به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات طبق این دادهها، «منتقدان سکولار عدالتخواه» با ۲۴ درصد بزرگترین و «سکولارهای آزادیخواه» با ۱۲ درصد جوانترین گروه را تشکیل میدهند. این پژوهش شکافهای عمیق عقیدتی، مطالبات اقتصادی و آزادیهای فردی را در طبقات مختلف نشان میدهد.این نتایج را پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات پژوهش «گونهشناسی سیاسی ایرانیان» را که توسط آرش نصر اصفهانی و بر اساس دادههای موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان تهیه شده، منتشر کرد.
براساس خلاصه تهیه شده از این پژوهش شش گونه نگرشی متمایز را دستهبندی شده است. در این تحلیل، میزان دینداری فردی، باور به جدایی دین از سیاست، اعتماد به سپاه، احساس آزادی در انتقاد از حکومت، حمایت از توزیع عادلانهتر منابع نفتی، ادراک تبعیض قومیتی و جنسیتی و احساس آزادی در پوشش، از جمله متغیرهای واردشده به مدل نهایی بودهاند.
بر اساس مدل نهایی، «منتقدان سکولار عدالتخواه» با ۲۴ درصد بزرگترین گروه شناساییشدهاند. این گروه عمدتاً جوان تا میانسال، تحصیلکردهتر و شهرنشین است و در کنار پایینترین سطح دینداری و کمترین اعتماد به نهادهای حکومتی، تأکید زیادی بر عدالت اقتصادی دارد و احساس تبعیض قومیتی و جنسیتی در آن بالاست. ۸۲ درصد اعضای این خوشه از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند.
«مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود» با ۲۰ درصد دومین گروه بزرگ را تشکیل میدهند. این گروه بیشتر شامل افراد سالمندتر و روستاییتر، با تحصیلات پایینتر و وضعیت اقتصادی ضعیفتر است. آنان دینداری و اعتماد بالایی به نهادهای حکومتی دارند، اما از دخالت دین در سیاست حمایت نمیکنند.
«منتقدان محافظهکار» با ۱۵ درصد، گروهی هستند که دینداری متوسط و اعتماد پایین به نهادهای حکومتی را با گرایش قوی به عدالت اقتصادی ترکیب میکنند، اما برخلاف گروههای سکولار، در حوزه آزادیهای اجتماعی رویکردی محافظهکارانهتر دارند.
«اسلامگرایان میانهرو» نیز ۱۵ درصد از نمونه را تشکیل میدهند. این گروه ضمن برخورداری از دینداری بالا و اعتماد نسبی به حکومت، حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض علیه زنان و قومیتها دارد. این خوشه بیشترین سهم زنان، معادل ۶۰ درصد، و بالاترین نرخ تأهل را در میان گروهها دارد و سهم قابل توجهی از اعضای آن را خانهداران تشکیل میدهند.
«اسلامگرایان حامی حکومت» با ۱۳ درصد، بالاترین سطح دینداری، قویترین باور به پیوند دین و سیاست و بیشترین اعتماد به نهادهای حکومتی را دارند. این گروه همچنین کمترین میزان نارضایتی سیاسی را نشان میدهد؛ بهطوری که تنها ۲۳ درصد اعضای آن از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند.
در نهایت، «سکولارهای آزادیخواه» با ۱۲ درصد جوانترین گروه شناساییشدهاند؛ ۴۷ درصد آنان زیر ۳۰ سال سن دارند و سهم افراد مجرد و محصل و سطح تحصیلات دانشگاهی در این گروه بالاست. این گروه اگرچه فاصله زیادی از سیاست دینی دارد و اعتماد پایینی به حکومت نشان میدهد، برخلاف «منتقدان سکولار عدالتخواه»، تمرکز اصلیاش بر آزادیهای فردی و اجتماعی است و نه عدالت اقتصادی.
جزییات پژوهش
پژوهش «گونهشناسی سیاسی ایرانیان» با استفاده از دادههای موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان، تصویری چندلایه از آرایش نگرشهای سیاسی در جامعه ایران ارائه میدهد و نشان میدهد جامعه را نمیتوان صرفاً با دوگانههایی مانند مذهبی و غیرمذهبی، موافق و مخالف حکومت یا سنتی و مدرن توضیح داد.
این پژوهش که در سال ۱۴۰۴ توسط آرش نصر اصفهانی انجام شده است، با بررسی همزمان مجموعهای از نگرشها، پاسخگویان را در شش گونه نگرشی متمایز دستهبندی کرده است. در این تحلیل، میزان دینداری فردی، باور به جدایی دین از سیاست، اعتماد به سپاه، احساس آزادی در انتقاد از حکومت، حمایت از توزیع عادلانهتر منابع نفتی، ادراک تبعیض قومیتی و جنسیتی و احساس آزادی در پوشش، از جمله متغیرهای واردشده به مدل نهایی بودهاند.
شش گونه نگرشی در جامعه ایران
بر اساس مدل نهایی، «منتقدان سکولار عدالتخواه» با ۲۴ درصد بزرگترین گروه شناساییشدهاند. این گروه عمدتاً جوان تا میانسال، تحصیلکردهتر و شهرنشین است و در کنار پایینترین سطح دینداری و کمترین اعتماد به نهادهای حکومتی، تأکید زیادی بر عدالت اقتصادی دارد و احساس تبعیض قومیتی و جنسیتی در آن بالاست. ۸۲ درصد اعضای این خوشه از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند.
«مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود» با ۲۰ درصد دومین گروه بزرگ را تشکیل میدهند. این گروه بیشتر شامل افراد سالمندتر و روستاییتر، با تحصیلات پایینتر و وضعیت اقتصادی ضعیفتر است. آنان دینداری و اعتماد بالایی به نهادهای حکومتی دارند، اما از دخالت دین در سیاست حمایت نمیکنند.
«منتقدان محافظهکار» با ۱۵ درصد، گروهی هستند که دینداری متوسط و اعتماد پایین به نهادهای حکومتی را با گرایش قوی به عدالت اقتصادی ترکیب میکنند، اما برخلاف گروههای سکولار، در حوزه آزادیهای اجتماعی رویکردی محافظهکارانهتر دارند.
«اسلامگرایان میانهرو» نیز ۱۵ درصد از نمونه را تشکیل میدهند. این گروه ضمن برخورداری از دینداری بالا و اعتماد نسبی به حکومت، حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض علیه زنان و قومیتها دارد. این خوشه بیشترین سهم زنان، معادل ۶۰ درصد، و بالاترین نرخ تأهل را در میان گروهها دارد و سهم قابل توجهی از اعضای آن را خانهداران تشکیل میدهند.
«اسلامگرایان حامی حکومت» با ۱۳ درصد، بالاترین سطح دینداری، قویترین باور به پیوند دین و سیاست و بیشترین اعتماد به نهادهای حکومتی را دارند. این گروه همچنین کمترین میزان نارضایتی سیاسی را نشان میدهد؛ بهطوری که تنها ۲۳ درصد اعضای آن از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند.
در نهایت، «سکولارهای آزادیخواه» با ۱۲ درصد جوانترین گروه شناساییشدهاند؛ ۴۷ درصد آنان زیر ۳۰ سال سن دارند و سهم افراد مجرد و محصل و سطح تحصیلات دانشگاهی در این گروه بالاست. این گروه اگرچه فاصله زیادی از سیاست دینی دارد و اعتماد پایینی به حکومت نشان میدهد، برخلاف «منتقدان سکولار عدالتخواه»، تمرکز اصلیاش بر آزادیهای فردی و اجتماعی است و نه عدالت اقتصادی.
این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. این گونهشناسی بر اساس دادههای یک پیمایش ملی و با توجه به ظرفیتها و محدودیتهای همان دادهها شکل گرفته و لزوماً بازنمایی کامل ساختار سیاسی جامعه ایران نیست
شکاف سیاسی؛ فراتر از موافق و مخالف
یافتههای این پژوهش نشان میدهد شباهت یا تفاوت سیاسی افراد را نمیتوان با یک متغیر منفرد توضیح داد. برای نمونه، دو گروه «منتقدان سکولار عدالتخواه» و «سکولارهای آزادیخواه» هر دو اعتماد پایینی به نهادها و فاصلهای معنادار از سیاست دینی دارند، اما اولی بیش از همه بر عدالت اقتصادی و دومی بر آزادیهای فردی و اجتماعی تأکید میکند.
در سوی دیگر، «اسلامگرایان حامی حکومت» و «مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود» در دینداری و اعتماد نهادی اشتراک دارند، اما از نظر پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و میزان حمایت ایدئولوژیک از نظام سیاسی با یکدیگر متفاوتاند. همچنین «منتقدان محافظهکار» و «اسلامگرایان میانهرو» نشان میدهند که دینداری یا محافظهکاری فرهنگی الزاماً به معنای حمایت کامل از حکومت یا بیتفاوتی نسبت به عدالت و تبعیض نیست.
تفاوتهای نسلی و اجتماعی
بررسی متغیرهای زمینهای نیز تفاوتهای قابل توجهی میان این گونهها نشان میدهد. خوشههای سکولار عموماً جوانتر، شهریتر و تحصیلکردهتر هستند؛ در مقابل، خوشههای مذهبی بیشتر در میان گروههای سنی بالاتر، افراد متأهل و ساکنان روستایی دیده میشوند. همچنین برخی گروههای حامی نظم موجود، بهویژه «مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود»، در میان اقشار کمبرخوردارتر تمرکز بیشتری دارند، در حالی که «اسلامگرایان حامی حکومت» از سطح تحصیلات نسبتاً بالاتری برخوردارند.
تصویری چندلایه از جامعه ایران
برآیند این یافتهها نشان میدهد آرایش نگرشهای سیاسی در ایران پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را به دو قطب ثابت و متقابل فروکاست. عدالت اقتصادی، آزادیهای اجتماعی، دینداری، نسبت دین و سیاست، اعتماد به نهادها و ادراک تبعیض در ترکیبهای متفاوتی کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و به شکلگیری گونههای متفاوت نگرشی منجر شدهاند.
یافتههای این پژوهش باید بهعنوان «تیپولوژی پاسخگویان پیمایش موج چهارم ارزشها و نگرشهای ایرانیان» فهم شود، نه لزوماً گونهشناسی کامل جامعه ایران
این یافته میتواند برای تحلیل افکار عمومی و سیاستگذاری اهمیت داشته باشد؛ زیرا نشان میدهد سیاستها و پیامهای سیاسی و فرهنگی ممکن است با گروههای مختلف جامعه، حتی در میان کسانی که در نگاه اول در یک اردوگاه سیاسی قرار میگیرند، به شیوههای متفاوتی ارتباط برقرار کنند.
با این حال، گزارش تأکید میکند که این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. این گونهشناسی بر اساس دادههای یک پیمایش ملی و با توجه به ظرفیتها و محدودیتهای همان دادهها شکل گرفته و لزوماً بازنمایی کامل ساختار سیاسی جامعه ایران نیست.
همچنین ممکن است گروههای منتقد یا مخالف حکومت در دادهها بهطور کامل بازنمایی نشده باشند و پاسخگویان در بیان دیدگاههای سیاسی حساس، محافظهکاری بیشتری نشان داده باشند. از این رو، یافتهها باید بهعنوان «تیپولوژی پاسخگویان پیمایش موج چهارم ارزشها و نگرشهای ایرانیان» فهم شود، نه لزوماً گونهشناسی کامل جامعه ایران.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما