اپرای سلطنتی مسقط در کشور عمان در روزهای پنج شنبه هفدهم و شنبه نوزدهم اردیبهشت ماه سال جاری میزبان دو گروه موسیقی ایرانی "رستاک" و "همنوازان حصار" بود.

گروه "رستاک" در عصر پنج شنبه  هفدهم اردیبهشت مثل همیشه به اجرای آهنگ های محلی پرداخت. این گروه جوان برای اجرای مسقط چند قطعه ی جدید به همراه آورده بود که تاکنون در آلبوم های ایشان شنیده نشده بودند. از کارهای جدید این گروه می توان به "اورامان (کردی)"، "الله (بلوچی)"، "وسونک (شیرازی)" و یک قطعه ی عربی نام برد. اجرا با آهنگ لری "بارون" شروع شد. اپرای سلطنتی مسقط با داشتن سالنی مدرن و پیشرفته و ظرفیت حدود هزار نفر از امکانات صحنه ای و همین طور سالن پیشرفته ای برخوردار است و از زمان شروع به فعالیت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی این اولین بار بود که یک گروه تمام ایرانی در این اپراخانه به اجرای برنامه می پرداخت. از بزرگترین و شهیرترین اپراهای جهان که در این سالن پر شکوه به اجرای برنامه پرداخته اند می توان به اپرای "توراندخت" اثر "فرانکو زفیره لی"، "فندق شکن"، "دن کیشوت"، "دریاچه ی قو"... نام برد. همین طور گروه های موسیقی از ارکسترهای معروف جهان از اروپا گرفته تا آمریکا و آسیای دور برنامه های خود را به معرض تماشای علاقمندان قرار داده اند.

 فضای سنگین و کلاسیک  اپراخانه در ابتدای کار رستاک این نگرانی را در دل من به عنوان تماشاگر ایرانی که به خوبی با کارهای این گروه آشنایی دارم انداخته بود که آیا ارتباط لازم با قطعات مختلف برقرار خواهد شد یا خیر؟ قطعه ی "بارون" با قدرت و بدون نقص اجرا شد در طول اجرا تماشاگران در سکوت به آن گوش می کردند و در پایان نیز نوازندگان را مورد تشویق خود قرار دادند اما این گروه نیاز به درگیر شدن تماشاگر دارد و مثلا با ارکستر "فیلارمونیک وین" تفاوت دارد که تماشاگران ساکت گوش کنند و در حالی که خیلی کلاسیک تشویق کرده و کراوات خود را مرتب می کنند از صندلی برخاسته و سالن را ترک کنند. پس در قطعه های بعدی "یاسر نوازنده گرجی" نوازنده ی ماهر سازهای بادی "نی"، "سورنا"، "نی انبان"، "بالابان"... از تماشاگران خواست که با کار همراهی کنند و حاضرین در سالن به خصوص ایرانیان انگار آماده بودند و چنان وجد و سروری در حین اجرای قطعات به راه انداختند که بیا و بنگر!

 رستاک برای اجرای مسقط چهار برنامه ی کردی آورده بود که جز قطعه ی "سوزله" بقیه ی آنها جدید بودند و البته بعد از اجرا سوالاتی هم برای تماشاگران ایرانی به وجود آمده بود که چرا چهار قطعه ی کردی اجرا شد اما از دیگر نواحی ایران مانند آذربایجان و مازندران قطعه ای اجرا نشد.

"سیامک سپهری" نوازنده ی ساز "تار" و سرپرست گروه در سمت چپ صحنه نشسته بود و با حرکات سر گروه را در حین اجرا هدایت می کرد. سپهری با ایجاد این گروه در سال ۱۳۷۶ شمسی به آرزوی دیرینه اش برای باز آفرینی موسیقی نواحی ایران جامه ی عمل می پوشاند و در چند سال اخیر نام رستاک را به محبوبیت گسترده می رساند. رستاک حداقل دو فایده برای موسیقی و جامعه ی ایران دارد. اول اینکه موسیقی نواحی ایران را به گوش نسل جوان ایران می رساند و این باز آفرینی را به شکل نوآورانه ای انجام می دهد که مورد توجه نسل جدید نیز قرار می گیرد و فایده ی دوم آن افزایش درک اقوام متعدد ایرانی از یکدیگر است. اینکه یک گروه جوان همه ی این آهنگ های محلی را با قدرت و به شکلی جذاب پشت سر هم اجرا می کند حس خوبی به تماشاگر می دهد که چقدر موسیقی می تواند به نزدیکتر شدن اقوام ایرانی کمک کند.

"سپهر سعادتی" نوازنده ی "کنتراباس" با لهجه ی انگلیسی خیلی خوب توضیحاتی را در مورد اجراها به تماشاگران می داد و در رابطه با عدم اجرای قطعات معروف این گروه توضیح داد که برای  برخی قطعات نیاز به سازهای خاصی هست که گروه آنها را با خود به مسقط نیاورده است. شاید خیلی بهتر بود که سعادتی در شروع اجرا در زمانی که اعضای گروه وارد صحنه شدند به تماشاگران به زبان انگلیسی سلام می داد و خوشامد گویی می کرد اما این اتفاق نیفتاد و همین طور بهتر بود که قبل از هر قطعه هم در مورد ریشه های این موسیقی و اینکه متعلق به کجاست توضیح داده می شد تا برای تماشاگران غیر ایرانی امکان برقراری ارتباط بهتری با اجرا ایجاد شود.

سالن اپرا هاوس مسقط از آکوستیک بسیار خوبی برخوردار است و کوچکترین صدای بازیگران روی صحنه به خوبی تا آخرین ردیف های هر چهار طبقه شنیده می شود اما وقتی ریتم دست زدن تماشاگران به صدای موسیقی و آواز روی صحنه اضافه می شد از قدرت صدای صحنه اندکی کاسته می شد و آدم دوست داشت کمی صدای عمومی  توسط صدابردار بالاتر برود که بعدا معلوم شد این از محدودیت های اپراخانه ی مسقط است که نباید صدا از یک حد خاصی بیشتر باشد به ویژه زمانی که تماشاگران با دست زدن با کار ارتباط برقرار می کنند. البته در مجموع می شود گفت صدا برداری قابل قبول بود اما در مقایسه با اجرای استودیویی صدای بعضی از سازها وضوح خوبی نداشتند از جمله تار سپهری که در زیر صدای سازهای دیگر گاهی خوب شنیده نمی شد.

 قبل از اجرای قطعه ی "بوشهری" خوانندگان گروه "فرزاد و بهزاد مرادی" به همراه "اکبر اسمعیلی پور" نوازنده ی ساز تار در سه نقطه ی راست، وسط و چپ صحنه ایستادند و از تماشاگران درخواست کردند که هر قطعه از سالن ریتم متفاوتی را با دست زدن اجرا کنند که در مجموع این سه ریتم دست زدن با ریتم  آهنگ بوشهری هماهنگ می شد. این قطعه با تمام انرژی اجرا شد. همان اجرای معروف "هله مالی" و تماشاگران اعم از ایرانی، عمانی، هندی و اروپایی...به خوبی با کار ارتباط برقرار می کردند که شاهد آن صدای دست زدن های تماشاگران حاضر در سالن بود.

 بعد از ۱۵ دقیقه وقت استراحت تماشاگران دوباره به سالن برگشتند تا گروه رستاک به روی صحنه بازگردند و به کارشان ادامه دهند.

قطعه ی عربی انتخابی از استان خوزستان اولین بار در مسقط توسط گروه رستاک اجرا می شد. این قطعه که ظاهرا به نام "شکستن دونه ی قهوه" در بروشور برنامه معرفی شده بود به لهجه و موسیقی عربی کاملا ناشناخته برای عمانی ها و سایر عرب زبان های غیر ایرانی حاضر در سالن اجرا شد. زبان عربی به لهجه های گوناگون در مناطق مختلف گویش می شود. موسیقی عربی که به نام "خلیجی"در منطقه ی خلیج فارس شناخته شده است موسیقی خاص و ویژه ای است. البته اینکه گروه رستاک تصمیم به چنین کاری گرفته قابل تقدیر است و این نقیصه ای در کار ایشان بوده که باید جبران می شد چرا که مردمان عرب زبان در کشور ما دارای قدمت، فرهنگ و موسیقی غنی هستند که باید به آن توجه شود.

اما رستاک در ادامه با چهار اجرای دیگر که سه تای آنها جدید بودند شور و نشاط عالی را در صحنه ایجاد کردند به خصوص در قطعه ی پایانی "کجاوه" که به زبان کردی بود و برادران مرادی گوشه هایی از رقص زیبای کردی را به اجرا گذاشتند که بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت و در انتها وقتی تماشاگران درخواست های متفاوتی داشتند که اغلب شامل ترکی و مازندرانی می شد دوباره قطعه ی لری "بارون" را اجرا کردند که با قوتی حتی بهتر از اجرای اول بود و تماشاگران را کاملا راضی از سالن به خانه ها فرستادند. سازهای کوبه ای به ویژه دف نوازی در انتهای صحنه از تصویر هایی است که از ذهن تماشاگران این برنامه بیرون نخواهد رفت آنجا که "نگار اعزازی" به همراه نوازنده ی دیگر دف بر می خاستند و به جلوی صحنه می آمدند  تا جلوه ی صحنه ای با شکوهی را ایجاد کنند.

ترکیب تماشاگران به طورعمده شاید تا شصت درصد ایرانی و بقیه از ملیت های اروپایی،هندی و آسیایی و آمربکایی بودند. بعد از اجرای تاثیر گذار و قوی رستاک هجوم تماشاگران به ویژه غیر ایرانی به باجه ی بلیت فروشی آغاز شد تا بلیت برنامه ی ایرانی دو شب بعد یعنی "عبور" از گروه "همنوازان حصار" با نوازندگی "علی قمصری" و خوانندگی "محمد معتمدی" را تهیه کنند به نحوی که درصد فروش صندلی های این کنسرت که به سختی در آن روز به سی درصد می رسید پس از پایان کنسرت رستاک به بیش از پنجاه درصد سالن رسید.

از چهره های شاخص کنسرت عبور علاوه بر علی قمصری و محمد معتمدی می توان به "حسین رضایی نیا" نوازنده ی زبر دست ساز دف نام برد. ترکیب تماشاگران کنسرت عبور را شاید بتوان گفت بیش از شصت درصد تماشاگران غیر ایرانی از اروپایی،عمانی،هندی و حدود چهل درصد ایرانیان مقیم کشور عمان تشکیل می دادند و از همه ی خریداران بلیت ها در طبقات مختلف سالن خواسته شد تا در طبقه ی همکف سالن بنشینند حتی اگر بلیت خود را در طبقه های دیگر خریداری کرده باشند.

کنسرت عبور بر اساس ساز و آواز بنا شده بود و این اولین بار بود که اپرای سلطنتی مسقط علاوه بر صداهای ماندگار جهانی پذیرای صدای آواز موسیقی ایرانی نیز می شد.

نوازندگی علی قمصری از ابتدای شروع برنامه مورد توجه تماشاگران قرار گرفت و البته ساز پر شکوه "تار"  باصدای به شدت ایرانی خود نوای تازه ای برای تماشاگرانی بود که می خواستند بدانند موسیقی ایرانی چیست؟ شاید دیدن فقط کنسرت رستاک نمی توانست دید کامل و دقیقی از کلیت موسیقی ایرانی به تماشاگر غیر ایرانی بدهد و دیدن کنسرت عبور که به واقع موسیقی دستگاهی و آوازی ایرانی را نمایندگی می کند برای درک بهتر از موسیقی سرزمین نه چندان شناخته شده ای به نام ایران یک امر لازم بود.

تماشاگران که در روز اجرای رستاک سراسر شور و نشاط بودند و با دست زدن های مداوم با ضرباهنگ اجرای روی صحنه همراهی می کردند حالا در کنسرت عبور با سکوت به صدای ساز های ایرانی گوش می دادند که در "بیات اصفهان" پیش درآمدی را برای "محمد معتمدی" آماده می کردند تا آواز ایرانی را به گوش جان شنوندگان برسانند.

