روزگار اصطلاحات و دسته بندی های کاغذی، روزگار بس قابل تأمل است .
اسامی بایستی نشانگر معانی باشند ولی واقعیت این است که در بسیاری موارد فقط و فقط مشترک لفظی هستند و نه معنایی.
درمقام بسط وشرح اصطلاحات سیاسی امروزی نیستم . نکته اینجاست که این مشترک لفظی یعنی اصول گرایی برمصادیقی بار می شود که اصولا بارمعنایی مشترکی با هم ندارند .
از روزی که برخی برخود نام اصلاح طلبی نهادند و نگفتند بدنبال اصلاح چه هستند ، دسته ای دیگر هم نام زیبای دیگری را برخود نهادند ، اصول گرا.
اگر فقط و فقط بازی نامها باشد و اسم ها تعامل و تقابل کنند، آنچه گم است رسم ها و نشان هاست .
اما معنی واقعی اصول گرایی را چگونه و کجا بایستی جست .
اصول گرا یعنی پایبند به اصول مسلم و ارزش های فرا رفتاری ما زمینی ها . اصول آسمانی که برای زندگی زیبای زمینی که ثمره اش ملکوت باشد نوشته شده است .
اصول گرا با در نظر گرفتن ارزش های اصیل و براساس تعالیم مبتنی بر آنها به دستورالعمل های راهگشا دست پیدا می کند .
ما اصول گرا هستیم یعنی به اصول اساسی دین پایبندیم وآنها را ملاک اعتقاد و رفتار خود می دانیم ، نه آنها را بررفتار خود تطبیق می نمائیم.
ما به اصول شریعت اسلامی و راهبردهای اعتقادی وراهکارهای اخلاقی آن معتقدیم و هر که براین مدار باشد اصول گراست و خارج از دین و طریقت هم تعریفش روشن .
درابعاد زندگی ما که مجموعه ای از رفتارهای متصل به هم است بایستی اصول گرا بود . یعنی آنکه اقتصاد و فرهنگ و سیاست و تفریح و فکر و اندیشه را بایستی اصولی چید و پایبند بود .
تقید به ارکان اصول گرایی نه تقید به اشخاص و مکاتب آن بلکه دلبستگی به آرمانهای واقعی است .
آنچه را که تعالیم قرآن غالب می داند گردآمدن تحت پرچم حزب خدایی است نه احزاب و گروههای دست ساخته ما و آرمانهای گروهی مان .
امروزه برخی را به این نام یار می دانند و برخی را درمقابل آن دوست غیرقابل اعتماد.
طرفه آنکه امروزه اصول گرایی یعنی تقید به اصول گروهی که خودرا ( اصول ) می دانند نه حقایق را .
اصول گرایی تقید به احکام است یعنی عدم تجاوز از حدود مشروع .
اصول گرایی یعنی متخلق بودن به اخلاق زیبنده اسلامی .
اصول گرایی یعنی محترم داشتن آبروی مومن .
اصول گرایی یعنی عمل درچارچوب رفتار اسلامی .
اصول گرایی یعنی جذب برای خدا، دفع برای خدا.
اصول گرایی یعنی پذیرش خطا .
اصول گرایی یعنی جبران خطا.
اصول گرایی یعنی عدالت و انصاف.
اصول گرایی یعنی تلاش برساختن.
اصول گرایی یعنی مقاومت دربرابر تخریب.
اصول گرایی یعنی مراقبت از قول وفعل
اصول گرایی یعنی پاس داشتن ارزش های اصیل.
اصول گرایی یعنی اتصال با خدا نه خلق خدا.
اصول گرایی یعنی تلاش برای رضای خدا.
اصول گرایی یعنی آشفتگی دربرابر هدم ارزش ها .
اصول گرایی یعنی غیرت بر ارکان آسمانی و نه زمینی .
اصول گرایی یعنی عضویت در حزب خدا نه حزب خلق خدا.
اصول گرایی یعنی شجاعت دربرابر نفس و خواهش ها .
اصول گرایی یعنی اطاعت اوامر آسمانی .
اصو ل گرایی یعنی سرکشی در برابر دشمنان خدا.
اصول گرایی یعنی اصول خدایی را پاس داری کردن .
اما می بینیم اصول گرایی برای برخی دکان و دستگاه و حزب و گروه شده. هرکه با اصول گروه ما نیست ، اصول گرا نیست .
اصول گرا آنان بودند و هستند که دربرابر حقایق کرنش می کردند ونه در برابر حزب و گروه. ما اصول نیستیم .
با نقل خاطره ای از مرحوم امام خمینی (ره) این گزیده را به پایان ببریم . برای انتصاب مقامی به نزد ایشان رفته بودند و فرد مورد نظر را معرفی کرده بودند ، ایشان از تخصص و تدین او پرسیده بودند ،پاسخ مثبت بوده است ولی حاشیه ای برای او بیان شده بود که آن فرد شاید شما را مثل ماها قبول نداشته باشد . امام فرموده بودند که اگر متدین است و متخصص اورا بگمارید من را هم قبول ندارد عیبی نیست من که اصول دین نیستم .
اگر این رفتار امام و خلف صالح او که امروز سکاندار کشتی ماست رابررسی کنیم خواهیم دید که ایشان اصول گراهستند .
همانطور که رهبری معظم فرمودند حتی اگر این جمهوری اسلامی را هم قبول ندارید بیائید و بخاطر وطن رای دهید.
وطن خواهی آرمانی است نیکو و اصلی است که درتعالیم دین ما هم به آن اشاره شده است که وطن دوستی از ایمان است .
جذب حداکثری و دفع حداقلی مورد نظر حضرت رهبری بر همین مدار است .
پس اصول گرایی صنف وگروه و دکان نیست .






نظر شما