از حسنین هیکل پرسیدند چگونه شما پس از پذیرش اسلام زبان خود را از دست دادید و عرب شدید؟ در حالی که ایرانیان پس از اسلام زبان خود را حفظ کرده اند؟گفت: ایرانیها فردوسی داشتید و ما نداشتیم.

در تابلوی موسسه ای نوشته شده است: «موسسه مالی اعتباری ثامن الحج تحت نظارت بانك مركزی». اگر من این تابلو را در یك كشور عربی دیده بودم هیچ تعجبی نداشت. اما اینجا ایران است و زبان رسمی آن فارسی است. هر چه در این تابلو بدنبال یك واژه فارسی گشتم، نیافتم. همه واژگان به كار برده شده به جز واژه بانك (كه لاتین است) عربی است. از این نوع تابلوها بسیار است.
در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارسی است. اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها، در كنار زبان فارسی آزاد است». در سالهای اخیر كوششهای بسیاری برای عربی كردن زبان فارسی می شود كه ناگفته پیداست كه از روی قصد نیست، بلكه بی توجهی به این عنصر وحدت بخش (زبان فارسی) است.
در وزارت كشور ستادی به نام «حوادث غیر مترقبه» وجود دارد. كدام یك از این واژه ها فارسی است؟ آیا نمی شد نام این ستاد فارسی می بود و نوشته می شد«ستاد رویدادهای ناگهانی»؟ چرا به جای «ایاب و ذهاب» عربی از واژگان «رفت و آمد» فارسی بهره نمی گیریم. زبان ما زبانی نیرومند و گسترده و ژرف است و از دبستان تا دانشگاه می توان از آن بهره جست. ولی نمی دانیم چرا از این توان، بهره بایسته گرفته نمی شود.
زمانی بر روی خودروهای دولتی نوشته می شد:«اتومبیل خدمت استفاده اختصاصی ممنوع». كدام یك از این واژگان فارسی بود؟ هیچ كدام. واژه «اتومبیل» لاتین و دیگر واژگان عربی بودند. می توان دریافت كه در متن«موسسه مالی اعتباری ثامن الحج تحت نظارت بانك مركزی» نیز حتی یك واژه فارسی بكار برده نشده است.
تا پیش از ادغام وزارتخانه ها، وزارتی به نام «بازرگانی» وجود داشت كه نام آن فارسی بود. پس از ادغام، نام وزارتخانه شد «وزارت صنعت، معدن و تجارت». هیچكدام از واژگان بكاربرده شده فارسی نیست. در حالی كه این نام مصوبه مجلس محترم است. نام این وزارتخانه فارسی نیست ولی زبان رسمی كشور فارسی است. وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات، وزارت تعاون، رفاه و تامین اجتماعی، همه واژگانشان عربی است. اگرچه وزارتخانه هایی مانند دادگستری، راه و شهر سازی و نیرو فارسی هستند و بسیار زیبا.
زبان فارسی رمز وحدت و هویت ایرانی است. بر همگان است تا از این زبان نگهداری كرده و آن را از ورود واژگان دیگر و بیگانه پاسداری كنیم. در متون رسمی هنگامی كه اعداد ترتیبی بكار برده می شود می نویسند: اول، دوم و . . . می گوییم ما در زبان فارسی «نخست»؛ «نخستین»، «یك» و «یكم» را داریم. اگر می گویید «اول» باید بعد آن بگویید و بنویسید«ثانی»، «ثالث» و . . . آیا نمی توانیم بجای بكار بردن واژه «ثامن الحجج» بنویسیم «امام هشتم». این واژه به قدری برای مردم شیعه مقدس است كه به آن نیز قسم می خورند. حالا عده ای پیدا شده اند و می خواهند زبان فارسی را از ما بگیرند و زبان رسمی كشور را بر خلاف قانون اساسی به زبان عربی تبدیل كنند. بیمارستان بقیه الاعظم را نمی توانستیم فارسی كنیم. یا دیگر نامهایی مقدس كه گاهی نهادن آن بر اینگونه جاها اسائه ادبی است بر مقدسات دینی ما. اگرچه نام مكانهای مذهبی از جمله مساجد بهتر است زیبنده به نام امامان ما باشد. ولی مكانهای عمومی و گذرگاهها و خیابانها را به نام شخصیتهای علمی و فرهنگی و هنری بگذارم بهتر است. زبان فارسی زبان علم، دین، عرفان، ادبیات، كلام، منطق و فلسفه است. اگر به متون تاریخی بنگرید می بینید كه برای تمام دوره ها و در تمام زمینه ها این زبان قدرت بیان دارد.
