۰ نفر
۲۰ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۷

تا همین یکی دو روز پیش به ضرس قاطع می توانستی بگویی فردوسی در موسیقی ایرانی مظلوم ترین چهره شعر فارسی است. سخن بلند او با همه شکوه و عظمتش جایی در موسیقی ایرانی نداشت و اگرچه عزیزان و بزرگوارانی در سال های اخیر جهد کرده بودند از این مظلومیت بکاهند اما تلاششان راه به جایی نبرد و نتوانستند چنان که شاید و باید حق کلام آن حکیم یگانه را ادا کنند.

البته پیشترها آلبوم «آواز اساطیر» را شنیده بودیم که چنان که روی جلد آن آمده بود کلام آن شاهنامه کردی بود، منتهی آن آلبوم شنیدنی و بسیار ممتاز در کارنامه استاد شهرام ناظری به کلام کردی بود و فارسی زبانان نمی توانستند از کلامش بهره کامل ببرند تا این که همین یکی دو روز پیش آلبوم «درفش کاویانی» به بازار آمد. سال ها بود که منتظر انتشار این اثر بودم و حدس می زدم اگر کسی بتواند از پس خواندن شاهنامه برآید کسی نیست به جز شهرام ناظری. که هم دانش ادبی اش را دارد، هم پشتوانه موسیقایی ای که بتواند یاریگرش باشد و هم حنجره ای که خوب می تواند فضای حماسی را انعکاس دهد. حدسم درست بود. قبل ترها هم نوشته بودم که شاهنامه خوانی معنی اش این نیست که صرفا شعر فردوسی را در دستگاه چهارگاه بخوانیم. باید با فرهنگ شاهنامه انس و الفتی داشت و با اسطوره و حماسه پیوندی. و از همه مهم تر حنجره ای که بتواند حق مطلب را ادا کند. خواننده باید به این درک ابتدایی و البته به شدت مهم برسد که نمی توان همانگونه که فلان غزل عاشقانه سعدی را می خوانیم ابیات شاهنامه را نیز بخوانیم. البته این حرف مختص شاهنامه نیست. شما شعر رودکی را هم نمی توانی به سبک و سیاق غزل حافظ و سعدی بخوانی. ناظری این نکته را خوب فهمید و علت توفیق او در ارائه اشعار مولانا نیز همین بود.

خیلی ها شعر مولانا را خوانده اند اما هیچ کدام نتوانسته اند مارا با جهان مولانا پیوند دهند. این ناظری بود که توانست با صدای سخن عشق و مطرب مهتاب رو و آلبوم های دیگری از این دست دعوی کسانی را که می گفتند شعر مولانا با موسیقی ایرانی جور در نمی آید باطل کند. ناظری توانست با تلفیق غزلیات پر شور مولانا و موسیقی ایرانی کاری بزرگ صورت دهد و ناممکنی را ممکن کند و حالا با شعر فردوسی همان کاری را کرده است که با شعر مولانا. جدا از تسلط موسیقایی ناظری بر نوع خاصی از موسیقی مقامی که ریشه در آیین یارسان دارد درک و دریافت او از زمانه خود نیز ستودنی است. او در سال های اخیر در کنار فعالیت ها و دلمشغولی های همیشگی اش آلبوم هایی منتشر کرد تا به دیگران ثابت کند زمین و زمانه خود را به خوبی می شناسد. انتشار آلبوم « سفر عسرت» و «امیرکبیر» آن هم در آن هشت سال کذایی نشان داد که او اگرچه اهل شعار و هیاهو نیست اما نیک می داند در چه هنگامه ای می زید و در بزنگاه های تاریخی باید چه بخواند. در همین آلبوم شاهنامه خوانی اش نیز صرفا به وجه ادبی و موسیقی اشعار فردوسی توجه نداشته. داستانی را برای خواندن برگزیده که به شدت تامل برانگیز است. پایان آلبوم هم شاهکار است به ویژه وقتی با لحن ناصحانه استاد شهرام ناظری در می آمیزد:

فریدون فرخ فرشته نبود

زمشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی

تو داد و دهش کن فریدون تویی

ای کاش گوش های ما مستعد شنیدن این ابیات حکیم ابوالقاسم فردوسی باشد. ایدون باد!

 

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 518270

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 12
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    57 5
    زندگانی و زنده بودن، آراسته ی استاد است وبس۰
  • هادی RO ۲۰:۳۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    51 2
    استاد ناظری ، آواز خوان حماسه عرفانی مولانا و حماسه ملی فردوسی ایرانیان است.
  • بی نام A1 ۲۰:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    36 3
    چند سال قبل روز فردوسی ایشون به همراه گروهشون در دانشگاه تهران دانشکده ادبیات بخش هایی از همین کار رو اجرا کردند واقعا عالی و شاهکار بود،مخصوصا اینکه تو ساختار موسیقی ایرانی روایت وجود نداره ولی ایشون و گروهشون بسیار خوب از عهده ی روایت یک داستان حماسی و بیان پیچ و تاب های اون بر اومدند مخصوصا انتهای کار وقتی که همه ی گروه میگفتن که " نمیخواهیم دیگر ضحاک را" البته از حافظه میگم و ممکنه اشتباه باشه عالی بود و دست مریزاد به شوالیه آواز ایران
  • کامیار A1 ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    15 36
    دوست عزیز، تحلیل و مطلب موسیقایی نوشتن اصولی دارد و گویا شما از این کمترین‌ها هم بی‌بهره‌اید. نه به سابقه‌ی خواندن شعرهای فردوسی آگاهید غیر از یکی دو نمونه که خواننده‌ای معروف و محبوب برای شما اجرایش کرده، نه هنوز می‌دانید که اعتبار اثر به آهنگساز است نه مجری گویا شما هنوز اصول نوشتن در مورد موسیقی جدی را هم‌تراز را موسیقی عامه‌پسند می‌دانید، و نه در کلّ مطلبتان غیر از مشتی جمله‌های کلّی جمله‌ای تحویل دادید. اگر من در پاسخ بگویم که خیر، اثر کارستان استاد چندان هم کارستان نیست و بیشتر برداشت و اجرایی سطحی است در مقایسه با آثار قوی‌تر و عمیق‌تر امّا کمتر شناخته شده برای غیرحرفه‌ای‌ها، شما در نوشته‌تان چه پاسخی برای آن دارید؟ به عبارت بهتر، در کلّ نوشته‌تان چه استدلال موسیقایی‌ای آورده‌اید؟
    • بی نام IR ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
      5 0
      ميشه تعدادي ازين آثار جاودانه رو نام ببري بلكه ما نادان ها با اون ها آشنا شيم؟
  • مهدی RO ۲۱:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    10 1
    هنر برای هنر آره؟؟؟
  • نام A1 ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    3 25
    یه لحظه فکر کردم نوشتی استاد شادمهر عقیلی
  • بی نام A1 ۰۱:۲۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    38 1
    زنده باد شهرام ناظری
  • بی نام A1 ۰۵:۱۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    6 21
    چی میگی سید؟
  • بی نام IR ۰۷:۳۰ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    33 1
    به واقع فردوسی بزرگ حکیم بود و در پشت داستانهای شاهنامه دنیایی از حکمت نهفته است. درود بر آقای ناظری نیز.
  • بی نام A1 ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    34 1
    ناظری جاودانس
  • جواد A1 ۱۲:۰۰ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    6 0
    استاد ناظری اسطوره است حماسه و قدرت و شکوه در صدای ماندگارش موج می زند قلب مهربانی هم دارد هیچگاه هم خودش را وارد بازیهای سیاسی نکرده پیوسته مردمی بوده است