هفته نامه تجارت فردا در گفت وگویی با طهماسب مظاهری، رییس کل سابق بانک مرکزی نوشت:

مهندس طهماسب مظاهری که 5سال پیش از ریاست بانک مرکزی کنار گذاشته شد، جانشین خود را به سازش کاری با دولت متهم کرده ومدعی شده است که در دوره ریاست محمود بهمنی ،استقلال بانک مرکزی بر باد رفته است. مظاهری گفته " در این دولت سازمان مدیریت منحل شد و بانک مرکزی را نیزمضمحل کرده‌اند".

رئیس کل سابق بانک مرکزی ایران در پاسخ به پرسشی در مورد این که "برخی برآوردها نشان می‌دهد اگر فعالیت موسسات اعتباری بدون مجوز وارد محاسبات مربوط به حجم واقعی نقدینگی شود مقدار آن به مرز 600 هزار میلیارد تومان هم می‌رسد" گفته است" من هم چنین ارقامی را شنیده‌ام و مردم نرخ تورم اعلام شده را نمی‌پذیرند و چیزی که در زندگی‌شان لمس می‌کنند خیلی بیشتر است."

در صورتی که آمارارائه شده از سوی رئیس کل پیشین بانک مرکزی ایران واقعیت داشته باشد،سطح نقدینگی به بالا ترین سطح تاریخ اقتصاد ایران رسیده ومخاطرات زیادی ایجاد کرده است. رهبر انقلاب چندی پیش بر ضرورت کنترل نقدینگی تأکید کردند واز دولت خواستند درمورد مهار آن اقدام لازم صورت گیرد با این حال چند ماه بعد برخی محاسبه ها نشان می دهد که نقدینگی30.8 درصد رشد کرده است. ارقام نشان می‌دهد طی هر روزی که از سال 1391 گذشته است؛ روزانه 297 میلیارد تومان به نقدینگی کشور افزوده شده است. اگر این مقیاس ریزتر و جزیی‌تر شود؛ آن گاه مشخص خواهد شد که در هر ساعت نزدیک به 12.5 میلیارد تومان و در هر دقیقه 206 میلیون تومان در سال 1391 به حجم نقدینگی اضافه شده است. با این حساب در هر ثانیه سه میلیون و 440 هزار تومان پول در کشور تولید شده است.

طهماسب مظاهری  با ابراز نگرانی شدید از رشد فزاینده نقدینگی در ایران گفته است:" نگرانی ها ریشه در نبود استقلال بانک مرکزی دارد. در مراسم معارفه آقای بهمنی در حضور جمع به ایشان گفتم شما 39 سال خدمت صادقانه در نظام بانکی کشور داشته‌اید و اکنون مفتخر به خدمت به مردم ایران در بانک مرکزی شده‌اید. مراقب باشید این سابقه 39‌ساله را برای ماندن در این مسوولیت ضایع نکنید و بمانید که کار کنید نه اینکه کاری کنید که بمانید. هماهنگی الزاماً تبعیت نیست."

خلاصه ای از گفت وگو با طهماسب مظاهری را در ادامه می خوانید: 

· روزی که شروع به انتقاد کردم نرخ هر دلار حدود 1300 تومان بود اکنون نرخ دلار با همه کنترل‌هایی که برای تثبیت آن می‌شود؛ به بیش از سه هزار تومان رسیده است. نرخ تورم در آن زمان در محدوده 15 درصد بود اکنون سخن از تورم 32‌درصدی است. البته مردم این نرخ را نمی‌پذیرند و چیزی که در زندگی‌شان لمس می‌کنند خیلی بیشتر است.
· مشکلات ارزی، کمبود برخی کالاها و از هم‌گسیختگی بودجه‌ای را نیز به این موارد اضافه کنید. در حال ورود به ماه سوم سال هستیم اما بودجه دولت هنوز آماده نیست، دخل و خرج‌ها ناهمخوان است. ظرفیت‌های رشد به شدت محدود شده و صحبت از رشد منفی اقتصاد در کشوری مانند ایران است که دریای ظرفیت برای رشد اقتصادی است.
· نادیده گرفتن آثار تحریم و کاغذ‌پاره خواندن آن؛ و سپس همه مشکلات را ناشی از تحریم دانستن؛ هر دو اشتباه است. نقش تحریم‌ها به میزانی نیست که دولت ادعا می‌کند و سوء‌تدبیر و قانون‌گریزی‌ها تاثیر شان بسیار جدی است.

· واحدهای تولیدی ما از کمبود نقدینگی رنج می‌برند و تامین نقدینگی ارزان و به موقع برای آنها سخت بلکه غیرممکن شده؛ از طرفی شاخص‌های اقتصاد کلان از رشد بی‌رویه انتشار و توزیع پول آسیب دیده‌اند. این معمای نقدینگی ایران است

· آنچه من از گذشته تاکنون بر آن تاکید داشته‌ام نحوه تامین نقدینگی مورد نیاز واحدهای تولیدی است. بدترین روش برای این کار؛ استقراض از بانک مرکزی و انتشار پول پرقدرت است. از آن بدتر اینکه پول منتشر شود و برای سیاست‌های توزیعی صرف شود.

· تحریک طرف تقاضا در وضعیت نامطلوب بودن فضای کسب‌و‌کار منجر به افزایش تولید نمی‌شود و تنها موجب افزایش قیمت می‌شود. این معمای توهم یا سراب پولی است که دولت‌ها در معرض ابتلا به آن هستند و باید مراقب باشند به آن دچار نشوند. دولت باید برای تامین نیازهای خود از طریق انتشار پول، خویشتنداری کند.

· شرایط امروز اقتصاد ایران از لحاظ نقدینگی را می‌توان به مثابه سرزمینی دانست که در آن سیل جاری شده و آب تمام خیابان‌ها را گرفته اما مردم از تشنگی در رنج هستند.

· در مراسم معارفه آقای بهمنی در حضور جمع به ایشان گفتم شما 39 سال خدمت صادقانه در نظام بانکی کشور داشته‌اید و اکنون مفتخر به خدمت به مردم ایران در بانک مرکزی شده‌اید. مراقب باشید این سابقه 39‌ساله را برای ماندن در این مسوولیت ضایع نکنید و بمانید که کار کنید نه اینکه کاری کنید که بمانید. هماهنگی الزاماً تبعیت نیست.

· اصلاح و متعادل کردن نرخ مالیات و خودداری دولت از اعمال نرخ‌های زیاد، می‌تواند به گسترش پایه‌های مالیاتی و رشد انگیزه کسب‌و‌کار و افزایش درآمد دولت منجر شود. اگر دولتی به هر دلیل این راه سالم را در پیش نگیرد، به ناچار می‌بایست به بانک مرکزی و سپرده‌های مردم در بانک‌ها دست‌‌اندازی کند.

· اگر رئیس‌جمهور به حدود و اختیارات خود پایبند نباشد و اساس را خود‌محوری قرار دهد چنین اتفاقی که شما اشاره می‌کنید رخ خواهد داد. برای مثال سازمان مدیریت منحل شد و بانک مرکزی مضمحل. اما اگر رئیس‌جمهور جایگاه و حدود خود را بداند چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد.

· باید علم اقتصاد را شناخت و از آن برای توسعه کشور سواری گرفت. والا این اقتصاد است که سواری خواهد گرفت. تجربه بشری در تاریخ این را گواهی می‌دهد. ایجاد اشتغال از طریق بخشنامه دولتی و یا تزریق تورم یک سراب است. باید دنبال آب برویم نه دنبال سراب.

· عکس‌العمل مردم و بازار به سیاست‌ها و پیش‌بینی‌های بانک مرکزی یا آمار و ارقام مرکز آمار یا اخباری که وزارت اقتصاد منتشر می‌کنند، مشخص می‌کند که دولت یازدهم کار بسیار سختی را در ساماندهی اقتصاد در پیش دارد.

3939

کد خبر 293698

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۵:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    56 1
    اونچه که در حال حاضر باعث خوشحالی مردم میشه بالا رفتن ارزش پول ملیه. اگه کسی این توانایی رو داره تا دلارو به 1000 تومن برسونه بیاد وسط میدون
  • بدون نام IR ۱۵:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    5 41
    درست همانجورکه شما کارکردید.درسته آقا!؟
  • سلیمی IR ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    56 2
    فوق العاده صحبت های مهمی مطرح شده است.ممنون آقای مظاهری.آقای بهمنی ماندن به هر شکل را به ماندن حرفه ای وتوام با کار کارشناسی ترجیح داده اند
  • نقی IR ۱۷:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    8 42
    مومن خود شما مگر از پست و مقام بدتون میاد؟ اصلا چرا این صحبت ها پس از ثبت نام در انتخابات مطرح شده؟ آیا شما در پی احیای خودتون نیستین؟
  • محسن IR ۱۷:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    10 33
    کارنامه شما هم ملاحظه شده جناب مهندس. وزارت و بعد معاونت همون وزارت!
  • بدون نام IR ۲۳:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
    17 0
    شما اقتصاددان بزرگ و خوبی بودید و هستید. در زمان شما ما که در کارهای تولیدی بودیم رونق خوبی داشتیم یادم هست زمان شما بود که مالیات 60 درصدی (که شاید خیلی ها یادشان نیاد) را کاهش دادید به 25 درصد مقطوع و این باعث شد شرکت ها چند دفتر نگه ندارند و دفاتر یکی شد و حساب ها شفاف شد و از کار تولیدی می شد خوب سودبرد بدون حساب سازی و ... خدا حفظ تان کند.