گروه اندیشه: محمد درویش، تحلیلگر محیطزیست، در نشست «محیطزیست و جنگ» که در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد تاکید کرد که بحرانهای زیستمحیطی بهطور مستقیم امنیت ملی، سلامت روانی و سطح خشونت را در جامعه متأثر میسازند. سرمایهگذاری در حفظ طبیعت نهتنها به بهبود کیفیت آب، خاک و هوا میانجامد، بلکه با کاهش فقر و ارتقای نقدپذیری، هزینههای ناشی از نزاعهای اجتماعی و اداره سازمان زندانها را بهشدت کاهش میدهد. او با اشاره به تأثیر طرحهای بلندپروازانهٔ سدسازی در منطقه بر کاهش آوردِ رودخانههای دجله و فرات، نابودی کشاورزی، گسترش ریزگردها و تقویت زمینههای نفوذ گروههای تروریستی را پیامد مستقیم سوءمدیریت منابع طبیعی دانست. درویش همچنین با نقد چیدمان کنونی توسعه در کشور و اتکای به صادرات محصولات آببر، تغییر رویکرد به سمت انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی را حیاتی خواند. به باور وی، دیپلماسی زیستمحیطی—از جمله مبادله انرژی پاک با حقآبه کشورهای همسایه—میتواند ایران را از خطر فرونشست و بحرانهای آبی نجات داده و به پایهای برای تقویت صلح، ثبات منطقهای و بازسازی سرمایه اجتماعی تبدیل کند. این گزارش را که توسط طاهره مهری در ایبنا تهیه و منتشر شده را در ادامه می خوانید:
****
محمد درویش، فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست و مولف کتاب «پایداری ایرانی، محیطزیست و زندگی»در خصوص محیطزیست و جنگ گفت: موضوع محیطزیست با بسیاری از ارکان زندگی در ارتباط است و ما در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو که مسئولیت کمیته محیطزیست آن را بر عهده دارم، همه تلاش ما این است که به دولتها نشان بدهیم که سرمایهگذاری برای حفظ محیطزیست فقط منجر به ارتقاء شاخصهایی مثل بهبود هوا، آب، خاک یا کاهش برخی از هزینهها نمیشود، بلکه سرمایهگذاری در حوزه محیطزیست در نهایت میتواند به ارتقاء سلامت روانی جامعه کمک کند و جامعهای که از سلامت روانی بالاتری برخوردار باشد، یعنی ظرفیت نقدپذیری آن جامعه بالاتر است، یعنی احتمال ارتکاب به خشونت در آن جامعه کاهش مییابد، یعنی چنین جامعهای بیشتر بلد است که کینههایش را بر روی یخ بنویسد و به این ترتیب هزینههای خشونت، جنگ و سازمان زندانها کاهش پیدا میکند.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: ما الان داریم در کشوری با هم صحبت میکنیم که تقریبا هزینه سازمان زندانهای این کشور بیش از سی برابر بودجه سازمان محیطزیست آن است، سازمانی که در بهترین حالت باید تعطیل میشد. یعنی اگر یک کشور آرمانی را در نظر بگیریم؛ کشور آرمانی، کشوری است که در آن زندانی وجود نداشته باشد. اما متاسفانه سرانه زندانی در ایران به مراتب بیشتر از استانداردهای پذیرفته شده است و یکی از دلایل آن که تقریبا اکنون همه متخصصان در حوزههای مختلف، در مورد آن به توافق رسیدهاند، موضوع محیطزیست است.
محمد درویش در ادامه گفت: تا سال ۲۰۰۶ موضوع محیطزیست وارد رتبهبندی کشورها نمیشد، در سال ۲۰۰۶ شاخصی به نام HPI وارد رتبهبندی کشورها شد. یعنی تا سال ۲۰۰۶ میگفتیم کشوری مردمان شادتری دارد که GDP بالاتری داشته باشد، ولی بعدها بررسی شد و دیدند که کشورهایی در دنیا هستند که GDP بالاتری دارند، اما همچنان مردم این کشورها درگیر خودکشی و افسردگیهای شدید هستند به نسبت کشورهایی کهGDP پایینتری دارند. اما آن کشورها از منظر اکولوژی یا بومشناسی وضعیت قابل دفاعی ندارند. شاخص سرزمین شاد میگوید که حال مردمی بهتر است که در سرزمینی زندگی میکنند که از مواهب گیاهی و جانوری درخورتری برخوردار باشد و چشماندازهای هوشربای بیشتری داشته باشد. طی بررسی که همه ما با گوشت و خون خود آن را درک کردهایم و وزارت خارجه بریتانیا در دهه ۱۹۸۰ میلادی این بررسی را انجام داد و همان موقع هم هشدار داد، ماجرای طرحهای بلندپروازانهای است که در آناتولی جنوبی و آناتولی شرقی دولت ترکیه در حال اجرا داشت و در آن زمان هشدار داده شد که اگر این طرحها به ثمر بنشیند، احتمال افزایش خشونت در خاورمیانه، میانرودان، سوریه، عراق و ایران افزایش پیدا میکند. چرا این هشدار را داد؟
وی افزود: این هشدار به این دلیل بود که اقتصاد اغلب مردم در میانرودان مبتنی بر آوردِ طبیعی دو رودخانه اصلی میانرودان یعنی دجله و فرات بود که این دو رودخانه از کوههای آرارات در ارمنستان امروز سرچشمه میگیرد و پرآبترین رودخانههای منطقه ماست، فرات سی میلیارد متر مکعب و دجله هفده میلیارد مترمکعب آورد دارند. این را با پرآبترین رودخانه ایران یعنی کارون با چهارده میلیارد مترمکعب آب مقایسه کنیم، متوجه میشویم که فرات بیش از دو برابر کارون آب دارد و همچنین دجله هم بزرگتر از کارون است و طرحهایی که ترکیه اجرا کرد، سبب شد ورودی آب به دجله و فرات در مرزهای عراق و سوریه به یکسوم کاهش پیدا کند.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: آمارها نشان میدهد که چیزی در حدود چهار میلیون هکتار از اراضی کشاورزی در سوریه و عراق از حیز انتفاع خارج شد. جالب است که یک گزارشی از ساواک در سالهای ابتدایی دهه هفتاد وجود دارد که رئیس ساواک به سفیر وقت ایران در بغداد میگوید؛ پیش صدام حسین که در آن زمان معاون رئیس جمهور بود، برو و به او بگو که اگر جلوی بلندپروازیهای ژنرالهای ترک را نگیرد، ممکن است شورشهایی در بصره اتفاق بیفتد، چون ممکن است آبشیرینکنها و تصفیهخانههایی که در بصره طراحی شده است، برای پارامترهای میکروبی است. در صورتیکه اگر این طرحها اجرا شود، در آنصورت شطالعرب یا اروندرود در مواقع مد پس میزند و آب شور خلیجفارس وارد این پهنهها میشود و آّبشیرینکنهای بصره و العماره از حیزانتفاع خارج میشوند و این ممکن است برای جماعت شیعهنشینی که در آن منطقه هستند، دردسر ایجاد کند. تقریبا در حدود سالهای ۱۳۵۰ شمسی چنین هشداری را ساواک به دولت عراق داد.
محمد درویش در ادامه گفت: همه این هشدارها، نگرانیها و ترسها اکنون اتفاق افتادهاند. بخش قابل توجهای از جمعیت کشاورزان و دامداران در سوریه و عراق بیکار شدند و جمعیت حاشیهنشین گستردهای جذب شهرهایی مثل حلب در سوریه و کرکوک در عراق شد.
وی افزود: میدانید که جریان خشونتطلب و تروریستی به نام داعش و القاعده از این ماجرا استفاده کرد، یعنی ما با مردمی در منطقه روبهرو بودیم که چیزی دیگر برای از دست دادن نداشتند. معیشتشان به شدت مشکل پیدا کرده بود و آنها با دریافت روزی چند دلار حاضر شدند به عنوان مزدوران داعش و القاعده صحنه منطقه را درگیر خشونتهای بیسابقه کنند. تا همین الان هم این ماجراها ادامه دارد.
درویش با اشاره به اتفاق دیگری که این ماجراها را به سمت ایران هم تعمیم داد، گفت: این اتفاق کاری بود که صدام حسین انجام داد و نهری به نام نهر پنجم و نهر صدام را حفر کرد و مسیر دجله و فرات را تغییر داد، برای اینکه وارد هورالعظیم، هورالهویزه و هورالحمار نشود. به بهانه توسعه اراضی کشاورزی این کار را انجام داد، متاسفانه با این کار صدام پهنه بزرگی از جنوب غربی ایران خشک شد و چشمه بزرگ گردوخاک ایجاد شد. پژوهشهایی که دانشکده زیستشناسی دانشگاه تهران انجام داده است، نشان میدهد که نهشتههای تالاب هورالعظیم، هورالهویزه و هورالحمار روی باغهای مرکبات شهسوار دیده شده است. چیزی که از آن با عنوان اثر پروانهای یاد میکنیم؛ عنوان عمل نابخردانه مردی است که بیش از ربع قرن پیش اعدام شد و از بین رفت اما متاسفانه هنوز هموطنان ما در جای جای این کشور از عوارض آن در رنج هستند و متضرر میشوند.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: همکاران من در مرکز تحقیقات کشاورزی صفیآباد دزفول، سالها بود که بر روی یک «سن گندم» کار میکردند که خسارتهای سنگینی به کشاورزی ایران در منطقه خوزستان و دشت عباس وارد میکرد. آنها به طور اتفاقی متوجه شدند که میزان سنگندم از دهه هشتاد به بعد کاهش پیدا کرد. در ابتدا خودشان هم دلیلش را نفهمیدند، چون طرحهایی که برای این سنها اجرا کرده بودند و دشمنان طبیعی که فکر میکردند، تاثیر دارد، هیچکدام جواب نمیداد ولی احساس کردند که جمعیت این سنها کم و کمتر میشود، فکر میکنید دلیل این کاهش چه بود؟ دلیل آن طغیان ریزگردهایی مشهور به ریزگردهای عربی بود. دلیل آن طرحهای بلندپروازانه ترکیه بود، دلیل آن نهر پنجم بود که صدام حسین احداث کرد. دلیل آن دریاچهای است که صدام حسین در پنجاه و هفت کیلومتری شمال غرب بغداد زد، هشتاد و دو میلیارد مترمکعب حجم این دریاچه است، برای اینکه بگویم چقدر این حجم بزرگ است، سد آتاتورکی که الان به عنوان بزرگترین سد منطقه زدند، پنجاه و دو میلیارد مترمکعب گنجایش دارد و باز برای اینکه بگویم این پنجاه و دو میلیارد مترمکعب یعنی چقدر؟ کل مجموعه مخازن سدهای کوچک و بزرگی که در ایران زده شده است، الان چیزی در حدود پنجاه و پنج میلیارد مترمکعب آب میتواند داشته باشد. صدام حسین فقط یک چالهای را در شمال غربی بغداد ایجاد کرد که هشتاد و دو میلیارد مترمکعب میتواند آب داشته باشد که بعدا بر اثر اجرای طرحی دیگر این دریاچه خشک شد و یک پهنه بسیار بزرگ تولید گردوخاک ایجاد کرد که خیلی از روزهای سال میبینید که بغداد هم درگیر این ماجراست و تا ایران میرسد.
محمد درویش در ادامه گفت: حالا همه این اتفاقها باعث شد که «سن گندم» کم شود، چرا این اتفاق افتاد؟ یعنی پژوهشگران و همکاران من متوجه شدند که این ریزگردها باعث شده است تا باکتریهای پدیدآورنده این سن، نفس کم بیاورند و کشته شوند. به نظر خبر خوبی است، انگار همه چیز ریزگردها هم بد نیست. ولی واقعیت این است که وقتی این خبر تائید شد، ما بر خودمان لرزیدیم. زیرا یکپنجاهم یا یکشصت و پنجم باکتریها و ویروسهای شناخته شده در بخش کشاورزی، باکتریهای نادلپذیری هستند و بسیاری از آنها برای حاصلخیزی خاک، اثرات موثری دارند. اگر این ریزگردها توانستند، سن را از بین ببرند، یعنی ببینید چه اثر تخریبی بر روی بسیاری از فعالیتهای خاکسازی و حاصلخیزی خاک در اراضی کشاورزی انجام دادند که ما چون هنوز خبری نداریم و پژوهشی در مورد آن انجام ندادهایم، متوجه عمق این فاجعه نیستیم.
وی افزود: عمق این فاجعه آنجا پیدا میشود که حاصلخیزی خاک کم میشود، اینکه وابستگی معیشتی به آب و خاک در منطقه افزایش پیدا میکند. اینکه درآمد کشاورزی کاهش پیدا میکند، اینکه رقابت برای آب به نسبت ارزش افزودهای که تولید میشود، افزایش پیدا میکند و در نتیجه فقر تشدید میشود و وقتی فقر تشدید میشود، خشونت افزایش پیدا میکند و در نهایت ما خواسته یا ناخواسته به سمت جنگ حرکت میکنیم. این اتفاقی است که شاهد آن هستیم.
محمد درویش بیان کرد: پژوهشی که سال گذشته دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در مورد اثر طرحهای انتقال آب بینحوزهای در مناطق مرکزی ایران انجام داد، یعنی چشمه لنگان، خدنگستان، کوهرنگِ یک و کوهرنگِ دو و بهشتآباد نشان داد که خشونت بین اقوام ایرانی در کهگیلویه و بویراحمد، در چهارمحال و بختیاری و در اصفهان، در یزد و در کرمان و خوزستان این تلفات تا چهل و پنج درصد افزایش داشت.
این فعال محیطزیست به یک سخنرانی خود در چهارمحال و بختیاری اشاره کرد و گفت: در آنجا دیدم که شیر آب باز است و آب به هدر میرود، به محیطبان گفتم که چرا این شیر باز است، چرا آن را نمیبندید؟ گفت برای چه ببندم، اگر ببندم آب به سمت مردم اصفهان میرود، بگذار همینطور جاری باشد.
وی افزود: با این مردم چه کردهایم که آنها دهها خودروی همکاران ما را در محیطزیست، در منابع طبیعی و در شرکتهای آب و فاضلاب به آتش کشیدهاند.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: الان در اصفهان تصور بر این است که دلیل خشک شدن زایندهرود، باغدارهای منطقه سامان هستند و مردم چهارمحال و بختیاری میگویند که مردم اصفهان در کل آب ما را دزدیدهاند! سرشاخههای دز و کارون را تغییر مسیر دادهاند، کهگیلویه و بویراحمد میگوید که این کار را در مورد ماربُر انجام میدهند. به جان یکدیگر افتادهایم و وضعیت نگرانکننده است. این نکته برای اولین بار در یک پژوهش معتبر دانشگاهی مورد تائید قرار میگیرد. بسیاری معتقد هستند، دلیل اینکه سرمایه اجتماعی دولت و حکومت در ایران کاهش پیدا میکند، مدیریت سوالبرانگیزش در حوزه محیطزیست است که از درسهای منطقه عبرت نگرفت.
محمد درویش به یک خاطره از دوره دولت حسن روحانی اشاره کرد و گفت: فراموش نمیکنم در دولت اول حسن روحانی که سازمان حفاظت محیطزیست یک اجلاس بینالمللی در مورد پدیده ریزگرد برگزار کرد و من در آن زمان مسئولیت آموزش و مشارکتهای مردمی را در سازمان بر عهده داشتم و رئیس جمهور گفت که ترکیه نباید این طرحها را بدون توجه به نیازهای مردم پاییندست و خسارتهایی که به ایران و کشورهای همسایه میزند، اجرا کند. در آن اجلاس سفیر وقت ترکیه در تهران سخنرانی تاملبرانگیزی کرد و بسیاری از خبرگزاریها در آن زمان انعکاس دادند. سفیر گفت: شما از ما میخواهید که به مردمان پاییندست دجله و فرات در کشورهای سوریه و عراق و ایران رحم کنیم؛ مگر خودتان به مردم خودتان رحم میکنید؟! شما چه بلایی بر سر جلگه خوزستان آوردهاید؟ سرشاخههای آن که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر بختگان آوردید؟ کروسیوند که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر جازموریان آوردهاید؟ رودخانه هریرود که در کشور خودتان بود. شما چه بلایی بر سر دریاچه ارومیه آوردید؟ سرچشمههای همه این چهارده رودخانه که در کشور خودتان بود. آنوقت از ما میخواهید که ما رعایت حال یک کشور دیگر را بکنیم؟! شما رعایت مردم خودتان را هم نکردید. بابای سیگاری که نمیتواند به بچهاش بگوید، سیگار نکش. یعنی شما اصلا از نظر اخلاقی صلاحیت پند دادن و تذکر اخلاقی دادن به ما را ندارید آقای روحانی! و این حرف در عین تلخی، حرف درستی است.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: زمانی که نوری مالکی به رئیسجمهور وقت ترکیه هشدار داد که حقآبه دجله و فرات را نباید کم کنی، وزیر کشور ترکیه پاسخ داد و گفت مگر شما منابع نفتی خودتان را با ما به اشتراک میگذارید که ما منابع آبی خودمان را با شما به اشتراک بگذاریم؟
محمد درویش افزود: این در صورتی است که نفت یک کالای اقتصادی اما آب یک کالای زیستی است. ما متاسفانه در ایران با آب به عنوان یک کالای زیستی برخورد نمیکنیم، ما در ایران با آب به عنوان یک کالای اقتصادی برخورد میکنیم، از فروش آب ثروت تولید میکنیم و این یک حماقت بزرگ در خوشبینانهترین حالت ممکن است. خیلیها بر این باور هستند که حماقت نیست، عمدی در کار است. کشوری که در کمربند خشک جهان واقع شده است و چنین مصداقهای عینی در کنارش وجود دارد، نباید همه تخممرغهایش را در سبدی بچیند که چشمش به آسمان است. نباید از طریق فروش آب و صادرات یونجه به امارات متحده عربی یا صادرات پیاز اصفهان به عراق، یا صادرات هندوانه به ترکیه تولید ثروت کنیم.
وی در ادامه بیان کرد: کشوری که دچار دریوزگی آبی است و بالاترین فرونشست زمین را دارد، بر طبق آخرین آمار سازمان زمینشناسی، کشوری که صد هزار کیلومتر از خاکش درگیر فرونشست بیش از دو سانتیمتر در سال است، باید چیدمانی را برای توسعه انتخاب کند که رونق این چیدمان منجر به خراش بیشتر اندوختههای آبی آن نشود. الان شهرام نظامیوند چگینی در اینجا نشسته است. ایشان سالها معاون دفتر انرژیهای خورشیدی ساتبا در وزارت نیرو بود و میتواند شهادت بدهد که ما چند دهه است که تلاش میکنیم، دولتها و حکومتها را در ایران تشویق کنیم به اینکه سبک تولید انرژی را تغییر بدهند. سبکی که ما سالهاست داریم از آن استفاده میکنیم، یعنی نیروگاههای حرارتی و نیروگاههای گازی، سدهای برقابی و نیروگاههای اتمی، به طور متوسط برای تولید هر کیلووات برق سه هزار لیتر آب در سال مصرف میکنند و کشوری که درگیر دریوزگی آبی است نباید از این سبک برای تولید برق استفاده کند. بهخصوص وقتی که در عرض بیست و پنج تا چهل درجه نیمکره شمالی قرار گرفته است. یعنی تابش آفتاب به نود درجه نزدیک است و بالاترین مزیت ما استحصال انرژیهای تجدیدپذیر بهخصوص باد و خورشید است.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: من زمانی که مسئولیت میز محیطزیست در مرکز بررسی استراتژیک نهاد ریاست جمهوری را داشتم، بارها این فرصت را داشتم تا به بالاترین رهبران کشور گوشزد کنم که این روش، روش پایداری نیست و میتواند کشور را با تهدیدهای جدی در مهمترین شاخص امنیت غذایی یعنی اندوختههای آب شیرین و سفرههای زیرزمینی روبهرو کند. اما پاسخی که به من میدادند، این بود؛ این احمقانه است در کشوری که بر روی نفت و گاز خوابیده است، به سراغ استحصال انرژی گرانقیمتی به نام خورشید برویم.
وی در ادامه گفت: ششم مهر سال ۱۴۰۴ توانستیم حدود دوهزار مگاوات برق از خورشید استحصال کنیم. بعد وارد ماجراهای تلخ دیماه شدیم و بعد وارد جنگ خانمانسوز و وضعیت اقتصادی کشور به شدت نگرانکننده است. بدترین تورم و سقوط پول ملی را تجربه میکنیم. اما الان توان انرژی خورشیدی ما از مرز شش هزار مگاوات هم گذشته است. در یکی از بدترین مقاطع اقتصادی امنیتی خودمان توان انرژی خورشیدی و بادی ما سه برابر یعنی سیصد درصد رشد کرده است. تصور کنید اگر وضعیت اقتصادی کشور خوب بود و امنیت وجود داشت، چه دستاوردهای بزرگتری را میتوانستیم امروز رکورد کنیم. ولی همینقدر هم نشان میدهد که بالاخره حاکمیت صدای ما را شنیده است. بالاخره دولتها صدای ما را شنیدهاند. شش هزار مگاوات یعنی اینکه ما توانستیم سیصدو سی میلیون درخت بکاریم، بدون اینکه نگران آبیاری آنها باشیم. چگونه هر یک کیلو وات برقی که از طریق پنلهای خورشیدی یا انرژی بادی تولید شود، یعنی میزان انتشار CO۲ را هزار کیلوگرم کاهش دادیم، این معادل عملکرد سیو پنج درخت بیست ساله در یک سال است و وقتی ما از شش هزار مگاوات میگذریم، یعنی توانستهایم سیصد و سی میلیون درخت بکاریم. وقتی ما از شش هزار مگاوات میگذریم یعنی توانستهایم یک و هشت دهم میلیارد مترمکعب آب را ذخیره کنیم. کل نیاز مردم تهران به آب حدود یک و یکدهم میلیارد مترمکعب در سال است و ما فقط با انرژی خورشیدی و بادی توانستیم نیاز هیجده میلیون ایرانی را به آب تامین کنیم، مردم ایران باید این را بدانند.
محمد درویش افزود: مردم ایران باید بدانند که چه اتفاقی الان دارد در کشور میافتد و مطالبه کنند که این مسیر شتاب بگیرد. تا آدمهایی مثل شهرام چگینی و شهرام چگینیها قوت بیشتری بگیرند تا این شتاب منجر به این شود که بالاخره این پرچم امید، در این مملکت به اهتزاز دربیاید و در سایه این پرچم امید، سایه جنگ کاهش پیدا کند.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: مسعود پزشکیان میتواند ماه آینده در اجلاسی که در آنتالیا برگزار میشود، شرکت کند و ایندفعه سرش را بالا بگیرد و بگوید؛ اینکه بهرغم تحریمهایی که به یک کشور تحمیل شده است، بهرغم بدترین جنگی که به یک کشور تحمیل شده است، ما دیگر جزو هفت کشور اول سازنده گازهای گلخانهای نیستیم. پس شما اجازه بدهید که ایرانیان نفس بکشند. سایه جنگ برداشته شود، تحریمها برداشته شود، ما میتوانیم یک کشور مسئولیتپذیرتر در منطقه باشیم. ما میتوانیم به صلح جهانی در منطقه کمک کنیم.
درویش افزود: تنها کشور جهان هستیم که ادعا میکنیم اگر از جهان عاری از خشونت صحبت میکنیم، این در فرهنگ ماست. این تمدن ماست. ما تنها کشور جهان هستیم که شهری در این کشور داریم که چهارصد و یازده سال است که در آن قتلی اتفاق نیفتاده است. چنین شهری را شما در اروپا یا آمریکای شمالی هم پیدا نمیکنید. پس بنابراین حالا میتوانیم از طریق تغییر چیدمان توسعه در کشور از فشار خشونت و جنگ بکاهیم.
وی بیان کرد: من اخیرا ملاقاتی با سفیر افغانستان در تهران داشتم و به او گفتم؛ من نمیگویم که شما بیایید و آن معاهده را اجرا بکنید، میدانم که شما خودتان نیاز آبی دارید. ولی شما برق ندارید، شما حداقل ۱۵ ساعت در روز برق ندارید. ما در مرز شرقی خودمان بالاترین میزان استحصال انرژی بادی را داریم. ما آسبادهای نشتیفان را داریم که بیش از دوهزار سال قدمت دارد. برخی میگویند این قدمت به شش هزار سال میرسد که نشان میدهد زنان و مردان با درایتی در این کشور زندگی میکردند. قصه آن را من در همین کتاب «پایداری ایرانی» شرح دادهام. زنان و مردانی که بلد بودند چگونه از باد انرژی تولید کنند. ما میتوانیم برای شما نیروگاههای بادی در منشا بادهای صدوبیست روزه که حالا صد و شصت روزه شده است، مستقر کنیم. به شما برق بدهیم و شما به جای این برق به ما آب بدهید. تا ما برای تامین آب مردم مشهد مجبور نباشیم، سیصد و پنجاه هزار میلیارد تومان هزینه کنیم. اینکه آب را از دریای عمان شیرین کنیم و با هزینههای سنگین برای مشهد بیاوریم. با ۱۵ هزار میلیارد تومان میتوانیم این کار را انجام بدهیم. فایدهاش این است که ما حواسمان جمع است که شما حالتان خوب باشد، چون اگر شما حالتان خوب باشد، حقابه ایران را برای هامون و هیرمند و برای زابل و سیستان و مشهد میپردازید. شما هم حواستان هست که ما حالمان خوب باشد.
محمد درویش همچنین گفت: یعنی محیطزیست به فرصت توسعه تبدیل میشود. محیطزیست به عامل تحکیم روابط بین کشورها فارغ از اینکه چه کشوری وجود داشته باشد، میتواند تبدیل شود.
وی افزود: سال گذشته که در عراق بودم، دیدم که بغداد هم این مشکل را دارد. در هتلی که ما در بغداد برای پروژه هورالعظیم مستقر بودیم، هفده بار در روز برق قطع میشد و آنها حقابه ما را برای هورالهویزه نمیدهند. ما میتوانیم به عراقیها برق بدهیم و آنها به ما آب بدهند و ما به این ترتیب میتوانیم به کشوری برخوردار در منطقه و عامل ثبات تبدیل شویم.
این فعال، تحلیلگر و صاحبنظر در حوزه محیطزیست اظهار داشت: به جای اینکه وقتی وارد تریبونهای بینالمللی میشوید، شروع کنید به مرگ بر این و مرگ بر آن گفتن و انتقام سخت و...، از زندگی بگویید. از اینکه ایران میتواند به بهبود صلح بینالملل کمک کند. عجم اوغلو در کتاب ارزشمندش «چرا ملتها شکست میخورند؟» میگوید؛ گذشت آن زمانی که کسی برای غم و غصه شما غمگساری کند و همدلی کند. الان ملتها برای آن اشخاص حقیقی یا حقوقی کلاه از سر برمیدارند که از دل مشکلات توانسته باشد، راهحلی ارائه بدهد.
وی افزود: اگر جامعه جهانی برای ژاپنیها یا آلمانیها احترام قائل است، به خاطر این است که از دل هیروشیما و از دل جنگ جهانی دوم که یک دیوار دو متری در برلین باقی نمانده بود، آلمانها توانستند به بزرگترین اقتصاد اروپا تبدیل شوند و ژاپنیها توانستند پاناسونیک را به کاخ سفید ببرند. ما هم نباید متوقف شویم. دنیا دارد به ما نگاه میکند و محیطزیست میتواند الان فرصت توسعه و فرصت تحکیم صلح و مهار خشونت به صورت پایدار باشد.
216216












نظر شما