۰ نفر
۱۶ فروردین ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۱

آقای کفاشیان! همه چیز با یک روبوسی ساده حل نمی‌شود

* «به احترام حرف بزرگ‌ترها به کمیته انضباطی رفتم، نشستیم با هم صحبت کردیم و روی هم را بوسیدیم تا مشکلات برطرف شود». این جملات حسین شمس، تقریبا به معنای پایان مرحله تازه اختلافات او با وحید شمسایی بود. این احتمال وقتی قوت پیدا می‌کند که بخش‌های تکمیلی صحبت‌های او را می‌خوانیم: «این جلسه به معنای دعوت شمسایی به تیم‌ملی فوتسال نیست و اگر غیبت‌های او موجه شود او را به تیم‌ملی برمی‌گردانیم. البته اگر آقای ترابیان تشخیص بدهند که غیبت او موجه بوده هیچ مشکلی وجود ندارد و او می‌تواند به تمرینات تیم‌ملی برگردد».

وقتی سرمربی تیم‌ملی فوتسال، فیلتری به نام ترابیان را بر سر راه قرار می‌دهد در حقیقت به این معناست که او مشکلی برای حضور کاپیتان تیم‌ملی در تمرینات ندارد و با این چراغ سبز بیشتر به دنبال آن است که با حفظ شأن خود، بازگشت شمسایی را به نام ترابیان ثبت کند.

اینکه بازگشت شمسایی چگونه اتفاق می‌افتد اصلاً مهم نیست. به هر حال سرمربی تیم‌ملی فوتسال ایران که اتفاقاً از زمان بازگشتش نتایجی مناسب گرفته حق دارد با حفظ جایگاه خود، به گونه‌ای تصمیم بگیرد که بازگشت کاپیتان تیم مشکلی برای او ایجاد نکند اما مسئله اصلی این است که در زمان قهر این دو فرد سرنوشت‌ساز تیم‌ملی فوتسال ایران، اتفاقاتی افتاد که باید تکلیف آن روشن شود.

سرمربی تیم فوتسال ایران معتقد است بازگشت شمسایی به تیم‌ملی بلامانع است اگر غیبت‌های او موجه شود. یعنی او با حضور وحید شمسایی در تیم‌ملی مخالف نیست. اما همین فرد زمانی که تمام جوایز انفرادی بازی‌های قهرمانی باشگاه‌های فوتسال آسیا به شمسایی رسید، در اظهارنظری اعلام کرد انتخاب شمسایی به عنوان بهترین بازیکن انتخاب کاملی نبود. او اقدام دیگری هم کرد و آن هم ارائه مختصات تازه‌ای برای انتخاب بهترین‌ها در فوتسال به کمیته فوتسال آسیا بود. او در آن زمان معتقد بود شمسایی به دلیل اصرارش برای ارائه بازی انفرادی و برجسته کردن خود، باید با تغییراتی در شیوه بازی به تیم‌ملی قدم بگذارد. اما حالا همه این مشکلات حل شده و تنها مسئله، غیبت‌های غیرموجه شمسایی است. البته شمسایی هم که حالا سدی را برای حضور در تمرین تیم‌ملی نمی‌بیند، در زمان جدایی و اختلاف با سرمربی تیم‌ملی نکاتی را مطرح کرده بود که هنوز تکلیف آنها مشخص نشده است.

برجسته‌ترین مسئله این بود که شمسایی گفته بود «شمس به من می‌گوید به بازیکن تیم حریف سفارش کن نرم بازی کند تا او را به تیم‌ملی دعوت کنم».

پرونده این ادعا بدون آنکه به اثبات برسد، مختومه شد. مشخص نیست اوضاع و احوال این فوتبال که همه چیزش با دعواهای تند و آشتی‌های سریع و رفتارهای ریش‌سفیدی و کدخدامنشانه توأم شده، به کجا خواهد انجامید و چرا ادعاهای زمان دعوا، در زمان آشتی به فراموشی سپرده می‌شود. اگر این ادعای کاپیتان تیم‌ملی درست باشد چرا مرجعی در فدراسیون پیگیر این ماجرا نمی‌شود و چرا با یک جلسه و روبوسی، همه چیز تمام می‌شود؟

آیا نباید کمیته انضباطی و کمیته فوتسال به دنبال این موضوع باشند که چرا سرمربی تیم‌ملی چنین پیشنهادهایی می‌دهد و چرا کاپیتان تیم‌ملی این اتفاق بزرگ و ملی را تا زمان دعوای شخصی دو نفر، مسکوت می‌گذارد؟

اگرچه در همه دعواها و مشکلات و درگیری‌ها و فسادها و اختلافات و دردسرها و مصیبت‌های این فوتبال، رسانه‌ها و به خصوص روزنامه‌های ورزشی یک پای ثابت ماجرا هستند و مقصر همیشگی، ‌اما به هر حال این پیشنهاد هم حرف بدی نیست که پی این ادعاها را بگیرید تا بدانید سرمربی تیم‌ملی روی اصرار کدام روزنامه به کاپیتان تیم‌ملی آن پیشنهاد را داد.

کد مطلب 52660

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 13 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین