حجت الاسلام شهاب مرادی - در بحث شادی ابتداباید غم را تعریف نمود.

حالت افراط غم، فضایی است که زندگی عادیانسان را مختل میکند. چنین غمی را اسلام به هیچ عنوان قبول ندارد؛ هم چنان که شادی افراطی را نیزنمی پذیرد. شادی در نگاه اسلام امر ممدوحی است. شاید شبهه ایجاد شود که در قرآن آمده است: «إنّ اللهَ لا یحِبُّ الْفَرِحینَ. » این فرح و سرور دو مفهومی است که با هم متفاوتند. منظور از شادی در نگاه اسلام در واقع سرور است. به عنوان مثال شخصی که اهل شرب خمر و رقاصی و عیاشی است و میگوید میخواهم شاد باشم، قرآن به این شادی در اکثر مواقع میگوید فرح. در اغلب موارد وقتی قرآن میگوید فرح، منظور شادی غفلت‌آوری است که از سرمستیهای جاهلانه سرچشمه میگیرد؛ مثل شادی قارون، شادی فرعون، شادی نمرود. اما سرور امری مثبت است.

در فرهنگ عامیانه گفته می شود بهترین عمل شادکردن دیگران است و فقط یک عمل، ثوابش بالاتر از این کار است که آن نماز است. واضح است چنین فرهنگی به شادیانسانبسیار اهمیت میدهد.

شادی مولود رضایت است؛ رضایت مولود موفقیت است و موفقیت مولود تغییر. هر عملی که انسان در مجموعه‌یامور روزانه خود انجام می دهد، می‌تواند با رضایت همراه شود تا مولد شادی و نشاط باشد. البته باید توجه داشت که غفلت در این شادیموجب می شود که از سرور به فرح برسیم. جوانی که نماز می خواند، اعتکاف دارد، عمره دارد، خنده با دوستانش را دارد، ورزش دارد، خوشحالی از پیروزی و چیزهای دیگر را دارد، شادی واقعی را دارد. آدمی که این چنین باشد در تغییر است و زمانی کهبه پشت سرشنگاه می کند، تغییر مثبت می‌بیند و این حس تغییر مثبت شادی واقعی را به دنبال خواهد داشت.

مشکل امروز جامعه این است که انسان افسرده ی متدین را الگوی دیانت می‌پنداریم. به دلیل اینکه این افراد جلو چشممان است و او را می بینیم. این حرف های غلط را شاید شنیده‌اید که اسلام با شمشیر علی و پول خدیجه (ع) پا گرفت! آیا کارکرد علی‌بن‌أبی‌‌طالب (ع) فقط شمشیر او بود؟ کدام آیینی می‌تواند خودش را با این ابزارها هزار و چندصدسال حفظ کند و رونق ببخشد؟امیرالمؤمنین فردی شوخ، مهربان و بسیار عطوف بودند. با گناهکار مهربان، با فقیر مهربان و با دشمن هم جدی بودند. رسول خدا (ص) نیز «ضَحّاک و بَسّام» بوده است. ایشان همیشه لبخند روی لبانشان بوده است.

ما در کشورمان نیاز داریم که سبک زندگی مردم، شادی و الگوهای آنتغییر کند. حتی در بیان شادی رزمندگان در جبهه درست عمل نمی شود. فکر میکنیم حتماً باید یک رزمنده لات باشد تا شاد باشد! حتماً باید رزمنده خیلیمسایل را به بازی و شوخی بگیرد تا شاد باشد؛ در صورتی که بسیاری از رزمندگانافراد متدین و بسیار مقیدی بودند، اما فوقالعاده شاد هم بودند. امروزه هم بسیاری افراد از نظر شرعی مقیدند و نیز شادند. مزاحهایی که در آن کسی تحقیر نمیشود، کسی مسخره نمیشود و به کسی توهین نمی‌شود، حرف غفلت‌آوری زده نمیشود، حرف منحرفی هم در آن نیست، یک شوخی پسندیده است، می‌تواند از مصادیق این شادی و سرور باشد.

در مورد عزاداری اهل‌بیت (ع) هم حرفهایی میزنند که اشتباه است. در بعضی مقالهها یا بعضی مصاحبههاگفته می شود چرا این مراسم همهاش غم است؟اینگونه اظهار نظرها درست نیست؛ زیرا عزاداری برای امام حسین (ع) منشأ پویایی است. واقعاً عزای سیدالشهداء (ع) یکی از نقاط روشن و شاید روشنترین نقطهی فرهنگی فرهنگ ما است. در اجتماع امروز، شاید تنها مناسبتی که تمامی مردم با رضایت در آن مشارکت دارند و با یک حضور شاداب، همه در آن نقش دارند همین مراسم عزای سید الشهدا (ع) است. وظیفه ی روحانیت این است که با استفاده از منبر و محراب، روی این چیزها کار کنند و چهره ی سالمتری را از رفتار دینی نشان بدهند.

برای حل این معضلات یک راه حل سادهاین است که ارتباط مردم با مرجعیت و فقاهت و روحانیت اصیل زیاد شود تا مردم از خرافه‌پرستی دور شوند. ریشهی خیلی از غمهای مردم در نگرانیهای خرافیآنها است؛ از سِحر میترسند، از جادو میترسند. شیطان در زندگی برایشان خیلی مهم و مسلط است. اصلاً این‌طور نیست که مکرش ضعیف باشد. بعضیها از اجنّه میترسند. بعضیها از نیروهای ماورایی میترسند. بعضیها یک احساس منفی، حتی نسبت به پروردگار دارند. اگر این‌ افراد از ارتباط با روحانیت و عالم ربانی بر خوردار باشندخرافات کنار خواهد رفتنه آن روحانی که خودش هم خرافه را تقویت کند و بگوید اگر از جن میترسی من با اجنّه صحبت میکنم. البتهالحمدللهدر روحانیت اینگونه مسایل خرافیکمتر وجود دارد. حاکمیت هم وظیفهی قطعی دارد که با این‌ افراد برخورد کند.

این‌ مسایل استرس و اضطراب ایجاد میکند. اضطراب بالاتر از استرس است. برای همین است که الان اختلالات اضطرابی، در مردم ما خیلی شایعتر از دیگر اختلالات است. شاید یک روان‌پزشک به ما بگوید که این اختلالات با موج جهانی‌ به ما هم رسیده، همه‌جای دنیا همین است، اما باید پرسید شما ایران را با کجا مقایسه میکنید؟ داشتههای ما را ببینید؛ داشتههای فرهنگی مانشان می دهد که فرهنگ ما فرهنگ مولد شادی است.

توجه داشته باشیم مطالبی که درمورد معنویت یا روانشناسی معنوی یا معنی‌گرایی و... با هر ترجمهای در اختیار ما می‌گذارند، با موادی که در فرهنگ ما وجود داردخیلی متفاوت است. در فضای فرهنگی خودمان ظرفیتهای معنوی مثبت بسیاری داریم اما به دلیل استفاده نادرستدر بسیاری موارد تولید امید نمیکنند و شاید حتی در مواردی انسان را وازده میکنند. 

کد خبر 76800

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا IR ۰۵:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۹
    0 0
    انصافا بايد به نظريات ايشان آفرين گفت طرح اين موارد مرهمي است بر دردي بزرگ اميدوارم ايشان همچنان در اين مورد گفتگو كنند و فراموش نكنند