ناگفته‌هایی از زندگی عباسقلی گلشائیان؛ مردی که نامش با جنجالی‌ترین قرارداد نفتی پیش از ملی‌شدن گره خورد

قرارداد الحاقی نفت که در ۲۶ تیر ۱۳۲۸ میان عباسقلی گلشائیان و نویل گس امضا شد، هرگز از تصویب مجلس نگذشت. با این حال نام گلشائیان را بیش از هر سمت دولتی دیگری که داشت به یادها سپرد و بحث‌های مربوط به آن به یکی از حلقه‌های مسیر ملی شدن صنعت نفت تبدیل شد. او ۱۹ مهر ۱۳۶۹ در تهران درگذشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ عباسقلی گلشائیان ۱۹ مهر ۱۳۶۹ در تهران در ۸۸ سالگی درگذشت. نام او بیشتر با قراردادی گره خورده که در ۲۶ تیر ۱۳۲۸ با نویل گس، نماینده شرکت نفت انگلیس و ایران، امضا کرد. این قرارداد الحاقی هرگز به تصویب مجلس نرسید، اما بحث‌های پیرامون آن بخشی از مسیر ملی شدن صنعت نفت شد.

از خانواده قاجاری تا مدرسه حقوق

گلشائیان سال ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش از نوادگان عباس‌میرزا بود و مادرش دختر رئیس تلگراف‌خانه دربار قاجار. او پنجمین فرزند خانواده هفت‌نفره بود. پدر وقتی او پنج‌ساله بود مرد و خانواده با تنگدستی روبه‌رو شد. خودش بعدها آن سال‌ها را دوران فقر توصیف کرد. تحصیلات ابتدایی را در خانه خواند، بعد به مدرسه آلیانس فرانسه و دارالفنون رفت. سال ۱۳۰۰ وارد مدرسه حقوق وزارت عدلیه شد و پس از فارغ‌التحصیلی به استخدام همان وزارتخانه درآمد.

اول کار مترجم مخصوص مسیو پرنی، مستشار عدلیه، بود. مدتی هم کار قضایی کرد. آشنایی با علی‌اکبر داور مسیرش را عوض کرد. اواخر ۱۳۰۵ وقتی داور وزیر عدلیه شد، گلشائیان را به عنوان منشی خود به کار گمارد و بعد او را به بازپرسی منصوب کرد. سپس بازپرس دیوان کیفر کارکنان دولت، دادستان تهران و درنهایت دادستان دیوان کیفر شد. در این سمت پرونده مرگ عبدالحسین تیمورتاش را بررسی کرد و گزارش رسمی آن را نوشت.

از بازپرسی تا وزارت دارایی در روزهای اشغال

سال ۱۳۱۲ داور به وزارت مالیه رفت و گلشائیان هم همراهش به دارایی منتقل شد. اول رئیس اداره رسومات شد، بعد رئیس مالیات‌های غیرمستقیم و سرانجام مدیرکل. وقتی ساختار وزارتخانه عوض شد، معاونت اقتصادی را هم به او دادند. در این دوره چند شرکت دولتی که در تریاک، دخانیات، قند و شکر کار می‌کردند منحل یا دوباره سامان‌دهی شدند و سرمایه باقی‌مانده‌شان به سازمان اقتصادی وزارت دارایی رسید که ریاستش با گلشائیان بود.

سال ۱۳۲۰ سرتیپ رضاقلی امیرخسروی از وزارت دارایی کنار رفت و گلشائیان مدتی سرپرست وزارتخانه شد. بعد از تشکیل دولت محمدعلی فروغی، در ۲۳ شهریور وزیر دارایی شد. ایران زیر اشغال متفقین بود و رضاشاه تازه سلطنت را به محمدرضا پهلوی واگذار کرده بود. یکی از اولین موضوع‌ها جواهرات سلطنتی بود. شایعه شده بود که جواهرات را از کشور خارج کرده‌اند و مجلس از وزیر دارایی توضیح خواست.

گلشائیان گفت بخشی از جواهرات که ارزش تاریخی نداشتند از سال ۱۳۱۶ در ۳۳ صندوق در بانک ملی نگهداری می‌شوند. جواهرات تاریخی هم در کاخ گلستان بودند و چهارم شهریور ۱۳۲۰ به خاطر ناامنی اطراف کاخ به خزانه بانک ملی منتقل شدند. احمد مهبد در تاریخ شفاهی هاروارد گفته رضاشاه صندوقی از جواهرات را با خود برده بود و مأموران آن را در اصفهان از او پس گرفتند. «هیچی و مهروموم شده صندوق ما گرفتیم مهروموم شده دادیم به شاه، هیچی و هیچی. این حقیقت دارد، فوق‌العاده خطرناک بود برای هر دوی ما ولی خوشبختانه هیچ‌کس اطلاع نداشت اگرا طلاع داشت که ما را تکه پاره می‌کردند و جواهرات را می‌بردند. این یکی از خدمات بزرگی بود که علی قوام و بنده به شاه کردیم. حالا…» (احمد مهبد در مصاحبه با تاریخ شفاهی هاروارد، نوار۲)

پرونده کتیرا

وزارت دارایی گلشائیان در ۱۳۲۰ کوتاه بود. بعدتر وزیر بازرگانی و اقتصاد، وزیر دادگستری، شهردار تهران و استاندار فارس، آذربایجان و خراسان شد. سال ۱۳۲۴ در کابینه صدرالاشراف وزیر پیشه و هنر بود و بعد استاندار خراسان شد.

سال بعد، داود طوسی، نماینده بجنورد در مجلس شورای ملی علیه گلشائیان اعلام جرم و او را متهم کرد که برخلاف قانون انحصار بازرگانی خارجی که صدور کتیرا را تنها به شرکت دولتی کتیرا اختصاص داده، به مراد اریه، سرمایه‌دار یهودی، اجازه صدور کتیرا داده‌ است؛ چون براساس قانون به تخلفات وزیران باید در مجلس رسیدگی می‌شد، کمیسیون دادگستری مجلس در موضوع تحقیق کرد و گلشائیان به کمیسیون توضیح داد که تصور می‌کرده، قانون انحصار بازرگانی خارجی لغو شده و این مجوز را صادر کرده، پس از آن هم که به اشتباه خود پی‌ برده از گمرک خواسته که از صدور محموله مراد اریه جلوگیری کند؛ اما دیر شده و کالا صادر شده بوده ‌است. کمیسیون کار گلشائیان را متخلف تشخیص داد؛ اما به این نتیجه نرسید که او از اریه رشوه دریافت کرده و تخلف را در حدی که پیگرد قضایی درباره آن لزومی داشته باشد، تشخیص نداد.

قرارداد گس ـ گلشائیان

سال ۱۳۲۷ گلشائیان در کابینه محمد ساعد مراغه‌ای دوباره به وزارت دارایی برگشت. مجلس مهر ۱۳۲۶ قانون گذاشته بود که امتیاز جدید به دولت‌های خارجی داده نشود. دولت برای اصلاح قرارداد ۱۹۳۳ با شرکت نفت انگلیس و ایران مذاکره می‌کرد. بعد از دولت‌های حکیمی و هژیر، در دوره ساعد مذاکرات به گلشائیان سپرده شد.

طرف ایرانی می‌گفت سهم ایران از درآمد نفت با کشورهای دیگر قابل مقایسه نیست. اعتراض‌هایی هم به مالیات، قیمت نفت فروخته‌شده به نیروی دریایی بریتانیا و نفوذ شرکت در جنوب وجود داشت. مذاکرات ماه‌ها طول کشید. ۲۶ تیر ۱۳۲۸ توافق میان گلشائیان و نویل گس امضا شد. متن رسمی آن در کتابخانه و مرکز اسناد مجلس موجود است.

حق‌الامتیاز از چهار شیلینگ به شش شیلینگ برای هر تن رسید. مقرر شد ۲۰ درصد از بعضی مبالغ ذخیره عمومی شرکت هر سال پرداخت شود و این رقم در هر دوره مالی از چهار میلیون لیره کمتر نباشد. مالیات از ۹ پنس به یک شیلینگ افزایش یافت و برای مصرف داخلی ۲۵ درصد تخفیف در نظر گرفته شد. ماده ۱۰ قرارداد می‌گفت مقررات قرارداد ۱۹۳۳ به قوت خود باقی می‌ماند. ماده ۱۱ هم اجرا را منوط به تصویب مجلس کرده بود.

گلشائیان در خاطراتش این توافق را اقدامی برای افزایش درآمد کشور دانسته است. دانشنامه ایرانیکا به نقل از او نوشته که آن را میهن‌دوستانه و سودمند می‌دانست و حتی معتقد بود بیش از اقدام مصدق برای ملی کردن نفت به کشور سود می‌رساند. برآوردهایی که ایرانیکا نقل کرده نشان می‌دهد سهم ایران از حدود ۲۲ سنت به ۳۳ سنت برای هر بشکه افزایش می‌یافت و اگر تصویب می‌شد، تا سال ۱۹۵۱ درآمد اضافی حدود ۴۹ میلیون پوند نصیب ایران می‌شد. ویلیام فریزر، رئیس شرکت نفت انگلیس و ایران، آن را بهترین پیشنهادی خوانده بود که تا آن روز به هر کشور خاورمیانه‌ای داده شده است.

چرا مجلس آن را تصویب نکرد؟

مخالفان می‌گفتند قرارداد الحاقی ساختار ۱۹۳۳ را حفظ می‌کند و فقط اعداد را کمی تغییر می‌دهد. آن‌ها به دسترسی نداشتن دولت به حساب‌های شرکت و فاصله زیاد میان سود شرکت و پرداختی به ایران اشاره می‌کردند. در یکی از منابع، سود شرکت از فروش نفت ایران در سال ۱۳۲۹ حدود ۲۰۰ میلیون لیره و پرداختی به ایران حدود ۱۶ میلیون لیره آمده است.

مجلس پانزدهم قرارداد را تصویب نکرد. در مجلس شانزدهم کمیسیون ویژه نفت به ریاست محمد مصدق آن را بررسی کرد و کافی ندانست. رد این قرارداد به‌تنهایی ملی شدن نفت را به وجود نیاورد، اما یکی از حلقه‌های آن بود. اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت اصل ملی شدن را تصویب کرد و مجلس و سنا هم آن را تأیید کردند.

قضاوت‌ها درباره گلشائیان

ابوالحسن ابتهاج در تاریخ شفاهی هاروارد از شهرت بد قرارداد و اتهام‌هایی که بعدها به گلشائیان زدند گفته است: «هیاهوی بزرگی که سر این کار گس گلشائیان بلند شد که گس - گلشائیان یکی از جمله‌هایی بود که اطلاق خیانت می‌کرد. بارها سال‌ها هنوز هم شاید یک عده‌ای عقیده دارند که گلشائیان را هم آن‌ها درش اعمال نفوذ کردند یا گلشائیان را خریدند... به هر حال این شهرت خوبی پیدا نکرد، گلشائیان.» خودش هم تأکید کرده که این‌ها در حد اتهام ماندند و قطعی نشدند.

ایرانیکا او را کارمند سخت‌کوش، کم‌حرف و درستکار توصیف کرده و سرسختی‌اش را به سال‌های کار قضایی نسبت داده است. فقر ناگهانی دوران کودکی از او مردی تلخ‌کام ساخته و «حس بدبینی عمیقی نسبت به همه‌چیز و همه‌کس» در او پدید آورده بود. با این حال به دوستان و استادانش وفادار ماند. غلامحسین درویش‌خان نواختن تار را به او آموخت و به گفته خودش مانند پدری واقعی برایش شد. گلشائیان به خواست درویش‌خان به انجمن اخوت پیوست و در سال‌های بازنشستگی از موسیقی آرامش می‌گرفت.

سال‌های بعد

بعد از بحران نفت هم گلشائیان در دولت ماند. دوباره وزیر دادگستری شد. اواخر دهه ۱۳۳۰ نامش در گمانه‌زنی‌های نخست‌وزیری آمد، اما به این مقام نرسید. خودش این موضوع را به اختلاف با قدرت‌های خارجی نسبت می‌داد؛ یک بار به خاطر نپذیرفتن خواسته‌های بریتانیا درباره نرخ برابری پوند و ریال، و بار دیگر به خاطر امتناع از تعهد کامل به همکاری با آمریکایی‌ها.

در سال‌های آخر از مشاغل دولتی کنار کشید، وکالت کرد و در بعضی پرونده‌ها داور شد. مدتی هم عضو هیأت‌مدیره بانک ملی بود. در خاطراتش از محمدرضاشاه انتقاد کرده و او را فردی ضعیف، دودل و متمایل به شایعه‌پراکنی و تملق‌شنوی توصیف کرده است... فقدان دخترش در سال ۱۹۷۴ و دشواری‌هایی که پس از انقلاب برایش پیش آمد او را به اندوهی عمیق فرو برد. در بخش‌های پایانی خاطراتش نوشت: «هر روز و هر شب از خدا می‌خواهم مرگم را زودتر برساند و به رنج‌هایم پایان دهد.»

منابع

 عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، جلد سوم، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۸۰.

 حسینیان، روح‌الله، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۴، ص ۹۰.

اقبال، اسماعیل، نقش انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۵، صص ۳۵، ۳۶، ۳۸ و ۵۱–۵۲. 

روحانی، فؤاد، تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران، شرکت کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۳، صص ۷۴–۷۹. 

مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، جلد دوم، نشر مؤلف، ۱۳۶۸، صص ۲۸–۲۹. 

بیل، جیمز و راجر، لویس ویلیام، مصدق، نفت، ناسیونالیسم ایرانی، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات، تهران، نشر نو، ۱۳۶۸، ص ۴۲۰.

شوادران، بنجامین، خاورمیانه، نفت و قدرت‌های بزرگ، ترجمه عبدالحسین شریفیان، تهران، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۲، صص ۱۴۳–۱۴۴. 

پهلوی، محمدرضا، مأموریت برای وطنم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۷، صص ۱۶۰–۱۶۱. 

مکی، حسین، کتاب سیاه، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، جلد اول، ص ۳۰۷. 

کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، متن «لایحه الحاقی گلشائیان ـ گس» و متن قرارداد الحاقی مورخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸. ۱۱.

دانشنامه ایرانیکا، مدخل «گلشائیان، عباسقلی»، 

تاریخ شفاهی هاروارد، مصاحبه ابوالحسن ابتهاج، نوار ۳۸؛ درباره روند مذاکرات نفتی و برداشت‌های معاصر از قرارداد گس ـ گلشائیان.

دانشنامه ایرانیکا

۲۵۹

کد مطلب 2284189

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین