تحریریه این نشریه معتبر و پرفروش از مخاطبان نسخه آنلاین خود خواسته بود از یک فهرست 208 نفری به کسانی رأی بدهند که به نظرشان بیش از دیگران، جهان ما را در سال 2009 تحتتأثیر قرار میدهند. نتیجه این نظرخواهی تایم، 105 نام از بین «رهبران و انقلابیون»، «سازندهها»، «هنرمندان»، «چهرهها و قهرمانان» و «دانشمندان و متفکران» بود. جالب اینکه یادداشت مربوط به هریک از این 105نفر برگزیده را یک چهره برجسته و شناختهشده دیگر نوشته است.
باراک حسین اوباما
47ساله
رئیسجمهور ایالاتمتحده آمریکا
حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: 3 بار
چرا؟
او بر ماشین تبلیغاتی کلینتون و ارتش تخریبی مککین و گذشته نژادپرستانه آمریکا غالب آمد و با کسبکردن حدود 53 درصد از آرای آمریکاییها، شغلی را به دست گرفت که نخواستنیترین شغل دنیا در اوضاع جاری به نظر میرسد.
چرا نه؟
برای کسی که با شعار تغییر رأی آورد، انتصابها و انتخابهای او برای کابینهاش اصلاً قانعکننده نبود.
گوردون براون، نخستوزیر بریتانیا:
اگر به آخرین لحظات اجلاس جی20 در لندن اشاره کنم، چیزی از اطلاعات محرمانه را فاش نکردهام. این اولین اجلاسی بود که اوباما به عنوان رئیسجمهور در آن شرکت میکرد. با یک استثنا، او جوانترین رهبر در آن اجلاس بود، جدیدترین در جایگاه خودش، و بیشترین ریسک وجود داشت برای اینکه به نظر برسد آمریکا دارد به جای رهبریکردن جهان برای آن خطابه صادر میکند. او بهنرمی و با فروتنی راستینی، در این باره حرف زد که چطور میتوانیم به جای ترس مردم از آینده ایمان آنان به آینده را بنشانیم، و چهطور میتوانیم به گذشته نگاه کنیم تا پتانسیلهایی که به ما میدهد را ببینیم. بارها و بارها افراد مختلف درباره توانایی اوباما در گوشکردن گفتهاند. توانایی خاص او، شنیدن چیزی است که واقعاً گفته میشود.
اولینباری که او را دیدم از اینکه بهندرت آرمانگرایی و واقعگرایی را مخلوط میکند، جا خوردم. او در رهبریکردن توانایی ذاتی دارد و این را با ظرفیتهای ذهنی و روحی که همیشه در پیاش بوده، در هم آمیخته است. اوبامای 47ساله به عنوان اولین رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا، همینحالا هم نشان داده میتوان به دستنیافتنیها دست پیدا کرد. البته بلاغت او هم بینظیر است. ولی شجاعت او برای اولیبودن، رهبریکردن و تجربهکردن آنچه هیچکس تجربه نکرده، بیشک بینظیر است. درباره سیسرو نقل شده که وقتی مردم به او گوش میدادند، رو به همدیگر میگفتند: عجب سخنرانیای! ولی وقتی دموستنس حرف میزده، مردم رو به یکدیگر میگفتند: بیایید رژه برویم! حالا مردم دارند با اوباما رژه میروند.
توییتریها؛ جک دورسی و بیز استون
بهترتیب 32 و 35ساله
بنیانگذاران توییتر
حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: نداشتهاند
چرا؟
برنامه سرراست آنها با محدودیت 140 نویسهای برای بهاشتراکگذاشتن وضعیتی که کاربران در آنها به سر میبرند، از یک ایده اولیه و خام یک زیرساخت رسانهای فرز و فراگیر برای مستندکردن رخدادهای عمده در زمان واقعی بیرون آورد؛ رخدادهایی مثل حملههای تروریستی به بمبئی و فرود پرواز شماره 1549 در نیویورک.
چرا نه؟
با وجود شمار ش میلیونی روبهفزونی اعضای این سایت، هنوز امکان سودآوری این وبسایت دور از دسترس به نظر میرسد.
اشتون کوچر:
سالها بعد که امروز ِ ما به تاریخ تبدیل میشود، نام دورسی و استون در کنار نام کسانی مثل ساموئل مورس، الکساندر گراهام بل، گوگلیگمو مارکونی، فیلو فرانسوورس، بیل گیتس و استیو جابز میآید چون ابداع توییتر در حد ابداع رمز مورس و تلفن و رادیو و تلویزیون و کامپیوتر شخصی، مهم و تعیینکننده است.
در دریای فناوریهای وب2,0، توییتر -یک ابزار ریزبلاگنویسی که هر ورودی یا توییت را به 140 نویسه محدود میکند- توانسته پیامهای آنی در وب و شبکههای اجتماعی را ارتقا دهد. این یک شیوه نو و کاملاً بدیع ارتباطی است که توجه جهانی را بین مردم در هر سطح علاقهمندی به رسانهها یا تأثیرپذیری از رسانهها برانگیزد.
برای کسی مثل من که در ساختاری از ارتباطات پالایششده - بستهبندیشده و رنگوآبگرفته توسط سازمانی که مرا استخدام کرده - توییتر ابزاری تازه برای ابراز خودم و دستیابی به جریانهای فرهنگی و دیدگاهها و اطلاعات بوده است. توییتر، در اصلی من رو به اینترنت است و رسانه من برای بهاشتراکگذاشتن محتوایی که خلق میکنم و حمایت از جنبشهایی که آنها را به دلم نزدیک میبینم و سرمایهگذاری در ارتباطاتی که دوست دارم با افرادی با هر جور زندگی داشته باشم.
به نظر من، توییتر عرصهای جدید برای انسانیت و ارتباطات است، نه افتخاری برای فناوری. حالا دیگر کلمه انقلاب، 140 نویسه جا میگیرد.
کوچر، یک شرکت رسانهای دارد و فیلم تازهاش، «اشاعه»، در مردادماه جاری پخش میشود. او بهخصوص با توییتر یکمیلیونیاش معروفتر شد.
برنی میداف
70ساله
سرمایهگذار
حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: نداشته است
چرا؟
نام میداف، هدیهای به روزنامهنگارهایی بود که تیترهایشان را با آدمهای بد، بفروش میکنند. این تنها چیزی است که میتوانیم درباره او بگوییم! او همان کسی است که در اوج خبررسانیها درباره بحران مالی جهانی، انگشتهای اتهام به سوی او نشانه رفت. میداف با سرمایههایی که از مشتریانش میگرفت، سود سرمایههای قبلی را میداد و بهاینترتیب همیشه سرمایههای جدید بود که مشتریان را راضی نگه میداشت. او وقتی به خنسی خورد که بحران مالی دامنگیر همه شد و دیگر سرمایه تازهای نرسید.
چرا نه؟
او نزدیک به 50 میلیارد دلار را در جریان معاملههای کلاهبردارانه ضایع کرد، حسابهای بانکی را در سرتاسر جهان خالی کرد، خیریههایی که نزد او سرمایهگذاری کرده بودند را زمینگیر کرد، و به اقتصاد آمریکا لطمه جدی زد؛ اقتصادی که همین طوریاش هم آسیبپذیر شده بود.
نورا الفایز
لیز چنی:
در عربستان سعودی، تغییرهای کوچک معانی عمیقی دارند. انتصاب نورا الفایز به عنوان وزیر آموزش زنان، چیزی در حد یک زلزله بود. الفایز که در دانشگاه ملک سعود و دانشگاه ایالتی یوتای آمریکا درس خوانده، اولین زنی است در تاریخ عربستان که به وزارت میرسد. انتصاب الفایز در اوایل دهه ششم زندگی او، مهمترین نشانه انقلابی آرام است که از وقتی ملک عبدالله در سال 2005 به تخت نشست، آغاز شده است. پادشاه عربستان همچنین وزیر دادگستری، رئیس پلیس امر به معروف و نهی از منکر و وزیر آموزش را نیز با چهرههایی میانهروتر و اصلاحگرا جایگزین کرده است. اصلاحطلبان سعودی از این تغییرات و بهخصوص انتصاب الفایز استقبال کردهاند اما آزمون اصلی به این بستگی دارد که آیا او اجازه پیدا میکند کارهایی صورت بدهد یا نه.
مدتهاست که مسئله آموزش دختران به موضوع جدل در این پادشاهی تبدیل شده است. الفایز با دشواریهای عملی نیز مواجه است. مثلاً او نمیتواند بدون زیرپاگذاشتن قوانین سختگیرانه مذهبی این کشور، با همکاران مردش چهرهبهچهره کار کند. بههمینخاطر او گفته که جلسههایش را با استفاده از دوربین مداربسته تشکیل میدهد. حضور او در ساختمان وزارتخانه، تأثیری فوری بر زنان سعودی داشته است. آنان تا پیش از این اجازه نداشتند وارد این ساختمان شوند. الفایز پس از انتصابش گفت: حالا من وزیرم و در اتاق من به روی همه باز است.
راهی که الفایز در پیش دارد، اصلاً آسان نیست ولی خودش امیدوار است که نتیجه تلاشهایش را ببیند.
لیز چنی جایگاههای برجستهای در وزارت خارجه دولت جورج دبلیو بوش داشته است.
نیکولا سارکوزی
عیان حرصی علی:
«آنچه به من شکل داده و این شدهام که هستم، جمعی از همه تحقیرهایی است که در دوره کودکیام تحمل کردهام.» از بین همه نطقها و خطابهای رئیسجمهور فرانسه، نیکولا سارکوزی، اینیکی از همه مهمتر و تعیینکنندهتر است. بههمینخاطر است که او حاضر نیست مظلومنمایی را بهانه شکست یا جنایت یا ترحمپذیری کند. این نشان میدهد چرا او با کسانی که تحقیر شدهاند همدردی کرده و آنها را به جایی رسانده که بهندرت در اروپا به آن دست مییابند. سارکوزی به عنوان وزیر کشور در فرانسه، زنان مهاجر را تقویت کرد و به عنوان رئیسجمهور، سه پست در کابینهاش را به زنانی از خانوادههای مهاجر آفریقاییتبار داده است.
سارکوزی 54ساله از وقتی وارد دفترش شده، با دشواریهای زیادی از سوی افکار عمومی مواجه بوده است. منتقدانش را نادیده میگیرد و البته گاه بر آن انتقادها فائق میآید. شاید با تکیه بر آنچه از کودکیاش آموخته، او با فلسفهای زندگی میکند که میگوید: ناله نکن! حرکت کن. وقتی همسرش او را پس از پیروزی در انتخابات ترک کرد، این مسئله را پذیرفت و در عوض زیباترین زن فرانسه را پیدا کرد و با او ازدواج کرد.
این مرد در زمانه دراماتیکترین تغییرات بر سر قدرت است؛ زمانهای که جهان ممکن است هر لحظه به سوی یک فاجعه هستهای پیش برود. سارکوزی همواره بهروشنی آمریکاگرا بوده است و با قدرت و مهارتهای سیاسی که او دارد، میتواند بهترین همپیمان ایالاتمتحده در ار وپا باشد. آیا او میتواند چرچیل اروپا شود یا صرفاً یکی دیگر از مردان فرانسوی است که کودکی اسفباری داشته است؟
عیان حرصی علی، فعال حقوق زنان و نویسنده است.
میشل اوباما
اوپرا وینفری:
میشل اوباما صرفاً به ما الهام نمیبخشد. او ما را با هوشمندی و ژرفا و شفقتش، تصدیق میکند. ما بهترینهای خودمان را در او میبینیم و تعجب میکنیم که در هر حالی باشد، همواره خود خودش است.
من میشل 45ساله را اولینبار حدود 5 سال پیش دیدم؛ کمی پس از آنکه سناتور باراک اوباما کنوانسیون انتخاباتی دموکراتها را تکان داد. خیلی پیش از آنکه حرف تبلیغات انتخاباتی اوباما برای ریاستجمهوری جدی شود، یادم است یک شب برای شام به خانه آنها رفتم. فکر کرده بودم چون میشل هم مثل من تمام روز را کار میکند، لابد از بیرون غذا میگیرند. ولی اینطور نبود؛ او آرام و آراسته در آشپزخانه داشت میگو و سبزیجات درست میکرد. زنی که من پنجسال پیش دیدم، با آن مهربانی و توجه و ملاحظه، همان زنی است که بعد از مراسم تحلیف در کاخ سفید دیدم. قدرت سیاسی او بعد از قدرت قلبش اهمیت دارد و من به این خاطر به او درود میفرستم. به او اعتماد دارم و میدانم که حرکت اشتباه نمیکند. او یک زن واقعی است.
اوپرا وینفری
دایان سایر:
اصلاً مهم نیست که او تنها کسی است که ظاهراً قرار است هر سال در این فهرست تایم قرار بگیرد. او همیشه رو به پیش است، میجوید و تغییر میدهد؛ مثل سیاحانی که هر بار لنگر از ساحل بر میکشند، افقشان را از نو تنظیم میکنند. این ماه، اوپرای 55ساله 4270 اُمین ساعت از اجرایش در تلویزیون ملی آمریکا را پخش میکند. این برنامه، در واقع گفتوگو با آمریکا بوده از سال 1986. چیزی از کنجکاوی او کم نشده. همینطور میل و اشتیاق او برای باز ساختن نقطههای ویرانشده جهان.
مجری برنامه «صبح به خیر آمریکا» در شبکه ایبیسی




نظر شما