زبان فارسی زبانی است كه از یازده سده به این سوی كاربرد داشته و زنده است و زنده خواهد ماند. این زبان هویت ماست. سروده های رودكی پدر شعر فارسی در یازده سده پیشتر، هنوز هم برای ما فهمیدنی است. بنگرید:
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه چو نكو بنگری همه پند است.
یا در جایی دیگر:
هركه ناموخت از دست روزگار
هیچ ناموزد او از هیچ آموزگار.
می بینید كه در این سروده ها حتی یك واژه عربی بكار برده نشده است. آثار شكسپیر كه در حدود 4 سده پیشتر سروده شده است، اكنون بسادگی نمی تواند از سوی انگلیسی زبانان خوانده و فهمیده شود و باید به زبان معاصر تبدیل شود. چرا ما نباید این زبان فارسی را زنده نگهداریم؟ مگر می شود ایرانی بود و زبان فارسی را پاس نداشت؟
اكنون بنگرید كه آن دانای طوس چگونه سخن نغز سروده است:
توانا بود هر كه دانا بود
به دانش دل پیر برنا بود
این سروده سالها در نشان دولتی آموزش و پرورش نهفته بود. در نشان دانشگاه تهران هم آمده است:
میاسای ز آموختن یك زمان.
بنگرید كه این زبان فارسی چه توانی دارد كه پس از گذشت بیش از هزار سال ما فارسی زبان همچنان آنرا می فهمیم و از آن بهره می گیریم و برایمان آشناست. چه نیكو بود اگر در فرهنگستان زبان و ادب پارسی هم تعدادی دلسوز گرد می آمدند و این رمز هویت ما را بیشتر پاس می داشتند و كوشش می كردند. اكنون كه هر نامگذاری برای شركتها و كالا ها و دیگر موارد باید از سوی این فرهنگستان نگریسته و سپس اجازه كاربرد داده شود به این كار نیز دقت لازم داده شود. در رادیو و تلویزیون دولتی كه باید مركز آموزش زبان ملی و محلی باشد، گاهی كارهایی نادانسته رخ می نماید كه به زبان رسمی كشور آسیب می رساند كه این سازمان را از نقش آموزشی خود دور می سازد. زیرا این سازمان می تواند از این توان آموزشی خود برای پاسداشت هویت و زبان ملی بهره گیرد و وحدت ملی ما ایرانیان را افزایش دهد.
نگارنده در دیداری كه با خانم ژنرال والنتینا ترشكووا نخستین زن فضا نورد روس در سال 1999 در مسكو در خانه دوستی داشتم، او یاد آور شد كه زبان فارسی را بسیار دوست می دارد. من از او پرسیدم كه آیا زبان فارسی می داند؟ گفت نه. او گفت هنگامی كه به زبان فارسی سخن گفته می شود، آن را زبانی آهنگین و موسیقیایی می یابم و از شنیدن واژگان گوش نواز آن لذت می برم.
ببینید دیگران به زبان ما چگونه سخن می سرایند:
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
حلقه گرد من زنید ای روشنان آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
علامه محمد اقبال لاهوری این چنان در آتش عشق ما می سوزد و ما باید این زبان را خوب و نیكو نگهداریم. او به زبان فارسی دیوان دارد و شگفت آنكه نتوانست دیداری از ایران داشته باشد. سرود ملی پاكستان به زبان فارسی است. بسیاری از اندیشمندان و بزرگان علم و ادب و سیاست پاكستان به زبان فارسی آشنایی دارند. در بسیاری از بناهای دوره امپراتوری مغول در شبه قاره، اشعار فارسی به خط نستعلیق فارسی بر روی كتیبه های مرمرین نگاشته شده است. در شهر خیوه در خوارزم در شهرهای دره فرغانه، در تاشكند و خوقند و بخارا و سمرقند و خجند و دوشنبه و حصار شادمان، در هرات و مزار شریف و كابل و بلخ و لاهور و پیشاور و دهلی و كلكته و دهها شهر و قصبه دیگر، هر جا آثاری معماری است، كتیبه هایی به زبان فارسی دارند. در سراها و كاروانسرا ها و چشمه ها و كاخ امپراتوران عثمانی، كتیبه هایی به زبان فارسی و خط نستعلیق می توان یافت. آنگاه برای ما گناهی نابخشودنی است كه در مهد زبان فارسی زبان عربی را گسترش دهیم. یاد گیری و آموزش زبان اشكالی ندارد. می توانیم در مدارس زبان عربی آموزش دهیم زیرا زبان دین ماست، اما نباید به بهای از دست رفتن زبان ملی ما باشد كه این گناهی است بزرگ و باید در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشیم. زیرا ملیت ما ایرانی و زبانمان فارسی است كه مایه مباهات ما ایرانی هاست. ما را به این زبان می شناسند. مگر ما عرب هستیم كه برخی ها كوشش می كنند زبان زیبای فارسی ما را به عربی تبدیل كنند؟ هنگامی كه ایرانی ها مسلمان شدند، نمی خواسنند عرب بشوند. به همین سبب زبان فارسی و نمادهای ایرانی همچون نوروز پابرجا ماندند و آئینهایی هم چون شب یلدا و چارشنبه سوری و سیزده بدر تا كنون ادامه دارند و زنده اند و جهانی شده اند. برخی ها كوشش كردند این نمادهای ایرانی را از میان بردارند. اما چه چیزی می خواهند جایگزین آن كنند؟
من در عجبم ز كار گلفروشان جهان
زین به كه فروشند چه خواهند خرید؟
از حسنین هیكل سردبیر روزنامه الاهرام پرسیدند كه چطور شد كه شما پس از پذیرش اسلام زبان خود را از دست دادید و عرب شدید؟ در حالی كه ایرانیان پس از اسلام زبان خود را تا كنون حفظ كرده اند؟ او پاسخ داد: برای اینكه ایرانیها فردوسی داشتید و ما نداشتیم.
بسیاری از مستشرقین نامدار جهان زبان فارسی را آموخته اند. هنگامی كه آنها می پرسید چرا می خواهند زبان فارسی را بیاموزند؟ می گویند كه آثار نوشته شده به زبان فارسی گنجینه ای از علم و دانش و معرفت است. ما می خواهیم به این گنج گرانبها مستقیم دست یابیم و اطلاعات دست اول بدست آوریم.
اكنون می پرسیم چرا نام جایها و خیابانها و كوچه ها و بوستانها را عربی نامگذاری می كنیم؟ مگر ما زبان نداریم مگر قانون اساسی ما بر این نكته تاكید ندارد كه باید زبان رسمی را كه همان زبان فارسی است بكار ببریم؟
در گرفتاری ما ایرانیان، اعراب به فریاد ما نخواهند رسید. دیدید كه چگونه به ما حمله كردند و كشور ما را عراق عرب زبان اشغال كرد و اعراب به یاری عراق شتافتند؟ چرا ما حافظه تاریخی نداریم؟ مگر در كشورهای عربی نام گذرگاهها و بوستانهای خود را فارسی می گذارند؟ كه ما عربی می گذاریم؟ اعراب هیچ گاه با ما راست نخواهند شد و همیشه ما را به گونه ای دیگر خواهند دید. آنها همیشه ما را مجوس و عجم و رافضی خواهند خواند. ایران بزرگ و نیرومند خود دارای فرهنگ و تمدن و زبان است. سرایندگان ما و دانشمندان ما با زبان فارسی شهره آفاق هستند. ما نیازی به اعراب نداریم.
در باره جزایر سه گانه ایرانی و نام خلیج فارس ببینید چه بازیها كه در نمی آورند. حتی مصر از آن سوی دور دست خلیج فارس به یاری ادعای اماراتی ها برآمده و می خواهد نام خلیج فارس را تغییر دهد. سوریه هم به سبب آنكه عرب است، همیشه از آنها پشتیبانی كرده است و نان ما را خورده است و هلیم حاج عباس را هم زده است.
شكر شكن شوند طوطیان هند
زین قند پارسی كه به بنگاله می رود.
در بنگلادش در مراسم مولودی نوزادان، مردم بنگالی زبان اشعار مولانا را به فارسی و از بر می خوانند، هرچند زبان فارسی را زیاد نمی دانند.
چگونه می توان باور داشت كه زبان فارسی كه زمانی زبان دولتی و دیوانی سراسر قلمرو جهان ایرانی از شبه قاره هند تا آسیای صغیر و از ماوراء النهر تا بین النهرین را تشكیل می داد اكنون جای خود را به زبان عربی بدهد و زبان و واژگان عربی در ایران این مهد زبان فارسی، گسترش یابد؟ باور كنید رمز جاودانگی ما ایرانیان همین زبان است و فرهنگ و تمدن ایرانی و آموزه های انسان ساز دین اسلام و مذهب شیعه. مجلس شورای اسلامی باید به این امر بپردازد و مفاد قانون اساسی را به مسئولان یاد آوری كند.
افغانستان و تاجیكستان و بخش بزرگی از ازبكستان(سمرقند و بخارا) بما چشم دوخته اند تا به عنوان قلب زبان و ادبیات فارسی و تمدن ایرانی آنها را با انتشارات خودمان پشتیبانی كنیم. در سفر اخیر خود به هرات من شاهد بودم كه زبان و ادبیات فارسی چه نقشی در هویت این مردم دارد و آنان چگونه از این رمز جاودانگی پشتیبانی و بدان فخر می كنند. مزار خواجه عبدالله انصاری و مولانا عبدالرحمان جامی و امام فخر رازی همه در هرات در انتظار ماست تا آنها را بازسازی كنیم و بزرگان ادب فارسی را گرامی و زنده بداریم. در تاجیكستان هنگامی كه شهروندان تاجیك ببینند كسی به زبان فارسی ایران سخن می گوید بدو احترام می گذارند.
مارتین هایدگر فیلسوف پدیدار شناس معاصر آلمانی بعداز جنگ دوم جهانی به مردم آلمان گفت: ای قوم آلمانی آسوده باشید. نمی توانند كشور شما را تجزیه كنند و شما را شكست دهند. زیرا شما زبان واحد دارید. قول هایدگر در آن روزگار چندان مهم شمرده نمی شد ولی سالها بعد فهمیدند كه او درست می گفت. قدرت و نفوذ زبان فارسی به قدری است كه بعداز هزار سال هنوز تغییر فاحشی نكرده است. ما هم در ایران اقوام گوناگونی هستیم كه زبانی مشترك داریم و این زبان نشانه روح یگانگی ماست.
بنگرید كه آقای امیر اسماعیل آذر استاد دانشگاه در گفت و گو با روزنامه ایران در 28 آذر 1384 چه می گوید و چه اندیشه در باره نگهداری زبان فارسی دارد:
«تمام فارسی زبانان جهان هم وطن فرهنگی ما تلقی می شوند و همه دارای هویت ایرانی هستند. اتفاقاً اعتقاد قلبی من این است كه با اولویت بخشی به این زبان می توان قدم های اساسی برداشت. اگر فردی حماسه فردوسی جوش و خروشی بر جانش نیفكند و تلألوی عرفانی دیوان شمس او را متحول نكند و غزل حافظ اعماق وجودش را تسخیر نكند، عَلم دولت نوروز او را به یاد صحرا نیندازد و زیارت عاشورا حس پایمردی را در او محكم نكند، هویتش را باخته است. زبانی كه فرهنگ و هویت ما از آن ریشه می گیرد روزگاری از كرانه های غربی قسطنطنیه تا سواحل شرقی دریای چین و از فراز ماوراء النهر تا اعماق دكن قلمرو قدرتش بود. ابن بطوطه در دریای چین غزل سعدی را می شنید و سید اسماعیل جرجانی در ولایت خوارزم ذخیره خوارزمشاهی می نوشت و مولوی در قونیه روم بانگ «شمس من خدای من» سر می داد و امیر خسرو دهلوی به تقلید نظامی گنجوی خمسه می سرود و به شعر حافظ شیراز سیه چشمان كشمیری و تركان سمرقندی دست فشانی می كردند و پای می كوبیدند. شهریار هند با آن همه سرزمین ها و ذخایر فراوانش، شاه خوارزم با جلال و جبروتش، امیران نامدار سامانی با آن همه فرهنگ پروری، همه و همه پشتیبان این فرهنگ بودند. اكنون از آن امپراتوری زبان و فرهنگ فارسی، افغانستانی مانده و قطعه ای به نام تاجیكستان و این است كه وظیفه ما را نسبت به حراست از هویت و فرهنگمان سنگین تر می كند».
با نگاهی به متن اساسنامه بنیاد سعدی كه عهده دار گسترش زبان فارسی شده است می توان دریافت كه بیش از نیمی از واژگان بكار برده شده در این اساسنامه عربی است.
در ماده یك این اساسنامه آمده است:
به منظور تقویت و گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور و ایجاد تمرکز، هم‌افزایی و انسجام در فعالیت‌های مرتبط با این حوزه و بهره‌گیری بهینه از ظرفیت‌های موجود کشور، بنیادی به نام «بنیاد سعدی» تأسیس می‌شود تا براساس اهداف، سیاست‌ها، راهبردها و ضوابط حاکم بر روابط فرهنگی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت راهبردی و اجرای فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و رسانه‌ای را در حوزه گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور با هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی عهده‌دار شود.
