گروه اندیشه: احمد آخوندی و دکتر محسن جاویدموید شماره جدید فصلنامه سیاست را مورد بررسی و تحلیل قرار دادند. از نظر آنان انتشار شماره تازه «فصلنامه سیاست» دانشگاه تهران (پاییز ۱۴۰۵) با ۱۲ مقاله از برجستهترین استادان، رخدادی مهم در علوم سیاسی کشور است. ویژگی کلیدی این شماره، عبور از نظریهپردازی انتزاعی و مواجهه با مسائل انضمامی قدرت است؛ چه در مقاله خودانتقادی ظریف و همکارانش که «نظریهزدگی صلب» در سیاست خارجی و پرونده هستهای را نقد میکنند، و چه در مقالاتی که با الگوهای کوانتومی و شبکهای به مهار جنگهای ترکیبی و تحلیل ثبات بینالمللی میپردازند. این شماره همچنین با کاوش در فلسفه سیاسی اسپینوزا و اشتراوس، اقتصاد سیاسی صندوقهای عربی، تحول ملیگرایی هند و تحلیل نهادی استبداد در تاریخ معاصر ایران، مجموعهای جامع و کاربردی را پیشروی تصمیمسازان و اندیشهورزان قرار میدهد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
انتشار تازهترین شماره از «فصلنامه سیاست» (دوره ۵۶، شماره ۳، پاییز ۱۴۰۵، صفحه ۶۱۹-۹۴۸) متعلق به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، رخدادی قابل تأمل در جغرافیای علوم سیاسی و روابط بینالملل کشور است. این شماره با انتشار ۱۲ مقاله پژوهشی از شناختهشدهترین استادان و صاحبنظران کشور، تصویری جامع از تلاقی ساحتهای فلسفه سیاسی، روابط بینالملل، تاریخ نهادی، اقتصاد سیاسی و فرهنگشناسی انتقادی را به نمایش میگذارد.
ویژگی بارز این شماره، خروج آشکار از انتزاعگرایی بیثمر و تلاش برای برقراری پیوند میان «نظریهپردازی دانشگاهی» و «مسائل انضمامی قدرت و سیاست» است. در ادامه ابعاد و مضامین این شماره تازه را در قالب پنج محور موضوعی واکاوی میکنیم.

محور نخست: فلسفه سیاسی؛ از کالبدشکافی اسپینو زیستی تا فضیلت سیاستمدار اشتراوسی
بخش فلسفه و اندیشه سیاسی در این شماره، با سه قرائت بنیادین، مرزهای نظریه سیاسی را به چالش کشیده است:
- کالبدشکافی اسپینوزیستی از تلاقی تن و سیاست: در مقاله نخست این دفتر، دکتر شجاع احمدوند و مصطفی انصافی در پژوهشی با عنوان «اسپینوزا و مواجهه با تاریخ سیاسی بَدَن» (صص ۶۱۹–۶۴۱)، مفهوم «بدن» را از یک مفهوم صرفاً زیستی خارج کرده و به قلب تحلیل قدرت میآورند. نویسندگان با بازخوانی رساله الهی-سیاسی و اخلاق باروخ اسپینوزا، نشان میدهند که چگونه عواطف، تکانههای جسمانی و تودههای بدنی در بستر سازوکارهای سلطه جهتدهی و انقیاد میشوند. اسپینوزا برخلاف دکارت، بدن را منفعل در برابر ذهن نمیداند؛ بنابراین هرگونه تحلیل حاکمیت و فرمانبرداری سیاسی، محتاج فهم سازوکارهای حسی و بدنی است که سوژهها را به اطاعت وامیدارد یا توان مقاومت رهاییبخش را در آنان بیدار میکند.
- گرهگشایی از پیوند دین و قدرت در سپهر مدرن: پژوهش دوم در حوزه اندیشه اسپینوزا، حاصل کار سید عرفان ترکش و دکتر محمد توحیدفام تحت عنوان «تأملی بر رابطه دین و سیاست در اندیشه سیاسی اسپینوزا» (صص ۶۹۹–۷۲۱) است. نویسندگان با موشکافی متن رساله الهی-سیاسی، به بررسی این نزاع تاریخی میپردازند که چگونه میتوان دین را از ابزاری در خدمت توجیه استبداد الهیاتی خارج کرد و آن را در قالب اصول جهانشمول عدالت و مدارای شهروندی بازتعریف نمود. مقاله بهدقت مرز میان «ایمان قلبی» و «حق حاکمیت قانون» را تفکیک کرده و پیامدهای این تمایز را برای دولتهای مدرن تشریح میکند.
- زیست فلسفی، سیاستمدار نجیب و مسأله عوامزدگی: در مقالهای دیگر، حسین منصوری مطلق در پژوهش «غوغای عوام یا نجابت سیاستمدار؟ نسبت سیاستمدار با زیست فلسفی در منظومه فکری لئو اشتراوس» (صص ۸۹۱–۹۱۵) به یکی از داغترین مناقشات فلسفه سیاسی کلاسیک میپردازد. این متن بازخوانی نسبت شکننده میان فیلسوف (حقیقتجو) و سیاستمدار (کنشگر میدان مصلحت) در آرای لئو اشتراوس است؛ وضعیتی که سیاستمدار در آن میان فشار غوغاسالاری تودهها از یکسو و ضرورت اتکا به عقلانیت و حکمت فیلسوفان از سوی دیگر گرفتار میآید. نویسنده تبیین میکند که چگونه سیاستمدار برخوردار از «نجابت فکری»، حافظ مدنیت در برابر پوپولیسم و انحطاط دموکراسی خواهد بود.
محور دوم: پرونده هستهای ایران و دگرگونی در ادراک جنگ؛ خودانتقادی و مرزهای نوین امنیت
یکی از متمایزترین بخشهای این شماره، حضور دو مقاله پیشرو در حوزه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است:
- پرونده هستهای؛ آسیبشناسی نظریهزدگی در علوم انسانی: یکی از پرسر و صداترین مقالات این دوره، تألیف مشترک دکتر محمدجواد ظریف، دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی و دکتر ساسان کریمی با عنوان «برنامه هستهای ایران: نظریهزدگی و دستبستگی پژوهش در علوم انسانی» (صص ۸۰۵–۸۳۴) است. این مقاله واجد ماهیتی خودانتقادی، عمیق و کمسابقه در ادبیات سیاست خارجی ایران است.
نویسندگان استدلال میکنند که ادبیات آکادمیک و تحلیلی موجود در علوم انسانی ایران دچار نوعی «نظریهزدگی صلب و تقلیدی» است که بهجای تبیین واقعیتهای پیچیده، دست تحلیلگران و حتی دیپلماتها را در میدان کنشگری واقعی بسته است. نویسندگان نشان میدهند که چگونه حبسشدن در قالبهای پیشساخته نظریههای روابط بینالملل مانع از فهم چندبُعدی، پویا و انضمامی پدیدههایی نظیر پرونده هستهای شده و به پژوهشگران توصیه میکنند که به سمت تولید نظریههای بومی، ترکیبی و متصل به میدان مذاکره و تجربه عملی حرکت کنند.
در بخشی از مقدمه این مقاله آمده است: « اگرچه مفهوم نظریه زدگی در فلسفه علم، به ویژه در آثار هانسون، کوهن و فایرآبند به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته و نظریه انتقادی نیز از هورکهایمر و آدورنو تا هابرماس بر غیر خنثی بودن دانش و نقش منافع در تولید آن تاکید کرده است، اما در ادبیات مربوط به برنامه هسته ای ایران، توجه اندکی به کاربرد این مباحث در تحلیل سازوکارهای مشروعیت بخشی به دانش و حاشیه رانی تحلیل های بدیل شده است. بخش عمده مطالعات موجود یا بر ابعاد سیاستی و امنیتی پرونده هسته ای متمرکز بوده اند یا به منازعات نظری روابط بین الملل پرداخته اند، بدون آن که خود ساختار معرفتی حاکم بر این ادبیات را موضوع بررسی قرار دهند...در نهایت مقاله با بحث در باره پیامدهای این وضعیت برای پژوهش در علوم انسانی و روابط بین الملل، بر ضرورت آگاهی انتقادی و پرهیز از بت وارگی نظری در فرآیند تولید دانش تاکید می ورزد.»
- پارادایم کوانتومی و مهار جنگ هیبریدی: در کنار آسیبشناسی پیشین، مقاله «نظریه گذار کوانتومی؛ چارچوبی برای ادراک جنگ هیبریدی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران» (صص ۷۵۱–۷۷۹) به قلم دکتر محمدهادی راجی، دکتر ابوذر گوهری مقدم و روحالله راجی، میکوشد مفاهیم مکانیک کوانتوم را به تئوریهای امنیتی تزریق کند. نویسندگان نشان میدهند که در عصر «جنگهای ترکیبی»، مفاهیم کلاسیک نیوتونی و خطی دیگر قادر به توجیه زنجیره بحرانها نیستند؛ بلکه پدیدههای امنیتی از اصل برهمنهی، عدم قطعیت و درهمتنیدگی پیروی میکنند. این رویکرد به کارشناسان امنیت ملی امکان میدهد که پیوند همزمان تحریمهای اقتصادی، حملات سایبری، جنگ روانی-شناختی و فشارهای دیپلماتیک را در قالب یک کل شبکهای غیرخطی فهم و مدیریت کنند.
