آرچیبالد ویول افسر ارتش بریتانیا در روزهای جنگ جهانی اول پیش بینی را در خصوص معادلات بینالملل در تاریخ ثبت کرد که این روزها جامه عمل پوشیدن آن را به چشم میبینیم. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراطوری عثمانی آرچیبالد به صراحت اعلام کرد که زمان برای توسل به صلح برای پایان دادن به صلحی دیگر فرارسیده است. از آن روزها تا کنون جهان چه شورشها،انقلابها، استعمارگریها و حتی تندرویهای اسلامی را به خود دیده است . حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003 میلادی آخرین نمونه از تلاش قدرت امپریالیستی برای اعمال نفوذ بر منطقهای دیگر بود. ماحصل این حمله اما ایجاد خلا قدرت در منطقه بود. اکنون عراق به اندازه ای ضعیف شده که نه تنها نمیتواند نقش توازن قدرت را در میان کشورهای همسایه بازی کند بلکه خود نیز به عاملی برای بیثباتی منطقه تبدیل شده است .
در این میانه ترکیه که امپراطوری عثمانی را سالها پیش میزبان بود، به خوبی توانست خود را از این معرکه دور نگاه دارد. آنکارا حتی اجازه استفاده از حریم هوایی خود را هم به امریکاییها برای حمله به عراق نداد .در حال حاضر این ترکها هستند که برگ برنده را به عنوان ماحصل این جنگ در دست گرفتهاند . البته کم هم نیستند کارشناسانی که ایران را برنده این بازی میان عراق و آمریکا میدانند. در بعد اقتصادی ایران و ترکیه دوشادوش هم در مواجهه با عراق حرکت کردهاند. هر دو کشور در شرایطی که بسیاری از فعالیتهای اقتصادی ایالات متحده در عراق ظرف چند سال گذشته بیثمر بودهاست شرکای اقتصادی خوبی برای دولت نوری مالکی بودهاند. در بحث نفوذ منطقهای اما ترکیه بیرقیب مانده است. نخست وزیری ترکیه رجب طیب اردوغان همه توان خود را به کار گرفته تا استقلال کشورش را در منطقهای که ایالات متحده به شکل سنتی چشم طمع به آن دارد، حفظ کند. هفته آینده او به واشنگتن میرود تا با باراک اوباما رئیسجمهوری ایالات متحده دیدار داشته باشد. البته چند هفته پیش هم اردوغان دوشادوش متحد منطقهای خود محمود احمدینژاد عکس یادگاری گرفته و به صراحت از برنامه هستهای صلحآمیز ایران هم حمایت کرد. این برخوردها تنها یک نمونه از عمل و عکسالعملهای ترکیه در سطح بینالمللی است که شرکای این کشور در ناتو را هم به شدت عصبانی کردهاست .آنچه که بیش از همه کاسه صبر دوستان اروپایی ترکیه را لبریز کرد، دوستی این کشور با رژیم اسرائیل بود که چندی پیش مانند زخمی قدیمی سرباز کرد. حمله اسرائیل به غزه و کشتهشدن بیش از 1400 فلسطینی بهانهای شد تا ترکها نیز دست از دوستی سنتی و شاید استراتژیک خود با اسرائیل بردارند . اردوغان در اعتراض به آنچه اسرائیل بر سر ساکنان غزه آورد، نشست اقتصاد جهانی را نیمه کاره رها کرد و اخیرا هم مانع از حضور ارتش این رژیم در رزمایش هوایی مشترک ناتو، ایالات متحده و ترکیه شد . حرکتی که منجر به کنارهگیری ناتو و ایالات متحده هم شد .
همزمان نخست وزیری ترکیه تا کنون چندین بار از رئیسجمهوری سودان عمر البشیر حمایت کردهاست. آخرین بار او در باب تمجید از عمر البشیر گفت: او نمیتواند متهم به قتلعام ساکنان دارفور باشد، او مسلمانی خوب است .