تبصره ـ سیاست‌ها و راهبردهای فرهنگی مصوب شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در عرصه بین‌الملل، مناطق و کشورهای مختلف جهان برای فعالیت‌های بنیاد سعدی و نمایندگی‌های آن در خارج از کشور، لازم‌الاتباع می‌باشد.
ببینید در نوشتاری این چنینی چندین واژه فارسی وجود دارد. نسبت آن به عربی چند درصد است؟
به همین سبب نوشتن یك متن اداری به زبان فارسی در اسناد رسمی دشوار می نماید. برای نمونه به دفترچه بیمه خدمات درمانی نگاهی بیافكنیم. در پشت صفحه نخست آن نوشته شده است:«قابل توجه بیمه شدگان گرامی: دفترچه به منزله پرونده و حاوی سوابق محرمانه پزشكی شما می باشد. استفاده كننده از این دفترچه منحصرا صاحب مشخصات مندرج در صفحه اول دفترچه می باشد. استفاده سایرین از دفترچه شما منجر به اخذ دو برابر خسارت وارده خواهد گردید.» ببینید زیر واژگان عربی خط كشیده شده است. آیا این متن فارسی است؟
اكنون به متن زیر بنگرید:
«به شهری رسیدیم كه آنرا اسوان می گفتند و بر جانب جنوب این شهر كوهی بود كه رود نیل از دهن این كوه بیرون می آمد و گفتند كشتی از این بالاتر نگذرد كه آب از جاهای تنگ و سنگهای عظیم فرو می آید. و از این شهر بچهار فرسنگ راه ولایت نوبه بود و مردم آن زمین همه ترسا باشند». این نوشته بخشی از از سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی است كه در سال 430 هجری قمری (حدود هزار سال پیشتر از اكنون) نوشته شده است. با نگاهی به این نوشته درمی یابیم كه بزرگان ما چگونه فارسی می نوشتند ما چگونه می نویسیم. اگر واژگان فارسی آن شمارش شود نسبت آن از واژگان فارسی متن های اداری كنونی ما بسیار بیشتر است.
در پایان چند نمونه از متن های فارسی از نوشته های بزرگان ایران زمین آورده می شود:
- تا توانی بر مردمان نکویی کن، زمانی بر دهد (قابوس نامه سده پنجم)
- چه بزرگان بوده اند، و همگان برفته اند و از ایشان نام نیکو یادگار مانده است(تاریخ بیهقی، سده پنجم)
- اول باید دانست که در هر اقلیمی از اقالیم جهان مردم شهر نشین و ده نشین و صحرا نشین علیحده بوده و هستند و علی الخصوص در ولایاتی که مرغزار باشد و علف چهارپایان بسیار و از عمارات و سواد دور، صحرا نشین زیادت باشد(جامع التواریخ، سده هشتم)
- ایامی در این اندیشه بسر کردم و بامزاج بهانه جو و طبع سرکش در کشاکش بودم، عاقبت رای دوربینم بدین قرار یافت که رموز احوال گرامی این آراینده دیهیم خسروانی را بی آنکه بسلاست عبارات و الفاظ مناسب و آراستگی لفظ و معنی مقید باشم بطریق مسوده بقید کتابت درآورده در دفتر اندیشه و آمال ثبت نمایم(تاریخ عالم آرای عباسی، سده یازدهم)
در این باب سخن بسیار است و درد فزون. آنچه گفته آمد هشداری بود به میهن دوستان و جوانان باشد كه در نظر آید.

 

کد خبر 276045

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سعید IR ۱۸:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۱
    30
    خیلی عالی بود ای کاش اندکی کوتاه تر می نوشتید
  • بدون نام IR ۲۳:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۲
    26
    همین طوره که شما می گید. دستتون درد نکنه
  • رسول IR ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۶
    13
    تقریبا همه مطلب را خواندم. بسیار زیبا و دلپذیر بود آفرین و درود بر شما. ببخشید خیلی سعی کردم فارسی بنویسم اما نمیدونم چند کلمه رو عربی نوشتم!
  • امير A1 ۱۰:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
    5
    سپاس گزارم متن بسيار زيبايي بود به اميد خدا چنين فرهنگي در ميان مردم جا بيفتد
  • منوچهر/پنجم بهمن ۱۳۹۳ IR ۰۵:۱۰ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۵
    1
    بسیار سپاسگزارم که به همگان می آموزید پارسی را فراموش نکنند ایکاش همگان بویژه جوانان توجه کنند