۰ نفر
۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱

از نیل تا خلیج فارس

روح الله جمعه ای
از نیل تا خلیج فارس

اعلام سفر بنیامین نتانیاهو به امارات متحده عربی، به‌مراتب مهمتر از خود سفر اوست.اهمیت این سفر را نباید صرفاً در دیدار نخست‌وزیر اسرائیل با مقام‌های اماراتی یا مناسبات دوجانبه دو کشور جست‌وجو کرد؛ بلکه باید آن را در چارچوب تحولی خطرناک و بزرگتر دید که طی سال‌های اخیر در معادلات قدرت خاورمیانه رخ داده است، انتقال از نفوذ سرزمینی و نظامی به نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشیده شده و عمق نفوذ راهبردی اسراییل بیش از دو دهه قبل شده است.

روابط رسمی اسرائیل و امارات پس از توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ وارد مرحله‌ای تازه شد از آن زمان، همکاری‌های دو طرف در حوزه‌هایی همچون تجارت، فناوری، گردشگری، سرمایه‌گذاری و مسائل امنیتی گسترش یافت که کمک زیادی به تثبیت جایگاه اسرائیل در بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه کرده است.

در ادبیات سیاسی، مفهوم از نیل تا فرات همواره با ایده تجاوزگرانه اسراییل برای گسترش سرزمینی خود پیوند خورده بود اما با شکست‌های پیاپی اسراییل در لبنان، سوریه و غزه از دهه ۸۰ میلادی که محور مقاومت موفق شد مانع از غصب بیشتری اراضی کشورهای اسلامی توسط رژیم صهیونیستی شود؛ این رژیم به تدریج متوجه شد دیگر به راحتی امکان غصب سرزمینی بیشتری وجود ندارد.

در جهان امروز، یک دولت برای گسترش نفوذ خود الزاماً نیازی به اشغال سرزمین ندارد، گاهی یک توافق دیپلماتیک، یک قرارداد امنیتی، یک همکاری اطلاعاتی، یک سرمایه‌گذاریِ هدفمند و هوشمند در حوزه IT یا حضور در شبکه‌های انرژی و تجارت می‌تواند همان کارکرد راهبردی را در سطحی متفاوت ایجاد کند.

قدرت های منطقه ای و جهانی سالهاست به جای استفاده مطلق از ابزرا نظامی در کنار تقویت نظامی، از ابزارهای مختلف نفوذ شبکه‌ای و ترکیبی استفاده می کنند.

آمریکا از طریق ائتلاف نظامی و امنیتی، چین از طریق تجارت و سرمایه‌گذاری زیرساخت، روسیه از طریق انرژی و مناسبات امنیتی و کشورهای منطقه از طریق سرمایه، رسانه، مذهب و تجارت در حال ساخت شبکه هایی از نفوذ هستند.

اسراییل نیز با طراحی صلح ابراهیم طرحی نو برای مقابله با جریان مقاومت و جبران ناکامی‌های خود در خاورمیانه پیاده کرد و از این منظر امارات برای اسرائیل دیگر صرفاً یک شریک تجاری یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه پایگاهی راهبردی با موقعیت ژئوپلیتیکی مهم در خلیج فارس است که به معنای ورود اسرائیل به بخشی از محیط راهبردی خلیج فارس و ایجاد پیوندی مستقیم‌تر با یکی از مهم‌ترین مراکز اقتصادی و سیاسی منطقه می باشد.

اسرائیل طی سالهای اخیر نشان داده است که برای افزایش عمق راهبردی خود تنها به قدرت نظامی و جغرافیای سرزمینی متکی نیست؛ بلکه می‌تواند از مسیر دیپلماسی، همکاری های تکنولوژی و امنیتی دامنه حضور خود را گسترش دهد.

از همین رو، اهمیت سفر نتانیاهو به امارات بیش از خود سفر است مسئله اصلی این نیست که یک نخست‌وزیر اسرائیلی امروز در ابوظبی حضور دارد؛ مسئله این است که اسرائیل با موفقیت توانسته است از مرزهای سنتی مناقشه اسلامی ـ اسرائیلی عبور کند و روابطی چندلایه با مهم‌ترین کشورهای خلیج فارس ایجاد کند و در واقع شعار سرزمینی از #نیل_تا_فرات را به از #نیل_تا_خلیج‌فارس گسترش داده است.

شاید بتوان گفت اگر در قرن گذشته مفهوم قدرت بیشتر با تصرف سرزمین سنجیده می‌شد اما در قرن بیست‌ویکم شبکه #نفوذ اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در این معنا دیگر تصرف سرزمینی چندان معنایی ندارد بلکه اشغال و نفوذ می‌تواند به شبکه‌ای از روابط، منافع و پیوندهای راهبردی تعبیر شود و درست به همین دلیل است که سفر نتانیاهو به امارات، فراتر از یک سفر دیپلماتیک، نشانه‌ای قابل تأمل از جغرافیای جدید قدرت در خاورمیانه است.

چنانچه این واقعیت تلخ اما پیش‌رونده به خوبی درک و فهم و مورد بررسی و تحلیل جامع و آینده‌نگرانه قرار نگیرد، دور از انتظار نیست که پایتخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس به شعب تل‌آویو تبدیل نشوند!

کد مطلب 2282124

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

آخرین اخبار