محور سوم: معمای ثبات در نظام بینالملل و بلوکبندیهای ژئوپلیتیک
در قلمرو ساختار نظم بینالملل و موازنههای راهبردی، دو مقاله این شماره تحولات بنیادین نظم ژئوپلیتیک را به بحث میگذارند:
- الگوی نظری ثبات در نظمهای شبکهای: دکتر فرهاد قاسمی در مقاله «ثبات راهبردی در نظمهای بینالمللی شبکهای: گامی بهسوی الگوی نظری نوین» (صص ۸۶۳–۸۹۰) چارچوب تئوریک بدیعی را پایهریزی میکند. او استدلال میکند که دوران نظمهای سلسلهمراتبی و دوقطبی سنتی به پایان رسیده و جای خود را به نظمی شبکهای، سیال و گرهمحور داده است. در این الگوی نوین، مفهوم «ثبات استراتژیک» نه بر پایه موازنه تسلیحاتی ساده، بلکه بر مبنای انعطافپذیری گرههای شبکه، وابستگیهای متقابل نامتقارن و سازگاری سامانههای بینالمللی بازتعریف میشود.
- همگرایی چهارگانه کواد در هندو-پاسیفیک: در بعدی منطقهای، مهرشاد غفاریزاده و دکتر نوذر شفیعی در پژوهش «اتحاد کواد در معادلات امنیتی ایندو-پاسیفیک؛ تحلیلی نظری بر ادراک تهدید» (صص ۸۳۵–۸۶۲) به آرایش نظامی و سیاسی ائتلاف چهارجانبه (آمریکا، هند، ژاپن و استرالیا) پرداختهاند. نویسندگان با بهرهگیری از نظریه ادراک تهدید، آشکار میسازند که چگونه تصویر برساخته از خیزش نظامی و اقتصادی چین، این چهار قدرت نامتجانس را در یک پیمان امنیتی پایدار پیوند داده است؛ ائتلافی که ژئوپلیتیک آسیا و ترتیبات امنیتی را در قرن بیستویکم بازتعریف خواهد کرد.
محور چهارم: اقتصاد سیاسی خلیج فارس و خیزش گفتمانی در آسیا
در حوزه اقتصاد سیاسی بینالملل و مطالعات منطقهای، دگرگونیهای ژئواکونومیک آسیا موضوع واکاویهای دقیق قرار گرفته است:
- صندوقهای ثروت ملی و جهش ژئواکونومیک اعراب: مقاله «صندوقهای ثروت ملی و جهانیشدن اقتصاد کشورهای عربی حوزه خلیجفارس» (صص ۶۴۳–۶۷۱) اثر دکتر فریبرز ارغوانی پیرسلامی و فاطمه چگونیان، تغییر فاز اقتصادهای نفتی منطقه را به رخ میکشد. نویسندگان تشریح میکنند که چگونه کشورهای حاشیه خلیجفارس (بهویژه عربستان سعودی، امارات و قطر) با تبدیل درآمدهای نفتی به داراییهای مالی استراتژیک و خرید سهام شرکتهای بزرگ بینالمللی از طریق صندوقهای ثروت ملی، خود را در قلب جریان جهانیشدن جای داده و وابستگی تاریخی به خامفروشی را به نفوذ پایدار ساختاری تبدیل کردهاند.
- دگردیسی گفتمان ملیگرایی هندو (هندوتوا): در مقاله «تحول گفتمان هندوتوا در سیاست معاصر هند: رویکردی در تحلیل انتقادی گفتمان (۲۰۱۴–۲۰۲۴)» (صص ۶۷۳–۶۹۸)، امید بابلیان، دکتر حمیده مولایی و دکتر مازیار مظفری فلارتی به واکاوی عصر سلطه حزب باهاراتیا جاناتا (BJP) تحت رهبری نارندرا مودی میپردازند. پژوهشگران با کاربست روشهای انتقادی گفتمان نشان میدهند که چگونه ناسیونالیسم افراطی هندو، ساختار چندفرهنگی و سکولار اولیه هند را بازتعریف کرده، دگرسازی هویتی علیه اقلیتها را مشروعیت بخشیده و ملیگرایی مذهبی را به اصلیترین ابزار بسیج سیاسی و توجیه قدرت در هند معاصر بدل ساخته است.
محور پنجم: تاریخ نهادی ایران، جامعهشناسی فرهنگ و روششناسی دانش سیاسی
بخش پایانی مقالات شماره جدید، پیوند میان تاریخ، جامعه و فرهنگ سیاسی را از زوایایی نو میکاود:
- تبارشناسی استبداد و بازتولید نهادی قدرت در تاریخ معاصر: در مقاله «نهاد سلطنت و بازتولید قدرت: تحلیل نهادگرایی تاریخی اعطای حق انحلال مجلس به شاه در ایران» (صص ۷۲۳–۷۵۰) به قلم علیاکبر جعفری ندوشن و دکتر محمد کمالی گوکی، با تکیه بر نظریه «وابستگی به مسیر»، نقطه عطف تاریخی سال ۱۳۲۸ و مجلس مؤسسان دوم بررسی میشود؛ مقطعی که در آن اختیار قانونی انحلال مجالس به شاه واگذار شد. نویسندگان اثبات میکنند که این رخداد چگونه بسترهای موازنهزدایی از مشروطیت را رقم زد و با تضعیف جایگاه نهاد پارلمان، سلطنت پهلوی را در مسیر انسداد قطعی سیاسی و استبداد فردی هدایت کرد.
- تقاطع عشق، امر سیاسی و سینما؛ خوانش انتقادی «شهرزاد»: در مقالهای بینرشتهای و بدیع، پیمان زنگنه در «بازنمایی نسبت عشق و سیاست؛ تأملی بر سریال شهرزاد» (صص ۷۸۱–۸۰۴)، به تحلیل کارکردهای گفتمانی فرهنگ عامه در درک تحولات سیاسی ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد میپردازد. نویسنده با واسازی درام عاشقانه و پیوند آن با منازعه قدرت، نشان میدهد که چگونه عواطف شخصی و انتخابهای انسانی در یک ساختار تمامیتخواه به تسخیر امر سیاسی درمیآیند و سینمای خانگی خود به تریبونی برای بازتولید حافظه جمعی و تراژدی تاریخی تبدیل میشود.
- تحول مفهوم فرهنگ سیاسی در بوته علمسنجی: سرانجام، مقاله «تحلیل تحولات مفهومی فرهنگ سیاسی در منابع علمی (مطالعه موردی: پایگاه وب آو ساینس از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۴)» (صص ۹۱۷–۹۴۸) کار مشترک دکتر عبدالامیر نبوی و مرتضی اکبری، تحلیلی علمسنجانه از مسیر ۴۰ ساله مفهوم «فرهنگ سیاسی» در معتبرترین مخزن اسناد آکادمیک جهان ارائه میدهد. نویسندگان نشان میدهند که این مفهوم از رویکردهای کلاسیک و کمیتی به سمت افقهای نوین چون فرهنگ دیجیتال، قطبیشدگی شبکهای و بازتابهای هویتی تکامل یافته است؛ پژوهشی نقشه راه برای همه دانشگاهیانی که در پی سنجش روندهای پیش روی علم سیاست هستند.
جمعبندی: پیامی برای سیاستگذاران و جامعه اندیشهورز
بررسی این ۱۲ مقاله بهخوبی نشان میدهد که شماره سوم دوره ۵۶ «فصلنامه سیاست» گامی کیفی رو به جلو در نشریات تخصصی علوم انسانی کشور برداشته است. این شماره با گردآوردن قلمهای متنوع از طیفهای مختلف فکری و شکستن قیدوبندهای سنتی، الگویی موفق از «پژوهش چندبُعدی و انتقادی» ارائه کرده است:
- از یکسو، خودانتقادی ظریف و همکارانش به جامعه علمی یادآوری میکند که نظریه تا زمانی که نتواند منافع ملی را در میزهای مذاکره صیانت کند، ارزشی انضمامی ندارد.
- از سوی دیگر، تحلیلهای هستیشناختی و نهادی بر اهمیت پایدار ریشههای تاریخی و فلسفی در درک ناکامیهای سیاسی تأکید میورزند.
- و نهایتاً، واکاویهای اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک کوانتومی نشان میدهند که جهان فردا عرصه برهمکنشهای سیال است و درک آن، ابزارهایی ورای دوگانهسازیهای کلیشهای را طلب میکند.
علاقهمندان، کارشناسان روابط بینالملل و تصمیمسازان سیاسی میتوانند نسخه کامل این مقالات را با دسترسی آزاد در پایگاه رسمی فصلنامه به نشانی jpq.ut.ac.ir با شناسه دوره ۵۶ شماره ۳ مطالعه کنند.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما