گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، به بحث انتظار صحیح پرداخته و این که انتظار صحیح همراه تدبیر و برخورد فعال شخص منتظر به قصد ساختن سعادت و بهروزی است. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
روایت خاطرهای از سالهای دولت دکتر احمدینژاد، از زبان دکتر حمزه صفوی، درباره این نگاه در تفکرات بعضی ها که «امام زمان در حال آمدن است؛ همهچیز درست میشود»، و کلا این نگاه در جمهوری اسلامی ایران؛ بیش از آنکه یک خاطره تاریخی باشد، زنگ خطری برای یک نوع گفتمان سیاسی است؛ گفتمانی که اگر از ایمان جدا نشود، میتواند به یکی از خطرناکترین آفتهای حکمرانی تبدیل شود.
مهدویت، امید به آینده است؛اما نمیتواند جای مسئولیت امروز را بگیرد.انتظار، اگر بهانهای برای ترک تلاش، تعطیل عقل، فرار از پاسخگویی و توجیه ناکارآمدی شود، دیگر «انتظار سازنده» نیست؛ انتظارِ بیعمل است.جامعه با این منطق اداره نمیشود که:امروز فساد هست؛فردا درست میشود!امروز تورم و فقر هست؛فردا درست میشود!امروز بیعدالتی هست؛فردا درست میشود!امروز مهاجرت نخبگان و فرار سرمایه هست؛فردا درست میشود!امروز اعتماد عمومی فرو میریزد؛فردا درست میشود!نه!حکمرانی مسئول، وظیفهاش «فردا» نیست؛وظیفهاش امروزِ مردم است.
مردمی که اجاره خانه میدهند، نان میخرند، فرزند تربیت میکنند، بیمار میشوند، مالیات میپردازند و برای آینده فرزندانشان نگراناند، نمیتوانند مشکلاتشان را به یک وعده نامعلوم در آینده حواله کنند.ایمان نباید جای عقل را بگیرد؛انتظار نباید جای اقدام را بگیرد؛دعا نباید جای تدبیر را بگیرد؛و مهدویت نباید سپر ناکارآمدی حکومت شود.
اتفاقاً اگر کسی واقعاً منتظر عدالت مهدوی است، باید امروز عادلانهتر زندگی کند، پاکدستتر حکومت کند، حقالناس را جدیتر بگیرد، با فساد بیرحمانهتر مبارزه کند و در برابر مردم پاسخگوتر باشد.
انتظار حقیقی، جامعه را به مسئولیت فرامیخواند، نه به رخوت.
خطر از آنجا آغاز میشود که یک حکومت، بهجای اصلاح ساختارها، مبارزه با فساد، شایستهسالاری، علم، تخصص و پاسخگویی، به مردم بگوید:نگران نباشید؛ آینده خودش همهچیز را درست خواهد کرد!این همان نقطهای است که امید میتواند به توهم تبدیل شود و ایمان، ابزار سیاست شود.
هیچ ملتی با رؤیاپردازی توسعه پیدا نکرده است.کشورها را قانون، عقلانیت، علم، کارآمدی، شفافیت، عدالت، تولید، سرمایه اجتماعی و مدیران پاسخگو میسازند.
اگر امام زمان(عج) مظهر عدالت است، آیا انتظار او نباید ما را نسبت به بیعدالتی امروز حساستر کند؟اگر مهدویت وعده تحقق عدالت است، آیا نباید حکومت منتظر، امروز در عدالت پیشتاز باشد؟اگر ظهور، پایان ظلم است، آیا نباید منتظران، با ظلم و فساد بجنگند؟و اگر قرار است «همهچیز درست شود»، این پرسش همچنان باقی است:پس مسئولیت امروزِ ما چیست؟تاریخ به ما هشدار میدهد:هرگاه خیال جای واقعیت، شعار جای برنامه، انتظار جای اقدام و اعتقاد جای عقلانیت بنشیند، هزینه آن را مردم میپردازند.فلاکت اقتصادی، فرسایش اعتماد عمومی، مهاجرت نخبگان، فساد، فقر و عقبماندگی را نمیتوان با هیچ روایت آخرالزمانی پاک کرد.جامعه منتظر، جامعهای مسئول است؛ نه جامعهای معطل.امام مهدی(عج) اگر نماد عدالت است، نام او نباید پوششی برای بیعدالتی باشد.
و انتظار اگر حقیقت است،باید محرک اصلاح امروز باشد، نه توجیه خرابیهای امروز.خطرناکترین توهم سیاسی این نیست که بگوییم «فردا بهتر میشود»؛خطرناکتر آن است که بهدلیل همین باور، امروز را رها کنیم!امام زمان را نمیتوان بهانهای برای نساختن امروز کرد.
انتظار واقعی یعنی:عقل بیشتر،تلاش بیشتر،عدالت بیشتر،پاکدستی بیشتر،پاسخگویی بیشتر،و ظلم کمتر. وگرنه اگر حاصل «انتظار» این باشد که مسئولیت امروز تعطیل شود و همهچیز به آیندهای غیبی حواله داده شود، آن دیگر انتظار نیست؛ فرار از مسئولیت است.جامعه را با «ظهورِ فردا» نمیتوان اداره کرد؛باید با «مسئولیتِ امروز» ساخت.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما