به گزارش سرویس اندیشه خبرآنلاین از ایبنا، در نشست دیروز «تجلی قرآن در اندیشه مولانا» که با سخنرانی دکتر کاظم محمدی وایقانی، نویسنده و مولویپژوه برگزار شد، در کنار نقد و بررسی آرا و احوال مولوی در سرودن مثنوی و دیوان کبیر، جلساتی که با عنوان مولویپژوهشی و معنوی شناسی به عنوان «مُد مولوی» در جهان شناخته شدهاند، نقد شد.
این نشست به بررسی دو اثر از آثار دکتر کاظم محمدیوایقانی با عناوین «مصحف خاموشان» و «مولانا و ترجمه آیات قرآن» و نمود مستقیم و غیر مستقیم مفاهیم و مضامین قرآنی در آثار مولانا جلالالدین محمدبن خراسانی اختصاص داشت.
دکتر کاظم محمدیوایقانی از مولانا به عنوان عارف مسلمان یاد کرد و گفت: "نگاه مولانا نه تنها بر مبنای تئوریهای دین محکم و استوارند، بلکه او باورهای دینیاش را تبلیغ و در زندگی و رفتارهای شخصی نیز سنت نبوی را پیاده میکرد. او علاوه بر یک عارف نظری، عارفی عملی و مسلمان بود. متاسفانه در مجالس نوپدیدی که با نام او برپا میشود، مولانا را از فضای معنویاش جدا میکنند و او را تنها در عشق مجازی میبینند."
وی مثنوی معنوی را ماحصل دوران پختگی مولانا و در 15 سال آخر حیات او دانست و بیان داشت: "در این اثر صفحهای یافت نمیشود که در آن به قرآن، احادیث و روایات اشارهای نشده باشد. من مولانا را عارف مسلمان معتقدی میشناسم که مثنوی به عنوان شاهکار او مبتنی بر قرآن، حدیث و حکایت انبیاست. اگر این عناصر سهگانه را از این اثر حذف کنیم، از مثنوی غیر از «بشنو از نی» و «نینامه» چیزی باقی نمیماند."
دکتر محمدی در نقد جلسات روشنفکرانه جدیدی که میخواهند مولانا را به گونه دیگری جلوه دهند و بگویند او تنها عارفی بود که عشق مجازی داشت و به سماء میپرداخت، تصریح کرد: "در این جلسات افرادی میخواهند از مولانا سخن بگویند که خود ساحت دینی موجهی ندارند و در تبیین ادعاهای خود از آثار مولانا گزینههایی را انتخاب میکنند که برای این انتخاب نیز هیچ دلیل موجهی ندارند. آنها معتقدند باید جنبههای دینی مولانا را رها کرد، چرا که آنها، شما را پایبند میکنند! تنها آنجا که او از عشق و سماء سخن میگوید را دریابید!"
نویسنده «مصحف خاموشان» با تاکید بر این که مولانا را باید از زبان و نگاه مولانا جستوجو کنیم نه از آنچه دیگران میگویند، بر «تفسیر مولانا به مولانا» اشاره داشت و گفت:" این موضوع که هر کسی از ظن خود مولانا را درک و توصیف کند، ناشی از کجفهمی است. نگاه مولانا به قرآن متفاوت از نگاه ماست، او قرآن را دیبایی دو رویه میبیند که هر دو روی آن قابل استفاده، تحسین شده و ستودنیاند، اما رویه اصلی این کتاب آسمانی را باطن قرآن و تاویل آیات بیان میکند و در شرایط تاویل میگوید که باید چون «نی» تنها دم دمنده را بگوید و تا ظرف مناسبی نیافت، مظروف را در آن نریزید."
وی با بیان این که «به تعبیر مولانا، قرآن کتاب کامل سیر و سلوک عملی است که روان و روش انبیاء در آن تجلی یافته است» متذکر شد: " مولانا نه تنها از نظر معنوی نگاهی تازه به قرآن دارد، حتی از لحاظ صوری هم معتقد است که جنس کلام الهی که وحیانی و آسمانی است، متفاوت از جنس کلمات ماست. ترجمه قرآن، دارای ساحت بشری است و تنها متن صریح قرآن ساحت وحیانی دارد."
محمدی در بررسی کتاب «مولانا و ترجمه آیات قرآن» گفت: "این کتاب با بررسی مثنوی، تمامی اشعاری را که به آیات قرآنی ارتباط دارند مشخص میکند و یادآور میشود که مولانا در دوران پختگی با قرآن بود، با تمام قرآن همراه بود و حافظ کل قرآن کریم بود.مثنوی در خلوت و خانه نوشته نشد و صاحبش از پیش تدبیری بر متن آن نداشت. او ملودیهای خود را در قالب مثنوی، طی 15 سال در حجره، بازار، مغازه، بالای منبر در پاسخگویی به پرسشهای دیگران و ... بیرون ریخت."
دکتر محمدی گفت: "مولوی در مثنوی که از پیش مشخص نبود کجا، چه زمانی و برای چه کسانی باید سروده شود، درباره 114 سوره قرآن کریم هنرمندانه سخن گفته است. این موضوع نشان میدهد که نهتنها مولوی تمامی آیات قرآن را تا آخرین لحظات عمرش در ذهن داشت، بلکه با آن آیات زندگی میکرد و در بیان خود نیز از آنها استمداد میجست و به آنها اشاره داشت. او به سهولت متن و بطن قرآن را به نظم کشید که نشان میدهد او حافظ، مفسر و تاویل کننده قرآن بود."
وی در بخش پایانی این نشست به بررسی محتوایی کتاب «محصف خاموشان» پرداخت و عنوان داشت:" زمانی که تصمیم گرفتم اشارههای قرآنی مولانا را در دیوان کبیر(دیوان شمس) بررسی کنم، تصور نمیکردم حجم زیادی را به خود اختصاص دهد و مولانا در غزل نیز تا این حد با آیات قرآن عجین شده باشد. آنچه بر حیرتم افزود، این بود که از لحاظ نگاه و استنادات قرآنی، دیوان کبیر نهتنها چیزی از مثنوی کم ندارد، بلکه از آن بالاتر است."
این مولویپژوه تصریح کرد: "در دیوان کبیر که از نظر زمانی، مکانی و احوال درونی مولانا به مراتب پراکندهتر از مثنوی است، از 114 سوره قرآن کریم در تبیین مفاهیم استفاده شده است. این موضوع از آن جهت تعجب برانگیز است که مثنوی کار اندیشه و تفکر به شمار میرود، اما جمع این مفاهیم در غزل غیر ممکن مینماید. مولانا تنها حافظ قرآن نبود، بلکه در پی باطن قرآن بود و آن را به سادگی در کلامش بیان میداشت تا برای عموم مردم قابل درک باشد."






نظر شما