مانی محرابی

جامعه عربستان را می‌توان جامعه‌ای در حال گذار به سمت مدرنیسم توصیف کرد که البته مصادیق این مدرنیسم با آنچه در دیگر کشورها شاهد هستیم تفاوت بسیار دارد و از مهمترین شاخصه‌های آن تغییر ساختارهای فکری روشنفکران سعودی بر اساس تغییر پارامترهای حال حاضر منطقه و جهان اما همچنان مبتنی بر سلفی‌گرایی و با هدفم تثبیت جایگاه برادر بزرگ اعراب و حتی کسب جایگاه رهبری مسلمین جهان می‌باشد. جامعه عربستان برخلاف گذشته تاکید زیادی بر تعامل با غرب و بهره مندی از پتانسیل‌های بالقوه غرب‌گرایی دارد که در این مسیر برخلاف دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، به سلفیزه کردن این عوامل پرداخته است.

از این روی حکام سیاسی سعودی در پی اصلاحات داخلی و هماهنگ سازی حکومت و جامعه بر اساس تغییرات اخیر جامعه عربستان بر آمده‌اند. نسل اول پادشاهان سعودی که شامل فرزندان بزرگ عبدالعزیز بودند، بر اساس شاخصه‌های کلاسیک جامعه عرب یعنی فقر، خشونت، کمبود منابع و عواملی از این قبیل رشد کرده و حکومت متبوع‌شان نیز در اداره کشور این شاخصه‌ها را مد نظر داشتند، نسل دوم که شامل فرزندان کوچک‌تر عبدالعزیز یعنی فهد، عبدالله و سلمان بودند دقیقا بر خلاف نسل گذشته، کاملا در شرایط رفاه، ثروت و سرازیری دلارهای نفتی رشد کرد که همین عوامل به تغییر در سبک زندگی و اداره کشور توسط آنها ختم شد و با ولیعهدی محمد بن سلمان، دایره تصمیم سازان سعودی وارد نسل سوم خود شده است که تحصیل در غرب، بهره‌مندی از مشاوران غربی و آشنایی کامل با زندگی بر اساس شاخصه‌های غیر عرب را تجربه کرده‌اند، از این روی بروز اصلاحات در ساختار سیاسی اجتماعی عربستان و همراهی با عام مردم در این اصلاحات امری قطعی‌ است اما باید توجه داشت اصلاحات فوق به هیچ عنوان به شباهت این کشور به دیگر کشورهای عربی همسایه مانند امارات متحده عربی، قطر یا کویت ختم نخواهد شد زیرا اصلاحات آتی عربستان فعلا صرفا معطوف به بهره مندی از ابزارهای کنونی در جهت همان تفکر قبلی و همچنان مبتنی بر سلفی گرایی و تعریف فعلی این کشور از حقوق بشر و دیگر عوامل اداره کشور می‌باشد.

اما نکته بسیار مهم در باب سیستم اداره حکومت در عربستان وجود دو رکن قدرت تقریبا مستقل در این کشور است، رکن سیاسی و رکن دینی که توسط حکامی مجزا اداره می‌شوند. این دو رکن تا حدود بسیار زیادی مکمل قدرت یکدیگر هستند اما این به معنای عدم وجود تضاد میان آنها نیست. از این روی اگر گرایش بیش از حد به غرب از جانب حکام سعودی منجر به کمرنگ شدن نقش وهابیت به عنوان ایدئولوژی حاکم بر این کشور شود قطعا به بروز واکنش از سوی حکام دینی ختم و دوگانگی ارکان قدرت در عربستان را در پی خواهد داشت.

البته نباید فراموش کرد نسل سوم پادشاهان سعودی نیز مانند نسل دوم قطعا دارای اهداف مشترک زیادی با حاکمیت دینی این کشور است که به عنوان نمونه می‌توان به ضدیت حداکثری با ایران و جبهه تشیع در منطقه، تفکرات تمامیت خواهانه در معادلات منطقه‌ای، تضاد شدید منافع با دگرگونی‌های سیاسی دیگر کشورها مانند آنچه در بهار عربی شاهد بودیم و نهایتا وجود بحران در کشورهای غیرهمسو و استفاده از پتانسیل آن در جهت تشویق به جنگ مذهبی مانند آنچه که در سوریه شاهد آن هستیم اشاره کرد. اما تصمیم سازان نسل سوم سعودی باید میان گرایش به سمت اصلاحات و غرب‌گرایی حتی به شکل حداقلی، و گرایش به سمت حکام دینی در جهت بهره‌مندی از پشتیبانی آنها یکی را انتخاب کنند که البته هر کدام از این دو انتخاب به اضمحلال قدرت حکام سیاسی عربستان ختم خواهد شد، مگر آنکه تئوری سومی میان این دو انتخاب تدوین شود که در شرایط کنونی، وجود آن دور از ذهن می‌نماید.

49310

کد خبر 681170

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۹:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۸
    3 3
    اگه منظورت مقایسه حصر ولیعهد معزول با حصر سران فتنه در ایران بعد از یک سال مدارا کردن نظان با انهاست باید بگم خیلی شوتی که داری قیاس مع الفارق میکنی طرف رفته رو وانت تو خیابونهای پایتخت مردم را به شورش علیه نظام و مخالفت با ارای اکثریت دعوت میکنه شما ها خوب بشو نیستید مرضتان بی درمان است اما خدا خواست روتون سیاه بشه که واکنشهاتون نسبت به چهار بیت شعر را همه دیدن که دارید میسوزید و اگه دستون بود طرف را اعدام میکردین حالا تصور کن یکی از رقبا بعد از انتخابات می اومد تو خیابون و 16 میلیون طرفدارش را به شورش فرا میخوند و کشور را به بحران و جنگ داخلی می برد