۰ نفر
۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۱

گفت و گوی نیوزویک با ژان پینگ، رییس کمیسیون اتحادیه آفریقا، مردی که رویاهای بزرگی برای قاره اش در سر دارد.

همه مستعمره های آمریکا توانستند در روزگاری نه چندان دور به اتحادی کلان دست یایند. حتی اروپا هم در نهایت به اتحادیه اروپا پیوست. اما آیا کشورهای ناهمگون آفریقایی نیز می توانند به این هدف دست یایند و مجمعی وسیع تر از اتحادیه کنونی خود تشکیل دهند؟  هر چند که رویای اتحاد در قاره سیاه خواب خوشی است که این روزها  دولنمردان بسیاری را برای تحقق آن به خود داشته است اما ژان پینگ رییس 67 ساله کمیسیون اتحادیه آفریقا بر این باور است که روزی آفریقا به آن وحدتی که باید دست می یابد. او در گفت و گو با نیوزویک از رویای ظهور ایالات متحده آفریقا و پایان جنگ در  کشورهای قاره سیاه سخن گفته است.  

الان بحثی که در اتحادیه آفریقا مطرح شده این است که تا تشکیل ایالات متحده آفریقا چه قدر راه باقی است؟ این روند خیلی طول کشیده طوری که معمر قذافی رهبر لیبی به تازگی بر تسریع روند این اتحادیه تاکید کرد. نظر شما در این باره چیست؟
برای کسانی که به دنبال حرکتی ضربتی و سریع هستند این روند سه مرحله خواهد داشت که طی سه سال متوالی محقق می شود. البته برخی سیاستمداران که حامی روند تدریجی هستند برای رسیدن به این اتحاد کلان پیش بینی 35 ساله دارند. من فکر می کنم در نهایت می شود با رایزنی های پیاپی به توافق و اجماعی موثر دست یافت. البته ما بحث دیگری هم در مجمع کشورهای آفریقایی مبنی بر نوع و چگونگی این ایالات متحده داشته ایم. این که آیا این ایالات متحده مانند یک کنفدراسیون به صورتی توافقی عمل می کند یا به صورت فدراسیون و اتحادی شکل می گیرد. تشکیل یک دولت مرکزی از دیگر گزینه هایی بود که ما در باره آن مشکل داریم.

اصلا چه عاملی باعث بروز ایده تشکیل ایالات متحده آفریقا شد؟
خب...  ما به بازارهای بزرگ تری نیاز داشتیم. برخی کشورهای ما هنوز خیلی کوچک و ضعیف هستند. آفریقا قاره ای بزرگ با سرمایه های هنگفت منابع معدنی است اما این قاره عظیم با 165 مرزبندی با 53 کشور کوچک و بزرگ تقسیم شده است. می بینید... حتی صدای کشورهای قوی و بزرگ قاره آفریقا مانند نیجریه با آفریقای جنوبی هیچ گاه در رابطه با مسایل بین المللی شنیده نمی شود. درست مانند آنچه که در باره مسایل تغییرات آب و هوایی یا تجارت جهانی شاهد بودیم. کسی به حرف ما توجه نکرد. اما اگر ما همه با هم قدرتی مجموع و متحد را تشکیل دهیم آن وقت دیگر نمی توان حضور 53 کشور همصدا با بیش از یک میلیارد جمعیت را نادیده گرفت.

 سازمان ملل به تازگی عنوان کرده است که حدود 3000 نیروی صلح بان جدید را به شرق کنگو اعزام می کند. با این اوصاف شمار نیروهای این سازمان به بیش از 20 هزار تن می رسد. به نظر شما آیا این میزان نیرو می تواند به جنایات کنگو پایان دهد؟
نه من این طور فکر نمی کنم. به نیروهای سازمان ملل تفهیم شده که حق استفاده از تسلیحات نظامی و قدرت خود را ندارند. آنها در شکل وشمایلی نه چندان کارساز ظاهر شدند. برای آنها بسیار سخت است که بتوانند آنچه را که اهالی کنگو و سایر کشورهای آفریقایی خواهان آن هستند پیاده کنند. البته نه به خاطر شمار اندک شان که فقط به سبب نوع مسوولیتی که به آنها سپرده شده نمی توانند کاری انجام دهند. شاید برای همین است که مردم چندان استقبال خوشایندی از آنها نکردند و با سنگ به سوی شان حمله ور شدند.

 قطعنامه آتش بسی که 27 نوامبر در نایروبی امضا شد چه طور؟ آیا آن هم به پایان درگیری ها کمک نکرد؟
اگر آتش بس رعایت نشود ما مجبوریم که با استفاده از نیروی نظامی وارد عمل شویم. اما آنهایی که از زور و قدرت خود استفاده می کنند آفریقایی ها خواهند بود نه کس دیگری! مساله الان برای ما شورشیان هوتو هستند که از رواندا به سمت شرق کنگو رانده شده اند و امروز نه فقط برای کنگو و رواندا بلکه برای همه مردم آفریقا تهدیدی جدی محسوب می شوند. پیش از همه باید ریشه اصلی همه این درگیری ها حل و فصل شود. ما مطمئنیم که این مشکل قابل حل است. اگر این مساله حل شود دیگر دلیلی وجود ندارد که توتسی ها  و ژنرال انکوندا بخواهند به درگیری ها ادامه دهند چرا که او فقط دلیل نبردش را حمایت از توتسی های کنگو عنوان می کند و با پایان درگیری ها همه چیز به پایان می رسد.  

 اتحادیه آفریقا دربرابر دادخوست دادگاه جنایات بین المللی (لاهه) که درباره عمر البشیر رییس جمهوری سودان تصویب شده بود به شدت مخالفت و ابراز نگرانی کرد. چرا؟
ما همگی در اتحادیه آفریقا باید برای عفو و بخشودگی جهانی تلاش کنیم. اما ما می گوییم که روشی که از سوی دادگاه لاهه اتخاذ شده نمی تواند اصلا کمکی به بهبود شرایط فعلی داشته باشد. ما تصمیم گرفتیم تا از شورای امنیت سازمان ملل بخواهیم تا اجرای  این کیفر خواست را تا یک سال آینده به تعویق بیندازد. از سوی دیگر ما از دولت سودان در خواست کردیم تا تمامی کسانی را که مسوول جنایات سودان بوده اند مورد پیگرد قانونی قرار دهد.

 اما چه طور دولت عمر البشیر می تواند این افراد را تعقیب کند در حالی که مقامات سودانی خود در این جنایات دست داشتند؟ می فهمید که برای چه خارجی ها نگران سودان هستند؟
من اصلا قصد ندارم که وارد جزییات شوم ولی آیا واقعا قتل عامی در دارفور صورت گرفته است؟ شورای امنیت سازمان ملل در سال 2005 فرستاده ای به آنجا فرستاد که در نهایت با پایان تحقیقات نماینده ویژه این سازمان هیچ جنایتی ثابت نشد. شاید جنایات انسانی و جنگی در دارفور رخ داده باشند که هر دوی آنها بسیار هم اهمیت دارند اما این دلیل بر آن نمی شود که نام قتل عام و نسل کشی را بیاوریم در حالی که اصلا نمی توانیم آن را ثابت کنیم.

 سومالی الان 18 سال است که بدون دولت مرکزی اداره می شود. آیا دیگر وقت آن نیست که حداقل آن را به اجزا و قسمت های مجزا از هم تقسیم کرد. البته اگر شانسی برای برقراری آرامش در سومالی باشد.  
ما هیچ وقت نمی توانیم چنین اقدامی کنیم. با این کار همه آفریقا به آتش کشیده می شود. هر چند در مناطقی از سومالی به خصوص نواحی شمالی آن آرامشی نسبی برقرار است اما مگر می شود که کشور را به هزار تکه تقسیم کرد؟ سومالی باید کشوری آرام به همراه دولتی مرکزی مانند همه کشورهای دیگر باشد. شاید در این 18 سال که هر قسمت آن به صورتی جداگانه اداره می شد به کسی آسیبی نرسید و حتی عده ای راضی بودند اما الان دیگر زمانه فرق کرده است. برای آن که آنها دیگر روی زمین با هم نزاع ندارند. نبرد آنها به دریاها کشیده شده. دزدان دریایی نتیجه کشوری است که دو دهه بدون دولت بوده است. تروریسم و قاچاق اسلحه و انسان همه از نتیجه های این بی نظمی حکومتی هستند. دلیل اصلی همه آشوب های مردم سومالی این است که آنها دولتی واحد ندارند.

 دولت ائتلاف انتقالی سومالی چه طور؟ الان نزدیک به 5 سال است که آنها صرفا در مناطقی کوچک از کشور تسلط دارند و هیچ کابینه ای تشکیل نداده اند. آیا این اشتباه نیست که مجامع بین المللی از آنها حمایت می کنند؟
فکر نکنم حمایت از آنها کار اشتباهی باشد. به تصور من این دولت فقط کارآیی لازم را ندارد. همین! رییس جمهور با نخست وزیر در حال نزاع است و نمایندگان پارلمان در جایی خارج از کشور در نایروبی حضور دارند. درک این شرایط خیلی دشوار است. این که شما برای کمک به مردمانی وارد عمل می شوید که آنها خود نمی خواهند به خودشان کمک کنند.  

 آیا به نظر شما الزام به برقراری دموکراسی در برخی کشورهای آفریقایی با روی کار آمدن کشورهایی مانند چین ضعیف تر نشده است، کشوری که همه گونه شرایط معیشتی را برای مردمانش بدون ذره ای آزادی فراهم کرده است. آیا کشورهای اتیوپی و سودان مسیری شبیه به چین را در پیش رو دارند؟
منشور اتحادیه آفریقا تصریح می کند که ما باید آزادی و دموکراسی، دولتی شایسته و حقوق بشر را برای مردمان خود اجرا کنیم. فراموش نکنید که پیش از دهه نود میلادی کشورهای آفریقایی فقط در فضایی تک حزبی هدایت می شدند. می گویند که دموکراسی فقط یک توهم است و  برای ساختن یک ملت باید از همه ابزارهای قدرت استفاده کرد. این باور اشتباهی است که برخی رهبران ما تصور می کنند که روند دموکراسی در یک کشور باعث تضعیف پایه های قدرت می شود. شاید الان ما با دشواری های بسیاری مواجه باشیم اما ما 53 کشور هستیم و اگر کسی این تصور را فقط داشته باشد که همه آفریقا زیمبابوه یا سومالی است باید بگویم سخت در اشتباه است. 

 آفریقایی ها درباره انتخاب باراک اوباما به عنوان رییس جمهوری آمریکا چه تصوری دارند؟
آفریقا از او انتظارات و توقعات بسیاری دارد. در وهله نخست ما تصور می کنیم که برقراری دموکراسی اصیل در آمریکا می تواند به نفع همه کشورهای دنیا باشد. چه کسی تصور می کرد که یک جوان سیاه پوست یک روز رییس جمهور آمریکا شود. این مساله حتی در تاریخ اروپا هم تا به حال روی نداده است.

 آیا مردم فکر نمی کردند که شاید اوباما نتواند در این دوره پیروز شود؟ فکر شکست او برای مردم آفریقا مسلما بسیار ناراحت کننده بود، نه؟
ما همه اطمینان داشتیم و گمان می کردیم که او نتواند در رقابت با رقبای سرسختش پیروز شود. اما پیروزی او نشان داد که آزادی حرف اول و آخر را می زند. بیشتر کسانی که باراک اوباما را انتخاب کردند سفید پوست بودند. امیدواریم که اوباما بتواند مسیری نوین درروش حکمرانی آمریکا در عرصه جهانی طی کند. این طور که به نظر می رسد آمریکا دیگر مانند گذشته قصد تسلط و حاکمیت بر همه دنیا را ندارد. این مساله  نقطه مثبتی برای مردم آمریکا و سایر جهانیان خواهد بود.  

 پرزیدنت بوش هیچ وقت محبوب دل های مردم جهان نبود. مساله عراق، گوانتانامو و حالا بحران مالی از او چهره ای منفور در یادها باقی می گذارد. اما او برای مقابله با ایدز در کشورهای آفریقایی به غیر از سه سال پیش که کمتر توجهی به آفریقا داشت در سال های ابتدای ریاستش بالغ بر 15 میلیارد دلار هزینه صرف کرد. آیا درست است که بگوییم بوش حتی از کلینتون هم برای آفریقایی ها مفید تر بود؟
نه. یادتان باشد که پیش از زمان کلینتون آمریکا هیچ تصوری از آفریقا نداشت. حتی در سیاست های خارجی آمریکا جایی برای ما تعیین نشده بود. قاره سیاه با همان تفکر استعماری اداره می شد. شاید بوش به فکر ما بود اما خدمات او به پای کلینتون نمی رسد. این کلینتون بود که آفریقا را دوباره به همه نشان داد.

 ترجمه: لیدا هادی

کد خبر 721

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =