۰ نفر
۲۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۰

سعید شهابی

 با وجود گذشت بیش از یک دهه بر پیشرفت اسلامگرایان ترکیه برهبری طیب اردوغان ، مسئله تحدید هویت طرح سیاسی حزب عدالت و هدفها و آرمانهایش همچنان دشوار بنظر می رسد. و در حالیکه بخشهایی از دو جهان عرب و اسلام ، در این زمینه ، اظهار خوش بینی کرده اند ، ترکیه آرام آرام بسوی امت اسلامی و دوری از غرب گام بر می دارد ، بعضی دیگر همچنان درباره نیتهای به اصطلاح " عثمانی ها نوین " اظهار شک وتردید می نمایند واظهار عقیده می کنند که پیشرفت اینان در برابر سقوط ستاره پدیده اسلامی که رهبر آن نجم الدین اربکان آنرا مجسم نمود،  صورت گرفت و بعضی نیز عقیده دارند که هدف طرح ترکیه و پشتیبانان آن ارائه  یک "اسلام میانه رو" همسو باغرب است که به اسلام پایبند باشد اما در عین حال ارتباطی به " اسلام سیاسی " نداشته باشد و در عین حال ترکیه سعی دارد محوری را بوجود آورد که با بهره گیری از بیداری اسلامی کنونی ، آنرا بدور از " افراط" هدایت نماید ، چه افراط سیاسی مانند ایران و حزب الله وحماس و اخوان المسلمین و چه افراط شدید که نمایه آن " القاعده " می باشد ، که البته این رویکرد دلایلی را داراست که از واقعیتهای موجود سرچشمه میگیرد.  
 
بدون تردید ترکیه امروزی ، با ترکیه بیش از بیست سال پیش تفاوت دارد که در آن هنگام قدرت در اختیار ارتش بود وحکومت استبدادگر و در زمینه حقوق بشر یکی از سیاه ترین عملکردها را در منطقه دارا بود. ترکیه در آن هنگام کوشش داشت از اعراب و مسلمانان دور شود . اما امروزه یک نقش منطقه ای برعهده گرفته است که با توجه به تحولات و اوضاع منطقه ، کوچک وبزرگ می گردد . ومی توان گفت که طیب اردوغان از قدرت شخصیت و سخنوری برخوردار است که به وی اجازه داده است بر احساسات مردم کشورش و کشورهای عربی فاجعه دیده همچون فلسطین و تونس و مصر وسوریه تسلط یابد. تجاوز اسرائیل علیه غزه در پایان سال 2008 راه را برای سردمداران جدید ترکیه باز گذارد تا به با وجدان بسیار عمل کنند ، چون موضعگیری های انکارا دربرابر تجاوز رژیم صهیونیستی قابل توجه بود. پس از آن ، رویداد حمله اسرائیل به کشتی مرمره و کشته شدن 9 تن از ترکهای شرکت کننده در برنامه کمک رسانی در این حمله اتفاق افتاد و در نتیجه ترکیه از گروه دارندگان روابط سازشکارانه با رژیم صهیونیستی خارج گردید . 
 
اما کسانیکه درباره نیتهای ترکیه اظهار شک وتردید می نمایند ، دلایل آن را نیز دارند. چون توسعه نفوذ ترکیه با یک برنامه سیاسی  در ارتباط می باشد که کوشش دارد طرحی جایگزین اسلام سیاسی بوجود آورد که غربی ها با آن دشمنی دارند. این گروه از شک کنندگان در وابستگی ایدئولوژیک سران ترکیه ، دیدگاه خود را بر چندین موضوع استوار می سازند : نخست: دور نگهداشتن " گارد قدیمی " جنبش اسلامی یعنی همان گروه نجم الدین اربکان که زمانی نخست وزیری ترکیه را برعهده داشت اما نظامیان علیه او دست به کودتا زدند و وی را ادامه فعالیت سیاسی منع کردند تا آنکه دوسال پیش ( 27 فوریه 2011) درگذشت . اربکان مدتی از عمر خود را طی دوران حکومت نظامیان ، در زندان گذراند و نیز پس از روی کار آمدن حزب عدالت پس از پیروزی در انتخابات 2002 ، از زندان آزاد نگردید مگر در سال 2008 بهنگام صدور عفو درباره وی از سوی پرزیدنت عبد الله غل ، حال اینان چنین پرسشی را عنوان می کنند چرا این عفو درباره وی پیش از آن درباره بنیانگزار جنبش اسلامی نوین و فعالیت سیاسی اسلامی در ترکیه  صادر نگردید ؟ اربکان غمی در نهاد خود داشت و آنرا با خود برد چون با چشمان خود دید که شاگردانش علیه او شورش کرده اند. در سال 1997 حکومت اربکان با فشار ارتش سرنگون گردید و بدنبال آن دو دستگی در حزب عدالت بوقوع پیوست. در این زمینه اربکان گفت: در 25 ژانویه 1997 یک گردهمائی بعمل آمد که طی آن نه تنها برای سرنگون حزب رفاه برنامه ریزی گردید بلکه برای تجزیه آن و بخصوص بهره برداری نسل جوان از آن اقدام شد. وی افزود: این طرح امریکا بود و توانست قطار فرزندان ما و جوانان ما را از مسیر خود بیرون براند... وامروزه این جدائی طلبان ، خود در حال سقوط هستند.اربکان همانند دیگر اسلامگرایان درباره نیتهای غرب درمورد اسلامگرایان شک وتردید داشت و گمان می کرد که غربی ها برای تسلط بر ترکیه برنامه ریزی می کنند . پیام وی برای انتخابات آن سال چنین بود : هر کس رأی خود را به حزب عدالت ویا حزب جمهوریخواه بدهد یعنی چاقو را در شکم خود فرو برده و جائی برای خود در دوزخ برگزیده است... شما این کار را در سال 2003 انجام دادید و حزب عدالت را برگزیدید ، پس چه شد ؟ کشور را به این حزب واگذار کردید و این حزب نیز کشور را تحویل امپریالیستها داد و در نتیجه چپ و راست نابود گشتند.
      
دوم : اینکه ترکیه کوشش دارد میان اسرائیل و کشورهای عربی صلح وسازش برقرار نماید. در 2009 دولت ترکیه کوشش نمود میان اسرائیل و سوریه میانجیگری نماید که در این باره بسیاری به این موضوع با شک وتردید نگریستند و سعی کردند نقش ترکیه در منطقه را مشخص سازند بخصوص که انکارا روابط خود را با رژیم صهیونیستی برقرار نگهداشت .
 
سوم : کسانیکه درباره نیتهای ترکیه شک وتردید دارند بخصوص درباره اظهارات رهبران این حزب که هر از گاهی برای ثابت کردن تمایل آنها به توسعه این نیتها بیان می دارند . پس از میانجیگری اخیرا اوباما بهنگام دیدارش از فلسطین اشغالی ، طیب اردوغان اظهار داشت که عذرخواهی اسرائیل درباره کشته شدن 9 تن از فعالان ترک هوادار فلسطینیان در سال 2010 پاسخگوی شرایط ترکیه بوده و قدرت منطقه ای فزاینده آنرا به اثبات رساند. وی اضافه کرد:" ما در آغاز روند بالابردن جایگاه ترکیه هستیم ، این روند به گونه ای است که می تواند درباره هرگونه ابتکار عمل وقدرتمندی گذشته خود سخن بگوید واقدام نماید ". این قدرت فزاینده ای منطقه ای ترکیه طی بحران سوریه ونقش عمده آنکارا در آن به اثبات رسید . ترکیه امروزه وبنا بعلل سیاسی و تاریخی و فرهنگی ، از نفوذ و قدرت فزاینده ای دربسیاری از جمهوریهای آسیای مرکزی برخورداراست و در نتیجه مهار کردن نقش منطقه ای ترکیه بسیار دشواربنظر می رسد.   
 
چهارم : پیرامون جایگاه اسلام سیاسی در منطقه و موضعگیری ترکیه در برابر این پدیده می باشد. در حالیکه نگرانی غربی ها از انتشار پدیده بیداری اسلامی و پیامدهای سیاسی آن که در پی نمایان شدن نتایج انقلابهای عربی اخیر عیان گردید، اکنون برای " نمونه ترکی " آن ، دو دلیل بعنوان " تجربه موفق" مطرح می گردد : چون با غرب ستیزه جو نمی باشد و در نتیجه غربی ها با آن مخالفتی ندارند و دوم : با اسرائیل سر ستیز ندارد . بدون تردید غربی ها از روی کار آمدن اسلام سیاسی و تأکید بر استقلال تصمیم گیریهای سیاسی و آزادی سرزمینهای اشغالی و آزادی ملتها در تعیین سرنوشت خود ، نگران هستند . غربی ها نگرانی خود را از وجود یک طرح سیاسی که آنرا تهدیدی برای حضور خود در منطقه می دانند ، پنهان نمی کنند وبهمین علت است که جنگها و آشوبها طی سه دهه اخیر در منطقه ، ادامه یافت و غربی ها در بسیاری از مناطق اقدام به دخالت نظامی کردند تا چهارچوب آن طرح سیاسی محدود گردد . عده ای عقیده دارند که نمونه ترکیه در فعالیت سیاسی و پس از رهائی از ارثیه اصولگرای "اربکان" ، فرصتی بشمار می آید تا جانشینی برای رژیمهای رادیکال و حساس درباره غرب و ستیزه جوئی با نژاد سامی و کوشش برای توسعه چهارچوب قدرت اسلام سیاسی بوجود آید . تجربه غرب با ایران همچنان تلخ است . اما مهار کردن آن امکان پذیر نمی باشد. در نتیجه ترکها تجربه خود را بعنوان " یک جایگزین قابل قبول " برای رژیمهای سیاسی جدید عنوان کردند . آقای اردوغان در برابر کنفرانس حزب عدالت که اخیرا برگزار گردید ، گفت که حزب او اکنون بصورت نمونه ای برای دیگران در کشورهای اسلامی درآمده است". بدنبال آن خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین " حماس" که اکنون در خارج از فلسطین در تبعید بسر میبرد در سخنانی در برابر این کنفرانس اظهار داشت که حزب عدالت ترکیه " چهره درخشان اسلام را نمایان گرداند" . وی خطاب به نخست وزیر ترکیه افزود : آقای اردوغان شما در جهان اسلام نیز یک رهبر بشمار می آیید.
 
بعید بنظر نمی رسد که در سایه این اظهارات و سیاستها ، نقشی برای ترکیه در نظر گرفته شده باشد که آنرا جایگزین طرح اسلام سیاسی نماید که کوشش می کند طرح غرب را در یک چهارچوب دنبال کند. همچنانکه روشن است ترکیه همچنان کوشش دارد عضویت اتحادیه اروپا را بدست آورد و این با وجود عضویت آن در ناتو می باشد که هنوز هم خارج از باشگاه سیاسی اروپا مانده است. و این در حالی است که اعضای این اتحادیه طی بیست سال اخیر از 12 کشور به 26 افزایش یافته. ضمن اینکه ترکیه هیچگاه اقدامات مخالف با سیاستهای غربی اتخاذ نکرده است . پایگاههای نظامی ترکیه همچنان برای پیمان ناتو باز است با وجود آنکه بیش از دهسال طی جنگ عراق درباره بکارگیری آن موانعی را ایجاد کرد . روابط ترکیه ابا اسرائیل با وجود اظهارات اردوغان طی جنگ غزه ، هیچگاه قطع نگردید . اما اقدام اساسی ، بعضی موضعگیریها و اظهارات آقای اردوغان طی جنگ غزه قابل توجه است . اقدام اساسی که می تواند موازنه استراتژیک در منطقه را برهم بزند همانا قطع رابطه با رژیم صهیونیستی که هنوز اتخاذ نگردیده است . و اگر دولت اردوغان چنین اقدامی را درباره اسرائیل اتخاذ کند همچنانکه درباره سوریه اتخاذ نمود ، اوضاع دگرگون خواهد شد. از سرگیری روابط با رژیم صهیونیستی با دخالت اوباما ، بسیار تعجب برانگیز بود وبر اثر آن اسرائیل بابت کشتن 9 شهروند ترک در حمله به کشتی مرمره در سال 2009 از ترکیه عذرخواهی کرد. با وجود آنکه گفته شده که نتنیاهو با سه شرط ترکیه ( عذرخواهی و تعویض و لغو محاصره غزه) موافقت کرده است اما اسرائیل همچنان تأکید دارد که سامان دادن به روابط ، ارتباطی با لغو محاصره ندارد.
 
روشن است که نخست وزیر ترکیه از مهارت سیاسی بالایی برخوردار است ومی تواند دست به ابتکار عملهای جالبی در سطح رسانه ها بزند که افکار عمومی جهان عرب را تحت تأثیر قرار دهد . اکنون بسیاری از رهبران جنبشهای اسلامی اظهار می دارند که برنامه های سیاسی آنان همانند طرح ترکیه است ، از یکسو راضی نگهداشتن غرب و ثابت کردن مسالمت آمیز بودن ومیانه روی و واقعگرایی آن می باشد. در پشت چنین اظهاراتی ، شناسائی رژیم صهیونیستی و برقراری روابط دیپلماتیک با آن ، نهفته است . این یک دستاورد بسیار بزرگ برای غربی ها بشمار می آید که کوشش دارند به اصطلاح خود ، افراط گرائی را که از شناسائی اسرائیل خودداری می کند ،به محاصره درآورده . همان نیروهایی که از قبول دستورات دیکته ای غرب خودداری می کنند و اصرار دارند در زمینه روابط خارجی خود ، عملکرد مستقلی داشته باشند.
                                  
اردوغان اقدامات خود را با دقت اتخاذ می نماید و تاکنون اقدامی که بر موازنه قوا در منطقه تأثیر داشته باشد بعمل نیاورده است . وی در گذشته کوشش نمود روابط میان دمشق و تل آویو را عادی سازد و در حقیقت بعنوان دیپلمات " میانه رو " و دوست غرب شناخته شده است که " اسرائیل " را مورد شناسایی قرار داده است و در برابر رژیمهایی ایستادگی کرده که غرب آنها را قبول ندارد. هنوز انگیزه وهدف اقدام اخیر اردوغان در بیرون راندن صدها تن از آوارگان سوری شناخته نشده است. با وجود آنکه وی این اقدام را تکذیب می نماید ، سازمان ملل آنرا مورد تأکید قرار داده است و اعتراض خود را به اطلاع ترکیه نیز رسانده است. روشن شده است که سیاست ترکیه در برابر تحولات سوریه بسیار لرزان وبی ثبات می باشد . درحالیکه کوشش دارد با دیدگاهی عمومی که رسانه های غربی و نفطی آنرا بوجود آورده اند و طی آن خواستار سرنگونی نظام بشار اسد می باشند، سعی دارد فاصله خود را با سیاستهای کشورهای خلیج فارس که خواستار اجرای این تحول هستند ، دور نگهدارد. ترکیه مایل نیست دنباله رو کشورهای کوچک خلیج فارس باشد، همچنین روحیه دینی ملت آن با دیدگاه سلفی که از سوی بعضی رژیمهای خلیج فارس پشتیبانی می گردد ، اختلاف دارد. ضمن اینکه ترکیه کوشش دارد نقش رهبری در منطقه را برعهده گیرد که البته این سعی با پیچیدگیهای موجود در صحنه ، برخورد پیدا کرده و بسیاری از بازیگران سیاسی کوشش دارند چنین نقشی را برعهده بگیرند. بطور حتم ترکیه دست به اقداماتی در راه بازگشت به چهارچوب اسلامی زده است ، در عین حال این اقدامات در چهارچوب منافع ملی ترکیه قرار دارد که همچنان در ارتباط با طرح سیاسی و نظامی غرب می باشد.   
 
بنظر می رسد که اسلامگرایان عرب درباره نقش ترکیه برای بوجود آوردن موازنه با ایران اهمیت می دهند که بی ارتباط با مسائل مذهبی نمی باشد ، بی ثباتی سیاستهای ترکیه از یکسو و مشخصه های داخلی از سوی دیگر ، مانع دستیابی به سرنوشتی در این زمینه است که آیا نمونه حکومت ترکیه توانسته است دوره آزمون خود را پشت سر بگذارد و بعنوان مرجعی در رفتارها و برخوردهای سیاسی اسلامگرایان باشد؟ و آیا مسئله فلسطین همچنان عامل اصلی در مشخص ساختن موضع اعراب ومسلمانان در برابر رژیمهایی که کوشش دارند از طریق مسئله فلسطین که پر از مین است ، مشروعیتی بدست آورند. ترکیه می تواند موضعگیری سلاطین سابق خود و بویژه سلطان عبد الحمید را که از فروش فلسطین خودداری کرده بود بدست آورد . وی به حاخام لیفی گفته بود:" شما اگر به اندازه جهان به من طلا پرداخت کنید من موافقت نخواهم کرد ، فلسطین در مالکیت من نیست بلکه در مالکیت جهان اسلام است .... شاید اگر روزی امپراتوری من تجزیه گردد شما بتوانید مجانی فلسطین را بدست آورید". 

ترجمه محمد ماجد نجار

منبع: خبرآنلاین عربی

261

کد خبر 286498

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =