا كنيم

او بیان می کند: اگر بخواهيم اهميت آن را بفهميم بايد در نامه‌اي ببينيم كه معاويه به عثمان نوشته است. معاويه نامه‌اي به عثمان مي‌نويسد كه اگر احتياجي به منطقه شامات داريد ابوذر را از اينجا برگردانيد تا در آنجا نباشد. تعبيرش اين است كه او صبح و شام مردم را دور خودش جمع مي‌كند و از فضايل علي (ع) و دوستان علي (ع) و از عيوب خلفا و مخالفان علي (ع) مي‌گويد. يك جمله كوچك است و يك نامه دو سه سطري است كه معاويه نوشته است اما خيلي حرف دارد. وقتي نامه به دست عثمان مي‌رسد ابوذر را احضار مي‌كند. وقتي ابوذر مي‌خواهد برود بدرقه ابوذر يك صحنه تاريخي بسيار حساس مي‌شود. باز احتياج به تحقيق دارد. متاسفانه ما اين نقاط اساسي تاريخ را به دليل اينكه در ويرانه‌هاي تبليغات بني اميه و بني عباس گم شده و پيدا نيست، خوب نمي‌دانيم. چيزهايي در تاريخ هست اما بايد كار كنيم و بايد تحقيقاتمان را بيشتر كنيم و اينها را بسيار بررسي كنيم. شايد اطلاعات بيشتري به دست بياوريم. در آن بدرقه مردم حرف‌هايي مي‌زنند و ابوذر هم حرف‌هايي دارد. خيلي خواندني است. خودتان در سير تواريخ و روايات پيدا كنيد. در سنت و شيعه هم از اينها فراوان است. البته وقتي ابوذر به مدينه برمي گردد استقبال مردم مدينه عثمان را مي‌ترساند و او را منزوي مي‌كند و بعد ايشان به ربذه تبعيد مي‌شود. پس مي‌خواهم بگويم بايد ريشه جبل عامل را در صدر اسلام و در ابوذر پيدا كنيم.

نقش علماي جبل عامل

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه با آمدن شهيد اول يعني با جلوه كردن شهيد اول در جبل عامل اين منطقه به يك مركز عظيم علمي تبديل شد اظهار می کند: جاي بسيار كوچكي است؛ چند كيلومتر در چند كيلومتر و در محاصره شهرهاي ديگري كه تعصب سني گري شان باعث مي‌شد كه مسلمان‌هاي شيعه را در آنجا اذيت كنند. نمونه آزارشان را هم عرض مي‌كنم. ولي اين مركز آن قدر علم پرور و دانش پرور است و انسان‌هاي بزرگي را تربيت كرده كه ما امروز سر سفره آنها نشسته ايم و هنوز در حوزه‌هاي ديني آثار علمي آنها تدريس مي‌شود و جزو بهترين هاست و اين شيخ بهايي يكي از آن دست پرورده هاست. البته ايشان در آنجا رشد نكرد و در جواني به ايران آمد اما بالاخره در خدمت علمايي بودند كه با او آمده بودند و قبل از او آمدند. آن روح همچنان در پرورش او و شرايطي كه در وجودش خلق شده بود شيخ بهايي را شيخ بهايي مي‌كند.

او ادامه می دهد: در اعيان شيعه جمله‌اي ديدم كه برايم خيلي جالب بود. مطالب جالب زيادي دارد؛ چون صاحب اعيان شيعه خودش در آنجا بوده و بيش از ديگران به اين مسايل پرداخته است. ايشان مي‌گويد: «وقتي براي تشييع جنازه دختر شهيد ثاني رفتم ديدم 70 مجتهدي كه صاحب حكم بودند و كرسي داوري داشتند و جامع الشرايط بودند در تشيع جنازه شركت كرده اند.» اگر ما در حوزه قم هفتاد مجتهد را در يك جا جمع كنيم چيز عجيبي نيست. بالاخره دريايي از علما و فضلاست اما اينكه در آن زمان در آن منطقه كوچك ساحل مديترانه و در محاصره متعصبان عثماني 70 مجتهد در مراسم دفن يك زن عالمه حضور پيدا مي‌كنند بايد براي ما خيلي معنادار باشد.

جبل عامل براي شيعه يك سرپل و جايگاه اساسي بود

علماي جبل عامل باعث شدند حركت سياسي سطحي صفوي عمق علمي پيدا كند .هاشمی رفسنجانی بیان می کند: به هر حال اين جبل عامل خاري بود در چشم آن سياستي كه با سياست ايران ناسازگار بود. براي آنها نقطه چركين بود و براي شيعه يك سرپل و جايگاه اساسي بود. آنها فشار را زياد كردند. نحوه به شهادت رسيدن شهيد ثاني واقعا تاثرآور است. فقط به اين بهانه كه ايشان قضاوتي به نفع يك شيعه در برابر يك سني كرده بود. مرافعه‌اي بين يك شيعه و يك سني روي داده بود و ايشان به نفع شيعه حكم داد. محكوم رفت و سعايت كرد و قاضي عثماني را كه آمادگي داشت شهيد ثاني را از بين ببرد تحريك كرد و اين قاضي صاحب لمعه را تعقيب كرد. ايشان در آن لحظه در باغ انگوري كه خودش داشت مشغول نوشتن لمعه بودند؛ كتابي كه همه ما مي‌خوانيم و آن را خوب بلديم، داشت آن را مي‌نوشت كه ايشان را تحت تعقيب قرار دادند و قاضي او را احضار كرد. مي‌دانست كه رفتار آنها با ايشان بسيار خشن است و متواري شد و سر از مكه درآورد. در مكه به دستور حكومت مركزي او را گرفتند، زندان كردند. گويا هنگام نماز عصر در حرم گرفتند. البته در مورد هيچ كدام از موارد نمي‌توان به صورت قطعي حرف زد ولي در بيشتر كتاب‌ها اين گونه آمده است. او را به استانبول آوردند. قبل از اينكه وارد دربار شود او را شهيد كردند. سرش را جدا كردند و بدنش هم ناپيدا بود. گويا گروهي از تركمن‌هاي شيعه كه در آنجا بودند در خواب ديدند كه نوري از آسمان به نقطه‌اي مي‌تابد و برمي گردد. وقتي پيگيري كردند پيكر شهيد ثاني را پيدا كردند و در آنجا قبه و بارگاهي ساختند. نمي‌دانم اين قبه و بارگاه الان هست يا نه. منظورم اين است كه اين جور با شيعيان و با علما رفتار مي‌كردند تا حوزه را به هم بريزند. پدر شيخ بهايي و شيخ بهايي كه كودك بود از طرف ايران دعوت شدند و آنها هم به ايران آمدند. عده زيادي هم آمدند حقيقتا آنها باعث شدند كه حركت سياسي سطحي صفوي عمق علمي پيدا كند.

اگر تلاش علما نبود معلوم نبود تشيع اين قدر در ايران ريشه دار شود

او تاکید می کند: اگر تلاش اين علما نبود و حوزه اصفهان به آن عظمت نمي‌رسيد معلوم نبود كه تشيع اين قدر در ايران ريشه دار شود. بالاخره حكومت‌ها مي‌آيند و مي‌روند همان گونه كه آنها هم رفتند. بعد از آنها هم افشاريه زنديه و قاجاريه آمدند و رفتند و همه هم آثاري دارند اما آنچه كه براي ما ماند تلاش علماست و در بين علما نيز افرادي مثل محقق كركي از همين جبل عامل آمدند كه هم موقعيت بسيار نيرومند كشوري داشت و هم شيخ الاسلام بود. شيخ الاسلام عالي ترين مقام ديني آنجا بود. ايشان بود كه اجازه حكومت را به صفوي‌ها داده بود. صفوي‌ها اين تفكر را داشتند كه حق حكومت با امام زمان (عج) است و در زمان غيبت بايد اجازه حكومت بگيرند و ايشان اين اجازه را داده بود تا آنها حكومت كنند.

محقق كركي كارهاي زيادي كرده است. به عنوان شيخ الاسلام به قزوين مي‌رود و امام جمعه قزوين را معرفي مي‌كند. هنوز هم بايد ريشه آن را در حوزه علميه قزوين كه تا اواخر خيلي خوب و عميق بود و شخصيت‌هاي بزرگي هم در آنجا به وجود آمده بودند ببينيم. در هرات هم علي رغم آن همه بادهاي مسمومي كه بر آنها گذشته، تشيع و اهل بيت هنوز در هرات قوي هستند. بايد اين حالت را به خاطر حضور موقت پدر شيخ بهايي كه نمي‌دانم چند سال در آنجا بودند و خود شيخ ـ بدانيم. احتمالا ارتباطشان با مشهد به دليل حضور طولاني آنها در هرات باشد.

او با تاکید بر اینکه علمايي مثل شيخ حر عاملي نقش برجسته‌اي در تاريخ تشيع دارند می افزاید: امروز چقدر از سفره دانش و آثاري كه ايشان گذاشته اند استفاده مي‌كنيم و با كتاب‌هاي ايشان چقدر تحقيق براي ما آسان شده است. علماي بزرگي مثل صاحب مدارج صاحب معالم و دو شهيد اول و ثاني كه الان آثارشان بين ما هست واقعا نقاط برجسته تاريخي جبل عامل در تشيع سرنوشت ساز و مهم است. با متفرق كردن علماي جبل عامل كه «تفرقوا ايادي سبا». اينها به هر جايي رفتند آنجا را آباد كردند. حوزه بحرين در اثر اين هجرت قوي شد. هند به دليل اين هجرت قوي شد. ايران اين علما را به دليل حكومت شيعي از همه جا بيشتر جذب كرد و بهره بيشتري برد. نجف با آمدن آنها تقويت شد؛ به گونه‌اي كه حوزه آنجا را آنها در دوره جديد مركز ثقل حوزه‌هاي علميه تشيع كردند؛ البته نجف در آن مقطع از حله هم ارتزاق مي‌كرد. آنها را آنجا هم كوچ دادند يعني آن قدر بر علما و شيعيان جبل عامل و جنوب لبنان فشار آوردند كه ديگر اين شخصيت‌ها نمي‌توانستند بمانند. يك نمونه آن را در تاريخ عرض مي‌كنم ولي ده‌ها نمونه داريد. فردي در تاريخ آنجا به نام احمد جذار پاشاست كه حاكم عثماني است. اين حاكم عثماني فراز و نشيب زيادي داشت. انسان خيلي خشن و سفاك و در عين حال بسيار نيرومند بود. اگر تاريخ حكومتش را مطالعه كنيد متوجه مي‌شويد كه در آن دوران شبيه رضاخان در اين دوره است كه كارهاي متفاوتي از خود نشان مي‌داد. اين حاكم به دليل كار بزرگي كه كرد عثماني‌ها با اينكه مي‌خواستند عزلش كنند عزلش نكردند و به او قدرت دادند و او از اين قدرتش عليه شيعه استفاده كرد و اين كار بزرگش بود!

شيعه روز به روز نيرومندتر شد

او ادامه می دهد: ناپلئون كه مصر را گرفته بود و به فكر انتقال استانبول پايتخت عثماني‌ها بود براي رسيدن به استانبول مي‌بايست از طريق فلسطين و شامات عبور مي‌كرد و به عكا مي‌رسيد. مركز حاكميت جذار در يك قلعه محكم در عكا بود. دو ماه لشگر ناپلئون را پشت دروازه قلعه خود نگهداشت. سرانجام ناپلئون به مصر برگشت و به استانبول نيامد. اين كار براي او موقعيت بسيار خوبي ايجاد و از صلاح الدين ايوبي هم نيرومندتر جلوه كرد. از اين وجاهتش استفاده كرد و خواست ريشه شيعه را در شامات از بين ببرد. جشن كتاب سوزان گرفت. در تاريخ مي‌نويسند كه هفت روز كتاب‌ها و كتابخانه‌ها و آثار علماي جبل عامل را در عكا مي‌سوزاندند. اين رفتار را با شيعه در آنجا كردند ولي به لطف خداوند و حقانيت مكتب اهل بيت و پشتيباني ايران كه آن روز سهم بزرگي داشت و امروز هم آن نقش را ايفا مي‌كند شيعه روز به روز نيرومندتر شد.

 باید از مكتب اهل بيت (ع) درست استفاده كنيم

هاشمی رفسنجانی از این بحث چنین نتیجه می گیرد: موقعيت جديد ايران مسووليت بزرگي به دوش ما مي‌گذارد كه بايد آنها را بشناسيم و از مكتب اهل بيت درست استفاده كنيم و نگذاريم در دنيا مظلوم بماند و به افراد معيني منحصر شود.

جبل عامل حق بزرگي بر وضع فعلي حوزه‌ها و كشور شيعي ايران دارد

او تاکید می کند: پس جبل عامل حق بزرگي بر وضع فعلي حوزه‌ها و حكومت مذهبي و روحانيت ما و كشور شيعي ايران دارد. همين علما قبل از آن هم مي‌گذاشتند. در تاريخ مراعشه مازندران خواندم و مي‌خوانيم كه حكماي مراعشه كه شيعه بودند گويا از شهيد اول تقاضا مي‌كنند كه ايشان يا خودش بيايد يا نماينده‌اي بفرستند كه حكومت اينها را كاملا ديني و مذهبي و شيعي اداره كند. تا اين حد از جبل عامل استفاده مي‌كردند اما حوزه اصفهان با آمدن آنها و با بروز علماي ايراني و تربيت شاگردان بزرگ بسيار قوي شد كه هنوز شاگردان آن حوزه نورافشاني مي‌كنند.

/6262

کد خبر 227699

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =