ده راهبرد اولویت‌دار برای عبور ایران از «بحران ها»

ایران برای عبور از این گردنه، بیش از هر چیز به «عقلانیت ملی» نیاز دارد. نه وقت انکار بحران است،نه وقت ترساندن مردم،نه وقت مقصرسازی،نه وقت شعارهای بزرگ بدون برنامه. وقتِ تصمیم بزرگ است و آن تصمیم بزرگ چیزی نیست جز:  ایران را دوباره به مسئله اول همه تصمیم‌ها تبدیل کنیم؛ انسان ایرانی را به مرکز حکمرانی بازگردانیم؛ و حق مردم بر زندگی شرافتمندانه، امنیت، عدالت، آزادی و رفاه را از شعار به برنامه تبدیل کنیم. کشور را می‌توان از بحران عبور داد؛اما فقط اگر همه بپذیریم که ادامه راه گذشته، خودِ بحران است.

 گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه، جانشین رئیس جمهور اصلاحات و دبیرکل اسبق ستاد مبارزه با موادمخدر کشور در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده به «ده راهبرد اولویت‌دار برای عبور ایران از «اوضاع وانفسا»» پرداخته است. او ثبات، آرامش و رونق را در اقتصاد داخلی تا سیاست خارجی ، ضرورت اخذ تصمیمات سخت می داند. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

****

 اقتصاد بیمار را نمی‌توان با مُسکن درمان کرد؛جامعه ناآرام را نمی‌توان فقط با دستور آرام کرد؛و کشور تحت فشار را نمی‌توان فقط با شعار اداره کرد. اگر امروز تصمیم‌های بزرگ و درست گرفته نشود، هزینه تصمیم‌های کوچک و غلط فردا بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.
۱. مهار فوری تورم و حفظ قدرت خرید مردم: اولین خط قرمز باید معیشت مردم باشد.کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانک‌ها، بی‌ثباتی ارزی و سیاست‌های متناقض باید هم‌زمان مدیریت شوند.اما مهار تورم نباید به معنای فشار بیشتر بر طبقات ضعیف باشد.یارانه باید از «قیمت» به «انسان» منتقل شود؛یعنی حمایت مستقیم و هدفمند از مردم، نه توزیع رانت و ارز ارزان که خود منشأ فساد و اتلاف منابع می‌شود.

۲. بازسازی اعتماد عمومی؛ سرمایه اجتماعی را احیا کنیم. هیچ برنامه اقتصادی بدون اعتماد مردم پایدار نمی‌ماند.مردم باید بدانند:پول کشور کجاست؟بودجه چگونه خرج می‌شود؟یارانه به چه کسی می‌رسد؟اموال عمومی دست چه کسانی است؟ تصمیم‌ها بر چه مبنایی گرفته می‌شوند؟ شفافیت، مبارزه واقعی با فساد و پاسخگویی مسئولان، بخشی از سیاست اقتصادی است، نه موضوعی حاشیه‌ای.کشوری که سرمایه اجتماعی خود را از دست بدهد، برای اجرای هر اصلاحی چند برابر هزینه خواهد پرداخت.

۳. ناترازی انرژی را به «پروژه ملی» تبدیل کنیم. ایران صاحب منابع عظیم نفت و گاز است، اما با کمبود گاز و برق مواجه است؛ این تناقض باید یک هشدار تاریخی تلقی شود.بانک جهانی نیز کمبود آب و انرژی را از عوامل محدودکننده فعالیت اقتصادی ایران دانسته و گزارش‌های اخیر از فشار بر شبکه گاز و برق خبر می‌دهند. راه‌حل:سرمایه‌گذاری فوری در انرژی خورشیدی و تجدیدپذیر، اصلاح شبکه، کاهش اتلاف، بهینه‌سازی مصرف و اصلاح تدریجی قیمت‌ها همراه با حمایت مستقیم از خانوارهای کم‌مصرف و کم‌درآمد.انرژی ارزانِ هدررفته ثروت نیست؛ثروت، انرژیِ تولیدکننده و پایدار است.

۴. آب؛ مسئله امنیت ملی ایران: آب دیگر صرفاً یک مسئله محیط‌زیستی نیست؛ مسئله امنیت، مهاجرت، کشاورزی، اشتغال و آینده سرزمین است.باید یک «نهضت ملی آب» ایجاد شود:اصلاح الگوی کشتکاهش برداشت از سفره‌های زیرزمینیاصلاح شبکه‌های آبرسانیبازچرخانی آبتوسعه آب‌شیرین‌کن در مناطق مناسبتوقف پروژه‌های فاقد توجیه آبینباید برای حفظ یک الگوی غلط کشاورزی، آینده یک سرزمین را قربانی کنیم.

۵. اصلاح حکمرانی اقتصادی و پایان دادن به اقتصاد چندنرخی و رانتی: تا زمانی که برای یک کالا چند قیمت وجود دارد، زمینه رانت و فساد باقی خواهد ماند.اقتصاد سالم نیازمند:قانون واحد، رقابت واقعی، اطلاعات شفاف، مالیات عادلانه، حذف امضاهای طلایی و برخورد یکسان با بخش خصوصی، دولتی و عمومی است. باید از اقتصاد «مجوزمحور» به اقتصاد «رقابت‌محور» حرکت کرد.کارآفرین نباید برای تولید، از ده‌ها در عبور کند و برای رانت، یک در کافی باشد.

۶. سیاست خارجی را در خدمت اقتصاد ملی توسعه محور قرار دهیم: ایران نمی‌تواند هم‌زمان خواهان رشد اقتصادی باشد و از فرصت‌های تجارت، سرمایه‌گذاری، فناوری و ارتباطات جهانی فاصله بگیرد.این به معنای چشم‌پوشی از منافع ملی نیست؛ برعکس:دیپلماسی باید ابزار تأمین منافع ملی و توسعه متوازن باشد.اصل راهبردی:> نه از جنگ بترسیم و نه از مذاکره بگریزیم؛معیار، منافع ایران و امنیت ایرانیان باشد.کاهش تنش، گسترش تجارت، باز کردن مسیرهای مالی و حمل‌ونقل و کاهش هزینه مبادلات می‌تواند مستقیماً بر زندگی مردم اثر بگذارد. پژوهش بانک جهانی نیز نشان می‌دهد رفع تحریم‌های اقتصادی می‌تواند آثار قابل توجهی برای اقتصاد ایران داشته باشد.

۷. سرمایه ایرانیان داخل و خارج را دوباره به ایران پیوند بزنیم: ایران فقط نفت و گاز ندارد؛ ایران سرمایه انسانی دارد.دانشمند، پزشک، مهندس، کارآفرین، استاد دانشگاه، صنعتگر و میلیون‌ها ایرانی متخصص در داخل و خارج، بخشی از سرمایه ملی‌اند. باید محیطی ایجاد شود که:ایرانی بتواند بدون ترس، بدون تبعیض و بدون رابطه، سرمایه، دانش و تجربه خود را وارد اقتصاد کشور کند.بازگشت اعتماد حتی اگر پیش از بازگشت فیزیکی افراد اتفاق بیفتد، یک دستاورد بزرگ ملی است.

۸. مبارزه با فساد را از شعار به نظام تبدیل کنیم: فساد فقط دزدی از خزانه نیست.فساد یعنی گرفتن فرصت از انسان شایسته و دادن آن به انسان صاحب رابطه.بنابراین باید:تعارض منافع شفاف شود؛دارایی مسئولان در چارچوب قانون قابل نظارت باشد؛قراردادهای عمومی شفاف شوند؛مناقصه‌ها قابل رصد باشند؛حمایت از گزارشگران فساد تقویت شود؛هیچ فرد و نهادی فراتر از قانون نباشد.و مهم‌تر از همه:پاکدستی باید شرط مدیریت کشور باشد، نه امتیاز ویژه.

۹. یک «برنامه ملی رونق تولید و اشتغال» با محور بخش خصوصی: اقتصاد ایران با توزیع پول نجات پیدا نمی‌کند؛ با تولید، بهره‌وری و سرمایه‌گذاری نجات پیدا می‌کند.باید ده‌ها مانع تولید هم‌زمان شناسایی و حذف شود:مجوزهای زائد، مالیات‌های نامتناسب، بی‌ثباتی مقررات، دشواری تأمین مالی، محدودیت صادرات و واردات مواد اولیه و نااطمینانی ارزی.هدف باید روشن باشد: هر تصمیم اقتصادی باید پاسخ دهد:این تصمیم چه اثری بر تولید، اشتغال، سرمایه‌گذاری و قدرت خرید مردم دارد؟

۱۰. «پیمان ملی ثبات و آرامش ایران»؛ مهم‌تر از همه ۹ مورد قبلی هیچ‌یک از این برنامه‌ها بدون آرامش اجتماعی و ثبات سیاسی پایدار نخواهد بود. ایران برای عبور از این مرحله نیازمند یک تفاهم بزرگ ملی است: امنیت + آزادی‌های قانونی + عدالت + کرامت انسان + قانون‌گرایی + گفت‌وگو + مشارکت مردم + مبارزه با فساد + سیاست خارجی متوازن.

جامعه‌ای که احساس کند دیده نمی‌شود، شنیده نمی‌شود و در سرنوشت خود سهمی ندارد، در برابر اصلاحات اقتصادی نیز مقاومت خواهد کرد. بنابراین باید میان دولت و ملت، حاکمیت و جامعه، ایرانیان داخل و خارج و جریان‌های مختلف سیاسی پل‌های گفت‌وگو ساخته شود.

و اما هشدار آخر: امروز مسئله ایران فقط اقتصاد نیست؛ فقط تحریم نیست؛ فقط تورم نیست؛ فقط آب و انرژی نیست؛ و فقط سیاست خارجی هم نیست. بحران اصلی، هم‌زمانی همه این بحران‌هاست. IMF نیز در برآوردهای ۲۰۲۶، برای ایران انقباض اقتصادی و تورم بسیار بالا را پیش‌بینی کرده و بانک جهانی از هم‌افزایی فشارهای اقتصادی، انرژی، آب، تحریم و نااطمینانی سخن گفته است. پس زمان آن رسیده است که کشور از مدیریت روزمره بحران‌ها به حکمرانی پیشگیرانه و آینده‌نگر عبور کند.

ده اولویت در یک نگاه:

۱. مهار تورم و حفظ قدرت خرید۲. بازسازی اعتماد و سرمایه اجتماعی۳. نجات انرژی و اصلاح ناترازی‌ها۴. نجات آب و محیط‌زیست۵. اصلاح حکمرانی اقتصادی و حذف رانت۶. دیپلماسی اقتصادی و کاهش هزینه تنش۷. بازگرداندن سرمایه و نخبگان ایرانی۸. مبارزه ساختاری با فساد و تعارض منافع۹. رونق تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال۱۰. پیمان ملی برای ثبات، آرامش، قانون و کرامت ایرانی.

ایران برای عبور از این گردنه، بیش از هر چیز به «عقلانیت ملی» نیاز دارد. نه وقت انکار بحران است،نه وقت ترساندن مردم،نه وقت مقصرسازی،نه وقت شعارهای بزرگ بدون برنامه. وقتِ تصمیم بزرگ است و آن تصمیم بزرگ چیزی نیست جز:

 ایران را دوباره به مسئله اول همه تصمیم‌ها تبدیل کنیم؛ انسان ایرانی را به مرکز حکمرانی بازگردانیم؛ و حق مردم بر زندگی شرافتمندانه، امنیت، عدالت، آزادی و رفاه را از شعار به برنامه تبدیل کنیم.
کشور را می‌توان از بحران عبور داد؛اما فقط اگر همه بپذیریم که ادامه راه گذشته، خودِ بحران است.

216216

کد مطلب 2281938

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =

آخرین اخبار