۰ نفر
۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۱

این روزها که خبر حذف آقای هاشمی رفسنجانی از دور رقابت های یازدهمین دوره ریاست جمهوری همه جا پخش شده، بعضی از دوستان چنان ناامید و مایوس شده اند که پنداری جهان به پایان رسیده است. من هم تا حدودی اهمیت سیاست را می فهمم. سیاست دائرمدار زندگی همه ماست. ازمیزان جریمه ای که پلیس سر چهارراه برای من و شما تعیین می کند تا کیفیت برنجی که مصرف می کنیم

تا فیلمی که می بینیم و لباسی که می پوشیم همه و همه تحت تاثیر حاکمیت سیاسی است. پس طبیعی است که سیاست دل مشغولی همیشگی ما باشد و برای مان حکم مرگ و زندگی پیدا کند. اما و اما بد نیست کمی هم بیندیشیم برای ما که عمریست مصداق تام و تمام این شعر کلیم هستیم:
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگربه کندن دل زین و آن گذشت
چرا آسمان همواره همین رنگ است؟ این که بگوییم نمی گذارند البته ما را در موقعیت مظلومیت قرار می دهد و از آن جایی که حق همیشه با مظلوم است برنده این تراژدی تاریخی کسی جز ما نیست اما آیا حقیقت ماجرا این است؟

بدون شک پاسخ این پرسش هرچه باشد در این مجال اندک فرصت طرح آن نیست. البته من هم از ابتدای این یادداشت قصد چنین کاری نداشتم بلکه می خواستم بگویم سیاست هراندازه که اهمیت داشته باشد ما یک سر و گردن از آن بلند تریم. جهان به پایان نرسیده و احتمالا به این زودی ها هم به پایان نخواهد رسید. ما محکوم به زیستنیم چه کاندیدای مورد نظرمان رئیس جمهور بشود و چه برای همیشه از صحنه سیاسی روزگار حذف شود. عالم اکبر در درون آدمیزاد است. آنچه در بیرون اتفاق می افتد عالم اصغر است.این حرف من نیست سخن کسانی است که آمده اند تا به من وتو راه و چاه را یاد بدهند.

همه ما می گوییم سیاست مهم است اما اگر از ما بپرسند وزیر کشور دو دوره پیش را نام ببر به زحمت نام اورا به خاطر می آوریم و احتمالا تا چند سال دیگر برای به ترتیب شمردن نام روسای جمهور بعد از انقلاب هم همین مشکل را خواهیم داشت. ممکن است بگویید یکی ازهمین آدم هایی که تو خیلی جدی شان نمی گیری شاید بلایی به سر این آب و خاک بیاورد که همه ما که چه عرض کنم حتی دنیا نیز نام اورا برای همیشه به خاطر بسپارد. شاید. هرچیزی احتمال دارد اتفاق بیفتد اما اگر قرار است بنشینیم و خیال بافی کنیم و احتمالات را بررسی کنیم چرا خیال های خوب و خوش آب و رنگ نبافیم؟ من اشعری مسلک نیستم. دست کم وقتی یادداشت سیاسی می نویسم برای تکاپوی فردی و فهم و دانش انسانی اهمیت بسیار قائلم  منتهی برایم جالب است که ما ایرانی ها چه طور در زندگی روزمره برای تلاش و کوشش هیچ شانی قائل نیستیم و همه چیز را به چرخ و فلک و تقدیر حواله می دهیم اما به امر سیاسی که می رسیم آدمیزاد را فعال مایشاء فرض می کنیم؟

کمی بیندیشیم آیا آن که می خواهد زمام امور را در دست بگیرد می تواند عالم و آدم دیگری بنا کند؟ اصلا دلیل سرخوردگی بسیاری از دوستان همین تصور عجیب و غریبی است که از سیاست و آدم های سیاسی دارند. تصوری که هیچ دخلی به عالم واقع ندارد.

پرحرفی نکنم. غرض این که دوستان: من و شما هنوز برای تماشای این جهان و آموختن از گذشت روزگار فرصت های بسیار پیش رو داریم. در همین هشت سالی که گذشت کم چیز یاد گرفتیم؟ فهمیدیم عقل چیزخوبی است، دانش مهم است،اخلاق امر بی اهمیتی نیست،شعارزیادی ضررهای زیادی دارد، فرهنگ و هنربرای یک جامعه ضروری است،جامعه بین المللی کشک نیست،مدرک دانشگاهی کاغذپاره نیست،مفاهیم مقدس و معنوی اگر خرج سیاست بازی شود عواقب بدی خواهد داشت و... بسیاری چیزهای دیگر که اگر صدسال درسش را می خواندیم نمی فهمیدیم. حالا فهمیده ایم.ازاعماق جان و بن دندان هم فهمیده ایم. شاید چیزهای زیادی از دست داده باشیم اما چیزهایی که به دست آوردیم هم بسیار بوده اند. هم بسیار بوده اند و هم با ارزش. بله، شما هم خیلی سخت نگیرید. هنوز کلی کتاب خوب برای خواندن هست، کلی فیلم خوب برای دیدن، کلی موسیقی خوب برای شنیدن، و...خیلی چیزهای دیگر.راستی عنوان این یادداشت برگرفته از عنوان رمان شاهرخ تندروصالح است: ما از تفنگ ها یک سروگردن بلند تریم. عنوان جالبی است نه؟        
 

کد خبر 294472

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 48
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حامد IR ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    یکی از رندانه ترین مطالبی بود که در این سال ها خواندم. به دوستان هم توصیه می کنم با دقت بخوانند.
    • سیدان IR ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      168 5
      درسته خیلی چیزا یاد گرفتیم. ولی چه هزینه ای دادیم؟ میدونی چند نفر از نخبه های این مملکت به خاطر ندانم کاریایی که تو این 8 سال اتفاق افتاد از این مملکت رفتن و دیگه بر نمیگردن؟ میدونی چقدر بودجه کشور حیف ومیل شد که قابل جایگزین نیست؟ میدونی بی اعتمادی و بی احترامی که بین مردم به وجود اومده حالا حالاها ترمیم نمیشه؟ میدونستی ضرباتی که به خاطر سوء مدیریت به بدنه ادارات و سازمان های ما اومد غیر قابل جبرانه؟ ..... میتونیم به جای اینکه 8 سال مفید عمرمونو تجربه کنیم، فکر کنیم! نمیگم تلاش نکنیم ولی تجربه دیگه بسه!
  • میلاد IR ۱۰:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    البته اگر کاندیدای مورد نظر شما هم رد صلاحیت میشد، میتونستید انقدر با آرامش خیال و انبساط خاطر دست به قلم ببرید؟ یکی از توهین آمیز ترین مطالبی بود که خونده بودم. به دوستان هم توصیه میکنم با دقت بخونند.
    • مرتضی IR ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      109 9
      به خدا اگه با دقت می خوندی هم چین قضاوتی نمی کردی.دست کم این جمله رو یک بار دیگه بخون: عالم اکبر درون آدمیزاد است.
    • شهاب IR ۱۱:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      123 2
      دو تا یادداشت از این بابا می خوندی می فهمیدی کاندیدای مورد نظرش آقای جلیلی نیست. دو تا یادداشت چیه، همین یادداشت رو هم درست می خوندی کافی بود از گرایشش سر در بیاری.
    • میلاد IR ۱۳:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      94 13
      بنده قصد مشاجره ندارم، ولی اینکه هر اتفاقی افتاد، کاملا منفعلانه عمل کنیم و بریم سینما فیلم ببینیم و کتاب داستان بخونیم، یعنی اینکه از صحنه سیاست بکشیم کنار یعنی تبدیل بشیم به اکثریت خاموش.
    • بدون نام IR ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      61 9
      به نظرم اصلا نفهمیدی چی گفت!
    • مهیار IR ۱۴:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      116 1
      آقا میلاد ماجرا رو ساده فرض نکن. اگه ماها کتابخون بودیم به این راحتی سرمون کلاه نمی رفت که بیان به اسم عدالت هشت سال رو گرده من وشما سوار شن.
    • رسول IR ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      55 6
      مطلب عالی بود.دو ریالی شما کجه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    • بدون نام IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
      41 2
      جناب آقای موسوی. مواردی که برشمردید در این 8 سال یاد گرفتیم هم ما و هم شما از قبل هم می دانستیم. دیگران اگر تا 8 سال دیگر هم بخواهند بیاموزند که سنگ روی سنگ بند نمی شود.
  • بدون نام IR ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    87 1
    تاريخ معلم انسانهاست البته اگر تاريخ رابفهمند
  • ناشناس IR ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    50 28
    نمیدونم چی بگم ولی من واقعا واسه خودم و همه اون هایی که طرفدار آقای هاشمی بودن متاسفم، ولی هنوز امید دارم، خدا بزرگه ان شاء اله که رهبری حکم میده و آقای هاشمی میاد به عرصه انتخابات92
    • بدون نام IR ۱۶:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      73 10
      بزک نمیر بهار میاد بابا بی خیال!
  • حسين IR ۱۵:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    68 5
    ولي در مورد مدرك داشگاهي فكر كنم اشتباه مي‌كني؛ چون اين روزا بدجوري كاغذپار‌ه‌اس البته نه براي افزايش حقوق بلكه براي نشان‌دادن سواد
    • بدون نام IR ۱۴:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۴
      7 3
      اون تحریم هاست که کاغذپاره بودن !
  • مرگان IR ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    89 4
    8 سال به اسم عدالت رو گرده شما سوار شدن ولي ما كه از همون اول فهميديم با اين كه كم سن بوديم..
  • بدون نام IR ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    34 5
    پاراگراف آخر خوب بود ولی کمی معتدل شدی! در ضمن عکس قبلیت بهتر بود، چرا عوضش کردی؟
  • بدون نام IR ۱۶:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    98 2
    حس امروز من درست مثل حس روز بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد در انتخابات سال 88 بود.
    • بدون نام IR ۲۰:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      66 2
      آفرین، فکر کنم حس مشترک خیلی از ایرانیها ست
  • Mokhalef IR ۱۷:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    41 3
    ضمن احترام؛ عینی کردن پیشنهاداتِ نه چندان جدید شما در یک کلام: باید کودک بود؛ باید خوشبختی را در کشف و باز کشفِ حتی بی اهمیت ترین های جهان جستجو کرد و ... همچنان کودک ماند ... (و ... تا شقایق هست؛ زندگی باید کرد) خیلی هم خوب! ... اما اِشکالی هست: این کودک خوشبخت، تنها در حالتی قابل تصور است که والدینی فداکار با چشم پوشی از اکثر تمناهای خود، فدای ایجاد آن اتمسفر شاد و خوشحال، برای آن کودک مفروض گردند؛ یعنی برای تجربه پیشنهادی شما حداقل یک (اکثرا دو) انسان دیگر باید بر آرزوهاشان قلم بطلان کِشند! (کودک ماندن هم حکایتی دردناک تر است) به عبارتی؛ خارج از عالم "تجرید"و با احتساب "هزینه - فایده"، اتمسفر پیشنهادی شما (در درازای زندگیِ از پس کودکی) متاسفانه، کمتر قابلیت تجربه را دارد.
    • بدون نام IR ۲۱:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
      18 0
      خیلی سخت بود ولی فکر کنم فهمیدم چی گفتی !
  • عليرضا IR ۱۸:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    30 5
    خدا خيرت بده سيد جان؛ آرامش دادي. يا علي.
  • بانوی ایرانی... IR ۱۹:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    69 2
    دیشب دقایق تلخی رو گذروندیم و هنوز رخوت عمومی رو از شنیدن این خبر تا حدود زیادی میشه دید، اما ما همچنان زنده ایم"به امید روزهای خوب"...
  • حافظ شیرازی IR ۱۹:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    45 1
    از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی از ازل تا به ابد «فرصت درویشان» است
    • بدون نام IR ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
      0 8
      یعنی چی یعنی دوباره که از اصلاح جامعه نامید و سرخورده شدیم بریم سراغ درویش بازی
    • ترک ایرانی IR ۰۷:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۴
      7 0
      این بیت حافظ آدم رو زنده می کنه دمت گرفت رفیق
  • بدون نام US ۱۹:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    26 3
    فقط میتونم بگم دست مریزاد
  • شريفي IR ۲۰:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    53 3
    چقدر آزمون خطا رئيس جمهور هاي خلق الساعه پدر اين مردم رادرآوردند
  • بدون نام IR ۲۰:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۱
    44 1
    دوستان مخالف این یادداشت! شاید نکته در همان شعر بالا باشد که: یک روز صرف بستن دل شد به این و آن- روز دگر ... و توجه نویسنده به درون آدم ها و اینکه منتظریم که کس دیگری همه چیز را عوض کند این یادداشت من رو یاد این شعر از اکبر اکسیر مینداره: از آجیل سفره ی عید چند پسته لال مانده است. آنها که لب گشودند ؛ خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛ می شکنند ... دندانساز راست می گفت: پسته لال سکوت دندان شکن است !
  • بهار IR ۰۰:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    21 3
    تنها چیزی که تو تمام این هشت سال که این همه تجربه بد کسب کردیم و این چند ماه گرانی آخر بیشتر از همه حس کردم این بود که ما یادمون رفته باید دست به دامن کی بشیم از زور گرسنگی و حرصی که خرابی وطنمون برامون اورده فراموش کردیم که باید از کی درخواست داشته باشیم . من موافقم ما یه سرو گردن از همه چیز بالاتریم ما یعنی ما انسان ها و درون ما یعنی جهان اکبر یعنی اونچه که خدا در درون ما گذاشته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بیاین به یاد بیاریم که نباید نا امید بشیم امید به زندگی بهتر این یعنی همون کتاب های بهتر، موسیقی بهتر و....
  • بدون نام CH ۰۰:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    31 1
    ما فهمیدیم اونایی رو که گفتی ولی متاسفانه اونایی که باید بفهمند هنوز نفهمیده اند. ببخشید باید جمله را به گذشته ساده تبدیل کنم چون در ماضی نقلی انتظار تغییر هست: اونایی که باید بفهمند هنوز نفهمیده اند.
  • بدون نام IR ۰۱:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    20 0
    آ سید وقتی همه چیز وارونه است چه کار باید کرد وقتی خودت نیستی و باید چیز دیگری باشی چه کار باید کرد در این دنیای وارو من که نمی دانم کیستم تا بدانم دنیای اکبر و اضغرم چیه؟ تو لابد خیلی جلوتری که می توانی بری سینما من که می رم سبزی پاک کنم خوش به حال خانم های کوچه مادرم دور هم می نشینند سبزی پاک می کنم اکبر و اصغر شان در هم.
  • یاسان IR ۰۱:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    25 0
    چیزهای زیادی اموختیم و چیزهای بیشتری هم برای اموختن وجود دارد وما انها را هم باید بیاموزییم.وبعد از اموختن وتجربه کردن و سختی فراوان کشیدن بمیریم و بریم تو گور ودر قبر به اموخته هایمان فکر کنیم.پس کی از این چیزها استفاده کنیم؟
  • راشد IR ۰۱:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    37 0
    مشکل من فقط رفتن آقای هاشمی نیست مشکل اصلی انتخاب هستش اگر به فرض بخواهم رای بدهم چه انتخابی دارم کسانی که بجای برنامه مدون مخصوصا در زمینه اقتصادی یک مقدار حرف را که همه بلدند میزنند مثلا میگویند باید در کشور عدالت برقرار شود همه این را می دانند اما ریس جمهور باید راه تحقق اهداف را بلد باشد وگرنه همه اهداف را میدانند.
    • بدون نام IR ۱۷:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
      12 0
      آی باریک الله. زدی تو خال حالا واقعاً موندیم به کی رأی بدیم؟! اصلاً رأی بدیم یا نه؟!
  • حسین CZ ۰۳:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    33 1
    نویسنده گرامی فکر کنم توهم مثل من داری خودتو دلداری میدی. غم از عمق مطلبت پیداست
  • بدون نام IR ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    37 0
    اصل مطلب درسته. اشکال ، بیش از آنکه در "سران" باشه، در خود ماست. زمانی در این مملکت انقلاب شد. همه فکر میکردند که دیگه بهشت میشه. انقلاب شد و شاه و وزیر و مدیرکل همه رفتند. ولی ما که عوض نشدیم. ملت که عوض نشد. مشکل ما هم که با شخص شاه نبود، با کارمند شهرداری بود، با کارمند بانک بود، با کاسب بود، با کارگر ساده بود. یعنی با خودمان. بهمین دلیل هم چیزی عوض نشد. هنوز کارمند شهرداری کم کاری میکنه، کارمند بانک جواب سربالا میده، کاسب گرانفروشی میکنه و کارگر ساده از زیر کار در میره. تا اینها، یعنی خود ما، عوض نشیم، هیچ چی عوض نمیشه.
  • داودسیاوش IR ۱۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    0 20
    چیزی که از حرف های شما فهمیدم اینه که امیدوار باشیم وبانگاه مثبت به اتفاقات بنکریم وتوصیه شما ادم خوب آدم مرده است هیچ عکس العمل به اتفاقات نشون نده بریم فیلم رسوایی و...ببینیم کتاب که نمی خونیم وعمرو بگذروفرصتها بسوزند ....همین طور ادامه بدم کار به فحش فحش کشی میرسه پس بی خیال ... آقای موسوی نوشته های شما در خبر منو عصبانی می کنه ولی از مطالبی که در هفته نامه آسمان می نوشتید بسیار راضی بودم بسیار عالی دلیلش چیه؟
    • سید عبدالجواد موسوی IR ۱۱:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
      21 0
      دوست عزیز . گمان می کنم شما منظور مرا درست متوجه نشده اید. حتما ایراد از من است که نتوانستم آنچه را که در ذهن و ضمیرم میگذرد درست منتقل کنم. در باره نوشته های من در هفته نامه آسمان باید بگویم نظر لطف شماست. از این که نوشته های من در خبرآنلاین شمارا عصبانی می کند متاسفم. بازهم ایراد ازمن است اما از خاطر نبرید که: این فصل دیگری است /که سرمایش از درون/ درک صریح زیبایی را/پیچیده می کند. موفق باشید.
  • بدون نام IR ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    20 0
    بله حرف شما صحیحه ولی بستگی داره زاویه دیدت چی باشه ب قول معروف آهان از اون لحاظ ...ولی خسارت هایی زیادی توی این هشت سال ب مملکت وارد شده ک قابل جبران نیست .
  • هو IR ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    17 0
    امیدوارم نظرم منتشر شود حرفای شما درست و بنده هم همین تجربه را دارم ولی به قولی ما کاری به سیاست نداریم این سیاست است که به ما کار دارد خواندن کتاب و دیدن فیلم و غیره خوب است اگر غم نان بگذارد ساده ترین تفریحات سالم برای ما به حسرت و آرزو تبدیل شده
  • بدون نام IR ۱۴:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    12 1
    این راه که میرویم به ترکستان است
    • بدون نام IR ۲۲:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
      7 0
      کاش به ترکستان بود به هیچستان است
  • بدون نام IR ۱۴:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    12 0
    یک گام به جلو چند گام به عقب این حاصل کشوری 77 میلیونی است
  • saber IR ۱۸:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    18 0
    شکر خدا مطالبی را که آقا سید می نویسند اینقدر خواننده دارد و این را می توان از تعداد کامنتها!!!استنباط نمود . واقعا اگر به تحلیلها ی موجز ولی به درد بخور و عملی توجه شود خیلی از نگرانی ها و موهومات ذهنی ما بر طرف می شود
  • بدون نام IR ۲۰:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
    12 0
    در دنیای امروز که بسیاری از کشورها برق آسا پیشرفت می کنند فرصتهای طلائی این 8 سال را به باددادن و به جایش هزینه های بیجا برای سخنان واعمال نسنجیده پرداخت کردن قابل جبران نیست. هاشمی امیدی برای شروع دوباره بود. فیلم دیدن وموسیقی گوش کردن هم بد نیست.
  • هاشم حکمه IR ۰۱:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۳
    4 4
    هر آنچه که پیشنهاد دادی، کنیم و برچسب «خوب» چسباندی به آنها تا توجیه کنی، قبووول. از آن جهت قبول که دلیلی می شوند برای اینکه فراموش کنیم، اطرافمان چه می گذرد. وقتی فراموش کنی، مساوی می شوی با آنکه نمی داند و این راهی است تا مشمول عذاب فهمیدن نشوی. نادانی نعمت بزرگی است که به بسیاری داده شده است.
  • بی نام A1 ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۷
    1 0
    ان الله لایغییر ما بقوم حتی یغییر ما بانفسهم