معتمدی آواز را شروع می کند و جاهایی که می خواهد جان بیشتری به آوازش بدهد یک دست در روی گوش خود می گذارد و چشم ها را می بندد که این صحنه برای تماشاگر غیر ایرانی نماد اذان و دعوت به نماز است و همین کافی است که حتی اگر معانی اشعار را متوجه نشوند اما بدانند که اینجا با موضوعی روحانی و مفهومی بلند سر کار دارند. حالت های چهره ی قمصری در هنگام نواختن قطعات و بده بستان هایی که با چشم با دیگر نوازندگان و خواننده ایجاد می کرد تماشاگر را مطمئن می نمود که این آدم های روی صحنه در دنیای دیگری غرق شده اند که یارای توصیف آن را برای ما ندارند. یک لذت آسمانی و عمیق.

پس زمینه ی صحنه را تصاویر سرد و ساکتی از طبیعت به صورت ویدئو پر کرده بود که با موسیقی زنده ی روی صحنه جان می گرفتند. آهنگسازی علی قمصری با تکیه بر نوآوری های مبتکرانه در ضرباهنگ شوریده حالی که در قطعاتش وجود دارد گاهی نفس در سینه ی تماشاگران حبس می کرد، سازها به جوش و خروش و رقصی در می آمدند، اوج می گرفتند و ناگهان قطع! سکوت و دوباره اوج گرفتن نت ها و بعد صدای روحنواز محمد معتمدی آرامشی بود بر این شور و هیجان. اشعار قطعات از "سایه"، "فاضل نظری" و "مولوی" انتخاب شده بودند. بروشور برنامه در جاهای مختلف تاکید داشت که این گروه بیشتر از اشعار شاعران شعر نوی ایران در آواز های خود بهره می برد اما آنچه که در این اجرا کمتر دیده می شد ارتباط مستقیم صحنه با تماشاگران بود. گرچه که در فواصل قطعات و در هنگام تشویق تماشاگران، نوازندگان به نشانه ی احترام گردن جان تا کمر ‌خم می‌‌کردند اما تماشاگران تا انتهای برنامه در حسرت شنیدن چند کلمه از نوازندگان ماندند. یک خوش آمد گویی در شروع برنامه به زبان انگلیسی و همین طور چند کلمه در توضیح قطعات می توانست به ارتباط گرمتر صحنه و سالن کمک شایانی بکند که البته انجام نشد. یک نکته ی حاشیه ای کوچک هم اینکه ساعت مچی محمد متعمدی گاهی نور پرژکتور های صحنه را به چشمان تماشاگران بازتاب می داد و تمرکز ایشان را به هم می زد. لباس های نوازندگان و خواننده نیز با استفاده از رنگ های تیره درست شده بود اما انگار به نوع کفش ها اهمیتی داده نشده بود.

در قسمت دوم برنامه در دستگاه "نوا" اجرای کنسرت ادامه پیدا کرد. حضور یک خانم نوازنده به نام "آتنا آشتیانی" نوازنده ی "ویلنسل" در روی صحنه برای تماشاگر غیر ایرانی پیام آور این نکته بود که خانم ها هم در موسیقی ایرانی حضوری قوی دارند گرچه حضور پر رنگ خانم ها در کنسرت رستاک تعجب تماشاگران غیر ایرانی را به اندازه ی کافی بر انگیخته بود.

علی قمصری در قسمت های مختلف به همراه محمد معتمدی آواز را همراهی می کرد که البته خوب هم می خواند. وجود ساز "عود" همیشه برای تماشاگر خاور میانه ای جذاب و آشناست و دوست دارد ببیند این ساز را در کشور های همسایه چگونه می نوازند. در کشور عمان ساز "عود" در میان نوازندگان و تماشاگران برنامه های موسیقی طرفداران فراوانی دارد و می شود گفت که این ساز در کنسرت عبور در اپرا خانه ی مسقط حضور پر رنگی داشت و توسط نوازنده ی آن "سیاوش روشن" به خوبی نواخته شد.

ایرانیان مقیم مسقط و کشور عمان در مجموع استقبال قابل قبولی از این دو برنامه ی موسیقی ایرانی داشتند. البته گروه همنوازان حصار برای تماشاگر ایرانی خارج از کشور آنچنان شناخته شده نبود پس استقبال هم به نسبت کمتر از رستاک بود اما شاید بشود گفت گروه رستاک برای تماشاگران فضای صمیمانه تری را ایجاد کردند و ارتباط و اثر بهتری روی مخاطب گذاشتند.

چند روزنامه ی چاپ مسقط روز بعد از اجرا به تفصیل به برنامه ی گروه رستاک همراه با عکس و توضیح و نقد پرداختند و جملگی بر فوق العاده بودن این برنامه تاکید داشتند و همین طور اولین اجرای موسیقی ایرانی در اپرا خانه ی مسقط را به فال نیک گرفتند.

تماشاگران کنجکاو غیر ایرانی نیز بسیار از دیدن این برنامه ها ذوق زده شده بودند و با هر کدام که صحبت می کردیم نظرمساعدی داشتند. تماشاگران هندی و آسیای دور می گفتند که با اغلب نغمه ها و آهنگ های گروه رستاک توانستند به خوبی ارتباط برقرار کنند که علت آن را هم نزدیکی موسیقی ایرانی و هندی می دانستند. از یکی از دوستان هندی شنیدم که بعد از اجرای رستاک با مراجعه به" یوتیوب" آهنگ های مختلف این گروه را پیدا کرده و در خانه زمزمه می کنند.

اپرا خانه ی مسقط از تماشاگران خود انتظار فراوانی دارد تا قوانین این مکان فاخر فرهنگی از جمله انتخاب لباس تا عدم استفاده از تلفن همراه و دوربین عکاسی...را رعایت کنند که می شود گفت اغلب تماشاگران ایرانی در هر دو شب اجرای دو کنسرت به خوبی با این قوانین همراهی کردند.

هر دو گروه رستاک و همنوازان حصار گروه های جوانی هستند که موسیقی خود را به خوبی شناخته و آن را به مخاطبین خود به بهترین و نو آورترین شکل ممکن عرضه می دارند. در یک کلام می شود گفت که اجرای این دو برنامه بر طرز تلقی و نگاه تماشاگران غیر ایرانی و حتی برخی از ایرانیان که مدت هاست با کشور خود رابطه ی فعال ندارند تاثیر عمیق و مثبتی گذاشت. موسیقی هنری است بی واسطه که کافی است آغاز شود تا گوش ها به آن سپرده شوند و اگر این موسیقی چیز تازه ای برای گفتن داشته باشد به گوش جان نیز شنیده خواهد شد فارغ از زبان، ملیت و نژاد.

به این فکر می کردم که شاید رستاک باید پا از مرزهای ایران فراتر بگذارد و به کشف و باز آفرینی موسیقی محلی و نواحی کشور های جهان بپردازد و چه خوب که این کار را از افغانستان و تاجیکستان که  فرهنگی نزدیک به ما دارند آغاز کند. موسیقی هند، پاکستان، چین، ژاپن، اروپا، آفریقا و آمریکا می توانند قدم های بعدی باشند. گروه های موسیقی ایرانی توانایی جهانی شدن دارند. امیدوارم.           

کد خبر 439188

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ناصر IR ۲۰:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۲
    8
    خداااااااااااااااااااااااا چرا هنرمندان ما باید تو کشور خودشون اجازه ی برگزاری کنسرت قانونی توی کشورشون رو نداشته باشن؟ چرا وقتی مجوز داده میشه این گروههای فشار باید لغو کنن برنامه ها رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این کشور برای همه است،و همه باید به قانون پایبند باشن قانونی که برای همه است..... امیدوارم آقای روحانی به مسائل فرهنگی بخصوص این مورد رسیدگی جدی و اساسی بکنه.
  • وحید US ۰۴:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    6
    ناصر عزیز، هنرمند گرامی دست مریزاد سپاس از این گزارش دقیق
  • بی نام IR ۰۲:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۶
    5
    خیلی خوب بود ناصر هنرمند گرامی انشاالله روزی برسد اجراهای زیبای ترا در این سالن وجاهای دیگر ببنیم دوستدار تو شیفته شیرازی
  • فرید IR ۰۷:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۷
    2
    سلام ناصر جان ممنون از گزارشت جالب بود
  • مردانی A1 ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    1
    سلام جناب ناصر خان : البته این گزارش رو من تازه خواندم و خیلی لذت بردم . ممنون