فیلیپ گوردون که از سوی باراک اوباما مسئول بخش ترکیه وزارت امور خارجه شدهاست در این خصوص میگوید: در حال حاضر موارد اختلاف بسیار بیشتر از موارد مورد توافق میان واشنگتن و آنکارا است.
آنچه در حال حاضر واشنگتن را بسیار ترسانده این است که آنکارا حرکتهای خود را بیش از آنکه بر اساس منافع دیپلماتیک استوار کرده باشد بر مبنای ایدئولوژیهای ریشه دار در مذهب تنظیم کند. اردوغان همواره خود را مسلمانی میانهرو خوانده و از اسلام سیاسی و ادغام دین با مذهب هم انتقاد کردهاست. با این وجود مقامهای حزب عدالت و توسعه که رهبری آن را اردوغان بر عهده دارد تا کنون بارها به واسطه زیرپاگذاشتن اصول سکولاریسم که تاکید صریح قانون اساسی این کشور است به دیوان عالی فراخوانده شدهاند. در تفسیری اجماع گونه میتوان به این نتیجه رسید که نگاه ترکها به اروپا ظرف پنج سال گذشته تغییرات بسیاری کردهاست. حتی نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول هم دیگر از منظر ترکها تبدیل به تابو شدهاند .هیچکس هم در ترکیه در مسیر تغییر نگرش افکار عمومی برنیامدهاست. افکار ضد امریکایی در این کشور هر روز بیشتر از روز گذشته رونق مییابد. دولت در ترکیه از اعتراف صریح به نادیده گرفتن غرب در معادلات منطقهای و دستگاه دیپلماسی سرباز میزند. اما حقیقت این است که ارزشهای غربی در هیچکدام از تصمیمگیریهای ترکیه نقشی ندارند.
همزمان ترکها نیز میتوانند استدلال کنند که غربیها هیچگاه به سمت منافع ترکیه غش نمیکنند. در جریان جنگ سرد، واشنگتن همه توان خود را به کار گرفت تا نفوذش بر منطقه را از دست ندهد و به زبانی قافیه را به روسها نبازد . حمایت از شاه ایران و ژنرالهای ترک هم بخشی از همین استراتژی کاخ سفید در منطقه بود . نتیجه این استراتژی اما بلایی خانمانسوز برای امریکاییها بود. نوزاد این بارداری ناخواسته متحدانی شدند که منفورترین رهبران نزد ملتهای خود بودند. در ترکیه افکار ضد امریکایی در سال 2003 میلادی به اوج خود رسید .یعنی درست زمانی که جورج بوش رئیسجمهوری وقت از آنکارا خواست تا مجوز حمله به عراق با استفاده از حریم هوایی این کشور را صادر کند . در دقیقه نود اما پارلمان ترکیه آب پاکی را بر دستان بوش و همراهانش ریخت. پاسخ ترکها به مطالبه آمریکا منفی بود.ترکها با این اتکا به نفس دو روند را همزمان آغاز کردند. نخست فاصلهگیری از ایالات متحده بود و دوم آغاز بازسازی اقتصادی این کشور و سهم خواهی از معادلههای منطقهای.آنکارا این بار جنس رابطه جدید با واشنگتن را خود تعیین کرد. در نگاهی اجمالی این تغییر ماهیت چندان هم به ضرر واشنگتن تمام نشد . ترکیه از ابزاری آلت دست و گوش به فرمان به شریکی قدرتمند در منطقه تبدیل شد . آنکارا عزم خود را جزم کرد تا شریکی باشد که واشنگتن بتواند برای حل مشکلات موجود در منطقه به روی آن حساب کند . حضور رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه در راس قدرت از سال 2002 تا کنون، این کشور را به قدرتی اقتصادی، نظامی و سیاسی تبدیل کرد. ترکها در بعد اقتصادی هم بسیار زیرکانه عمل کردند. اقتصاد این کشور ظرف یک دهه گذشته با رشدی غیرقابل پیشبینی روبهرو بودهاست . در حال حاضر سطح معاملات اقتصادی این کشور با ایران و روسیه بیش از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است .در سطح داخلی هم دولت مرکزی در حال پایان دادن به ربع قرن مبارزه مسلحانه کردها با خود است . مبارزهای که جان بیش از 35 هزار نفر را گرفت و اکنون در یک قدمی پایانی خوش قرار دارد .ترکیه حتی با کشورهایی مانند ارمنستان و سوریه نیز که زمانی متهم به حمایت از حرکت استقلالطلبانه کردها بودند، آشتی کردهاست . یکی از مشاوران اردوغان که ترجیح میدهد نامش افشا نشود در این خصوص میگوید: استراتژی ما بسیار مشهود است. نمیتوانیم به ثروت برسیم اگر همسایگان ما در فقر باشند. نمیتوانیم در امنیت زندگی کنیم، اگر منطقه در آشوب باشد.
در معادلات دیپلماتیک منطقهای هم ترکها گوی سبقت را از همگان ربودهاند. واشنگتن و متحدان اروپاییاش مدتهاست که آنکارا را میانجی مناسب میدانند برای واسطهگری.ترکها خود برای میانجیگری میان فتح و حماس، عراق و سوریه و حتی سوریه و اسرائیل پا پیش گذاشتهاند. البته پس از مناقشه اردوغان با شیمون پرز در حاشیه نشست داووس بر سر ظلمی که به مردم غزه روا داشته شده بود هم اردوغان زیرکی به خرج داد و تقصیر را بر گردن نتانیاهو انداخت . او درآخرین مصاحبه مطبوعاتی خود در این خصوص گفت: نتانیاهو مسیر خود را انتخاب کردهاست . او به ما به عنوان میانجی بیطرف برای پایان دادن به مناقشه میان این رژیم و سوریه اطمینان ندارد .
در جریان پرونده هستهای ایران هم ترکیه نقشی مستقل را ایفا میکند. اردوغان در پاسخ به انتقادهای کوبنده اروپاییها در خصوص موضع آنکارا در پرونده هستهای این کشور به صراحت گفت :سابقه رابطه ما با ایران چندین دهه قدمت دارد. ما احترام و دوستی مد نظر ایرانیها را به آنها دادهایم. آیا موضع خصمانه ما در قبال این کشور گره پرونده هستهای آن را باز میکند؟
ذکاوت ترکها در این پرونده زمانی به اوج خود رسید که ترکیه به ایران پیشنهاد داد میتواند برای راضی نگاه داشتن غربیها اورانیوم مورد نظر خود را به جای ذخیره در فرانسه در ترکیه که کشوری مسلمان هم است نگاهداری کند. البته پاسخ صریح ایران منفی بود اما ترکها باز هم حسن نیت خود را اثبات کردند.
وزیر امور خارجه ترکیه در تازهترین پاسخها به انتقادهای غربیها میگوید: ناتو اصلیترین متحد ما بوده و رابطه با غرب هم برای ما بسیار حائز اهمیت است . اما این بدان معنا نیست که ما حاضر به چشمپوشی از خاورمیانه و دیگر مناطق هستیم.
جهان از زمان سقوط امپراطوری عثمانی به سرعت تغییر شکل دادهاست. ترکیه شاید دیگر هیچگاه تبدیل به قدرتی ماورائی نشود که از الجزیره تا بوداپست را زیر نظر داشته باشد، اما هیچ مردمانی مانند ترکها نتوانستهاند از تکههای این پازل بیشترینها را در جیب خود نگاه دارند.
نیوزویک / ترجمه : سارا معصومی
هیچ مردمانی مانند ترکها نتوانستهاند از تکههای پازل جهانی بیشترینها را در جیب خود نگاه دارند.
کد مطلب 27679






نظر شما